امام علی علیه السلام در سخنی ارزشمند نه چیز زشتی که وجود آن در نه گروه زشت تر است را بیان فرموده‌اند.

امیرالمومنین علی علیه السلام:
نُه چیز زشت است، اما از نه گروه زشت ‏تر: درماندگی و ناتوانی از دولتمردان؛ بخل از ثروتمندان؛ زود خشمی از دانشمندان؛ حرکات بچگانه از میانسالان؛ جدایی حاکمان از مردم؛ دروغ از قاضیان؛ بیماری کهنه از پزشکان؛ بدزبانی از زنان و سختگیری و ستمگری از سلاطین.

متن حدیث: 
تِسْعَةُ أَشْیَاءَ قَبِیحَةٌ وَ هِیَ مِنْ تِسْعَةِ أَنْفُسٍ أَقْبَحُ مِنْهَا مِنْ غَیْرِهِمْ ضِیقُ الذَّرْعِ مِنَ الْمُلُوکِ وَ الْبُخْلُ مِنَ الْأَغْنِیَاءِ وَ سُرْعَةُ الْغَضَبِ مِنَ الْعُلَمَاءِ وَ الصِّبَا مِنَ الْکُهُولِ وَ الْقَطِیعَةُ مِنَ الرُّءُوسِ وَ الْکَذِبُ مِنَ الْقُضَاةِ وَ الزَّمَانَةُ مِنَ الْأَطِبَّاءِ وَ الْبَذَاءُ مِنَ النِّسَاءِ وَ الطَّیْشُ مِنْ ذَوِی السُّلْطَان‏.

«دعائم الاسلام، جلد۱، صفحه ۸۳»
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۷/۰۶/۱۲ساعت   توسط محمد   | 

در مورد مولای متقیان امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) فضایلی زیادی در کتب اهل سنت و شیعه نقل شده است، که پرداختن به تمام آنها نیازمند ساعت‌ها وقت، و چندین جلد کتاب است. در این میان، احادیثی که از غاصبان خلافت، نقل شده است، می‌تواند مسأله باشد که کمتر به آن توجه شده است. ما در تلاش هستیم، در این نوشتار به گوشه‌ای از این فضایل که خلیفه اول به آن پرداخته است اشاره کنیم.

این فضایل را می‌توان به دو قسم عمده تقسیم کرد، یک گروه احادیثی است، که توسط ابوبکر از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در فضیلت مولای متقیان، نقل شده است، و گروهی دیگر، سخنانی است که خود،خلیفه اول در مورد، امام علی(علیه‌السلام) نقل کرده است.

از روایاتی که درباره امام علی(علیه‌السلام) از ابوبکر نقل شده، این است که، روزی ابوبکر، به چهره امام علی(علیه‌السلام) زیاد نگاه می‌کرد، از این رو، برای دخترش عایشه، این سوال مطرح شد که چرا پدرش چنین عملی انجام می‌دهد،  از این روی زمانی که علت آن را از پدرش پرس و جو کرد چنین شنید که: ای دخترم! از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شنیدم که می‌فرمود:«نگاه به صورت علی عبادت است»[1] و یا در حدیثی دیگر نقل شده است که، روزی ابوبکر، با علی ملاقات کرد، و چون او را دید، لبخندی زد، و چون مولای متقیان، از وی علت تبسمش را پرسید، این‌گونه پاسخ داد که، از پیامبر شنیدم که فرمودند:«احدی از پل صراط عبور نخواهد کرد، مگر کسی که علی برای او جواز عبور بنویسد»[2] و در روایتی دیگر، علامه محب الدین طبری، از علماء اهل سنت، از ابوبکر نقل می‌کند که، دیدم، رسول خدا خیمه‌ای بر افراشته و علی و فاطمه و حسن و حسین را داخل خیمه نمود، و سپس فرمود:«ای گروه مسلمانان، من با کسی که با اهل خیمه، سازگار و دوست باشد، دوست هستم. و با کسانی که با آنها در جنگ هستند، در جنگم و....»[3] و روایات متعدد دیگری که در این مجال نمی‌گنجد.

پاره دیگر از فضایلی که از سوی خلیفه اول برای مولای متقیان نقل شده، این است که، وی اعتراف نموده است که امام علی جزء عترت رسول خدا می باشد،[4] در نقلی دیگر، آمده است که ابوبکر بر بالای منبر مشغول خطبه خواندن بود که حسن بن علی برخواست، و رو به ابوبکر کرد و فرمود: از منبر پدرم پایین بیا، ابوبکر زمانی که این گونه مورد خطاب قرار گرفت، اعتراف نمود که این منبر و مجلس متعلق به امام علی است، به همین خاطر اینگونه جواب داد که، راست گفتی بخدا قسم که این منبر، پدر توسط، نه منبر پدر من.[5] در تاریخ از قول سالم(غلام آزاد شده) امام علی آمده است که روزی همراه مولایم، مشغول، کشاورزی بودیم، که ابوبکر و عمر از آنجا عبور می‌کردند، و خطاب به ایشان فرمودند:«السلام علیک یا امیرالمؤمنین و رحمة الله و برکاته».[6]

اکنون با توجه، به نقل‌های متعددی که از اهل سنت، و از کلام خلیفه اول آمده است، جای دارد که این سوالات مطرح گردد، که ایشان، با توجه به علمی که داشتند،چگونه حاضر شدن بعد از وفات رسول خدا به جنگ ایشان بروند!؟ و یا آنکه چگونه می‌توانند، جواز عبور از صراط را دریافت کنند!؟ و یا آنکه با توجه به کلام روشن و صریح پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که فرمودند:«من در میان شما،دو هدیه گران بهاء قرار می‌دهم، یکی کتاب خدا و دیگری، عترت خویش را، و هرکس به آن دو تمسک کند گمراه نمی‌شود» آیا سیره خلیفه، به گونه بود که متمسک به عترت رسول گرامی اسلام بشود!؟و هزاران پرسش دیگر که در ذهن هر خواننده منصفی نقش می‌بندد، که قضاوت در مورد آنها را به اهلش می‌سپاریم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت

[1]. تاریخ دمشق، ابن عساکر، بخش امام علی/ و مناقب، خطیب خوارزمی، فصل بیست و سوم/ التعقیبات، سیوطی،ص67.
[2].ذخائر العقبی، محب طبری،ص71/ صواعق المحرقه، ابن حجر،ص75/ ینابیع الموده،سلیمان قندوزی،ص207،285.
[3]. ریاض النضره،محب طبری،چاپ مصر،ج2ص489/ ارجح المطالب، شیخ عبید اله امر تسری،ص309.
[4]فیض القدیر(شرح جامع صغیر)،محمدبن عبدالرؤف مناوی،ج6،ص218/ وسیله المال فی عد مناقب الآل، احمدبن فضل باکثیر ملاکی،به نقل از الغدیر،ج1ص303.
[5].تاریخ الخلفاء، سیوطی،ص54/ صواعق المحرقه، ابن حجر، ص105/ینابیع الموده، سلیمان قندوزی،ص367.
[6].ارحج الماطلب، امر تسری حنفی،ص 15.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۷/۰۶/۱۱ساعت   توسط محمد   | 

یکی از تفکراتی که 1400 سال پیش در اندیشه مسلمانان وجود داشته است، حضور بر سر قبرهای و ساختن بنا و مناره بر قبر مردگان است. این تفکر حدود دویست سال است که توسط گروهی منحرف، مورد انکار قرارگرفته است؛ و بالاتر از انکار آنکه چنین اعمالی را دستاویزی در جهت، مشرک جلوه دادن زائرین  قرار داده‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۷/۰۶/۱۱ساعت   توسط محمد   | 

یکی از سؤالاتی که در طول تاریخ عصر غیبت مطرح بوده و هست این است که چرا امام زمان غایب شد، و چرا ما با آن حضرت ارتباط نداریم؟

پاسخ: سؤاال مورد نظر را با بیان مقدماتی که خود آن ها ما را به نتیجه ی قطعی می رساند جواب خواهیم داد:

1. خداوند متعال در قرآن کریمش و نیز پیامبر اسلام خبر از پیروزی و غلبه ی دین اسلام بر جمیع ادیان در پایان تاریخ بشریّت داده است.

خداوند می فرماید: «هُوَ الَّذِی أَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدی وَ دِینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکُونَ»؛ «اوست خدایی که رسول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان عالم تسلّط و برتری دهد، گر چه مشرکان کراهت داشته باشند.»

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۷/۰۶/۱۱ساعت   توسط محمد   | 

امام صادق علیه‌السلام در سخنی ارزشمند شرط خلوص ایمان برای خدا را بیان فرموده‌اند.

امام جعفر صادق علیه‏‌السلام فرمودند:
ایمانِ کسی برای خدا خالص نمی ‏شود، مگر آن‏که خداوند، نزدش از خودش، پدرش، مادرش، فرزندانش، خانواده ‏اش، اموالش و همه مردم، محبوب‏تر باشد.

متن حدیث:
قال الصادق علیه ‏السلام:
لا یَمحَضُ رَجُلٌ الإِیمانَ بِاللّه‏ِ حَتّی یَکونَ اللّه‏ُ أحَبَّ إلَیهِ مِن نَفسِهِ وأبیهِ واُمِّهِ ووُلدِهِ وأهلِهِ ومالِهِ و مِنَ النّاسِ کُلِّهِم.
"بحارالانوار، ج۷۰، ص ۲۴"
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۶/۰۹ساعت   توسط محمد   | 

سول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: ای علی، در قیامت تو را سوار ناقه ‏ای از نور می آورند و بر سرت تاجی است که چهار رکن دارد و هر رکنی سه سطر است‏ «لا اله الا اللَّه، محمد رسول اللَّه، علی ولی اللَّه‏» کلیدهای‏ بهشت را به تو دهند و تو را بر تخت معروف به تخت کرامت نشانند و همه اولین و آخرین بر یک پهنا زمین گرد تو باشند و تو دستور دهی که شیعیانت را به بهشت برند و دشمنانت را به دوزخ برند.

تو تقسیم کننده بهشت و دوزخ هستی. هر که ترا دوست بدارد رستگار است و هر که با تو دشمنی کند زیانکار است. تو در آن روز امین خدا و حجت آشکار خدا هستی.


متن حدیث: 

حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُؤَدِّبُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْأَسَدِیُّ الْکُوفِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِیُّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ النَّوْفَلِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص):‏ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ یُؤْتَی بِکَ یَا عَلِیُّ عَلَی عِجْلَةٍ [نَاقَةٍ] مِنْ نُورٍ وَ عَلَی رَأْسِکَ تَاجٌ لَهُ أَرْبَعَةُ أَرْکَانٍ عَلَی کُلِّ رُکْنٍ ثَلَاثَةُ أَسْطُرٍ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّهِ وَ تُعْطَی مَفَاتِیحَ الْجَنَّةِ ثُمَّ یُوضَعُ لَکَ کُرْسِیٌّ یُعْرَفُ بِکُرْسِیِّ الْکَرَامَةِ فَتَقْعُدُ عَلَیْهِ ثُمَّ یُجْمَعُ لَکَ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ فَتَأْمُرُ بِشِیعَتِکَ إِلَی الْجَنَّةِ وَ بِأَعْدَائِکَ إِلَی النَّارِ فَأَنْتَ قَسِیمُ الْجَنَّةِ وَ أَنْتَ قَسِیمُ النَّارِ وَ لَقَدْ فَازَ مَنْ تَوَلَّاکَ وَ خَسِرَ مَنْ عَادَاکَ فَأَنْتَ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ أَمِینُ اللَّهِ وَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ الْوَاضِحَةُ.

"امالی صدوق، صفحه ۶۷۱- بحارالانور، ج ۳۶، ص۱۹۳"

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۶/۰۶ساعت   توسط محمد   | 

144     ينقل صاحب كتاب «نهج البلاغة» ـ وهو من الكتب المعتمدة عند الشيعة ـ مدح علي رضي الله عنه لأبي بكر وعمر رضي الله عنهما؛ كقوله عن أبي بكر «ذهب نقي الثوب قليل العيب، أصاب خيرها وسبق شرها، أدى إلى الله طاعته، واتقاه بحقه»([141]). فيحتار الشيعة بمثل هذا المدح الذي يخالف عقيدتهم في الطعن بالصحابة؛ فيحملونه على «التقية»!! وأن علياً إنما قال مثل هذا من أجل استصلاح من يعتقد صحة خلافة الشيخين واستجلاب قلوبهم، أي أنه أراد خداع الصحابة! فيلزمهم أن علياً كان منافقاً جباناً يظهر ما لا يبطن، وهذا يخالف ما يروونه عنه من الشجاعة وقول الحق.. الخ.

شبهه:

روایتی در نهج البلاغه آمده که حضرت علی (ع) ابوبکر را مدح می­نماید ولی چون امثال این روایات با عقاید شیعه سازگاری ندارد، این روایت­ها را حمل بر تقیه می­کنند، و اگر این مسأله درست باشد صفت نفاق را در علی (ع) نشان می­دهد که به­خاطر ترس آنچه را که در دل داشت اظهار نمی­کرد، که این مطلب، با روایاتی که درباره شجاعت و عدم ترس از ایشان نقل شده است، مخالفت دارد؟

پاسخ:

حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه مي­فرمايد:

«لِلَّهِ بِلَاد فُلَانٍ (بلاء فلان) فَقَدْ قَوَّمَ الْأَوَدَ وَدَاوَي الْعَمَدَ وَأَقَامَ السُّنَّةَ وَخَلَّفَ الْفِتْنَةَ. ذَهَبَ نَقِيَّ الثَّوْبِ قَلِيلَ الْعَيْبِ أَصَابَ خَيْرَهَا وَسَبَقَ شَرَّهَا أَدَّي إِلَي اللَّهِ طَاعَتَهُ وَاتَّقَاهُ بِحَقِّهِ. رَحَلَ وَتَرَكَهُمْ فِي طُرُقٍ مُتَشَعِّبَةٍ لَا يَهْتَدِي فِيهَا الضَّالُّ وَلَا يَسْتَيْقِنُ الْمُهْتَدِي

پاسخ آن را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۷/۰۵/۲۸ساعت   توسط محمد   | 

 چند روزی است که در شبکه‌های اجتماعی خبری به نقل از صفحه اینستاگرام حمید فرخ‌نژاد بازیگر سینما دست‌به‌دست می‌شود. فرخ‌نژاد با انتشار خبر و تصویری چنین القا کرده که ستاد بازسازی عتبات به‌جای رسیدگی به وضعیت خطه‌ای از کشورمان، در عراق هزینه می‌کند!

کیهان در این باره باید گفت: اولا؛ آقای بازیگر همه‌چیز دان عجیب است که هنوز نمی‌داند ستاد بازسازی عتبات، بودجه دولتی ندارد و هزینه پروژه‌های این ستاد از محل کمک‌های هزاران زائر شیعه از کشورهای مختلف تأمین می‌شود. این یعنی وقتی انسان از چیزی اطلاع ندارد درباره آن چیز حرف نمی‌زند، حکم نمی‌کند و بیانیه صادر نمی‌نماید.

دوم؛ آقای فرخ نژاد قبلا با حمایت از سرکرده فرقه دراویش داعشی که دستش به خون سه جوان پلیس آلوده است و نیز حمایت از جاسوس آمریکا، میزان سواد، بصیرت و ایراندوستی خود را به‌نمایش گذاشته‌اند!

بنابراین دروغ‌سازی و شایعه‌پراکنی از چنین فردی که خودش هم تکلیف خودش را می‌داند و این از پست‌هایش در فضای مجازی کاملا واضح است، بعید به نظر نمی‌رسد.

ضمنا آقای فرخ نژاد! تلاش نکنید از خودتان چهره‌ای مهربان و مردم دوست ارائه کنید، همکارانتان خاطرات جذابی از شما دارند، به‌خصوص از تخصص شما در شکستن دست و بازو. علاوه‌بر این‌ها آقای فرخ نژاد! درباره عکس دوستانه‌تان با یکی از اختلاسگرها چه توضیحی دارید؟
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۵/۲۰ساعت   توسط محمد   | 

 

سردار جعفری در پاسخ به ترامپ: مردم ایران هرگز به مسئولین خود اجازه مذاکره و ملاقات با شیطان بزرگ را نمی‌دهند.
فرمانده سپاه: ترامپ آرزوی‌ملاقات با مقامات ایران را به گور خواهد بردسردار سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با انتشار نامه‌ای به درخواست دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای ملاقات با مقامات ایرانی، واکنش نشان داد.

متن نامه مذکور به شرح زیر است:

«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم»
آقای ترامپ ایران کره شمالی نیست که به درخواست ملاقات شما پاسخ مثبت بدهد. بدانید مردم ایران، دین و ایمانشان را با اسلام احیا شده توسط حضرت امام خمینی (ره) تقویت کرده‌اند و با ملت‌های سلطه‌پذیر تفاوت‌های فراوانی دارند و هرگز به مسئولین خود اجازه مذاکره و ملاقات با شیطان بزرگ را نمی‌دهند.

مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران هم سناریوهای عوام‌فریبانه شما را به خوبی می‌شناسند و آن را بارها تجربه نموده‌‌اند.

و اما شما یک رئیس جمهور غیرحرفه‌ای در عرصه سیاست بوده که در عوض سیاستمداری و سیاست‌ورزی، همان راه و رسم گذشته تجارت مبتذل خود را دنبال کرده و با الفبای مبارزه و آزادیخواهی ملت‌ها به کلی بیگانه‌اید. رؤسای جمهور سابق آمریکا که یا نظامی بودند یا سیاسی، خیلی بهتر از شما می‌دانستند و یا آموختند که ایران و ایرانی قابل تهدید نیست و در برابر هر نوع تهدید و فشار بیگانگان متحد و یکدل می‌شوند.

از کارشناسان و متفکرین باتجربه و منصف کشورتان بپرسید اصولاً این بازی‌‌های ناشیانه شما را قبول دارند و یا به نتیجه‌ای که شما در انتظار آن نشسته‌اید معتقدند؟

اطلاعات و دانسته‌های آشکار و پنهان ما این را تایید نمی‌کند.

شما این آرزو را به گور خواهید برد که مقامات جمهوری اسلامی ایران از شما درخواست ملاقات کنند یا اجازه ملاقات با شما را از ملتشان دریافت نمایند. هرگز چنین روزی را نخواهید دید. همچنان در کاخ سیاهتان بنشینید و در توهم ملاقات با مقامات ایرانی بمانید، و بدانید این یک آرزویی است که تا پایان دوران ریاست جمهوری‌تان با شما همراه خواهد ماند و حتی رؤسای جمهوری بعدی آمریکا هم آن را نخواهند دید.

دولت و ملت بزرگوار ایران پشت به پشت هم داده و با اتکا به وعده‌های الهی، رهبری عظیم‌الشأن، منابع داخلی و ذخایر عظیم خدادادی و تحمل تحریم‌های ظالمانه و غیرانسانی شما، تا پیروزی نهایی و شکست قطعی آن نظام سلطه و استکباری ایستادگی و مقاومت خواهند کرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۵/۱۰ساعت   توسط محمد   | 

 

حدیث امام حسن(ع) درباره شناخت هدایت را در اینجا بخوانید.
حدیث/ شناخت هدایت در کلام امام حسن(ع) اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.

امام حسن(ع):

«وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّكُوا بِمیثاقِ الْكِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِكَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ كَیفَ یهْوى مَنْ یهْوى.»

به یقین بدانید كه شما هرگز تقوا را نشناسید تا آن كه صفت هدایت را بشناسید، و هرگز به پیمان قرآن تمسّك پیدا نمى‌كنید تا كسانى را كه دورش انداختند بشناسید، و هرگز قرآن را چنان كه شایسته تلاوت است تلاوت نمى‌كنید تا آنها را كه تحریفش كردند بشناسید، هر گاه این را شناختید بدعتها و بر خود بستن ها را خواهید شناخت و دروغ بر خدا و تحریف را خواهید دانست و خواهید دید كه آن كه اهل هوى است چگونه سقوط خواهد كرد.

تحف العقول ص 227
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۷/۰۵/۰۸ساعت   توسط محمد   | 

امام حسن عسکری می فرماید: مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ[1]
یعنی چقدر قبیح و زشت است که فرد با ایمان، به چیزی علاقه داشته باشد که سبب ذلت او می شود.
علاقه هایی که برای انسان حاصل می شود بر چند نوع است. گاه انسان علاقه به مال دارد، گاه به مقام علاقه دارد، گاه به همسر و فرزند و خویشاوندان خود علاقه دارد، گاه علاقه دارد مشهور شود، گاه نیز علاقه به اموری دارد که مربوط به هوی و هوس ها است. این علاقه ها اگر در سرحد اعتدال باشد معقول است. مثلا انسان باید مال داشته باشد و بدون آن نمی تواند سربلند زندگی کند. در روایت است که مال کمک می کند که انسان کارهای مربوط به آخرت را بتواند انجام دهد.
اما گاه از این حد تجاوز می کند و به سراغ اموری می رود که به آن نیاز ندارد یا نیاز دارد ولی می تواند قناعت کند و به قیمت دست دراز کردن پیش این و آن عزت و آبرو و شخصیت خود را تحت الشعاع قرار دهد.
همچنین علاقه به مقام تا حدی معقول است. کشور اسلامی را باید جمعی اداره کنند و نمی شود که همه از مقامات، کناره گیری کرده کنار روند. امام سجاد علیه السلام نیز از خداوند تقاضای عزت و مقام کرده می فرماید: وَ أَعِزَّنِي فِي عَشِيرَتِي وَ قَوْمِي وَ احْفَظْنِي فِي يَقَظَتِي وَ نَوْمِي[2] اما عزت و مقامی خوب است که در راستای خدمت به مردم باشد.
همچنین است علاقه ی انسان به همسر که نسل انسان از این طریق ادامه می یابد و اگر این علاقه نباشد تداوم نسل به مخاطره می افتد.
همچنین است علاقه به شهرت که اگر برای این باشد که مردم حرفش را بشوند خوب است ولی اگر برای جاه و مقام دنیوی باشد خوب نیست.
همچنین علاقه به اموری که مورد هوی و هوس است در حد معقول خوب است. مثلا در روایت است که مؤمن چند ساعت در روز را باید به آنچه علاقه دارد و تفریح سالم صرف کند. این تفریح روح انسان را شاداب کرده و فرد را آماده ی کار می کند: وَ عَلَى الْعَاقِلِ مَا لَمْ يَكُنْ مَغْلُوباً أَنْ يَكُونَ لَهُ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ سَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَاعَةٌ يُحَاسِبُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ سَاعَةٌ يَتَفَكَّرُ فِيمَا صَنَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ وَ سَاعَةٌ يَخْلُو فِيهَا بِحَظِّ نَفْسِهِ مِنَ الْحَلَالِ فَإِنَّ هَذِهِ السَّاعَةَ عَوْنٌ لِتِلْكَ السَّاعَاتِ[3]
حتی دیده شده است که کسانی که به مرخصی نمی روند راندمان کاری شان پائین می آید و گاه کارفرما برای اعتلای سطح کاری، کارمندان را به اجبار به تفریح و مرخصی می فرستند.
اما اگر انسان به آنچه دارد راضی نباشد گاه مجبور می شود به تملق، دستبوسی و مانند آن روی آورد تا به هوی و هوسی دست یابد. دولت های ذلیلی که زیر سلطه ی آمریکا هستند از این قبیلند که برای بر سر کار ماندن هر آنچه آمریکا می گوید قبول می کنند.
به تعبیری دیگر، خداوند می خواهد مؤمن عزیز باشد و انسان باید برای حفظ این عزت هزینه کند. عزت از مقام و مال بالاتر و مهمتر است. به همین دلیل در مورد امام حسین علیه السلام آمده است که فرمود: أَلَا وَ إِنَّ الدَّعِيَّ ابْنَ الدَّعِيَّ قَدْ تَرَكَنِي بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ لَهُ ذَلِكَ هَيْهَاتَ مِنِّي الذِّلَّة.[4]

[1] بحار الانوار، علامه مجلسی، ج78، ص374، ط بیروت.

[2] بحار الانوار، علامه مجلسی، ج90، ص164، ط بیروت.

[3] بحار الانوار، علامه مجلسی، ج12، ص71، ط بیروت.

[4] بحار الانوار، علامه مجلسی، ج45، ص83، ط بیروت.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۵/۰۵ساعت   توسط محمد   | 

آخوندخراسانی، به ولایت مطلقه فقیه در روزگار غیبت باور داشته است. اما در سالهای اخیر، كسانی با انگیزه‌های سیاسی تلاش كرده‌اند كه دیدگاه ایشان در برابر دیدگاه امام خمینی قرا داده و او را منكر ولایت فقیه قلمداد كنند.

حجت‌‌الاسلام والمسلمین محمدصادق مزینانی در مقاله‌ای به دیدگاه آخوندخراسانی درباره ولایت مطلقه فقیه می‌پردازد.

این محقق و پژوهشگر فقه، در این مقاله به اثبات دیدگاه آخوندخراسانی به ولایت فقیه پرداخته و با دقت و درنگ در آثار علمی و فنی، رساله‌ها، سیره عملی، احكام و اجازه‌ها و مطالعه رساله‌های عملیه و نیز حواشی ایشان بر دیگر رساله‌ها؛ به شبهه‌هایی كه در این باره است پاسخ داده است.

محورهای یاد شده بیان‌گر آن هستند كه آخوندخراسانی در اندیشه و عمل، ولایت مطلقه فقیه را پذیرفته و بر اساس آن احكام ولایی و حكومتی بسیاری صادر كرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۳۰ساعت   توسط محمد   | 

نشریه «خط حزب‌الله» در صد و چهل و دومین شماره می نویسد: یکشنبه‌ هفته‌ی جاری، رهبر انقلاب با هیأت دولت برای حل مشکلات اقتصادی کشور جلسه‌ای برگزار کردند. در این جلسه، رهبر انقلاب، "شرایط" و "اقداماتی" که در این مقطع زمانی، دولت می‌بایست انجام دهد را برشمردند. گرچه از این دیدار، صرفا خبر آن منتشر شد، اما نظر به اهمیت بیانات رهبر انقلاب در این دیدار، خط حزب‌الله بخش‌هایی از آن را منتشر می‌کند:در میدان نبرد و مبارزه آنچه بیش از همه به آن احتیاج دارید این است که روحیه‌ی تحرّک، روحیه‌ی پیشرفت، روحیه‌ی مبارزه‌ی با شرایط را در خودتان تقویت کنید؛ این شرط اول است. شجاعت ورود در میدان را به خودتان [بدهید]، عزم راسخ در این زمینه را داشته باشید. مشکل طبعاً پیش می‌آید.

دو جور آدم در مواجهه با مشکل
همواره در اجتماعات، در جوامع، در کشورها مشکل پیش می‌آید. در مواجهه‌ی با مشکل، دو جور آدم داریم: یک جور آدم هست که وقتی با مشکل مواجه می‌شود احساس مسئولیت مضاعف پیدا می‌کند، جوششِ غیرت پیدا می‌کند. وقتی می‌بیند مشکل پیش آمد انگیزه‌ی او مضاعف می‌شود، احساس مسئولیتش مضاعف می‌شود، احساس می‌کند تحرّک بیشتری باید انجام بدهد، وارد میدان بشود.
یک جور آدم هم هست که وقتی با مشکل مواجه شد دچار یأس و ترس و منفی‌بافی و "نمی‌شود" و "نمی‌توانیم"و "چکار کنیم" و این چیزها میشود. مدیران دولتی باید از نوع اول باشند یعنی وقتی با مشکل مواجه میشوند این روحیه در آنها وجود داشته باشد؛ روحیه‌ی برخورد، روحیه‌ی "می‌توانیم"، روحیه‌ی "حتماً اقدام می‌کنیم"، این یک مسئله است؛ شجاعت در اقدام و روحیه‌ی برخورد با مشکل به‌صورت عاقلانه و مدبرانه.
طبعاً هر مشکلی، نوعی برخورد لازم دارد... این را باید همه‌ی دوستانی که در کار دولت هستند هم خود شما، هم مدیران زیردست شما [داشته باشند.] بنده گاهی دیده ام در یک وزارتخانه مثلاً مدیر دارای روحیه‌ی خوب، قوی، پرانگیزه، می‌آیند، صحبت می‌کنند، می‌گویند، و آدم احساس می‌کند که انگیزه‌ی قوی‌ای وجود دارد.

باید تصویر دولت، تصویر گروهی کارآمد باشد
بایستی تصویر دولت در چشم مردم تصویر یک گروه توانا و کارآمدی باشد که دارند تلاش می‌کنند. حالا البته انسان تلاش که می‌کند همیشه موفق نمی‌شود، نفْس اینکه دارند تلاش می‌کنند و کار می‌کنند برای مردم جذاب است. شما ملاحظه کردید ما در بازی فوتبال امسال در مقابل اسپانیا گل خوردیم اما همه، تیم ما را تأیید کردند ... گفتم: «کارتان عالی بود». مردم هم آمدند در خیابان‌ها در حالیکه گل خورده بودیم. چرا؟ چون خوب بازی کردند، چون همه دیدند که اینها در میدان تلاش کردند، عرق ریختند، ابتکار به خرج دادند، شجاعت به خرج دادند. دروازه‌بان با هوشمندی و فداکاری و سرعت عمل یک کاری کرد که کارستان بود. مردم وقتی این را از شما ببینند برایتان شعار می‌دهند، به نفعتان شعار می‌دهند، این باید احساس بشود. آدم ممکن است مشکل را هم یک جایی نتواند حل کند. همین قدر که بدانند وارد میدان هستید و دارید تلاش می‌کنید، روز و شب نمی‌شناسید، به مردم پیام اقتدار را می‌دهد. باید احساس بکنند دارد کار می‌شود.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۴/۲۹ساعت   توسط محمد   | 

حسین شریعتمداری، مدیر مسؤول روزنامه کیهان دریادداشتی با عنوان "تک‌تابعیتی،نه دو‌تابعیتی!" نوشت:

خبر دوتابعیتی بودن سفیر جدید جمهوری اسلامی ایران در فنلاند، بلافاصله پس از انتشار، به یک خبر داغ- و البته بسیار مهم- تبدیل شد.

خانم فرشچی این خبر را تکذیب کرده است ولی آقای کریمی‌قدوسی، رئیس‌کمیته تحقیق و تفحص مدیران دو‌تابعیتی مجلس اعلام کرد که، ایشان معاون محیط‌زیست دریایی سازمان محیط‌زیست دوتابعیتی است و تابعیت آمریکا را دارد.

اینکه سفیر جدید ایران در فنلاند دوتابعیتی است یا نه، علی‌رغم اهمیت آن، موضوع این وجیزه نیست. در این نوشته روی سخن با کسانی است که از کنار پدیده «دوتابعیتی‌ها» به آسانی عبور می‌کنند و اصرار دارند آن را کم ‌اهمیت قلمداد کنند! بخوانید!

۱- کسانی که به تابعیت آمریکا در‌می‌آیند «دو‌تابعیتی» نیستند، بلکه مطابق سوگندی که یاد می‌کنند باید تابعیت قبلی خود را رها کرده و تنها در تابعیت آمریکا باشند. در اولین جمله از متن سوگندی که داوطلبان کسب تابعیت آمریکا یاد می‌کنند و مطابق قوانین آمریکا ملزم به آن هستند، آمده است؛ «سوگند یاد می‌کنم که هرگونه تابعیت و ملیت قبلی خود را به طور کامل ترک کنم».

I hereby declare, on oath, that I absolutely and entirely renounce and abjure all allegiance and fidelity to any foreign prince, potentate, state, or sovereignty of whom or which I have heretofore been a subject or citizen.

از این روی کسی که تابعیت آمریکا را می‌پذیرد دو‌تابعیتی نیست، بلکه تابعیت ایرانی خود را به‌طور کامل نفی کرده و فقط یک تابعیت دارد و آن تابعیت آمریکا‌ست.

۲- کسانی که تابعیت اصلی خود را رها کرده و به تابعیت آمریکا در می‌آیند رسما متعهد می‌شوند که در جنگ و یا هرگونه درگیری و تخاصم آمریکا با یک کشور ثالث، مانند سایر اتباع آمریکا در خدمت دولت و ارتش آمریکا باشند و از منافع آمریکا در مقابل طرف درگیر دفاع کنند!

۳- آمریکا بارها به صراحت اعلام کرده است که براندازی جمهوری اسلامی را به‌عنوان یک خط استراتژیک در دستور کار دارد و طی۴۰ سال گذشته نیز هیچ فرصتی را برای کینه‌توزی و دشمنی علیه ایران و ایرانی از دست نداده است.

۴- اساسا کسی که به تابعیت کشور دیگری در می‌آید، آن کشور را به وطن خود ترجیح داده است. چرا که در پذیرش تابعیت وطن خود اراده‌ای نداشته است ولی تابعیت کشور دیگر را با میل و اراده خویش پذیرفته است!

۵- با توجه به نکات یاد شده، سپردن مسئولیت‌ها و مدیریت‌های نظام به افرادی که به تابعیت آمریکا درآمده‌اند، یعنی سپردن مسئولیت‌های جمهوری اسلامی ایران به اتباع آمریکا. آنهم نه اتباع معمولی آمریکا که بعضا با مواضع و عملکرد دولت آمریکا موافق نیستند، بلکه سپردن مسئولیت به آن دسته از اتباع آمریکا که سوگند خورده‌اند با جمهوری اسلامی ایران به مقابله برخاسته و سر جنگ داشته باشند!

۶- و بالاخره بدیهی است که سخن درباره سفیر جدیداً معرفی شده ایران برای فنلاند نیست و امیدواریم همانگونه که خود گفته‌اند تابعیت آمریکایی نداشته باشند و در گزارش کمیته تحقیق و تفحص مجلس ‌اشتباهی رخ داده باشد. سخن درباره تک‌تابعیتی‌هایی است که به غلط دوتابعیتی معرفی می‌شوند و متاسفانه در برخی از مسئولیت‌ها و مدیریت‌های نظام جاخوش کرده‌اند!

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۴/۲۹ساعت   توسط محمد   | 

پاسخ اجمالی

هر دو مکتب شیعه و معتزله، عدل را به عنوان یکی از اصول مذهب خود اعلام می نمایند و هر دوی آنها به حسن و قبح عقلی معتقدند، بدین معنا که موضوعاتی وجود دارند که حتی اگر حکمی در ارتباط با آنها از جانب شرع مقدس نازل نشده باشد، عقل بشری به تنهایی می تواند خوبی و یا بدی آنها را تشخیص دهد و ظلم نیز یکی از این موارد است که عقل هر بشری آن را قبیح و زشت می داند و بر این اساس، خداوند نمی تواند مرتکب چنین قبیحی شود و لزوما پروردگار، در رفتار خود، عدالت را پیشه خواهد نمود. تفاوت این دو مذهب در آن است که معتزله، برای خروج از این بن بست که اگر تمام کردار بشر را به خدا نسبت دهیم، ثواب و عقاب او را منافی عدالت خواهیم یافت، توحید افعالی را زیر سؤال برده اند، اما شیعه، بدون آن که توحید افعالی را منتفی بداند و رفتار بشر را کاملا مستقل فرض نماید، با بیان این که فعل بشر در طول فعل خدا است و نه در عرض آن، بدون آن که از اعتقاد به عدالت خداوند دست بردارد، از این بن بست خارج شده است.

پاسخ تفصیلی

تفاوت معتزله و شیعه در موضوع عدل از این نکته سرچشمه می گیرد که با این که هر دو گروه، عدل را به عنوان اصلی از اصول مذهب خود معرفی نموده اند، اما معتزله برای اثبات عدل، توحید افعالی را به چالش کشیده اند. توحید افعالی به این معنا است که فاعل تمام کارها، چه خیر و چه شر، خداوند بوده و غیر از او فاعلی وجود نخواهد داشت و اصولا تا خداوند اراده ننماید، وقوع هیچ اتفاقی ممکن نخواهد بود.[1] گویا این ابهام برای معتزله به وجود آمده است که اگر فاعل تمام کردارهای خیر و شر، خداوند است، پس ثواب و عقاب و بهشت و جهنم چگونه با عدالت سازگار خواهد بود؟ بنابراین، نباید توحید افعالی را پذیرفت و فعل هر شخصی را تنها باید منتسب به خود او دانست و نه به پروردگار، تا بتوان ثواب و عقاب را منطبق بر عدالت ارزیابی نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۲۵ساعت   توسط محمد   | 

142 الكتب المعتمدة عند الشيعة في الحديث هي: «الوسائل» للحر العاملي المتوفى سنة 1104هـ و«البحار» للمجلسي المتوفى سنة 1111هـ و«مستدرك الوسائل» للطبرسي المتوفى سنة 1320هـ، فجميعها متأخرة! فإن كانوا قد جمعوا تلك الأحاديث عن طريق السند والرواية فكيف يثق عاقل برواية لم تسجل طيلة أحد عشر قرناً أو ثلاثة عشر قرناً؟! وإن كانت مدونة في كتب، فلمَ لم يُعثر على هذه الكتب إلا في القرون المتأخرة؟! ولِمَ لم يجمع تلك الروايات متقدموهم؟! ولِمَ لم تذكر تلك الكتب وتسجل في كتبهم القديمة؟!

 شبهه:

از کتاب­های حدیثی اصلی شیعه، کتاب «وسائل الشیعه» شیخ حر عاملی، کتاب «بحار الانوار» مجلسی و کتاب «مستدرک الوسائل» طبرسی می­باشد که همگی این نویسندگان از متأخرین بوده و در سال­های 1104 ه ق، 1111 ه ق و 1320 ه ق می­زیستند. چگونه شیعه به روایات کتبی که همگی از متأخرین هستند اعتماد می­کند؟

پاسخ:

کتاب­های وسائل­الشيعه شيخ حر عاملي، بحار الانوار علامه مجلسي و مستدرك الوسائل مرحوم حاجي نوري از کتب دسته اول روایی شیعه نمی­باشند بلکه از منابع متأخر می­باشند که از کتب دست اول روایی شیعه اخذ شده­اند که آن کتاب­ها به کتب اربعه معروف می­باشند که در ادامه توضیحات مختصری درباره کتب اربعه ارائه می­شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۲۱ساعت   توسط محمد   | 

    9  ذكر الكليني في كتابه الكافي([25]) : «حدثنا عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَجَّالِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ( عليه السلام ) فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلَامِي، قَالَ فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّه) (عليه السلام ) سِتْراً بَيْنَهُ وبَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ، قَالَ : قلْتُ :جُعِلْتُ فداك ..... ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ : وإِنَّ عِنْدَنَا لَمُصْحَفَ فَاطِمَةَ ( عليها السلام ) ومَا يُدْرِيهِمْ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ ( عليها السلام )، قَالَ: قُلْتُ: ومَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ ( عليها السلام )؟ قَالَ :مُصْحَفٌ فِيهِ مِثْلُ قُرْآنِكُمْ هَذَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، واللَّهِ مَا فِيهِ مِنْ قُرْآنِكُمْ حَرْفٌ وَاحِدٌ، قَالَ: قُلْتُ :هَذَا واللَّهِ الْعِلْمُ، قَالَ :إِنَّهُ لَعِلْمٌ ومَا هُوَ بِذَاكَ». انتهى.

فهل كان الرسول صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم يعرف مصحف فاطمة؟! إن كان لا يعرفه، فكيف عرفه آل البيت من دونه وهو رسول الله؟! وإن كان يعرفه فلماذا أخفاه عن الأمة؟! والله يقول: { يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ }ـ  [المائدة:67-77].

 

شبهه:

کلینی در کتابش (کافی، ج 1، ص 239) می‌گوید: «شماری از اصحاب ما از احمد بن محمد، از عبدالله بن حجال، از احمد بن عمر حلبی، از ابی بصیر روایت می‌کنند که گفت: پیش امام صادق(ع) آمدم و به او گفتم: فدایت شوم! می‌خواهم از تو مسئله‌ای بپرسم. و آیا این‌جا کسی هست که صدایم را بشنود؟ می‌گوید: آن‌گاه ابوعبدالله پرده‌ بین دو خانه کنار زد و نگاهی کرد و فرمود: هر چه می‌خواهی بپرس، می‌گوید: گفتم فدایت شوم ... آن‌گاه او لحظه‌ای سکوت کرد و سپس توجهی نمود و فرمود: مصحف فاطمه پیش ماست، مردم چه می‌دانند مصحف فاطمه چیست! می‌گوید: گفتم مصحف فاطمه چیست؟ گفت: مصحفی است سه برابر قرآنی که در دست شماست، به خدا حتی یک حرف قرآن که در دست شماست هم، در آن نیست، می‌گوید: گفتم: به خدا علم کامل این است، فرمود: این هم علم است، ولی علم کامل نیست.»

آیا پیامبر (ص) و اصحاب او مصحف فاطمه (س) را می­شناختند و از آن آگاهی داشتند؟! اگر پیامبر آن‌را نمی‌دانست و از آن خبر نداشت چگونه اهل بیت از آن با خبر بودند؟! در حالی که او پیامبر بود، و اگر آن‌را می‌دانست و از آن خبر داشت چرا آن‌را از امت پنهان کرد؟! و حال آن‌که خداوند متعال می‌فرماید: «ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر چنین نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای.»

پاسخ آن را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۹ساعت   توسط محمد   | 

 «حسین شریعتمداری» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت: می‌گویند در آن زمان‌های قدیم و ندیم، شخصی نزد نجاری رفت و برای کودکش که تازه به دنیا آمده بود سفارش ساخت یک گهواره داد. نجار اما در ساخت گهواره امروز و فردا می‌کرد و هر روز و هفته قول روز و هفته دیگر را می‌داد! تاخیر نجار آنقدر به درازا کشید که کودک بزرگ شد و ازدواج کرد و صاحب فرزند شد. کودکِ آن‌روزها نزد نجار رفت و با یادآوری سفارش پدرش از نجار خواست که حالا دیگر گهواره را برای فرزند او بسازد! و نجار با شرمندگی تیشه را برداشت که برای ساخت گهواره بر تکه چوبی فرود آورد ولی تیشه به پای خودش اصابت کرد و خون جاری شد و با عصبانیت گفت؛ پدران ما یک چیزی می‌دانستند که می‌گفتند؛ بر کار عجله لعنت!


دیروز آقای قاسمی سخنگوی محترم وزارت امور خارجه اعلام کرد؛ «اخراج ۲ دیپلمات کشورمان از هلند، غیرسازنده و غیردوستانه است و حق عمل متقابل برای ما محفوظ است»! آقای قاسمی در ادامه گفت؛ «دستیار وزیر امور خارجه کشورمان بلافاصله با احضار سفیر هلند در تهران، مراتب اعتراض رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران را نسبت به این عمل غیردوستانه ابلاغ کرد»!

وزارت امور خارجه در حالی ادعا می‌کند که «بلافاصله بعد از اخراج ۲ دیپلمات کشورمان سفیر هلند در تهران را احضار کرده و مراتب اعتراض جمهوری اسلامی ایران را به وی ابلاغ کرده است» که ۲ دیپلمات کشورمان یکماه و چند روز قبل از هلند اخراج شده و به ایران بازگشته‌اند -‌بخوانید دیپورت شده‌اند- و معلوم نیست که خبر این اقدام خصمانه و اهانت‌آمیز هلند را با چه توضیح و توجیهی پنهان کرده بودند؟! و چرا بعد از یکماه و چند روز سکوت درباره اخراج این ۲ دیپلمات، ادعا می‌کنند که  بلافاصله سفیر هلند در تهران را احضار کرده و...!

وادادگی و مماشات وزارت امور خارجه در مقابل کشور کوچک و کم‌اهمیتی مانند هلند که اگر دو عدد پونز روی نقشه آن بزنید از نقشه محو می‌شود! در حالی است که دولت هلند طی چند سال گذشته کارنامه سیاه و آلوده به دهها جنایت علیه کشورمان دارد که ایجاد بنیاد «هیفوس» برای سازماندهی تروریست‌ها و ضدانقلابیون فراری، تاسیس دفتری با مدیریت الیزابت چنی، دختر دیک چنی، معاون جرج بوش برای آموزش روزنامه‌نگاران در جریان فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸ و... فقط ‌اندکی از آن بسیارهاست و اما جنایت‌بارترین نمونه آن که اخیرا فاش شد، اینکه دولت هلند به محمدرضا کلاهی عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی پناهندگی سیاسی داده بود و برای پیشگیری از شناخته شدن او، نام مستعار «علی معتمدی» را بر وی نهاده و با همین نام مستعار برای این تروریست وحشی اسناد اقامتی صادر کرده بود.

انتخاب نام مستعار برای کلاهی و صدور اسناد اقامتی با همین نام برای او به وضوح حاکی از آن است که دولت هلند از هویت واقعی این جنایتکار با خبر بوده است و دقیقا به همین علت است که امروزه -‌بعد از هلاکت کلاهی و افشای هویت واقعی او- برخی از احزاب سیاسی هلند، دولت این کشور را به اتهام حمایت از تروریست‌ها زیر سؤال برده و در این خصوص توضیح می‌خواهند.

دولت هلند باید به جرم حمایت از تروریست‌هایی که دستشان به خون ۱۷ هزار ایرانی آغشته است در جایگاه متهم قرار گرفته و در مقابل مطالبات ایران اسلامی پاسخگو باشد، نه آنکه در جایگاه طلبکار بنشیند و ۲ دیپلمات کشورمان را اخراج کند و در همان حال وزارت خارجه کشورمان به جای برخورد مقتدرانه و حفظ عزت مردم این مرز و بوم، با این دولت جنایتکار مماشات که هیچ! بلکه به نوعی اظهار ضعف و خودباختگی کند! و در مقابل اقدام خصمانه دولت هلند در اخراج دیپلمات‌های کشورمان، یکماه و چند روز سکوت کند و بعد هم به خلاف‌گویی روی آورده و ادعا کند بلافاصله سفیر هلند را احضار کرده است! و درباره این اقدام غیردوستانه! -‌به جای جنایتکارانه- توضیح خواسته است!

وزارت خارجه باید درباره این اقدام پلشت خود که نادیده گرفتن عزت نظام و حرمت مردم ایران است در پیشگاه ملت پاسخگو باشد، اگر چه دستگاههای نظارتی نیز در این خصوص وظیفه خاص خود را دارند و نبایستی و نمی‌توانند از کنار آن بی‌تفاوت عبور کنند.
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۷ساعت   توسط محمد   | 

واژه اهل سنت از دو كلمه اهل و سنت تشكيل شده است. «اهل» در لغت به معناي گروهي است كه در امري از امور با هم شريك باشند(1) و «سنّت» در لغت به معناي طريقه و روش است(2) كه اين واژه از ديرباز و قبل از اسلام در اشعار جاهليت نيز به كار رفته است(3)

سنت در اصطلاح در معاني متعددي همچون: استحباب؛ عمل مطابق عمل صاحب شرع؛ آثار رسيده از پيامبر(ص)، صحابه و تابعين؛ قول، فعل و تقرير پيامبر(ص)، به كار مي رود.(4)

سنّت در اصطلاح كلامي، معمولاً همراه با كلمه «اهل»، يعني «اهل السنّة» و يا به اضافه واژه «الجماعة»، يعني «اهل السنّة و الجماعة» مي آيد(5) كه نام مذهبي از مذاهب اسلام است.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۶ساعت   توسط محمد   | 

 

حسن روحانی رئیس جمهور در پاسخ قاطع به تهدیدات اخیر ترامپ که مدعی شده بود، اجازه نمی دهد حتی یک قطره نفت ایران صادر شود، گفته بود: نفت ایران صادر نشود یعنی نفت منطقه هم صادر نمی‌شود.
پاسخ قاطع رئیس جمهور کشورمان به تهدیدات نفتی دونالد ترامپ بازتاب گسترده ای در رسانه های خارجی داشت و بسیاری از این پاسخ به بسته شدن مهمترین آبراه نفتی جهان یعنی تنگه هرمز تعبیر کرده بودند.
تنگه هرمز که روزانه یک سوم از نفت جهان از طریق آن ترانزیت می شود، یک آبراه استراتژیک است که تولید کنندگان نفت خاورمیانه را به بازارهای مهم نفتی در آسیا اقیانوسیه، اروپا، آمریکای شمالی و سایر مناطق متصل می سازد.

نقشه استراتژیک تنگه هرمز در انتقال نفت جهان را در ادامه ببینید:

 
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۶ساعت   توسط محمد   | 

 سودابه آقاجانیان که هم‌اکنون اجرای برنامه آفاق را از شبکه افق به‌عهده دارد،از ماجرای بازی در تئاتر و سینما و مجری‌گری در تلویزیون می‌گوید. سفارش رهبر انقلاب به مجری چادری تلویزیون به گزارش جهان نيوز به نقل از تسنیم، سودابه آقاجانیان مجری تلویزیون و بازیگر سابق سینما و تئاتر در بخشی از گفتگو با تسنیم، با اشاره به ورود خود به سازمان صداوسیما با هیبت کاملا محجبه و چادری، گفت: به غیر از همسرم، خانواده همسرم به شدت مخالف آمدن من به سازمان بودند. مذهبی شدید بودند، اولین بار است که به صراحت می‌گویم به شدت دعواهای عجیب و غریبی در خانه، در نبود من شد که حتی به همسرم این ایراد را می‌گرفتند که تو چطور اجازه می‌دهی همسرت برود جایی که مثلا اینگونه است و تصوری که از سازمان داشتند تصور خیلی عجیب و غریبی بود. وی افزود: البته همسرم بسیار پشتیبان و همراه بودند و بعدا شکر خدا همین خانواده که آنقدر که مخالف بودند اعتقاد داشتند که بمان کار کن. آقاجانیان ادامه داد: من بازیگری را زمانی که کار کردم، آقای سلحشور فقید زمانی که خواستند صبر ایوب را مقابل مقام معظم رهبری اجرا کنند، من در آن نمایش بودم. یادم است بعد از دو شبی که ما اجرا داشتیم، بعد از پایان نمایش آقا فرمودند بنشینید، ایشان می‌خواستند برایمان صحبت کنند. من همین را به ایشان گفتم که ما خیلی داریم مورد هجمه قرار می‌گیریم، ما خیلی حرف می‌شنویم، من از خانواده‌ام دارم حرف می شنوم، در سازمان حرف می شنوم، در عالم تئاتر می‌گویند یک عده گله‌ای فرستادند اینجا که فضا را عوض کنیم. ما چه کار کنیم؟ یک جمله که فرمودند که آن لحظه خیلی دلگرم کننده بود. فرمودند: بله شما مگر نمی‌دانستید وقتی وارد این کار می شوید با این شکل و شمایل، این اتفاق برایتان می‌افتد؟ اما لذتش همین است که صبر کنید و باقی بمانید و اثراتش را بعدا ببینید، هیچ دلسرد و ناراحت نشوید.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۶ساعت   توسط محمد   | 

 

به مناسبت سالگرد درگذشت آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای (پدر گرامی رهبر انقلاب اسلامی)، پوستر «روحانی زاهد» منتشر شد.

رهبر انقلاب در وصف پدرشان میگویند: آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای پنجاه سال در مشهد، امام جماعت و روحانىِ موجه و داراى مریدها و علاقه‌مندان زیاد بودند؛ ولی به معناى واقعى کلمه زاهد و به زخارف و ظواهر دنیا بى‌رغبت بودند. برایشان اهمیتى نداشت که چگونه و کجا زندگى کنند. ۷۵/۴/۱۴
منبع:کانال khamenei.ir
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۴/۱۵ساعت   توسط محمد   | 
14 تیر، سالروز ربایش حاج احمد متوسلیان: یاد یک سردار و فرمانده پاسدار از یاد ملت ایران رخت برنخواهد بست. سرداری که در مسیر آرمان بلند مبارزه با اسرائیل جایی در میان خط مقدم مبارزه با صهیونیست‌ها و در اعماق تاریخ انقلاب اسلامی ناپدید شد. فرزندی از فرزندان انقلابی ملت ایران که حقیقتاً عاشق مبارزه با صهیونیست‌ها بود.

«ما منتظریم که آقای حاج احمد متوسّلیان ان‌شاءالله بیاید؛  نگویید شهید، ما که خبر نداریم از شهادت ایشان. خداوند ان‌شاءالله که فرزند شما را -هرجا که هست، هرجور که هست- مشمول لطف و فضل خودش قرار بدهد. ما که آرزو میکنیم ان‌شاءالله خداوند این جوان مؤمن و صالح را برگرداند. بله، آقای حاج احمد متوسّلیان با همین آقای حاج همّت هم دوست و رفیق و همکار بودند؛ خداوند ان‌شاءالله همه‌شان را مشمول لطف خودش قرار بدهد».

بیانات در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدای سپاه ‌ ۱۳۷۵/۹/۲۵
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۴ساعت   توسط محمد   | 

از میان گفت‌وگوهایی که بین حضرت علامه طباطبایی(رحمه‌الله‌علیه) و هانری کربن انجام شده است، مبحثی مربوط به پیام و رسالت تشیع در جهان امروز است. که حضرت علامه در این مباحث، به این نکته اشاره نمو‌ده است، که بعد از وفات رسول گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) افرادی که دچار انحراف از جانشین واقعی آن رسول هدایت شدند، مسیری را طی کردند، که شباهت زیادی به رفتار کلیسای مسیحی داشته است. در ادامه تلاش می‌کنیم، نظر این اسلام‌شناس را با توضیحاتی که مبین این واقعیت است، از نظر بگذرانیم.
برای توضیح این مطلب ابتدا به گوشه‌ای از رفتار کلیسا در عالم مسیحیت اشاره می‌کنیم. «کلیسا» از همان زمانی که قدرت را به دست گرفت، و خویش را به عنوان پناه‌گاه عالم مسیحیت قرار داد، تلاش نمود که تعلیمات خود را بر اساس «حلول»[1] بناء نهد. کلیسا تلاش نمود که حلول الوهیت در مسیح را در خویش نیز تطبیق دهد، نه به این معنا که دربرگیرنده حلول خدا در کلیسا باشد، بلکه به این معنا که خویشتن را مرجع مطلق حکم و فرمان‌روایی قرار داد که واجب است از وی متابعت شود. کلیسا با قدرت غیر قابل معارضه‌ای که کسب کرده بود «اناجیل» را محدود ساخت و عقاید و افکار را کنترل نمود و بحث آزاد در تعالیم دینی را ممنوع کرد.
نظر در وضعیتی که اسلام بعد از رحلت نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) داشت، نشان می‌دهد که رویه‌ای کاملاً مشابه وضع روحانیت مسیحی و کلیسای نیرومند آن است؛ و در میان صحابه، همان آثار و علائم مشاهده می‌شد که در روزهای نخستین ظهور کلیسا در روحانیت مسیحی بوده است.
گرچه تفکر «حلول» به خاطر تأکیدات قرآن بر وحدانیت خداوند متعال، جایی در اندیشه اسلامی نداشت؛ ولی تفکری که حکومت را مطلق و فرمان‌روایی را بی‌قید و شرط در اختیار کلیسا قرار می‌داد، در عالم اسلام نیز در نخسیتن روز‌های بعد از رحلت رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به وجود آمد. این اندیشه که ابتدا در مورد کرسی «خلافت» مطرح شد، سپس در همه صحابه به ظهور رسید.
اين مسأله با اظهار بسيار ساده و بسيط و نسبتاً مفهوم و معقولى شروع شد و آن اين كه خلیفه اول در همان آغاز خلافت به مردم اظهار داشت، «نبى‏ اكرم در اتخاذ تصميمات و اداره امور مردم با وحى یاری می‌شود، ولى ما اكنون كه وحى آسمانى با رحلت نبى‏ اكرم(صلى‌الله‌عليه‌وآله) قطع شده، ناگزيريم در اتخاذ تصميمات لازمه به «اجتهاد» روی بیاوریم و با فكر خود تصمیم بگیریم و رفتار کنیم‏ ما نيز مانند شما گاهى راه صحیح را طی می‌کنیم و گاهى راه خطا مى‏‌پيماييم؛ اگر در امرى اشتباه كرديم با تذکر خویش ما را اصلاح کنید».[2]
این کلام خلیفه، گر چه در ابتدا بسیار ساده جلوه کرد، ولی دارای حقیقت پیچیده‌ای بود، که در آن زمان چندان به آن توجه نشد و آن اینکه آیا منظور از اجتهاد، اجتهاد در مقابل احکام و قوانین الهی بود که هیچ کس حق تصرف در آن را نداشت، و خداوند متعال حتی پیامبرش را نیز در مورد آن تهدید کرد و فرمود: «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ* لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتين [الحاقه/44-46] و اگر پيامبر حتى يك كلمه از پيش خود جعل كند و به ما نسبت دهد، با دست تواناى خود او را مى‏‌گيريم، سپس رگ گردن او را قطع مى‌‏كنيم‏». یا اینکه منظور از اجتهاد در مواردی است که اسلام سکوت کرده و باید بر اساس استنباط احکام از قرآن و سنت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) انجام گیرد!؟
این ابهام در آینده نه چندان دور، به خوبی آشکار شد، و آن اینکه خلیفه و جانشینان او برای خویش آن‌چنان شأنی قائل شدند، که حتی برای رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز قابل تصور نبود، و آن تغییر متن احکام و قوانین الهی بود، که در ادامه به گوشه‌ای از این اجتهادات اشاره می‌کنیم.
اولین نوع از این اجتهادات، در زمان خلیفه اول، تصمیم به گرفتن بیعت به هر نحوی از افرادی بود که به مخالفت با خلیفه برخواسته بودند، که نمونه بارز آن جریان حمله به خانه حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) است، و نمونه دیگری از آن مصادره‌ی فدک ملک موروثی حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) بود. و از این موارد می‌توان به جريان قتل مالك بن نويره توسط «خالدبن‌وليد» اشاره کرد که ابوبکر با اجتهاد خویش خالد را عفو نمود و از آن جنايت بزرگ چشم‏ پوشى كرد.[3]
خلیفه دوم در فتوا دادن از «ابوبكر» جرى‌‏تر و بى‌‏باك‌‏تر بود و چون پيش‏‌آمدها هم در زمان او بيشتر شد، فتواهاى گوناگون وى، خيلى زياد شد. ما در این نوشتار به ذكر چند مورد بسنده مى‌‏كنيم‏. بيت‌‏المال در زمان پيغمبر اكرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ابوبكر، هرچه مى‌‏رسيد تقسيم مى‌‏گرديد و ميان مسلمانان به طور مساوى توزيع مى‌‏شد، ولى خلیفه دوم بيت‌‏المال را در يك جا جمع نمود و دفترى تشكيل داد و حقوق صحابه را برحسب مقام و رتبه، تعيين کرد و در واقع نخستين گام در مسير ايجاد اختلاف طبقاتى در اسلام برداشته شد و ثروت‏ اندوزى گروهى از صحابه و روش‏‌هاى اشرافى از اين‏جا سرچشمه گرفت‏.[4] و یا آنکه ایشان، حج تمتع و متعه نساء را که در زمان پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، و خلیفه اول حلال بود. حرام کرد.[5]
اجتهاد‌هایی، که در مقابل سخن آشکار خداوند متعال واقع می‌شود، در زمان «عثمان‌بن‌عفان»، به عنوان یک اصل مسلم فرض شد، و به عنوان سنتی در دوره‌های بعدی اسلام مورد تأکید قرار گرفت. که پرداختن به آنها از حوصله این بحث خارج است.[6]
مقام خلافت در ابتداء صلاحیت خود را در وضع قوانین اجراء کرد و سپس برای مصونیت خود و کارگزران که گروهی از صحابه بودند دنبال یک حکم و مصونیت دینی می‌گشت، از این رو تلاش نمود، روایاتی از نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مدح صحابه نقل کنند، و به وسیله آنها مردم را وادار به سکوت کردند، به گونه‌ای که هیچ کس حق اعتراض به صحابه را نداشت. به عنوان مثال در احترام به صحابه این‌گونه گفتند: «از احترام و نيكى به پيغمبر، بزرگداشت اصحاب آن حضرت است و هم چنين احسان و حق‏ شناسى و استغفار براى آنها و خوددارى از بررسى چيزهايى است كه در ميان خود صحابه واقع شده؛ و نیز دشمنى با دشمن آنها و اعراض نمودن از گفتار مورخان و نادانان از روات، مانند رافضى‌‏ها و گمراهان شيعه و بدعت‏‌گذاران كه نسبت به صحابه عيب جويى مى‏‌كنند ...!»[7] و مقام صحابه به آن‌چنان مرتبه رسید که بعد از انبیاء و رسولان الهی، کسی به آن مقام نمی‌رسد، آن‌چنان که قرطبی در تفسیر خویش این‌گونه می‌فرماید: «همه صحابه عادلند و از اولیای الهی و برگزیدگان او و برترین مردم بعد از انبیاء و رسل»[8]
خلفاء و طرفداران وی، خواسته یا ناخواسته در همان مسیری گام نهادند که کلیسا قدم نهاد، از همین روی خلیفه خویشتن را به عنوان واضع قوانین الهی قرار داد، همان‌گونه که کلیسای قرون وسطی، خویش را ملاک، احکام الهی قرار می‌داد. و از سوی دیگر، خلیفه برای خویش و طرفدارانشان، مصونیت قائل شدند، که هیچ کس حق اظهار نظر را نداشتند. و اگر شخصی از خود صحابه، به مخالفت با خلیفه برمی‌خواست یا مانند ابوذر تبعید می‌شود یا مانند ابن مسعود با ضرب و شتم، ساکت می‌گشت. همان گونه که در قرون وسطی مخالفان کلیسا در دادگاه تفتیش عقاید، مورد شکنجه و عذاب قرار می‌گرفتند.[9]
____________________________________________
پی نوشت:
[1]. مسیحیان بر مبنای آموزه‌های کتاب مقدسشان بر این باورند که خدای بزرگ در عیسی مسیح حلول کرده است؛ به طور نمونه به این آیات بنگرید: در انجیل یوحنا باب ۱۴ مکالمه‌ای بین حضرت عیسی(علیه‌السلام) و پیروانش صورت می‌گیرد. در قسمتی از این گفتگو حضرت در پاسخ به درخواست فیلیپُس که از وی خواهان نشان دادن «پدر» است می‌گوید: «آیا باور نمی‌کنی که من در پدر هستم و پدر در من است؟ سخن‌هایی که من به شما می‌گویم از خود نمی‌گویم، لکن پدری که در من ساکن است، او این اعمال را می‌کند». یوحنا ۱۴: ۸-۱۲.
[2]. اين خطبه در تاريخ طبرى، ج2، ص460؛/ و سيره ابن هشام، ج4، ص340؛/ و تاريخ الخلفاء، ص 47- 48؛/ و الإمامة، ج1، ص16؛/ و صفوةالصفوة ابن الجوزى، ج1، ص99.
[3]. خالد بن وليد يكى از سرداران خليفه، شبانه در منزل يكى از تازه مسلمانان (مالك بن نويره) مهمان شد و مالك را غافل‌گير نموده، كشت و سرش را در اجاق گذاشت و سوزاند و همان شب با زن مالك هم‌بستر شد! و به دنبال اين جنايت‌هاى شرم‌آور، خليفه به عنوان اينكه حكومت وى به چنين سردارى نيازمند است، مقررات شريعت را در حق خالد اجرا نكرد. [تاريخ يعقوبى، ج2، ص110؛/ و تاريخ ابى الفداء، ج1،ص 158.]
[4]. تاريخ الخلفاء، ص93 و 97؛/ و تاريخ يعقوبى، ج2، ص 127- 131؛/ و استيعاب، ج2 در ترجمه عمر؛/ و الكامل، ج2، ص194 و ج3، ص23؛/ و التنبيه والاشراف، ص250؛/ و أحكام القرآن جصاص، ج1، ص335؛/ و تاريخ ابوالفداء، ج1، ص169؛/ و تاريخ طبرى، ج3، ص109 و 277- 278؛/ و تهذيب تاريخ ابن‏عساكر، ج7، ص248؛/ و كنزالعمال، ج3، حديث 2245؛/ و البدايه، ج7، ص132؛/ و اسدالغابه، ج4، ص71؛/ و الغدير، ج8، ص246 و ج1 اين كتاب، ص267.
[5]. تاريخ الخلفاء، ص93؛/ و موطأ مالك تنوير الحوالك، ج2، ص12 و ج1، ص250؛/ و ترتيب مسند امام شافعى، ج1، ص374 و ج2، ص14؛/ و صحيح مسلم، ج4، ص38، 131؛/ و النص و الاجتهاد، ص119- 127؛/ و تاريخ طبرى، ج3، ص290- 291؛/ و الغدير، ج6، ص198- 240؛/ و كنزالعمال، ج3، ص9 و 32، حديث666 و 665؛/ و شرح شفاء، ص25.
[6]. خلیفه سوم، «مسجدالحرام» را توسعه داد و خانه‏‌هاى جمعى را خريد و گروهى كه حاضر به فروختن منزل خویش نشدند، خليفه به زور خانه‏‌هاى آنها را خراب كرد و پولش را در بيت‏ المال قرار داد و خودشان را زندانى نمود. [تاريخ يعقوبى، ج2، ص142؛/ و تاريخ طبرى، ج3، ص310؛/ و كامل، ج3، ص33؛/ و الغدير، ج8، ص132]. و یا اینکه نماز را، بر خلاف صريح آيه قرآن، در موقع مسافرت تمام خواند. [ كامل، ج3، ص39؛/ و تاريخ طبرى، ج3، ص322؛/ و بدايه، ج7، ص154- 217؛/ و الغدير، ج8، ص100- ؛/119 و النص والاجتهاد، ص217.
[7]. شرح شفاء، ملا علی قادری، ج2، ص88-97 و554.
[8]. الاجامع الحکام القرآن، ص350، ذیل آیه 29 سوره فتح.
[9]. برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به کتاب «رسالت تشیع در دنیا امروز» نوشته علامه طباطبایی، چاپ بوستان کتاب، صص 57 ــ76.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۴ساعت   توسط محمد   | 
قال رسول الله (ص): عَالِمٌ‌ يُنْتَفَعُ‌ بِعِلْمِهِ‌ خَيْرٌ مِنْ‌ أَلْفِ‌ عَابِد[1]
یعنی عالمی که از علم او استفاده کنند از هزار عابد برتر است.
در اینجا سه نکته وجود دارد که برتری این عالم را از هزار عابد ثابت می کند:
اول اینکه: عابد سعی می کند که خودش را نجات دهد ولی عالم سعی می کند که غریق را نجات دهد و تفاوت بسیاری است بین کسی که نفرات و گاه هزاران نفر و گاه ملتی را نجات می دهد و بین کسی که گلیم خویش به در می برد ز آب
دوم اینکه: عابد توسط عالم و تعلیمات او حفظ می شود و اگر تعلیمات عالم نباشد عالم هم منحرف می شود. بنا بر این نجات خود عابد مرهون خدمات عالم است.
سوم اینکه: عبادت عابد با عبادت عالم متفاوت است و عابد در سطح پائین تری قرار دارد. در روایت آمده است که ثواب، به قدر عقل انسان است یعنی به مقدر معرفتی است که یک فرد دارد. خداوند به اندازه ی معرفت پاداش می دهد و معرفت عالم چون بالاتر است عبادتش پرارزش تر می باشد.
[1] مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج17، ص301، حدیث 55.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۲ساعت   توسط محمد   |