در پی نقش بستن تصویر پلنگ ایرانی بر پیراهن تیم ملی فوتبال در رقابت‌های جام‌جهانی، یکی از پلنگ‌های ساکن در جنگل دالاخانی رامسر با ارسال نامه‌ای به روزنامه، توضیحاتی ارائه کرد.
ریاست محترم محیط‌زیست

سرکار خانم ابتکار

از آنجا که شما به عبارتی رئیس ما هم محسوب می‌شوی و صد البته از آنجا که رسیدگی به جان ما نیز بر عهده شماست، باید عرض کنم خانواده بزرگ پلنگ‌ها که بعضا در گونه‌ای انواع، به عارضه تهدید، بلکه انقطاع نسل دچار است، هرگز نیازی به کارهای سمبلیک و دهان پرکن نظیر چسباندن چهره در لباس تیم ملی نداریم! صدالبته ما نیز اگر چه پلنگ اما بالاخره ایرانی هستیم و لباس تیم ملی را مقدس می‌دانیم، لیکن این قبیل ابتکارها، برای ما پلنگ‌ها کار نمی‌شود، نان و آب نمی‌شود! مع‌الاسف شما «کار باخود» را به «ابتکار بی‌خود» فروخته و همه‌اش در فکر دک و پز و سوءاستفاده از ما پلنگ‌ها هستید که خود را طرفدار محیط‌زیست نشان دهید و این مهم قطعا مرضی رضای خداوند نیست و «کاسبی با پلنگ» حساب می‌شود! آیا بهتر نیست آن وقتی که شما برای این مثلا ابتکار گذاشتید، خرج دوا و درمان خودمان می‌کردید؟! نکند نیمی از ما پلنگ‌ها هم در انتخابات، رای به بی‌قانونی داده‌ایم؟! البته همین جا بگویم اگر قرار است به ما پلنگ‌ها هم، همانطور رسیدگی کنید که به انسان‌ها «سبد کالا» دادید، ما از شما می‌خواهیم ما را به خود واگذارید که به قولی؛ «چو خیرت نیست، شر مرسان!»

لازم به ذکر است ما پلنگ‌ها جملگی بالای ۵۰۰ هزار تومان در ماه کاسبیم و اگر هفته‌ای ۲ تا هم بز کوهی شکار کنیم، بالای یک تومان می‌شود!!

شما رئیس سازمان محیط‌زیست هستی و شگفتا! اینقدر که از ما پلنگ‌ها حرف می‌زنی، از خود انسان‌ها سخن نمی‌گویی. قدر مسلم ما در کوه و جنگل، یک هوای پاکی داریم که بتوانیم تنفس کنیم اما این ننه‌مرده‌های ساکن در تهران و دیگر شهرهای بزرگ، آیا آدم حساب نمی‌شوند؟! چطور در نظر شما، ما پلنگ‌ها، آدم حساب می‌شویم اما خود آدم‌ها، آدم حساب نمی‌شوند؟! آیا بهتر نیست کمی هم به جای کاسبی با ما پلنگ‌ها، به فکر آلودگی هوای تنفس خود آدم‌ها باشید؟!
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۴ساعت   توسط محمد   | 
1: برد-برد : را مردم زمانی می گویند که دزدی صورت بگیرد و مردم داد می زنند برد برد ! و دیپلمات ها زمانی می گویند که به یک پیروزی بزرگ برسند !!!...

2:یارانه : همان گداپروری سابق از دولت به ملت و در زمان کنونی به عملی می گویند که از کدخدا به دولت صورت می گیرد ...

3:لبو فروش : افرادی هستند که خواسته یا ناخواسته به شغل شریف کلاه گذاشتن مبادرت نفرموده ! و بجای آن در انتخابات ها افرادی اصیل و تحصیل کرده هستند و در زمان کنونی طبق گفته ی سریع المداد  افرادی بی سواد و ... هستند !

4:آزادی بیان : شیرین ترین دروغی که می شد از یک گروه شنید. از نتایج شکرک زدن آن می توان به توقیف و شکایت و .. اشاره کرد...

5:خزانه خالی : مکانی است که خالی از پر است و شاید هم پر از خالی است! ولی با هوای موجود آنجا می توان برای تغییر دکوراسیون مهم ترین اتاق ساختمان پاستور.مبلغ چند میلیارد تومانی هزینه کرد...!

6:غلط کردم : به عمل و سخنی می گویند که یکی از سران فتنه سبز این روز ها برای بازگشت به قدرت ناچار است در هر سخنرانی آن را چند بار تکرار کند..

7:تخلیه تهران : ابتکاری ترین روشی برای مشکل آلودگی هوای تهران که می شد از مبتکرین ترین عضو کابینه ی اعتدال شنید !

8: پلمب : به عملی می گویند که یک عده 10 سال پیش انجام دادند و این بار برای محکم کاری دوباره انجام می دهند و معیاری برای افزایش عزت پاسپورت های ایرانی...

9: مشاور:پاچه خوار سابق و در زمان حال کسی است که به دلیل نداشتن عضوی ارزشمند به نام مغز !!!  نصف مردم را بی قانون و افراطی بداند ...!

10:استقبال : به عملی می گویند که سربازان و بچه دبستانی ها به صورت خودجوش در استقبال از برخی از مسئولین آنتی پوپولیست انجام می دهند...

11:قهوه: چیزی است که هر چه بیشتر با غربی ها خورده شود نشان از پیشرفت دیپلماسی و گشایش در تحریم ها می باشد !

12:چای : چیزی که درجه اش از قهوه پایین تر است ! و بیشتر در شهرستان ژنو با بانو اشتون خورده می شود و نشان دهنده میزان پیروزی در مذاکرات است...

13:  2600 : میزان تیز بودن تیغ کمباین های شایسته سالاری است ! عزل 2600 مدیر در عرض شش ماه ...

14: 10 کیلو : به فناوری خیلی پیشرفته ایی می گویند که ایران آن را ندارد ! به گفته وزیر صنعت به دلیل نداشتن فناوری بسته بندی 10 کیلویی ایران قادر نیست برنج هایش را با این مقدار بسته بندی کند !....

15:پیام 24 خرداد : به پیامی می گویند که صدای خواندن وشنیدن آن از صدای موتور کمباین های کشاورزان ! شدیدتر بوده و نتیجه ی نخواندن آن را مدیران 24 دانشگاه به خوبی می دانند...

16: فروختن : به عملی می گویند که حقوق دان ها از آن سر رشته ایی ندارند ! و برای همین بجای فروختن ! معمولا به اکسید کردن مواد مربوطه روی می آورند...

17:حاج محمود : را عامل انقراض دایناسور ها و به وجود آمدن پستانداران بعد از دایناسور ها می دانند ! و همچنین یکی از علل پیدایش قطب جنوب در شمال تهران معرفی شده است!...

18:خاطره : به عملی می گویند که افراد بعد از خوردن پسته های لب خندان زیاد در هنگام خواب برایشان اتفاق می افتد ! و بعد آن را برای تاریخ نگاری استفاده می کنند ...!

19: دایره نظام : یک چیزی شبیه به استوانه نظام است ! منتها در کف و قاعده ی استوانه قرار دارد ! گفتنی است این دایره در سال 91در مشهد برای اولین بار توانست پوست موز کف خیابان را به مراسم شب قدر ربط دهد ! فعلا در حال تکاپو برای ریاست مجلس است....

20:مناظره : به کاری می گویند که برخی افراد بعد از چهار سال هنوز احساس سوختگی ناشی از آن را در ... خود حس می کنند ! و برای همین از انجام مناظره دوباره در باب مسائل اقتصادی طفره می روند...

21:ویژه خواری : به عملی می گویند که اگر کسی که از ما نباشد انجام دهد فساد است ! ولی اگر کسی از ما باشد انجام دهد از نبوغ اقتصادی وی به حساب میاید ! گفتنی است افرادی با 12 اتهام اقتصادی و امنیتی هیچ گاه ویژه خواری نکرده ! بلکه تغذیه ی ویژه کرده اند...

22: دانا : به افرادی می گویند که به دلیل داشتن سطح بالایی از دانش درو کردن با داس !!! می توانند هر کسی را عزل و نصب بکنند !

23: کارت زرد : به چیزی می گویند که اگر برای دولت قبل باشد ! حق است ! و اگر برای این دولت باشد ! با واکنش شدید استوانه و سایر اشکال هندسی طرفدار او مواجه می شود !

24: تئوریسین : به کسی می گویند که از شاگردان کنل ولادیمر لیاخوف روسی ( کسی مجلس ملی را  به توپ است )  باشد ! گفتنی است این فرد قبلا توسط دوستانش قرار بود شهید اصلاحات در ایران شود ! البته زهی خیال باطل ....! 

25: آشتی کنان : به عملی می گویند که از نشانه های بارز اعتدال می باشد ! فرقی ندارد که طرف مقابل  دعوا ! شیطان کوچک باشد یا بزرگ ! مهم آن است که در مواردی با هر نوع شیطان و با هر اندازه ایی ! انسان بتواند یا با تلفن یا تنها در اتاقی قهوه میل کند !

26:  دادگاه خانواده : به مکانی می گویند که در سابق برای مشکلات خانوادگی افراد بود ! ولی اکنون مکانی است برای رفت و آمد و مصاحبه با خبرنگاران با استوانه زاده ها (آقازاده ها) می باشد ! صرفا این مکان خاصیت دیگری ندارد !


27: شهرداری : آرزو بر آقازاده ها عیب نیست ! تعریف دیگری ندارد!


28: اتوبان : مکانی است که هم مردم آزار دارد و هم مداح ! و گاهی اوقات در ساعت 2 نصف شب تعدادی خبرنگار و دوربین موبایل در آنجا یافت می شود ! اکنون برای ساختن شایعه توسط یک عده از آن استفاده می شود...!

29: صراط : در عربی به معنای راه است ! ولی در فارسی به چیزی می گویند که برای افزایش بازدید و درآمد ! می توان از آن برای کوبیدن دوستان استفاده کرد !

30: چادر : به چیزی می گویند که دیپلمات های سخنگو آن را دارند ولی همسران دیپلمات های خندان بعضی هایشان آن را ندارند ...

31: دلار : در سابق از افزایش ارزش آن برای اعلام ورود آقازاده معروف به کشور و از کاهش دادن ارزش آن برای اعلام حضور استوانه در انتخابات استفاده می شده است ! و از وزن آن برای کوبین رقیب توسط اشکال هندسی شبیه به استوانه استفاده می شود ! اکنون وسیله ایی است برای ترساندن مردم از چرخ های سانترفیوژ !

32: آقوی همساده : به فردی می گویند که با آمدن دولت معتدل ! دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارد ....

33: دستشویی : مکانی است که مردم از آن برای ریختن گلاب به رویتان استفاده می کنند ! ولی مهم ترین کاربرد آن !برای مذاکره تلفنی صمیمی ترین دوست انگلیسی حقوق دان ها !!! با طرف ایرانی می باشد !

34: 800 گرم : وزن پنیری می باشد که دولت برای جلوگیری از پوکی استخوان افراد حمل کننده ی سبد کالا به مردم می دهد ...

35: کیهان : به چیزی می گویند که موی دماغ سبزک ها و بنفشک ها باشد ! میزان خارش! آن برای این افراد بسته به تحرک این افراد برای رسیدن به قدرت و همچنین بستن سایت های هسته ایی برای چرخیدن زندگی آقازاده ها و نه مردم می باشد ....



برگفته شده از فرهنگ پروازfarhangeparvaz.blog.ir
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۲/۱۱/۱۱ساعت   توسط محمد   | 
صادق زیباکلام با نگارش نامه‌ای به حسین شریعتمداری نسبت به رویکرد وی در انتقاد از توافق هسته‌ای ایران انتقاد کرد.

متن این نامه به شرح زیر است:

«بسمه تعالی

حضرت حاج حسین شریعتمداری

نماینده مقام معظم رهبری و مدیرمسئول روزنامه کیهان دامت اقباله

 با سلام و تحیات، مسبوق هستند که حقیر هفته گذشته مرقومه‌ای به جناب حجت‌الاسلام حمید رسایی معروض داشتم. در آن عریضه از جناب ایشان و همفکرانشان که بنای مخالفت با توافق هسته‌ای ژنو گذارده‌اند پرسیده بودم که فعالیت‌های هسته‌ای‌مان چه حاصل اقتصادی و کدام ما به ازایی برای رشد و توسعه کشور داشته‌اند؟

 چه به واسطه آن نامه و چه به واسطه مواضع مشابه، آن جریده شریفه مطالبی علیه اینجانب درج کرده‌اند.

 بنده به هیچ روی سودای پاسخ‌دهی به آنها را ندارم. قصدم بیشتر آن است که به استحضار برسانم که اصل سوال همچنان سر جایش باقی است. کشوری که، جناب شریعتمداری، سرانه دوا و درمان و آموزش و پرورش آن همردیف کشورهای توسعه‌نیافته و آفریقایی است، محیط زیست آن بدل به زباله‌دانی بزرگی شده و منظما دارد از بین می‌رود، سطح آب‌های زیرزمینی آن به دلیل بی‌توجهی و نبود بودجه ده‌ها متر پایین رفته و کشور را در معرض یک بحران جدی خشکسالی قرار داده، با 5،6 میلیون بیکار روبه‌روست و هزار و یک مشکل دیگر دارد، آیا درست است این همه توانش صرف برنامه‌های هسته‌ای‌اش بشود؟

 جناب شریعتمداری، گیریم بنده ناصبی، دهری، بابی، زندیق و جزء سایر ملاحده و جنود شیطانی خذلهم الله و جنابعالی و سایر موافقین هسته‌ای وفقه الله در صراط مستقیم و کامروا در هر دو دنیا. اما اصل سوال همچنان سرجایش باقی مانده: هسته‌ای چه کمکی به پیشرفت و رشد و توسعه اقتصادی ما کرده است؟

 ایام به کام باد

صادق زیباکلام

هشتم بهمن‌ماه یک هزار و سیصد و نود و دو»

 اما آقای حسین شریعتمداری پاسخ وی را اینگونه داد:

زیباکلام در نامه‌ای خطاب به مدیر مسئول کیهان که جز کیهان به سایر رسانه‌ها و سایت‌ها ارسال شده (!) می‌نویسد: کشوری که سرانه دوا و درمان و آموزش و پرورش آن هم‌ردیف کشورهای توسعه‌نیافته و آفریقایی است؛ محیط‌زیست آن بدل به زباله‌دانی بزرگی شده و منظما دارد از بین می‌رود؛ سطح آب‌های زیرزمینی آن به دلیل بی‌توجهی و نبود بودجه دهها متر پایین رفته و کشور را در معرض یک بحران جدی خشکسالی قرار داده؛ با ۵/۶ میلیون بیکار روبروست و هزار و یک مشکل دیگر دارد، آیا درست است این همه توانش صرف برنامه‌های هسته‌ای‌اش بشود؟

 وی می‌افزاید: جناب شریعتمداری، گیریم بنده ناصبی، دهری، بابی، زندیق و جزء سایر ملاحده و جنود شیطانی خذلهم‌الله و جنابعالی و سایر موافقین هسته‌ای وفقه‌الله در صراط مستقیم و کامروا در هر دو دنیا. اما اصل سوال لکن همچنان سر جایش باقی مانده: هسته‌ای چه کمکی به پیشرفت و رشد و توسعه اقتصادی ما کرده است؟

 

آقای زیباکلام توضیح نمی‌دهد که اولا بر چه مبنایی سرانه درمان و آموزش و پرورش ایران را با کشورهای توسعه‌نیافته‌ آفریقایی مقایسه می‌کند؟ ثانیا اگر ایشان واقعا غصه بیکاری و مشکلات موجود اقتصادی را دارد، چرا از متهم اول سوءاستفاده و فساد اقتصادی ۳ هزار میلیاردتومانی با این ادعای خلاف واقع که او کارآفرین است، دفاع کرد حال آن که آن غارتگر اقتصادی پول هنگفت ۳ هزار میلیاردی را نه از راه خلاقیت و تولید و کارآفرینی، بلکه با زد و بند و دادن چمدان‌های رشوه‌ای که هر کدام بالغ بر ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون رشوه را بالغ می‌شدند، به دست آورد؟

 نکته سوم این است که آقای زیباکلام چرا به جای استدلال معقول و متین، خودزنی می‌کند؟! و با مظلوم‌نمایی چنین القا می‌کند که او را ناصبی و بابی و دهری و زندیق می‌شمارند؟ در کدام رسانه به ایشان چنین تهمتی زده‌اند؟! این هم از زرنگی‌های نه چندان آمیخته با نبوع آقای زیباکلام است که به هنگام تنگ آمدن عرصه استدلال‌، اقدام به مظلوم‌نمایی و تحریک عواطف می‌کند. آقای زیباکلام با همان ادبیات آمریکایی‌ها مدعی شده باید غنی‌سازی را جمع کرد و آقای داریوش سجادی اصلاح‌طلب و مشاور سابق کروبی در واکنش به اظهار نظر ایشان گفت؛ این حرف، شبیه سخنان سپهبد رزم‌آرا در بحبوحه نهضت ملی شدن نفت است مبنی بر اینکه ملت ایران وقتی نمی‌تواند آفتابه بسازند، چه ادعایی برای ملی کردن نفت دارند.

 جوهر استدلال آقای زیباکلام این است که برنامه هسته‌ای به هزینه‌ها و دردسرهایش نمی‌ارزد. اما سوال این است که آیا مسئله ما با آمریکا صرفا همین برنامه هسته‌ای است؟! اگر مثلا همین آمریکایی‌ها گفتند آقای زیباکلام و بقیه ملت ایران نباید نفس بکشند چون باعث آلودگی هوا و تولید دی‌اکسید کربن می‌‌شوند! یعنی آقای زیباکلام و بقیه ملت ایران باید نفس نکشند؟! اگر آمریکایی‌ها گفتند ما پیشرفت ایرانی‌ها در حوزه نانوتکنوژی و... را نمی‌پسندیم باید تعطیل کنیم؟ غیرت آقای زیباکلام کجا ممکن است گل کند؟ یعنی ملت ایران باید اختیار حیات و ممات خود را به آمریکا و انگلیس بسپارند؟ اگر این‌گونه است که آقای زیباکلام نباید در تمجید از دکتر مصدق قلمفرسایی کند بلکه باید او را نیز تخطئه کند که چرا کم یا زیاد دنبال بومی و ملی کردن صنعت نفت بود.

 شما آقای زیباکلام الحمدلله ناصبی و زندیق نیستید اما در سرمقاله آن روزنامه غربگرا اذعان کردید که اگر به جای صادق زیباکلام، نام شما جانسون و اسمیت بود، حالا نظریات شما را در غرب حلوا حلوا می‌کردند!

 و اما بعدالتحریر؛ آقای زیباکلام! این بود پاسخ بنده تا ببینیم انشای بعدی شما چه باشد؟!
 

در ادامه جواب یک دانشجو را می خوانید:

به گزارش صابرنیوز،حمید رحیمی یکی از کابران شبکه های اجتماعی نوشت: جناب آقای زیباکلام ـ با سلام مهر ماه سال گذشته ابوی اینجانب متاسفانه و به جفا عمرشان را دادند به شما و به سرای باقی شتافتند! خدا اموات شما را بیآمرزد و هر چه خاک آن مرحوم است بقای عمر جنابعالی باشد. خدا بیآمرز بازنشسته نیروی هوائی ارتش شاهنشاهی بود. در قسمت RPC مسئولیت نگهداری و تعمیر و آماده سازی هواپیماهای جنگی برای پرواز را به عهده داشت. روزی در محل خدمت قطعه ای از قطعات هواپیما از دستش به زمین افتاد و یکی از مستشاران آمریکائی حاضر در محل (!) ابوی را مورد مواخذه قرار داد و آن خدابیآمرز هم نگذاشت و نه برداشت و با کوبیدن یک سیلی به گوش آن اجنبی بر سرش فریاد زد که: به تو چه!؟ مملکت خودمه و اینم (قطعه هواپیما) مال خودمونه. اصلاً می خواهم بشکنمش. به شما چه ربطی داره!؟

 

خدا بیآمرز بخاطر این جسارت یک هفته بازداشت شد و بعد از آزادی توسط فرمانده پایگاه (تیمسار ص) احضار شد و با توجه به شناخت تیمسار از حُریت ابوی دلسوزانه ایشان را نصیحت کرد که: سید می فهمی چی کار می کنی!؟ مملکت مال این آمریکائی هاست اونوقت تو برای اونا شاخ و شونه می کشی!؟ سرت رو بنداز پائین زندگیت رو بکن! علی ایحال این خاطره را گفتم تا خدمت جنابعالی معروض دارم: جناب آقای زیباکلام مرقومه شریفه شما در مورد ضرورت واگذاری انرژی هسته ای بدلیل نارضایتی «کدخدا» رویت شد.

 

محترمانه به آن «کدخدا» بفرمائید: بهمن ماه 57 در این مملکت انقلابی صورت گرفت که بعد از آن ایرانیان مصمم شدند استقلال خود را به بهای «دست تفقد شما بر سرشان» در معرض حراج نگذارند و دیگر قد رعنای خود را با مکیال مُعـَوَج شما گـز نکنند! لذا بقول ابوی به ایشان بفرمائید: «به شما چه؟» اصلاً ما می خواهیم مملکت مان را با دست خود آتش زده و به دریا بریزیم! به شما چه ربطی دارد!؟ از چه زمانی شما دایه مهربان تر از مادر برای ایرانیان شده اید؟

 

چرا باید دروغ های شما بابت انرژی هسته ای مسالمت آمیزمان را پذیرفته و موظفیم به اسم تامین اطمینان خاطر بابت آن دروغ ها، باج خواهی تان را گردن نهیم!؟ جناب زیبا کلام به «کدخدا» بگوئید: سایه نامبارک خود را از طریق تحریم ها از سر ملت ایران «لطفاً» کم کنند و بی جهت و بیش از این موجبات کراهت ایرانیان از خود را تعمیق نفرمایند!؟ الباقی بقای عمرتان (!) ایرانیان خود بلدند در سایه نبود شرارت «شما» مشکلات شان را راساً حل کنند! .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۹ساعت   توسط محمد   | 
 وطن امروز نوشت، دولتی که با حرامیان عالم، از در مذاکره همراه با رعایت آداب وارد می‌شود و حتی حلقه «هوش و ادب» به گوش خلف سیاهکار بوش می‌بندد، شگفتا! به ملت خود که می‌رسد، کلام بر مدار اهانت می‌راند. ظاهرا جرم ما این است که اوباما و جان کری و نتانیاهو نیستیم و الا بعضی‌ها نشان داده‌اند دشمن را بیش از دوست درک می‌کنند.

توافق‌شان با دشمن است و دشمنی‌شان با ما! من حالا می‌فهمم حکمت این سخن پندآموز را؛ «مردانی که در خانه، با اهل و عیال، بد تا می‌کنند، اتفاقا در برابر قداره‌بند سر خیابان، کتک‌خور ملسی دارند». جز این، چیست مگر توافق ژنو؟! هسته‌ای تعطیل شود، در ازای اینکه قلیل‌ترین حق تو را قسطی، آیا بدهند؛ آیا ندهند!

وقتی بعضی‌ها در خانه ملت، نیمی از ملت را تلویحا «افراطی، خشونتگرا و تک‌رأی» می‌نامند، مشاور ارشد هم برمی‌دارد و تصریحا «رای به بی‌قانونی» می‌خواند، رای همه آن کسانی که جز به شیخ حسن روحانی رای داده‌اند. یعنی به زعم ایشان، هم من که به قالیباف رای داده‌ام، رای به «بی‌قانونی» داده‌ام، هم تقریبا نیمی از ملت که به دیگر نامزدها رای داده‌اند. گویی رای ندادن به آقای روحانی، بیش از آنکه نماد تضارب آرا باشد، بیانگر ارتکاب ذنبی است بشدت لایغفر.

اما آقای قالیباف، شهردار محترم تهران! من به شما رای داده‌ام یا به بی‌قانونی؟! اگر رای به شما، رای به بی‌قانونی نیست -که نیست- چرا از رای من و ما به خودتان دفاع نمی‌کنید؟! و چرا جواب توهین به این بزرگی را نمی‌دهید؟! روی سخن این سؤال با دیگر نامزدهای انتخابات هم هست. آیا هر آنکه به هر دلیل، به شما رسیده و رای داده، رای به بی‌قانونی داده؟! و آیا اصل این رای، بی‌قانونی بوده یا نماد آن‌که شما باشید؟! به خدا سوگند، به ما و مصادیق رأی‌مان، مهم‌ترین اتهامی که هرگز نمی‌چسبد، همین تهمت زشت و زننده «بی‌قانونی» است. اگر کسی می‌خواهد «بی‌قانونی» را بشناسد، بهتر است داستان سران فتنه سال ۸۸ را بخواند. بی‌قانونی اصل کاری، رفتار و گفتار هشتاد و هشتی همان دربه‌در آواره و از اینجا مانده و از آنجا رانده‌ای است که با علم بر فقدان تقلب، در این دروغ بزرگ دمید و هم‌پیاله با قانون‌شکنان، نفاق و خیانت را بدان حد رساند که دیگر حتی مراجع ذاتا مهربان تقلید هم، او را به حریم مقدس خود راه نمی‌دهند.

آری! برای ما عین آب خوردن بود که کاری می‌کردیم بعضی‌ها به جای مذاکره با حرامیان عالم، دربه‌در دنبال رایزنی با ما می‌گشتند که کف خیابان را رها کنیم تا دولت در شرف تشکیل‌شان اساسا بتواند نفسی بکشد. فی‌المثل، برای نماد مدیریت جهادی، کار دشواری بود که به جای تبریک زودهنگام به آقای روحانی، نشانی کف خیابان بی‌قانونی را به هواداران خود نشان دهد؟! ایضا سایر نامزدها، آیا نمی‌توانستند با دولت تازه روی کار آمده، کاری کنند که جناب ترکان، دقیق‌تر ملتفت بی‌قانونی شوند، بلکه دیگر این همه نعمت قانون‌گرایی دیگران را کفر نگویند؟! من واقعا عذر می‌خواهم، اما از قرار، خوبی قانون‌گرایی اگر از حد بگذرد، نادان خیال بد کند! شاید ما خیلی زود به فرد پیروز انتخابات، تبریک گفتیم که حالا ناسزای بی‌قانونی، توسط مشاوران ارشد، سهم‌مان شده است! صدالبته، تعهد ما به نظام و تعلق ما به قانون، بسی بیش از آن است که از کرده خود نادم باشیم، لیکن دولت محترم اگر زور بازویی دارد، خوب است آنرا خرج دشمنان ملت کند، نه نیم دیگری از همین ملت. بگذریم!

دیروز، روز سیاهی بود. من تعجب می‌کنم از بعضی حقوق‌خوانده‌ها که معنای مسلم واژه «تسلیم» را نمی‌دانند. تسلیم دشمن در برابر ملت ایران، آنجا بود که ما در سوریه، روی موضع مقاومت ایستادیم، صرف نظر از دولت، با دست‌فرمان انقلابی اصل نظام، حزب‌الله، خون شهدا و خشم انقلابی خمینی، بی‌آنکه ذره‌ای از حق خود کوتاه بیاییم، دشمن را وادار به دعوت از جمهوری اسلامی کردیم. آنچه در ژنو گذشت، قدر مسلم، تسلیم دشمن در برابر ما نبود! آن روز که عمارت هسته‌ای را شهدای ما با خون خود بالا بردند، دشمن در برابر ما تسلیم شد! نه دیروز که روز سیاهی بود. دیروز انرژی هسته‌ای، حق مسلم ما نبود... و نبود! تعارف که نداریم. حرف را صاف بزن! از دیروز توافقنامه ژنو اجرا شد؛ سانتریفیوژها از چرخش باز ایستادند، عکس شادی اوباما هست... و هیچ کدام از این حرف‌ها برای «علیرضا» پدر نمی‌شود!
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۱ساعت   توسط محمد   |