آخوندخراسانی، به ولایت مطلقه فقیه در روزگار غیبت باور داشته است. اما در سالهای اخیر، كسانی با انگیزه‌های سیاسی تلاش كرده‌اند كه دیدگاه ایشان در برابر دیدگاه امام خمینی قرا داده و او را منكر ولایت فقیه قلمداد كنند.

حجت‌‌الاسلام والمسلمین محمدصادق مزینانی در مقاله‌ای به دیدگاه آخوندخراسانی درباره ولایت مطلقه فقیه می‌پردازد.

این محقق و پژوهشگر فقه، در این مقاله به اثبات دیدگاه آخوندخراسانی به ولایت فقیه پرداخته و با دقت و درنگ در آثار علمی و فنی، رساله‌ها، سیره عملی، احكام و اجازه‌ها و مطالعه رساله‌های عملیه و نیز حواشی ایشان بر دیگر رساله‌ها؛ به شبهه‌هایی كه در این باره است پاسخ داده است.

محورهای یاد شده بیان‌گر آن هستند كه آخوندخراسانی در اندیشه و عمل، ولایت مطلقه فقیه را پذیرفته و بر اساس آن احكام ولایی و حكومتی بسیاری صادر كرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۳۰ساعت   توسط محمد   | 

نشریه «خط حزب‌الله» در صد و چهل و دومین شماره می نویسد: یکشنبه‌ هفته‌ی جاری، رهبر انقلاب با هیأت دولت برای حل مشکلات اقتصادی کشور جلسه‌ای برگزار کردند. در این جلسه، رهبر انقلاب، "شرایط" و "اقداماتی" که در این مقطع زمانی، دولت می‌بایست انجام دهد را برشمردند. گرچه از این دیدار، صرفا خبر آن منتشر شد، اما نظر به اهمیت بیانات رهبر انقلاب در این دیدار، خط حزب‌الله بخش‌هایی از آن را منتشر می‌کند:در میدان نبرد و مبارزه آنچه بیش از همه به آن احتیاج دارید این است که روحیه‌ی تحرّک، روحیه‌ی پیشرفت، روحیه‌ی مبارزه‌ی با شرایط را در خودتان تقویت کنید؛ این شرط اول است. شجاعت ورود در میدان را به خودتان [بدهید]، عزم راسخ در این زمینه را داشته باشید. مشکل طبعاً پیش می‌آید.

دو جور آدم در مواجهه با مشکل
همواره در اجتماعات، در جوامع، در کشورها مشکل پیش می‌آید. در مواجهه‌ی با مشکل، دو جور آدم داریم: یک جور آدم هست که وقتی با مشکل مواجه می‌شود احساس مسئولیت مضاعف پیدا می‌کند، جوششِ غیرت پیدا می‌کند. وقتی می‌بیند مشکل پیش آمد انگیزه‌ی او مضاعف می‌شود، احساس مسئولیتش مضاعف می‌شود، احساس می‌کند تحرّک بیشتری باید انجام بدهد، وارد میدان بشود.
یک جور آدم هم هست که وقتی با مشکل مواجه شد دچار یأس و ترس و منفی‌بافی و "نمی‌شود" و "نمی‌توانیم"و "چکار کنیم" و این چیزها میشود. مدیران دولتی باید از نوع اول باشند یعنی وقتی با مشکل مواجه میشوند این روحیه در آنها وجود داشته باشد؛ روحیه‌ی برخورد، روحیه‌ی "می‌توانیم"، روحیه‌ی "حتماً اقدام می‌کنیم"، این یک مسئله است؛ شجاعت در اقدام و روحیه‌ی برخورد با مشکل به‌صورت عاقلانه و مدبرانه.
طبعاً هر مشکلی، نوعی برخورد لازم دارد... این را باید همه‌ی دوستانی که در کار دولت هستند هم خود شما، هم مدیران زیردست شما [داشته باشند.] بنده گاهی دیده ام در یک وزارتخانه مثلاً مدیر دارای روحیه‌ی خوب، قوی، پرانگیزه، می‌آیند، صحبت می‌کنند، می‌گویند، و آدم احساس می‌کند که انگیزه‌ی قوی‌ای وجود دارد.

باید تصویر دولت، تصویر گروهی کارآمد باشد
بایستی تصویر دولت در چشم مردم تصویر یک گروه توانا و کارآمدی باشد که دارند تلاش می‌کنند. حالا البته انسان تلاش که می‌کند همیشه موفق نمی‌شود، نفْس اینکه دارند تلاش می‌کنند و کار می‌کنند برای مردم جذاب است. شما ملاحظه کردید ما در بازی فوتبال امسال در مقابل اسپانیا گل خوردیم اما همه، تیم ما را تأیید کردند ... گفتم: «کارتان عالی بود». مردم هم آمدند در خیابان‌ها در حالیکه گل خورده بودیم. چرا؟ چون خوب بازی کردند، چون همه دیدند که اینها در میدان تلاش کردند، عرق ریختند، ابتکار به خرج دادند، شجاعت به خرج دادند. دروازه‌بان با هوشمندی و فداکاری و سرعت عمل یک کاری کرد که کارستان بود. مردم وقتی این را از شما ببینند برایتان شعار می‌دهند، به نفعتان شعار می‌دهند، این باید احساس بشود. آدم ممکن است مشکل را هم یک جایی نتواند حل کند. همین قدر که بدانند وارد میدان هستید و دارید تلاش می‌کنید، روز و شب نمی‌شناسید، به مردم پیام اقتدار را می‌دهد. باید احساس بکنند دارد کار می‌شود.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۴/۲۹ساعت   توسط محمد   | 

حسین شریعتمداری، مدیر مسؤول روزنامه کیهان دریادداشتی با عنوان "تک‌تابعیتی،نه دو‌تابعیتی!" نوشت:

خبر دوتابعیتی بودن سفیر جدید جمهوری اسلامی ایران در فنلاند، بلافاصله پس از انتشار، به یک خبر داغ- و البته بسیار مهم- تبدیل شد.

خانم فرشچی این خبر را تکذیب کرده است ولی آقای کریمی‌قدوسی، رئیس‌کمیته تحقیق و تفحص مدیران دو‌تابعیتی مجلس اعلام کرد که، ایشان معاون محیط‌زیست دریایی سازمان محیط‌زیست دوتابعیتی است و تابعیت آمریکا را دارد.

اینکه سفیر جدید ایران در فنلاند دوتابعیتی است یا نه، علی‌رغم اهمیت آن، موضوع این وجیزه نیست. در این نوشته روی سخن با کسانی است که از کنار پدیده «دوتابعیتی‌ها» به آسانی عبور می‌کنند و اصرار دارند آن را کم ‌اهمیت قلمداد کنند! بخوانید!

۱- کسانی که به تابعیت آمریکا در‌می‌آیند «دو‌تابعیتی» نیستند، بلکه مطابق سوگندی که یاد می‌کنند باید تابعیت قبلی خود را رها کرده و تنها در تابعیت آمریکا باشند. در اولین جمله از متن سوگندی که داوطلبان کسب تابعیت آمریکا یاد می‌کنند و مطابق قوانین آمریکا ملزم به آن هستند، آمده است؛ «سوگند یاد می‌کنم که هرگونه تابعیت و ملیت قبلی خود را به طور کامل ترک کنم».

I hereby declare, on oath, that I absolutely and entirely renounce and abjure all allegiance and fidelity to any foreign prince, potentate, state, or sovereignty of whom or which I have heretofore been a subject or citizen.

از این روی کسی که تابعیت آمریکا را می‌پذیرد دو‌تابعیتی نیست، بلکه تابعیت ایرانی خود را به‌طور کامل نفی کرده و فقط یک تابعیت دارد و آن تابعیت آمریکا‌ست.

۲- کسانی که تابعیت اصلی خود را رها کرده و به تابعیت آمریکا در می‌آیند رسما متعهد می‌شوند که در جنگ و یا هرگونه درگیری و تخاصم آمریکا با یک کشور ثالث، مانند سایر اتباع آمریکا در خدمت دولت و ارتش آمریکا باشند و از منافع آمریکا در مقابل طرف درگیر دفاع کنند!

۳- آمریکا بارها به صراحت اعلام کرده است که براندازی جمهوری اسلامی را به‌عنوان یک خط استراتژیک در دستور کار دارد و طی۴۰ سال گذشته نیز هیچ فرصتی را برای کینه‌توزی و دشمنی علیه ایران و ایرانی از دست نداده است.

۴- اساسا کسی که به تابعیت کشور دیگری در می‌آید، آن کشور را به وطن خود ترجیح داده است. چرا که در پذیرش تابعیت وطن خود اراده‌ای نداشته است ولی تابعیت کشور دیگر را با میل و اراده خویش پذیرفته است!

۵- با توجه به نکات یاد شده، سپردن مسئولیت‌ها و مدیریت‌های نظام به افرادی که به تابعیت آمریکا درآمده‌اند، یعنی سپردن مسئولیت‌های جمهوری اسلامی ایران به اتباع آمریکا. آنهم نه اتباع معمولی آمریکا که بعضا با مواضع و عملکرد دولت آمریکا موافق نیستند، بلکه سپردن مسئولیت به آن دسته از اتباع آمریکا که سوگند خورده‌اند با جمهوری اسلامی ایران به مقابله برخاسته و سر جنگ داشته باشند!

۶- و بالاخره بدیهی است که سخن درباره سفیر جدیداً معرفی شده ایران برای فنلاند نیست و امیدواریم همانگونه که خود گفته‌اند تابعیت آمریکایی نداشته باشند و در گزارش کمیته تحقیق و تفحص مجلس ‌اشتباهی رخ داده باشد. سخن درباره تک‌تابعیتی‌هایی است که به غلط دوتابعیتی معرفی می‌شوند و متاسفانه در برخی از مسئولیت‌ها و مدیریت‌های نظام جاخوش کرده‌اند!

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۴/۲۹ساعت   توسط محمد   | 

پاسخ اجمالی

هر دو مکتب شیعه و معتزله، عدل را به عنوان یکی از اصول مذهب خود اعلام می نمایند و هر دوی آنها به حسن و قبح عقلی معتقدند، بدین معنا که موضوعاتی وجود دارند که حتی اگر حکمی در ارتباط با آنها از جانب شرع مقدس نازل نشده باشد، عقل بشری به تنهایی می تواند خوبی و یا بدی آنها را تشخیص دهد و ظلم نیز یکی از این موارد است که عقل هر بشری آن را قبیح و زشت می داند و بر این اساس، خداوند نمی تواند مرتکب چنین قبیحی شود و لزوما پروردگار، در رفتار خود، عدالت را پیشه خواهد نمود. تفاوت این دو مذهب در آن است که معتزله، برای خروج از این بن بست که اگر تمام کردار بشر را به خدا نسبت دهیم، ثواب و عقاب او را منافی عدالت خواهیم یافت، توحید افعالی را زیر سؤال برده اند، اما شیعه، بدون آن که توحید افعالی را منتفی بداند و رفتار بشر را کاملا مستقل فرض نماید، با بیان این که فعل بشر در طول فعل خدا است و نه در عرض آن، بدون آن که از اعتقاد به عدالت خداوند دست بردارد، از این بن بست خارج شده است.

پاسخ تفصیلی

تفاوت معتزله و شیعه در موضوع عدل از این نکته سرچشمه می گیرد که با این که هر دو گروه، عدل را به عنوان اصلی از اصول مذهب خود معرفی نموده اند، اما معتزله برای اثبات عدل، توحید افعالی را به چالش کشیده اند. توحید افعالی به این معنا است که فاعل تمام کارها، چه خیر و چه شر، خداوند بوده و غیر از او فاعلی وجود نخواهد داشت و اصولا تا خداوند اراده ننماید، وقوع هیچ اتفاقی ممکن نخواهد بود.[1] گویا این ابهام برای معتزله به وجود آمده است که اگر فاعل تمام کردارهای خیر و شر، خداوند است، پس ثواب و عقاب و بهشت و جهنم چگونه با عدالت سازگار خواهد بود؟ بنابراین، نباید توحید افعالی را پذیرفت و فعل هر شخصی را تنها باید منتسب به خود او دانست و نه به پروردگار، تا بتوان ثواب و عقاب را منطبق بر عدالت ارزیابی نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۲۵ساعت   توسط محمد   | 

142 الكتب المعتمدة عند الشيعة في الحديث هي: «الوسائل» للحر العاملي المتوفى سنة 1104هـ و«البحار» للمجلسي المتوفى سنة 1111هـ و«مستدرك الوسائل» للطبرسي المتوفى سنة 1320هـ، فجميعها متأخرة! فإن كانوا قد جمعوا تلك الأحاديث عن طريق السند والرواية فكيف يثق عاقل برواية لم تسجل طيلة أحد عشر قرناً أو ثلاثة عشر قرناً؟! وإن كانت مدونة في كتب، فلمَ لم يُعثر على هذه الكتب إلا في القرون المتأخرة؟! ولِمَ لم يجمع تلك الروايات متقدموهم؟! ولِمَ لم تذكر تلك الكتب وتسجل في كتبهم القديمة؟!

 شبهه:

از کتاب­های حدیثی اصلی شیعه، کتاب «وسائل الشیعه» شیخ حر عاملی، کتاب «بحار الانوار» مجلسی و کتاب «مستدرک الوسائل» طبرسی می­باشد که همگی این نویسندگان از متأخرین بوده و در سال­های 1104 ه ق، 1111 ه ق و 1320 ه ق می­زیستند. چگونه شیعه به روایات کتبی که همگی از متأخرین هستند اعتماد می­کند؟

پاسخ:

کتاب­های وسائل­الشيعه شيخ حر عاملي، بحار الانوار علامه مجلسي و مستدرك الوسائل مرحوم حاجي نوري از کتب دسته اول روایی شیعه نمی­باشند بلکه از منابع متأخر می­باشند که از کتب دست اول روایی شیعه اخذ شده­اند که آن کتاب­ها به کتب اربعه معروف می­باشند که در ادامه توضیحات مختصری درباره کتب اربعه ارائه می­شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۲۱ساعت   توسط محمد   | 

    9  ذكر الكليني في كتابه الكافي([25]) : «حدثنا عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَجَّالِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ( عليه السلام ) فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلَامِي، قَالَ فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّه) (عليه السلام ) سِتْراً بَيْنَهُ وبَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ، قَالَ : قلْتُ :جُعِلْتُ فداك ..... ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ : وإِنَّ عِنْدَنَا لَمُصْحَفَ فَاطِمَةَ ( عليها السلام ) ومَا يُدْرِيهِمْ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ ( عليها السلام )، قَالَ: قُلْتُ: ومَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ ( عليها السلام )؟ قَالَ :مُصْحَفٌ فِيهِ مِثْلُ قُرْآنِكُمْ هَذَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، واللَّهِ مَا فِيهِ مِنْ قُرْآنِكُمْ حَرْفٌ وَاحِدٌ، قَالَ: قُلْتُ :هَذَا واللَّهِ الْعِلْمُ، قَالَ :إِنَّهُ لَعِلْمٌ ومَا هُوَ بِذَاكَ». انتهى.

فهل كان الرسول صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم يعرف مصحف فاطمة؟! إن كان لا يعرفه، فكيف عرفه آل البيت من دونه وهو رسول الله؟! وإن كان يعرفه فلماذا أخفاه عن الأمة؟! والله يقول: { يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ }ـ  [المائدة:67-77].

 

شبهه:

کلینی در کتابش (کافی، ج 1، ص 239) می‌گوید: «شماری از اصحاب ما از احمد بن محمد، از عبدالله بن حجال، از احمد بن عمر حلبی، از ابی بصیر روایت می‌کنند که گفت: پیش امام صادق(ع) آمدم و به او گفتم: فدایت شوم! می‌خواهم از تو مسئله‌ای بپرسم. و آیا این‌جا کسی هست که صدایم را بشنود؟ می‌گوید: آن‌گاه ابوعبدالله پرده‌ بین دو خانه کنار زد و نگاهی کرد و فرمود: هر چه می‌خواهی بپرس، می‌گوید: گفتم فدایت شوم ... آن‌گاه او لحظه‌ای سکوت کرد و سپس توجهی نمود و فرمود: مصحف فاطمه پیش ماست، مردم چه می‌دانند مصحف فاطمه چیست! می‌گوید: گفتم مصحف فاطمه چیست؟ گفت: مصحفی است سه برابر قرآنی که در دست شماست، به خدا حتی یک حرف قرآن که در دست شماست هم، در آن نیست، می‌گوید: گفتم: به خدا علم کامل این است، فرمود: این هم علم است، ولی علم کامل نیست.»

آیا پیامبر (ص) و اصحاب او مصحف فاطمه (س) را می­شناختند و از آن آگاهی داشتند؟! اگر پیامبر آن‌را نمی‌دانست و از آن خبر نداشت چگونه اهل بیت از آن با خبر بودند؟! در حالی که او پیامبر بود، و اگر آن‌را می‌دانست و از آن خبر داشت چرا آن‌را از امت پنهان کرد؟! و حال آن‌که خداوند متعال می‌فرماید: «ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر چنین نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای.»

پاسخ آن را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۹ساعت   توسط محمد   | 

 «حسین شریعتمداری» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت: می‌گویند در آن زمان‌های قدیم و ندیم، شخصی نزد نجاری رفت و برای کودکش که تازه به دنیا آمده بود سفارش ساخت یک گهواره داد. نجار اما در ساخت گهواره امروز و فردا می‌کرد و هر روز و هفته قول روز و هفته دیگر را می‌داد! تاخیر نجار آنقدر به درازا کشید که کودک بزرگ شد و ازدواج کرد و صاحب فرزند شد. کودکِ آن‌روزها نزد نجار رفت و با یادآوری سفارش پدرش از نجار خواست که حالا دیگر گهواره را برای فرزند او بسازد! و نجار با شرمندگی تیشه را برداشت که برای ساخت گهواره بر تکه چوبی فرود آورد ولی تیشه به پای خودش اصابت کرد و خون جاری شد و با عصبانیت گفت؛ پدران ما یک چیزی می‌دانستند که می‌گفتند؛ بر کار عجله لعنت!


دیروز آقای قاسمی سخنگوی محترم وزارت امور خارجه اعلام کرد؛ «اخراج ۲ دیپلمات کشورمان از هلند، غیرسازنده و غیردوستانه است و حق عمل متقابل برای ما محفوظ است»! آقای قاسمی در ادامه گفت؛ «دستیار وزیر امور خارجه کشورمان بلافاصله با احضار سفیر هلند در تهران، مراتب اعتراض رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران را نسبت به این عمل غیردوستانه ابلاغ کرد»!

وزارت امور خارجه در حالی ادعا می‌کند که «بلافاصله بعد از اخراج ۲ دیپلمات کشورمان سفیر هلند در تهران را احضار کرده و مراتب اعتراض جمهوری اسلامی ایران را به وی ابلاغ کرده است» که ۲ دیپلمات کشورمان یکماه و چند روز قبل از هلند اخراج شده و به ایران بازگشته‌اند -‌بخوانید دیپورت شده‌اند- و معلوم نیست که خبر این اقدام خصمانه و اهانت‌آمیز هلند را با چه توضیح و توجیهی پنهان کرده بودند؟! و چرا بعد از یکماه و چند روز سکوت درباره اخراج این ۲ دیپلمات، ادعا می‌کنند که  بلافاصله سفیر هلند در تهران را احضار کرده و...!

وادادگی و مماشات وزارت امور خارجه در مقابل کشور کوچک و کم‌اهمیتی مانند هلند که اگر دو عدد پونز روی نقشه آن بزنید از نقشه محو می‌شود! در حالی است که دولت هلند طی چند سال گذشته کارنامه سیاه و آلوده به دهها جنایت علیه کشورمان دارد که ایجاد بنیاد «هیفوس» برای سازماندهی تروریست‌ها و ضدانقلابیون فراری، تاسیس دفتری با مدیریت الیزابت چنی، دختر دیک چنی، معاون جرج بوش برای آموزش روزنامه‌نگاران در جریان فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸ و... فقط ‌اندکی از آن بسیارهاست و اما جنایت‌بارترین نمونه آن که اخیرا فاش شد، اینکه دولت هلند به محمدرضا کلاهی عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی پناهندگی سیاسی داده بود و برای پیشگیری از شناخته شدن او، نام مستعار «علی معتمدی» را بر وی نهاده و با همین نام مستعار برای این تروریست وحشی اسناد اقامتی صادر کرده بود.

انتخاب نام مستعار برای کلاهی و صدور اسناد اقامتی با همین نام برای او به وضوح حاکی از آن است که دولت هلند از هویت واقعی این جنایتکار با خبر بوده است و دقیقا به همین علت است که امروزه -‌بعد از هلاکت کلاهی و افشای هویت واقعی او- برخی از احزاب سیاسی هلند، دولت این کشور را به اتهام حمایت از تروریست‌ها زیر سؤال برده و در این خصوص توضیح می‌خواهند.

دولت هلند باید به جرم حمایت از تروریست‌هایی که دستشان به خون ۱۷ هزار ایرانی آغشته است در جایگاه متهم قرار گرفته و در مقابل مطالبات ایران اسلامی پاسخگو باشد، نه آنکه در جایگاه طلبکار بنشیند و ۲ دیپلمات کشورمان را اخراج کند و در همان حال وزارت خارجه کشورمان به جای برخورد مقتدرانه و حفظ عزت مردم این مرز و بوم، با این دولت جنایتکار مماشات که هیچ! بلکه به نوعی اظهار ضعف و خودباختگی کند! و در مقابل اقدام خصمانه دولت هلند در اخراج دیپلمات‌های کشورمان، یکماه و چند روز سکوت کند و بعد هم به خلاف‌گویی روی آورده و ادعا کند بلافاصله سفیر هلند را احضار کرده است! و درباره این اقدام غیردوستانه! -‌به جای جنایتکارانه- توضیح خواسته است!

وزارت خارجه باید درباره این اقدام پلشت خود که نادیده گرفتن عزت نظام و حرمت مردم ایران است در پیشگاه ملت پاسخگو باشد، اگر چه دستگاههای نظارتی نیز در این خصوص وظیفه خاص خود را دارند و نبایستی و نمی‌توانند از کنار آن بی‌تفاوت عبور کنند.
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۷ساعت   توسط محمد   | 

واژه اهل سنت از دو كلمه اهل و سنت تشكيل شده است. «اهل» در لغت به معناي گروهي است كه در امري از امور با هم شريك باشند(1) و «سنّت» در لغت به معناي طريقه و روش است(2) كه اين واژه از ديرباز و قبل از اسلام در اشعار جاهليت نيز به كار رفته است(3)

سنت در اصطلاح در معاني متعددي همچون: استحباب؛ عمل مطابق عمل صاحب شرع؛ آثار رسيده از پيامبر(ص)، صحابه و تابعين؛ قول، فعل و تقرير پيامبر(ص)، به كار مي رود.(4)

سنّت در اصطلاح كلامي، معمولاً همراه با كلمه «اهل»، يعني «اهل السنّة» و يا به اضافه واژه «الجماعة»، يعني «اهل السنّة و الجماعة» مي آيد(5) كه نام مذهبي از مذاهب اسلام است.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۶ساعت   توسط محمد   | 

 

حسن روحانی رئیس جمهور در پاسخ قاطع به تهدیدات اخیر ترامپ که مدعی شده بود، اجازه نمی دهد حتی یک قطره نفت ایران صادر شود، گفته بود: نفت ایران صادر نشود یعنی نفت منطقه هم صادر نمی‌شود.
پاسخ قاطع رئیس جمهور کشورمان به تهدیدات نفتی دونالد ترامپ بازتاب گسترده ای در رسانه های خارجی داشت و بسیاری از این پاسخ به بسته شدن مهمترین آبراه نفتی جهان یعنی تنگه هرمز تعبیر کرده بودند.
تنگه هرمز که روزانه یک سوم از نفت جهان از طریق آن ترانزیت می شود، یک آبراه استراتژیک است که تولید کنندگان نفت خاورمیانه را به بازارهای مهم نفتی در آسیا اقیانوسیه، اروپا، آمریکای شمالی و سایر مناطق متصل می سازد.

نقشه استراتژیک تنگه هرمز در انتقال نفت جهان را در ادامه ببینید:

 
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۶ساعت   توسط محمد   | 

 سودابه آقاجانیان که هم‌اکنون اجرای برنامه آفاق را از شبکه افق به‌عهده دارد،از ماجرای بازی در تئاتر و سینما و مجری‌گری در تلویزیون می‌گوید. سفارش رهبر انقلاب به مجری چادری تلویزیون به گزارش جهان نيوز به نقل از تسنیم، سودابه آقاجانیان مجری تلویزیون و بازیگر سابق سینما و تئاتر در بخشی از گفتگو با تسنیم، با اشاره به ورود خود به سازمان صداوسیما با هیبت کاملا محجبه و چادری، گفت: به غیر از همسرم، خانواده همسرم به شدت مخالف آمدن من به سازمان بودند. مذهبی شدید بودند، اولین بار است که به صراحت می‌گویم به شدت دعواهای عجیب و غریبی در خانه، در نبود من شد که حتی به همسرم این ایراد را می‌گرفتند که تو چطور اجازه می‌دهی همسرت برود جایی که مثلا اینگونه است و تصوری که از سازمان داشتند تصور خیلی عجیب و غریبی بود. وی افزود: البته همسرم بسیار پشتیبان و همراه بودند و بعدا شکر خدا همین خانواده که آنقدر که مخالف بودند اعتقاد داشتند که بمان کار کن. آقاجانیان ادامه داد: من بازیگری را زمانی که کار کردم، آقای سلحشور فقید زمانی که خواستند صبر ایوب را مقابل مقام معظم رهبری اجرا کنند، من در آن نمایش بودم. یادم است بعد از دو شبی که ما اجرا داشتیم، بعد از پایان نمایش آقا فرمودند بنشینید، ایشان می‌خواستند برایمان صحبت کنند. من همین را به ایشان گفتم که ما خیلی داریم مورد هجمه قرار می‌گیریم، ما خیلی حرف می‌شنویم، من از خانواده‌ام دارم حرف می شنوم، در سازمان حرف می شنوم، در عالم تئاتر می‌گویند یک عده گله‌ای فرستادند اینجا که فضا را عوض کنیم. ما چه کار کنیم؟ یک جمله که فرمودند که آن لحظه خیلی دلگرم کننده بود. فرمودند: بله شما مگر نمی‌دانستید وقتی وارد این کار می شوید با این شکل و شمایل، این اتفاق برایتان می‌افتد؟ اما لذتش همین است که صبر کنید و باقی بمانید و اثراتش را بعدا ببینید، هیچ دلسرد و ناراحت نشوید.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۶ساعت   توسط محمد   | 

 

به مناسبت سالگرد درگذشت آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای (پدر گرامی رهبر انقلاب اسلامی)، پوستر «روحانی زاهد» منتشر شد.

رهبر انقلاب در وصف پدرشان میگویند: آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای پنجاه سال در مشهد، امام جماعت و روحانىِ موجه و داراى مریدها و علاقه‌مندان زیاد بودند؛ ولی به معناى واقعى کلمه زاهد و به زخارف و ظواهر دنیا بى‌رغبت بودند. برایشان اهمیتى نداشت که چگونه و کجا زندگى کنند. ۷۵/۴/۱۴
منبع:کانال khamenei.ir
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۴/۱۵ساعت   توسط محمد   | 
14 تیر، سالروز ربایش حاج احمد متوسلیان: یاد یک سردار و فرمانده پاسدار از یاد ملت ایران رخت برنخواهد بست. سرداری که در مسیر آرمان بلند مبارزه با اسرائیل جایی در میان خط مقدم مبارزه با صهیونیست‌ها و در اعماق تاریخ انقلاب اسلامی ناپدید شد. فرزندی از فرزندان انقلابی ملت ایران که حقیقتاً عاشق مبارزه با صهیونیست‌ها بود.

«ما منتظریم که آقای حاج احمد متوسّلیان ان‌شاءالله بیاید؛  نگویید شهید، ما که خبر نداریم از شهادت ایشان. خداوند ان‌شاءالله که فرزند شما را -هرجا که هست، هرجور که هست- مشمول لطف و فضل خودش قرار بدهد. ما که آرزو میکنیم ان‌شاءالله خداوند این جوان مؤمن و صالح را برگرداند. بله، آقای حاج احمد متوسّلیان با همین آقای حاج همّت هم دوست و رفیق و همکار بودند؛ خداوند ان‌شاءالله همه‌شان را مشمول لطف خودش قرار بدهد».

بیانات در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدای سپاه ‌ ۱۳۷۵/۹/۲۵
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۴ساعت   توسط محمد   | 

از میان گفت‌وگوهایی که بین حضرت علامه طباطبایی(رحمه‌الله‌علیه) و هانری کربن انجام شده است، مبحثی مربوط به پیام و رسالت تشیع در جهان امروز است. که حضرت علامه در این مباحث، به این نکته اشاره نمو‌ده است، که بعد از وفات رسول گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) افرادی که دچار انحراف از جانشین واقعی آن رسول هدایت شدند، مسیری را طی کردند، که شباهت زیادی به رفتار کلیسای مسیحی داشته است. در ادامه تلاش می‌کنیم، نظر این اسلام‌شناس را با توضیحاتی که مبین این واقعیت است، از نظر بگذرانیم.
برای توضیح این مطلب ابتدا به گوشه‌ای از رفتار کلیسا در عالم مسیحیت اشاره می‌کنیم. «کلیسا» از همان زمانی که قدرت را به دست گرفت، و خویش را به عنوان پناه‌گاه عالم مسیحیت قرار داد، تلاش نمود که تعلیمات خود را بر اساس «حلول»[1] بناء نهد. کلیسا تلاش نمود که حلول الوهیت در مسیح را در خویش نیز تطبیق دهد، نه به این معنا که دربرگیرنده حلول خدا در کلیسا باشد، بلکه به این معنا که خویشتن را مرجع مطلق حکم و فرمان‌روایی قرار داد که واجب است از وی متابعت شود. کلیسا با قدرت غیر قابل معارضه‌ای که کسب کرده بود «اناجیل» را محدود ساخت و عقاید و افکار را کنترل نمود و بحث آزاد در تعالیم دینی را ممنوع کرد.
نظر در وضعیتی که اسلام بعد از رحلت نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) داشت، نشان می‌دهد که رویه‌ای کاملاً مشابه وضع روحانیت مسیحی و کلیسای نیرومند آن است؛ و در میان صحابه، همان آثار و علائم مشاهده می‌شد که در روزهای نخستین ظهور کلیسا در روحانیت مسیحی بوده است.
گرچه تفکر «حلول» به خاطر تأکیدات قرآن بر وحدانیت خداوند متعال، جایی در اندیشه اسلامی نداشت؛ ولی تفکری که حکومت را مطلق و فرمان‌روایی را بی‌قید و شرط در اختیار کلیسا قرار می‌داد، در عالم اسلام نیز در نخسیتن روز‌های بعد از رحلت رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به وجود آمد. این اندیشه که ابتدا در مورد کرسی «خلافت» مطرح شد، سپس در همه صحابه به ظهور رسید.
اين مسأله با اظهار بسيار ساده و بسيط و نسبتاً مفهوم و معقولى شروع شد و آن اين كه خلیفه اول در همان آغاز خلافت به مردم اظهار داشت، «نبى‏ اكرم در اتخاذ تصميمات و اداره امور مردم با وحى یاری می‌شود، ولى ما اكنون كه وحى آسمانى با رحلت نبى‏ اكرم(صلى‌الله‌عليه‌وآله) قطع شده، ناگزيريم در اتخاذ تصميمات لازمه به «اجتهاد» روی بیاوریم و با فكر خود تصمیم بگیریم و رفتار کنیم‏ ما نيز مانند شما گاهى راه صحیح را طی می‌کنیم و گاهى راه خطا مى‏‌پيماييم؛ اگر در امرى اشتباه كرديم با تذکر خویش ما را اصلاح کنید».[2]
این کلام خلیفه، گر چه در ابتدا بسیار ساده جلوه کرد، ولی دارای حقیقت پیچیده‌ای بود، که در آن زمان چندان به آن توجه نشد و آن اینکه آیا منظور از اجتهاد، اجتهاد در مقابل احکام و قوانین الهی بود که هیچ کس حق تصرف در آن را نداشت، و خداوند متعال حتی پیامبرش را نیز در مورد آن تهدید کرد و فرمود: «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ* لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتين [الحاقه/44-46] و اگر پيامبر حتى يك كلمه از پيش خود جعل كند و به ما نسبت دهد، با دست تواناى خود او را مى‏‌گيريم، سپس رگ گردن او را قطع مى‌‏كنيم‏». یا اینکه منظور از اجتهاد در مواردی است که اسلام سکوت کرده و باید بر اساس استنباط احکام از قرآن و سنت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) انجام گیرد!؟
این ابهام در آینده نه چندان دور، به خوبی آشکار شد، و آن اینکه خلیفه و جانشینان او برای خویش آن‌چنان شأنی قائل شدند، که حتی برای رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز قابل تصور نبود، و آن تغییر متن احکام و قوانین الهی بود، که در ادامه به گوشه‌ای از این اجتهادات اشاره می‌کنیم.
اولین نوع از این اجتهادات، در زمان خلیفه اول، تصمیم به گرفتن بیعت به هر نحوی از افرادی بود که به مخالفت با خلیفه برخواسته بودند، که نمونه بارز آن جریان حمله به خانه حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) است، و نمونه دیگری از آن مصادره‌ی فدک ملک موروثی حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) بود. و از این موارد می‌توان به جريان قتل مالك بن نويره توسط «خالدبن‌وليد» اشاره کرد که ابوبکر با اجتهاد خویش خالد را عفو نمود و از آن جنايت بزرگ چشم‏ پوشى كرد.[3]
خلیفه دوم در فتوا دادن از «ابوبكر» جرى‌‏تر و بى‌‏باك‌‏تر بود و چون پيش‏‌آمدها هم در زمان او بيشتر شد، فتواهاى گوناگون وى، خيلى زياد شد. ما در این نوشتار به ذكر چند مورد بسنده مى‌‏كنيم‏. بيت‌‏المال در زمان پيغمبر اكرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ابوبكر، هرچه مى‌‏رسيد تقسيم مى‌‏گرديد و ميان مسلمانان به طور مساوى توزيع مى‌‏شد، ولى خلیفه دوم بيت‌‏المال را در يك جا جمع نمود و دفترى تشكيل داد و حقوق صحابه را برحسب مقام و رتبه، تعيين کرد و در واقع نخستين گام در مسير ايجاد اختلاف طبقاتى در اسلام برداشته شد و ثروت‏ اندوزى گروهى از صحابه و روش‏‌هاى اشرافى از اين‏جا سرچشمه گرفت‏.[4] و یا آنکه ایشان، حج تمتع و متعه نساء را که در زمان پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، و خلیفه اول حلال بود. حرام کرد.[5]
اجتهاد‌هایی، که در مقابل سخن آشکار خداوند متعال واقع می‌شود، در زمان «عثمان‌بن‌عفان»، به عنوان یک اصل مسلم فرض شد، و به عنوان سنتی در دوره‌های بعدی اسلام مورد تأکید قرار گرفت. که پرداختن به آنها از حوصله این بحث خارج است.[6]
مقام خلافت در ابتداء صلاحیت خود را در وضع قوانین اجراء کرد و سپس برای مصونیت خود و کارگزران که گروهی از صحابه بودند دنبال یک حکم و مصونیت دینی می‌گشت، از این رو تلاش نمود، روایاتی از نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مدح صحابه نقل کنند، و به وسیله آنها مردم را وادار به سکوت کردند، به گونه‌ای که هیچ کس حق اعتراض به صحابه را نداشت. به عنوان مثال در احترام به صحابه این‌گونه گفتند: «از احترام و نيكى به پيغمبر، بزرگداشت اصحاب آن حضرت است و هم چنين احسان و حق‏ شناسى و استغفار براى آنها و خوددارى از بررسى چيزهايى است كه در ميان خود صحابه واقع شده؛ و نیز دشمنى با دشمن آنها و اعراض نمودن از گفتار مورخان و نادانان از روات، مانند رافضى‌‏ها و گمراهان شيعه و بدعت‏‌گذاران كه نسبت به صحابه عيب جويى مى‏‌كنند ...!»[7] و مقام صحابه به آن‌چنان مرتبه رسید که بعد از انبیاء و رسولان الهی، کسی به آن مقام نمی‌رسد، آن‌چنان که قرطبی در تفسیر خویش این‌گونه می‌فرماید: «همه صحابه عادلند و از اولیای الهی و برگزیدگان او و برترین مردم بعد از انبیاء و رسل»[8]
خلفاء و طرفداران وی، خواسته یا ناخواسته در همان مسیری گام نهادند که کلیسا قدم نهاد، از همین روی خلیفه خویشتن را به عنوان واضع قوانین الهی قرار داد، همان‌گونه که کلیسای قرون وسطی، خویش را ملاک، احکام الهی قرار می‌داد. و از سوی دیگر، خلیفه برای خویش و طرفدارانشان، مصونیت قائل شدند، که هیچ کس حق اظهار نظر را نداشتند. و اگر شخصی از خود صحابه، به مخالفت با خلیفه برمی‌خواست یا مانند ابوذر تبعید می‌شود یا مانند ابن مسعود با ضرب و شتم، ساکت می‌گشت. همان گونه که در قرون وسطی مخالفان کلیسا در دادگاه تفتیش عقاید، مورد شکنجه و عذاب قرار می‌گرفتند.[9]
____________________________________________
پی نوشت:
[1]. مسیحیان بر مبنای آموزه‌های کتاب مقدسشان بر این باورند که خدای بزرگ در عیسی مسیح حلول کرده است؛ به طور نمونه به این آیات بنگرید: در انجیل یوحنا باب ۱۴ مکالمه‌ای بین حضرت عیسی(علیه‌السلام) و پیروانش صورت می‌گیرد. در قسمتی از این گفتگو حضرت در پاسخ به درخواست فیلیپُس که از وی خواهان نشان دادن «پدر» است می‌گوید: «آیا باور نمی‌کنی که من در پدر هستم و پدر در من است؟ سخن‌هایی که من به شما می‌گویم از خود نمی‌گویم، لکن پدری که در من ساکن است، او این اعمال را می‌کند». یوحنا ۱۴: ۸-۱۲.
[2]. اين خطبه در تاريخ طبرى، ج2، ص460؛/ و سيره ابن هشام، ج4، ص340؛/ و تاريخ الخلفاء، ص 47- 48؛/ و الإمامة، ج1، ص16؛/ و صفوةالصفوة ابن الجوزى، ج1، ص99.
[3]. خالد بن وليد يكى از سرداران خليفه، شبانه در منزل يكى از تازه مسلمانان (مالك بن نويره) مهمان شد و مالك را غافل‌گير نموده، كشت و سرش را در اجاق گذاشت و سوزاند و همان شب با زن مالك هم‌بستر شد! و به دنبال اين جنايت‌هاى شرم‌آور، خليفه به عنوان اينكه حكومت وى به چنين سردارى نيازمند است، مقررات شريعت را در حق خالد اجرا نكرد. [تاريخ يعقوبى، ج2، ص110؛/ و تاريخ ابى الفداء، ج1،ص 158.]
[4]. تاريخ الخلفاء، ص93 و 97؛/ و تاريخ يعقوبى، ج2، ص 127- 131؛/ و استيعاب، ج2 در ترجمه عمر؛/ و الكامل، ج2، ص194 و ج3، ص23؛/ و التنبيه والاشراف، ص250؛/ و أحكام القرآن جصاص، ج1، ص335؛/ و تاريخ ابوالفداء، ج1، ص169؛/ و تاريخ طبرى، ج3، ص109 و 277- 278؛/ و تهذيب تاريخ ابن‏عساكر، ج7، ص248؛/ و كنزالعمال، ج3، حديث 2245؛/ و البدايه، ج7، ص132؛/ و اسدالغابه، ج4، ص71؛/ و الغدير، ج8، ص246 و ج1 اين كتاب، ص267.
[5]. تاريخ الخلفاء، ص93؛/ و موطأ مالك تنوير الحوالك، ج2، ص12 و ج1، ص250؛/ و ترتيب مسند امام شافعى، ج1، ص374 و ج2، ص14؛/ و صحيح مسلم، ج4، ص38، 131؛/ و النص و الاجتهاد، ص119- 127؛/ و تاريخ طبرى، ج3، ص290- 291؛/ و الغدير، ج6، ص198- 240؛/ و كنزالعمال، ج3، ص9 و 32، حديث666 و 665؛/ و شرح شفاء، ص25.
[6]. خلیفه سوم، «مسجدالحرام» را توسعه داد و خانه‏‌هاى جمعى را خريد و گروهى كه حاضر به فروختن منزل خویش نشدند، خليفه به زور خانه‏‌هاى آنها را خراب كرد و پولش را در بيت‏ المال قرار داد و خودشان را زندانى نمود. [تاريخ يعقوبى، ج2، ص142؛/ و تاريخ طبرى، ج3، ص310؛/ و كامل، ج3، ص33؛/ و الغدير، ج8، ص132]. و یا اینکه نماز را، بر خلاف صريح آيه قرآن، در موقع مسافرت تمام خواند. [ كامل، ج3، ص39؛/ و تاريخ طبرى، ج3، ص322؛/ و بدايه، ج7، ص154- 217؛/ و الغدير، ج8، ص100- ؛/119 و النص والاجتهاد، ص217.
[7]. شرح شفاء، ملا علی قادری، ج2، ص88-97 و554.
[8]. الاجامع الحکام القرآن، ص350، ذیل آیه 29 سوره فتح.
[9]. برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به کتاب «رسالت تشیع در دنیا امروز» نوشته علامه طباطبایی، چاپ بوستان کتاب، صص 57 ــ76.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۴ساعت   توسط محمد   | 
قال رسول الله (ص): عَالِمٌ‌ يُنْتَفَعُ‌ بِعِلْمِهِ‌ خَيْرٌ مِنْ‌ أَلْفِ‌ عَابِد[1]
یعنی عالمی که از علم او استفاده کنند از هزار عابد برتر است.
در اینجا سه نکته وجود دارد که برتری این عالم را از هزار عابد ثابت می کند:
اول اینکه: عابد سعی می کند که خودش را نجات دهد ولی عالم سعی می کند که غریق را نجات دهد و تفاوت بسیاری است بین کسی که نفرات و گاه هزاران نفر و گاه ملتی را نجات می دهد و بین کسی که گلیم خویش به در می برد ز آب
دوم اینکه: عابد توسط عالم و تعلیمات او حفظ می شود و اگر تعلیمات عالم نباشد عالم هم منحرف می شود. بنا بر این نجات خود عابد مرهون خدمات عالم است.
سوم اینکه: عبادت عابد با عبادت عالم متفاوت است و عابد در سطح پائین تری قرار دارد. در روایت آمده است که ثواب، به قدر عقل انسان است یعنی به مقدر معرفتی است که یک فرد دارد. خداوند به اندازه ی معرفت پاداش می دهد و معرفت عالم چون بالاتر است عبادتش پرارزش تر می باشد.
[1] مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج17، ص301، حدیث 55.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۲ساعت   توسط محمد   | 

طعنه به «مقدسات» به بهانه آب خرمشهر؛ یکبار دیگر «مسعود شجاعی»! +عکسخبر مشکل آب آشامیدنی مردم عزیز خرمشهر و آبادان طی چند روز گذشته به دغدغه اول همه مردم تبدیل شده بود چرا که حساسیت ها به این دوشهر به خاطر مقاومت جانانه آنها در جریان جنگ تحمیلی دو چندان است و از خاطر ملت ایران نخواهد رفت. همزمان با انتشار این خبر هم همچون گذشته، سپاه، بسیج و خاصه گروه های جهادی برای امدادرسانی وارد کار شده تا از مشکل پیش آمده بکاهند. دیروز هم خبرهای خوشی از بهبود نسبی وضع آب آشامیدنی منتشر شد. با این حال برخی سلبریتی ها وارد کارزار شده و کما فی سابق با اتخاذ ملغمه ای از مواضع درست و غلط به حاشیه رفته و بار دیگر بی سوادی همراه با کم فهمی خود را به رخ کشیدند.


مسعود شجاعی کاپیتان تیم ملی با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود، ضمن یادآوری دلاورمردی رزمندگان، وضعیت جانبازان و مردم شریف جنوب اما در سخنی عجیب نوشته است: آقايان خسته شديم انقدر گفتيم نكنيد، نبريد..! حالا كه مى خواهيد به عراق، سوريه و لبنان و ....كمك كنيد، بكنيد ولى اولويت با آبادان، خرمشهر، ايلام، كرمانشاه، بانه، سيستان...است! 

این فوتبالیست که سابقه بازی در مقابل تیم اسرائیلی را در کارنامه اش دارد و از این عمل هنجارشکنانه حاضر به عذرخواهی صریح از ساحت ملت ایران نشد؛ امروز داعیه دار مقدساتی همچون شهدا و سرزمین هایی همچون شلمچه شده و در پوشش این مقدسات، به مقدس ترین مقدسات طعنه زده و نوشته است: آقايان كاظمين و كربلا جاى خود اما شلمچه و جزيره مينو را چه ميشود! چرا پولها و گنبدهاى طلا را بجاى عراق به شلمچه نمى اوريد كه پيكر هزاران جوان ايرانى انجا مفقود و دفن شده

این حد پیشرفت برای سلبریتی ها قابل تقدیر است اما میزان بی سوادی و کم فهمی حاکم بر برخی از ایشان باعث می شود حتی حرف خوبشان هم به حاشیه برود. طعنه به مقدسات و تحلیل ساده لوحانه از کمک به ملت های مسلمان -که هرکدام منابع مالی جداگانه دارد- برای نیل به یک هدف دیگر هیچ وقت نمی تواند راهگشا باشد.

مرور چند وصیت نامه از همان شهیدان، بهترین پیشنهاد و جوابی دندان شکن به آقای شجاعی است که در پس پرده آن عزیزان به نظام و مقدسات طعنه می زند.

بر فرض حس ظن اگر بنای مسعود شجاعی خیرخواهی است، بهتر است به جای یک کار کم هزینه مانند فعالیت در فضای مجازی و همچنین قضاوت عامیانه و بدبینانه، آقای کاپیتان از روند چشم گیر رشد خدمت به مردم و پیشرفت ها در همین 30 سال-علی رغم کاستی های فروان موجود- بعد از جنگ گزارش دهد. با مقایسه میزان خدمات دولت ها،  به سراغ دوستان سلبریتی اش برود و از پاره کردن گلویشان برای ادامه یک دولت بی کفایت گله کند. و یا سراغ افرادی برود که پول زلزله زدگان کرمانشاه را در حسابشان نگه داشته و به مردم محتاج نمی دهند. در پایان هم خوب است آقای شجاعی گزارشی از میزان کمک هایش خاصه از دریافتی های جام جهانی به این مردم منتظر منتشر کند چرا که بسیاری از مردم فارغ از هیاهوهای امثال شجاعی، با جان و مالشان به کمک این مردم شتافتند.
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۲ساعت   توسط محمد   | 

در اين باره نخست بايد دانست، سجده بر زمين، سنگ و خاك، مورد اتفاق همه مسلمانان است و تمام فرقه‏هاى اهل سنت نيز به درستى سجده بر زمين اعتقاد دارند. اما نسبت به درستى سجده بر فرش، پوشيدنى‏ها و خوردنى‏ها، اختلاف است. در اين صورت عقل و منطق اقتضاء مى‏كند كه به روش مورد اتفاق عمل شود واز مورد اختلاف دورى شود.

در اين باره روايت پيامبر(صلى‏الله‏عليه) كه مورد اتفاق شيعيان و اهل سنت است، نقل مى‏كنيم: «جُعلت لى الارضُ مسجداً و طهوراً»؛ صحيح بخارى، ج 1، كتاب الصلاة، ص 91؛ «زمين براى من، سجده‏گاه و مايه پاكيزگى قرار داده شده است».

از اين روايت به خوبى استفاده مى‏شود؛ پيامبر(صلى‏الله‏عليه) خاك و زمين را به عنوان سجده‏گاه و جهت تيمم استفاده مى‏كردند و در اين باره تمامى شيعيان و اهل سنت اتفاق‏نظر دارند. نسبت به ديگر موارد اگر اختلاف نظر هست، عقل داورى مى‏كند كه به مورد اتفاق نظر، عمل شود.

اما در خصوص برترى تربت امام حسين(عليه‏السلام)، علامه امينى(ره) مى‏فرمايد: «اين امر بر دو اصل اساسى استوار است:

الف) آن كه شيعه اماميه در صدد آن است كه براى خود تربت و مهرى پاك به همراه داشته باشد تا بر آن سجده نمايد.

ب) برخى از مكان‏ها بر بعضى ديگر برترى دارد، لذا آثار و بركاتى بر آن مترتب است؛ به همين دليل كعبه و حرم، حكم خاصى به خود گرفته است. از جمله سرزمين‏هايى كه بر ساير بقاع برترى پيدا كرده و داراى آثار و بركاتى خاص است محلى است كه بدن شريف سيدالشهدا(عليه‏السلام) را در خود جاى داده است. همان بقعه‏اى كه امام‏على(عليه‏السلام) قبل از شهادت امام‏حسين(عليه‏السلام) قبضه‏اى از خاك آن را برداشت و استشمام كرد و چنان گريست كه زمين از اشك‏هاى حضرتش مرطوب گشت.

سپس فرمود: از اين سرزمين هفتاد هزار نفر محشور شده و بدون حساب وارد بهشت مى‏گردند المعجم الكبير، ج 3، ص 111، ح 2825.. آيا سجده بر چنين تربتى مطلوبيت و قداست ندارد و سبب تقرب به خداوند متعال نمى‏گردد؟ آيا سزاوار نيست كه انسان بر تربتى سجده كند كه در آن نشانه‏هاى توحيد و شهادت در راه معبود است؟ تربتى كه در صورت توجه خاص به حقيقت آن حالت رقت قلب در انسان ايجاد شده و انسان را به سوى خداوند نزديك مى‏كند...»؛ السجود على التربة الحسينية عند الشيعة الاماميه، ص 69-87.

استاد عباس محمود عقاد - نويسنده مصرى - در مورد سرزمين كربلا مى‏نويسد:

«سرزمين كربلا حرمى است كه مسلمانان براى عبرت و يادآورى به زيارت آن مى‏آيند و غير مسلمين براى مشاهده و بازديد، ولى اگر بنا باشد كه حق اين سرزمين ادا شود بايد آن را زيارت‏گاه هر انسانى قرار داد كه براى نوع خود نصيبى از قداست و بهره‏اى از فضيلت قائل است، زيرا ما به ياد نداريم كه قطعه‏اى از زمين به مانند كربلا اين چنين داراى فضيلت و منقبت باشد و اين نيست مگر به جهت آن كه اين سرزمين با اسم كربلا و منزلگاه حسين(عليه‏السلام) مقرون و عجين شده است»؛ ابوالشهدا، ص 145.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۲ساعت   توسط محمد   | 

ابزارهای‌ هنری بی شک از، رساترین،بلیغ‌ترین، و شیواترین ابزارهایی تبلیغ و رساندن پیام است، به همین خاطر، می‌تواند مانند تیغ دو لب عمل کنند، که گاه مخاطب خویش را تا ملکوت بالا ببرد، و زمانی وی را به درک اسفل السافلین و به مرتبه حیوانیت سقوط دهند، در این نوشتار ما تلاش می‌کنیم، شاخص‌های هنر دینی را مورد بازخوانی قرار دهیم.

شاخص‌های هنری دینی را می‌توان به سه قسمت تقسیم کرد که عبارتند از:هدف،محتوی، شکل.

هدف:هنری دینی است، که بتواند عقلانیت مخاطب خویش را رشد دهد و به مراتب بالای کمال راهنمایی کند، ولی اگر هنر شخص را در عالم خیال و بدور از عقلانیت پرورش دهد، این حرکت، چیز جز سرگرمی، و دور شدن از حقیقت، به همراه ندارد، همان‌گونه که در سینمای غرب این حقیقت مشهود است، و هنر با این دیدگاه، چیزی جزء شهربازی نیست، که بودن با آن لذتی را به همراه دارد، ولی بعد از رهایی از آن چیزی به شخص افزوده نشده است.

از همین رو زمانی که به قرآن، با دیدگاه هنری نظری می‌افکنیم، این حقیقت را در سرتاسر آن مشاهده می‌کنیم، که خداوند متعال تلاش می‌کند، مخاطب خویش را رشد دهد و به مرتبه‌ای بالا از کمال برساند، به عنوان مثال اگر سخن از داستان، حضرت آدم است، تلاش می‌شود، که مقام انسان، به خوبی تبیین گردد،و به مخاطب این مطلب القاء شود، که وی می‌تواند جانشین خداوند در زمین باشد، و به آن چنان مقامی دست یابد، که مسجود ملائکه قرار گیرد.[1] واگر سخن از رانده شدن حضرت آدم از بهشت است، دلیل آن مورد بازگو قرار می‌گیرد، تا چراغ راهی برای مخاطب باشد.

و این هدف، با دوبال محتوی و قالبِ خوب می‌تواند، هدایت‌گر شخص به سوی کمال باشد، در ادامه به گوشه‌ای از سخنان رهبر معظم انقلاب که به خوبی تبیین کننده این دوبال هنر دینی است، اشاره می‌کنیم.

«اسلامی بودن بعضی از کارهای هنری به محتوی آن بستگی دارد، مثل قصه ونمایشنامه. برای یک قصه یا یک مقاله اسلامی، چه تعریفی را ارائه می‌کنیم؟ اینکه معیارها و مفاهیم اسلامی را درست بیان کند،اگر هم مسائل، مذهبی به معنای خاص آن نیست، بله اجتماعی و سیاسی، و امثال آنهاست،در آنها هم نباید با اصول اسلامی مغایرت وجود داشته باشد. اینها را تأمین کرد،آن مقاله اسلامی است،و یا حدأقل ضد اسلامی و غیر اسلامی نیست»[2]

و در جایی دیگر ایشان در مورد قالب  و شکل هنر دینی این‌گونه می‌فرمایند: «در زمینه‌ی معیار اسلامی یا غیر اسلامی، غیر از محتوای، شکل هم مؤثر است مثلا درهنرهای تجسمی . یک وقت است که عکس یک زن عریان کشیده می شود یا فرض بفرمایید یک شکل اغواگر دیگر یا یک منظره ی دروغ و تهمت آمیز ، اینها محتوی است . اما ظاهر و شکل هم می تواند معیار اسلامی بودن قرار بگیرد، یعنی خود مجسمه، منهای اینکه این مجسمه انسان پوشیده است یا عریان ، که از نظر بعضی فتاوی درست کردن آن خلاف شرع است .اینجا دیگر بحث این نیست که این مجسمه ی زن ، روسری دارد یا ندارد ، بحث این است که خود تهیه‌ی این عکس یا مجسمه‌ی انسان اشکال دارد یا ندارد...در اجرای نمایشنامه، منهای محتوای آن، نوع بازی می‌تواند در اسلامی بودن یا نبودن اثر بگذارد. فرضا زنی که لباس مردی را پوشیده یا مردی که لباس زنی را پوشیده، این شرعاحرام است. چه آن زن بیاید آیه‌ی قرآن بخواند، یا سخن شهوت انگیزی بر زبان بیاورد»[3]

پس با توجه به این مطالب، به این نتیجه دستی می‌یابیم، که هنری دین، تشکیل شده از سه محور اساسی، هدف،محتوی، شکل است. و نباید آن را با هنر شخص دیندار اشتباه گرفت، آنچنان که مقام معظم رهبر، در سخنی به این حقیقت اشاره می‌کنند و می‌فرمایند:«هنر اسلامی اساسا غیر از هنر مسلمانان است. این را من بارها در صحبت‌هایم گفته‌ام، غالبا هنر مسلمانان با هنر اسلامی اشتباه می‌شود. خوب اگر یک مسلمانی یک آهنگ یا یک فیلم ساخت، آن آهنگ یا فیلم ساخته‌ی یک مسلمان است اما لزوما اسلامی نیست. هنر اسلامی آن چیزی است که در آن عنصر سازنده‌ای از اندیشه‌ی اسلامی وجود داشته باشد، یعنی در قالب هنری آن، نه فقط در محتوای، چیزی از اسلام و اندیشه‌ی اسلامی وجود داشته باشد. این می‌شود هنر اسلامی ...»[4]

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت

[1]. از دیدگاه مفسرانی چون علامه طباطبایی، حضرت آیت الله جوادی، این مقام در تمام انسان‌ها بالقوه نهاده شده است.

[2].گفتگو با اعضای«واحد فرهنگی روزنامه جمهوری اسلامی» تاریخ:1360/11/16.

[3] همان.

[4].همان

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۱ساعت   توسط محمد   | 

در مواجهه با بد حجابی دو نوع برخورد وجود دارد: برخورد اول، انکار اصل موضوع، یا بی‌اعتنایی نسبت به میزان آن، است که این نوع نگاه گاهی از روی عمد و باعلم است که به خاطر اهداف سیاسی، اخلاقی، اقتصادی و ... انجام می‌گیرد، ولی گاهی به خاطر جهالت و ناتوانی از درک دقیق جوانب و آثار موضوع است.
در مقابل این نوع نگرش، گروهی قائل به وجود بدحجابی در جامعه هستند، و برای آن راهکارهایی پیشنهاد می‌کنند.که این راهکارها برخواسته از دو نوع نگاه در مورد این انحراف است. گروهی با نگاهی ارعابی و بدبینانه تمام بی‌حجاب‌ها را افرادی مغرض و عنود و دین ستیز معرف می‌کنند، به همین جهت مرتکب رفتارهایی می‌شوند که اگر از بدحجابی زشت‌تر نباشد، قطعاً کمتر از آن نیست. در مقابل این نظر، نگاه دومی وجود دارد که، بدحجابی را در جامعه امری واقعی و ملموس معرفی می‌کند، ولی علت و ریشه بدحجابی را تنها غرض ورزی و دین ستیزی مرتکبان آن نمی‌داند، بلکه دلایل مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی برای آن قائل است. و براساس این علل راهکارهایی مناسب برای امر بی‌حجابی تجویز می‌کند.[به این نکته باید توجه داشت تا بیماری خوب تشخیص داده نشود داروی مناسب برای آن تجویز نخواهد شد] در این نوشته ما در تلاش هستیم که علل فردی بدحجابی را مورد تحلیل قرار دهیم.
یکی از دلایل بدحجابی برخواسته از تصور غلط از فلسفه، مفهوم و حد حجاب است. که برخواسته از دو دلیل می‌باشد، اول جهل و عدمه علاقه شخص نسبت به آموزه‌های اسلام در مورد مقام و حقوق زن، دوم انتقال مطالب ناقص و ناصحیح توسط افرادی که تخصصی در این زمینه ندارد که گاهی با حسن نیت نیز می‌باشد ولی سبب ذهنیت منفی زنان و دختران نسبت به این ارزش‌ها می باشد.
دلیل دوم که برخواسته از تعارض فرهنگی بین فرهنگ اسلامی ایرانی و فرهنگ غربی است یا به عبارت دیگرانحراف و وادادگی فرهنگی در مقابل فرهنگ غربی است. که این وادادگی برخواسته از تکنولوژی پیشرفته غرب و تسلط آنها بر رسانه‌های جهان می‌باشد. در این اندیشه فرهنگ مهاجم (برهنگی غربی) با برتر نشان دادن خویش در پیشرفته‌های علمی تلاش می‌کند مردم سرزمین هدف را به مقاصد استعماری خویش نزدیک کند. این تغییرات که معمولاً با تغییر در لباس آغاز می‌شود، شخص را بی‌میلی نسبت به فرهنگ و رسوم خویش می‌کند. آنچنان که یکی از اندیشمندان معتقد است« تغییر لباس همواره پیامد تغییر یک فرهنگ است و انسان تا با فرهنگ خود وداع نکند، نمی تواند با لباس خود وداع کند و تا فرهنگ یک قوم را نپذیرد، لباس آنان را به تن نمی کند درست به همین دلیل است که در احادیث ما آمده است که «من تشبه بقوم فهو منهم» هرکس خود را به گروهی شبیه سازد، هم از آن گروه است. لباس هر انسان، پرچم کشور وجود اوست؛ پرچمی که او بر سردر خانه وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام میکند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند ؛ هم چنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز میکند هر انسان نیز مادام که به یک سلسه ارزش ها و بینشها معتقد و دلبسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش ها و بینش ها را از تن به در نخواهد کرد»

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۰۹ساعت   توسط محمد   | 

 

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۴/۰۸ساعت   توسط محمد   | 
 
 درست بعد از مساوی با پرتغال و حذف حسرت‌بار ایران که با همه انتقادات دفاع آهنینی جلوی تیم‌های بزرگ بست، فردوسی‌پور به مهدوی‌کیا تریبون داده بود تا کلیشه‌های سه دهه پیش درباره نظم و برنامه‌ریزی را تکرار کند، دائم اسم آلمان را بیاورد و در واقع دکان و دستگاه خودشان را تبلیغ کند. این حرف‌های تکراری نشانه حقارت تاریخی ما و احساس ضعف‌مان جلوی کشور‌های پیشرفته (مخصوصا آلمان) است که متأسفانه روی ورزش هم سایه انداخته.
 
آقای مهدوی کیا!ماستت را بخور، آلمان هم حذف شد
بنیان تفکری که خیال می‌کند فوتبال از اساس وابسته به برنامه‌ریزی و نظم و خرج کردن است و آلمان هم با این چیز‌ها موفق بوده اشتباه است. آلمان اگر یکی از بهترین تیم‌های جهان را ساخته از استعداد فوق العاده و جرأت و جنگندگی بازیکن‌هایش بهره برده، نه تدارکات و برنامه‌ریزی! امتیاز آلمان بیشتر ژن خوب و قدرت بدنی بالا و هوش سرشار بوده نه نظم و ریختن پول گزاف به پای بازیکن‌ها! اما فکر جهان سومی هنوز کلیشه فوتبال ماشینی را بلغور می‌کند.

برای شکوفا شدن استعداد‌ها میزانی از برنامه‌ریزی و نظم و امکانات کافی است و برای شگفتی ساز شدن نیازی به هزینه گزاف نیست. اگر عراق در اوج بدبختی قهرمان آسیا می‌شود و اگر غنا و سنگال در جام جهانی شگفتی‌ساز می‌شوند نقطه اتکایشان استعداد و علاقه به جنگیدن است، امکانات و تدارکات حتما موثرند، اما بیشتر زمینه‌ساز هستند و بیشتر از این‌ها به درد بهانه آوردن موقع شکست می‌خورند. می‌بینید که ایران با امکانات و پول بیشتر هنوز شگفتی نداشته است.

تکیه قهرمان اروپا روی یک نفر (رونالدو) است و اگر او را نداشت از گروه صعود نمی‌کرد، آرژانتین با یک نفر (مسی) خودش را نجات می‌دهد، فوتبال ما هم بهترین خاطراتش را از غیرت و جنگدنگی یک نفر (دایی) دارد که هنوز بی‌رقیب مانده، امروز اگر با پرتغال مساوی می‌کنیم به خاطر اعتماد به نفس یک نفر (بیرانوند) است که خیلی‌ها کری خواندنش را مسخره کردند. ما فعلا نمی‌خواهیم قهرمان جهان شویم! برای شگفتی، اما از این یک نفر‌ها و کری‌خوان‌ها کم داشتیم.

فوتبال ما جناحی از حقارت دارد که موقع قرعه‌کشی عزا می‌گیرد و ده دقیقه از بازی مراکش نگذشته آرزوی تمام شدن بازی می‌کند و موقع باخت به آرژانتین یا حذف شدن جوگیر می‌شود و به خوشحالی و بزن بکوب یک عده دیوانه دامن می‌زند! فوتبال ما بازیکن‌های سابقا خوبی دارد که حالا تشخیص نمی‌دهند تبلیغ لباس و ساعت و حتی آب معدنی از عکس ماست خوردن بهتر است، اما درباره فوتبال ملی نظر می‌دهند! شما ماست‌تان را بخورید، آلمان حذف شد.

منبع: فردا
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۴/۰۸ساعت   توسط محمد   | 

روانشناسان مي‌گويند: با سه بار گوش دادن به موسيقي راك، تبديل به يك خشونت طلب مي‌شويد. گالت يكي از ستارگان موسيقي شيطاني مي‌گويد: جلال و ستايش تا ابد براي توست شيطان، لذا روح من، روزي در زير درخت نيك و بد آرام مي‌گيرد. چندين جوان پس از شوي مذكور خودكشي كردند. در بين تمام گروه‌هاي راك، گروه بوسه، ملقب به «لژيونر شيطان» است  كه اين لقب به واسطه وحشي‌گري اين گروه، از طرف گروه‌هاي شيطان‌پرستان ديگر به آن‌ها نسبت داده شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۰۵ساعت   توسط محمد   | 

پنج‌ضلعی وارونه نشانه ستاره صبح. نامی که به شیطان تعلق دارد. این علامت در مراسم مخفیانه (کابالا) و جادوگری برای احضار ارواح شیطانی استفاده می‌شود. این علامت را شیطان‌پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با یک ضلع در بالا استفاده می‌کنند. در هر حال این علامت نشانه شیطان است.

نمادها و علائم شیطان‌پرستان

1- پنج‌ضلعی وارونه :inverted pentagram نشانه ستاره صبح. نامی که به شیطان تعلق دارد. این علامت در مراسم مخفیانه (کابالا) و جادوگری برای احضار ارواح شیطانی استفاده می‌شود. این علامت را شیطان‌پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با یک ضلع در بالا استفاده می‌کنند. در هر حال این علامت نشانه شیطان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۰۵ساعت   توسط محمد   | 

انجیل شیطانی کتابی است که شیطان‌پرستان از آن برای عبادت و دعاهای خود و همچنین استفاده در مراسم خود استفاده می‌کنند. این کتاب شامل کلمات عبری و یونانی و انگلیسی است. معنای دقیق بعضی از این کلمات هنوز کشف نشده است. بسیاری ازدعاهای این کتاب برخلاف دعاهای مسیحیت و کتاب ‌انجیل است. کلیسای ‌شیطانی که عبادتگاه شیطان‌پرستان می‌باشد و در قرون وسطی به عنوان مکانی برای انجام مراسم آنها استفاده می‌شد

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۰۴ساعت   توسط محمد   | 

شیطان پرستی جدید را عده‌ای از اهالی انگلیس که گفته می‌شود از نجیب‌زادگان بوده‌اند، برای اینکه از قدرت  شیطان و تاریکی بهره ببرند، ایجاد نمودند. شیطان‌پرستی جدید، حدود قرن 15 و 16 میلادی در انگلستان به وجود آمد و دارای تغییرات زیادی نسبت به شیطان‌پرستي قدیمي بود. آنها اعتقادی به وجود خارجی شیطان ندارند و معتقدند که شیطان در طبیعت و در وجود انسان‌ها می‌باشد و این باطن هر انسانی است که شیطان در آن موجود می‌باشد.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۰۳ساعت   توسط محمد   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه کتاب قرارگاه های فرهنگی

(مجموعه ای از بیانات رهبرمعظم انقلاب در مورد الزامات کار فرهنگی)

 «آنچه نقطه مهم عرض من است ، خطاب به جوان هایی است که در سرتاسر کشور فعالیت های فرهنگی را به صورت خودجوش شروع کردند؛ که بحمدالله خیلی هم وسیع شده است . من می خواهم بگویم آن جوان هایی که در تهران ، در شهرهای گوناگون ، در استان های مختلف ، در خود مشهد ، در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی می کنند ، با اراده ی خودشان ، با انگیزه ی خودشان – کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده است که از بعضی از آنها ما بحمدالله اطلاع پیدا کردیم – کار را هرچه می توانند به طور جدی دنبال کنند و ادامه بدهند . بدانند که همین گسترش کار فرهنگی در بین جوان های مؤمن و انقلابی ، نقش بسیار زیادی را در پیشرفت این کشور و در ایستادگی ما در مقابل دشمنان این ملت ، ایفا کرده است » (1/1/1393)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۰۲ساعت   توسط محمد   |