|
آخوندخراسانی، به ولایت مطلقه فقیه در روزگار غیبت باور داشته است. اما در سالهای اخیر، كسانی با انگیزههای سیاسی تلاش كردهاند كه دیدگاه ایشان در برابر دیدگاه امام خمینی قرا داده و او را منكر ولایت فقیه قلمداد كنند. حجتالاسلام والمسلمین محمدصادق مزینانی در مقالهای به دیدگاه آخوندخراسانی درباره ولایت مطلقه فقیه میپردازد. این محقق و پژوهشگر فقه، در این مقاله به اثبات دیدگاه آخوندخراسانی به ولایت فقیه پرداخته و با دقت و درنگ در آثار علمی و فنی، رسالهها، سیره عملی، احكام و اجازهها و مطالعه رسالههای عملیه و نیز حواشی ایشان بر دیگر رسالهها؛ به شبهههایی كه در این باره است پاسخ داده است. محورهای یاد شده بیانگر آن هستند كه آخوندخراسانی در اندیشه و عمل، ولایت مطلقه فقیه را پذیرفته و بر اساس آن احكام ولایی و حكومتی بسیاری صادر كرده است. ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۳۰ساعت   توسط محمد
|
نشریه «خط حزبالله» در صد و چهل و دومین شماره می نویسد: یکشنبه هفتهی جاری، رهبر انقلاب با هیأت دولت برای حل مشکلات اقتصادی کشور جلسهای برگزار کردند. در این جلسه، رهبر انقلاب، "شرایط" و "اقداماتی" که در این مقطع زمانی، دولت میبایست انجام دهد را برشمردند. گرچه از این دیدار، صرفا خبر آن منتشر شد، اما نظر به اهمیت بیانات رهبر انقلاب در این دیدار، خط حزبالله بخشهایی از آن را منتشر میکند:در میدان نبرد و مبارزه آنچه بیش از همه به آن احتیاج دارید این است که روحیهی تحرّک، روحیهی پیشرفت، روحیهی مبارزهی با شرایط را در خودتان تقویت کنید؛ این شرط اول است. شجاعت ورود در میدان را به خودتان [بدهید]، عزم راسخ در این زمینه را داشته باشید. مشکل طبعاً پیش میآید. دو جور آدم در مواجهه با مشکل باید تصویر دولت، تصویر گروهی کارآمد باشد
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۷/۰۴/۲۹ساعت   توسط محمد
|
حسین شریعتمداری، مدیر مسؤول روزنامه کیهان دریادداشتی با عنوان "تکتابعیتی،نه دوتابعیتی!" نوشت: خبر دوتابعیتی بودن سفیر جدید جمهوری اسلامی ایران در فنلاند، بلافاصله پس از انتشار، به یک خبر داغ- و البته بسیار مهم- تبدیل شد. خانم فرشچی این خبر را تکذیب کرده است ولی آقای کریمیقدوسی، رئیسکمیته تحقیق و تفحص مدیران دوتابعیتی مجلس اعلام کرد که، ایشان معاون محیطزیست دریایی سازمان محیطزیست دوتابعیتی است و تابعیت آمریکا را دارد. اینکه سفیر جدید ایران در فنلاند دوتابعیتی است یا نه، علیرغم اهمیت آن، موضوع این وجیزه نیست. در این نوشته روی سخن با کسانی است که از کنار پدیده «دوتابعیتیها» به آسانی عبور میکنند و اصرار دارند آن را کم اهمیت قلمداد کنند! بخوانید! ۱- کسانی که به تابعیت آمریکا درمیآیند «دوتابعیتی» نیستند، بلکه مطابق سوگندی که یاد میکنند باید تابعیت قبلی خود را رها کرده و تنها در تابعیت آمریکا باشند. در اولین جمله از متن سوگندی که داوطلبان کسب تابعیت آمریکا یاد میکنند و مطابق قوانین آمریکا ملزم به آن هستند، آمده است؛ «سوگند یاد میکنم که هرگونه تابعیت و ملیت قبلی خود را به طور کامل ترک کنم». I hereby declare, on oath, that I absolutely and entirely renounce and abjure all allegiance and fidelity to any foreign prince, potentate, state, or sovereignty of whom or which I have heretofore been a subject or citizen. از این روی کسی که تابعیت آمریکا را میپذیرد دوتابعیتی نیست، بلکه تابعیت ایرانی خود را بهطور کامل نفی کرده و فقط یک تابعیت دارد و آن تابعیت آمریکاست. ۲- کسانی که تابعیت اصلی خود را رها کرده و به تابعیت آمریکا در میآیند رسما متعهد میشوند که در جنگ و یا هرگونه درگیری و تخاصم آمریکا با یک کشور ثالث، مانند سایر اتباع آمریکا در خدمت دولت و ارتش آمریکا باشند و از منافع آمریکا در مقابل طرف درگیر دفاع کنند! ۳- آمریکا بارها به صراحت اعلام کرده است که براندازی جمهوری اسلامی را بهعنوان یک خط استراتژیک در دستور کار دارد و طی۴۰ سال گذشته نیز هیچ فرصتی را برای کینهتوزی و دشمنی علیه ایران و ایرانی از دست نداده است. ۴- اساسا کسی که به تابعیت کشور دیگری در میآید، آن کشور را به وطن خود ترجیح داده است. چرا که در پذیرش تابعیت وطن خود ارادهای نداشته است ولی تابعیت کشور دیگر را با میل و اراده خویش پذیرفته است! ۵- با توجه به نکات یاد شده، سپردن مسئولیتها و مدیریتهای نظام به افرادی که به تابعیت آمریکا درآمدهاند، یعنی سپردن مسئولیتهای جمهوری اسلامی ایران به اتباع آمریکا. آنهم نه اتباع معمولی آمریکا که بعضا با مواضع و عملکرد دولت آمریکا موافق نیستند، بلکه سپردن مسئولیت به آن دسته از اتباع آمریکا که سوگند خوردهاند با جمهوری اسلامی ایران به مقابله برخاسته و سر جنگ داشته باشند! ۶- و بالاخره بدیهی است که سخن درباره سفیر جدیداً معرفی شده ایران برای فنلاند نیست و امیدواریم همانگونه که خود گفتهاند تابعیت آمریکایی نداشته باشند و در گزارش کمیته تحقیق و تفحص مجلس اشتباهی رخ داده باشد. سخن درباره تکتابعیتیهایی است که به غلط دوتابعیتی معرفی میشوند و متاسفانه در برخی از مسئولیتها و مدیریتهای نظام جاخوش کردهاند!
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۷/۰۴/۲۹ساعت   توسط محمد
|
پاسخ اجمالی هر دو مکتب شیعه و معتزله، عدل را به عنوان یکی از اصول مذهب خود اعلام می نمایند و هر دوی آنها به حسن و قبح عقلی معتقدند، بدین معنا که موضوعاتی وجود دارند که حتی اگر حکمی در ارتباط با آنها از جانب شرع مقدس نازل نشده باشد، عقل بشری به تنهایی می تواند خوبی و یا بدی آنها را تشخیص دهد و ظلم نیز یکی از این موارد است که عقل هر بشری آن را قبیح و زشت می داند و بر این اساس، خداوند نمی تواند مرتکب چنین قبیحی شود و لزوما پروردگار، در رفتار خود، عدالت را پیشه خواهد نمود. تفاوت این دو مذهب در آن است که معتزله، برای خروج از این بن بست که اگر تمام کردار بشر را به خدا نسبت دهیم، ثواب و عقاب او را منافی عدالت خواهیم یافت، توحید افعالی را زیر سؤال برده اند، اما شیعه، بدون آن که توحید افعالی را منتفی بداند و رفتار بشر را کاملا مستقل فرض نماید، با بیان این که فعل بشر در طول فعل خدا است و نه در عرض آن، بدون آن که از اعتقاد به عدالت خداوند دست بردارد، از این بن بست خارج شده است. پاسخ تفصیلی تفاوت معتزله و شیعه در موضوع عدل از این نکته سرچشمه می گیرد که با این که هر دو گروه، عدل را به عنوان اصلی از اصول مذهب خود معرفی نموده اند، اما معتزله برای اثبات عدل، توحید افعالی را به چالش کشیده اند. توحید افعالی به این معنا است که فاعل تمام کارها، چه خیر و چه شر، خداوند بوده و غیر از او فاعلی وجود نخواهد داشت و اصولا تا خداوند اراده ننماید، وقوع هیچ اتفاقی ممکن نخواهد بود.[1] گویا این ابهام برای معتزله به وجود آمده است که اگر فاعل تمام کردارهای خیر و شر، خداوند است، پس ثواب و عقاب و بهشت و جهنم چگونه با عدالت سازگار خواهد بود؟ بنابراین، نباید توحید افعالی را پذیرفت و فعل هر شخصی را تنها باید منتسب به خود او دانست و نه به پروردگار، تا بتوان ثواب و عقاب را منطبق بر عدالت ارزیابی نمود. ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۲۵ساعت   توسط محمد
|
142 الكتب المعتمدة عند الشيعة في الحديث هي: «الوسائل» للحر العاملي المتوفى سنة 1104هـ و«البحار» للمجلسي المتوفى سنة 1111هـ و«مستدرك الوسائل» للطبرسي المتوفى سنة 1320هـ، فجميعها متأخرة! فإن كانوا قد جمعوا تلك الأحاديث عن طريق السند والرواية فكيف يثق عاقل برواية لم تسجل طيلة أحد عشر قرناً أو ثلاثة عشر قرناً؟! وإن كانت مدونة في كتب، فلمَ لم يُعثر على هذه الكتب إلا في القرون المتأخرة؟! ولِمَ لم يجمع تلك الروايات متقدموهم؟! ولِمَ لم تذكر تلك الكتب وتسجل في كتبهم القديمة؟! شبهه: از کتابهای حدیثی اصلی شیعه، کتاب «وسائل الشیعه» شیخ حر عاملی، کتاب «بحار الانوار» مجلسی و کتاب «مستدرک الوسائل» طبرسی میباشد که همگی این نویسندگان از متأخرین بوده و در سالهای 1104 ه ق، 1111 ه ق و 1320 ه ق میزیستند. چگونه شیعه به روایات کتبی که همگی از متأخرین هستند اعتماد میکند؟ پاسخ: کتابهای وسائلالشيعه شيخ حر عاملي، بحار الانوار علامه مجلسي و مستدرك الوسائل مرحوم حاجي نوري از کتب دسته اول روایی شیعه نمیباشند بلکه از منابع متأخر میباشند که از کتب دست اول روایی شیعه اخذ شدهاند که آن کتابها به کتب اربعه معروف میباشند که در ادامه توضیحات مختصری درباره کتب اربعه ارائه میشود. ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۲۱ساعت   توسط محمد
|
9 ذكر الكليني في كتابه الكافي([25]) : «حدثنا عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَجَّالِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ( عليه السلام ) فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلَامِي، قَالَ فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّه) (عليه السلام ) سِتْراً بَيْنَهُ وبَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ، قَالَ : قلْتُ :جُعِلْتُ فداك ..... ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ : وإِنَّ عِنْدَنَا لَمُصْحَفَ فَاطِمَةَ ( عليها السلام ) ومَا يُدْرِيهِمْ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ ( عليها السلام )، قَالَ: قُلْتُ: ومَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ ( عليها السلام )؟ قَالَ :مُصْحَفٌ فِيهِ مِثْلُ قُرْآنِكُمْ هَذَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، واللَّهِ مَا فِيهِ مِنْ قُرْآنِكُمْ حَرْفٌ وَاحِدٌ، قَالَ: قُلْتُ :هَذَا واللَّهِ الْعِلْمُ، قَالَ :إِنَّهُ لَعِلْمٌ ومَا هُوَ بِذَاكَ». انتهى. فهل كان الرسول صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلم يعرف مصحف فاطمة؟! إن كان لا يعرفه، فكيف عرفه آل البيت من دونه وهو رسول الله؟! وإن كان يعرفه فلماذا أخفاه عن الأمة؟! والله يقول: { يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ }ـ [المائدة:67-77].
شبهه: کلینی در کتابش (کافی، ج 1، ص 239) میگوید: «شماری از اصحاب ما از احمد بن محمد، از عبدالله بن حجال، از احمد بن عمر حلبی، از ابی بصیر روایت میکنند که گفت: پیش امام صادق(ع) آمدم و به او گفتم: فدایت شوم! میخواهم از تو مسئلهای بپرسم. و آیا اینجا کسی هست که صدایم را بشنود؟ میگوید: آنگاه ابوعبدالله پرده بین دو خانه کنار زد و نگاهی کرد و فرمود: هر چه میخواهی بپرس، میگوید: گفتم فدایت شوم ... آنگاه او لحظهای سکوت کرد و سپس توجهی نمود و فرمود: مصحف فاطمه پیش ماست، مردم چه میدانند مصحف فاطمه چیست! میگوید: گفتم مصحف فاطمه چیست؟ گفت: مصحفی است سه برابر قرآنی که در دست شماست، به خدا حتی یک حرف قرآن که در دست شماست هم، در آن نیست، میگوید: گفتم: به خدا علم کامل این است، فرمود: این هم علم است، ولی علم کامل نیست.» آیا پیامبر (ص) و اصحاب او مصحف فاطمه (س) را میشناختند و از آن آگاهی داشتند؟! اگر پیامبر آنرا نمیدانست و از آن خبر نداشت چگونه اهل بیت از آن با خبر بودند؟! در حالی که او پیامبر بود، و اگر آنرا میدانست و از آن خبر داشت چرا آنرا از امت پنهان کرد؟! و حال آنکه خداوند متعال میفرماید: «ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر چنین نکنی، رسالت او را انجام ندادهای.» پاسخ آن را در ادامه مطلب بخوانید ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۹ساعت   توسط محمد
|
«حسین شریعتمداری» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت: میگویند در آن زمانهای قدیم و ندیم، شخصی نزد نجاری رفت و برای کودکش که تازه به دنیا آمده بود سفارش ساخت یک گهواره داد. نجار اما در ساخت گهواره امروز و فردا میکرد و هر روز و هفته قول روز و هفته دیگر را میداد! تاخیر نجار آنقدر به درازا کشید که کودک بزرگ شد و ازدواج کرد و صاحب فرزند شد. کودکِ آنروزها نزد نجار رفت و با یادآوری سفارش پدرش از نجار خواست که حالا دیگر گهواره را برای فرزند او بسازد! و نجار با شرمندگی تیشه را برداشت که برای ساخت گهواره بر تکه چوبی فرود آورد ولی تیشه به پای خودش اصابت کرد و خون جاری شد و با عصبانیت گفت؛ پدران ما یک چیزی میدانستند که میگفتند؛ بر کار عجله لعنت!دیروز آقای قاسمی سخنگوی محترم وزارت امور خارجه اعلام کرد؛ «اخراج ۲ دیپلمات کشورمان از هلند، غیرسازنده و غیردوستانه است و حق عمل متقابل برای ما محفوظ است»! آقای قاسمی در ادامه گفت؛ «دستیار وزیر امور خارجه کشورمان بلافاصله با احضار سفیر هلند در تهران، مراتب اعتراض رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران را نسبت به این عمل غیردوستانه ابلاغ کرد»! وزارت امور خارجه در حالی ادعا میکند که «بلافاصله بعد از اخراج ۲ دیپلمات کشورمان سفیر هلند در تهران را احضار کرده و مراتب اعتراض جمهوری اسلامی ایران را به وی ابلاغ کرده است» که ۲ دیپلمات کشورمان یکماه و چند روز قبل از هلند اخراج شده و به ایران بازگشتهاند -بخوانید دیپورت شدهاند- و معلوم نیست که خبر این اقدام خصمانه و اهانتآمیز هلند را با چه توضیح و توجیهی پنهان کرده بودند؟! و چرا بعد از یکماه و چند روز سکوت درباره اخراج این ۲ دیپلمات، ادعا میکنند که بلافاصله سفیر هلند در تهران را احضار کرده و...! وادادگی و مماشات وزارت امور خارجه در مقابل کشور کوچک و کماهمیتی مانند هلند که اگر دو عدد پونز روی نقشه آن بزنید از نقشه محو میشود! در حالی است که دولت هلند طی چند سال گذشته کارنامه سیاه و آلوده به دهها جنایت علیه کشورمان دارد که ایجاد بنیاد «هیفوس» برای سازماندهی تروریستها و ضدانقلابیون فراری، تاسیس دفتری با مدیریت الیزابت چنی، دختر دیک چنی، معاون جرج بوش برای آموزش روزنامهنگاران در جریان فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸ و... فقط اندکی از آن بسیارهاست و اما جنایتبارترین نمونه آن که اخیرا فاش شد، اینکه دولت هلند به محمدرضا کلاهی عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی پناهندگی سیاسی داده بود و برای پیشگیری از شناخته شدن او، نام مستعار «علی معتمدی» را بر وی نهاده و با همین نام مستعار برای این تروریست وحشی اسناد اقامتی صادر کرده بود. انتخاب نام مستعار برای کلاهی و صدور اسناد اقامتی با همین نام برای او به وضوح حاکی از آن است که دولت هلند از هویت واقعی این جنایتکار با خبر بوده است و دقیقا به همین علت است که امروزه -بعد از هلاکت کلاهی و افشای هویت واقعی او- برخی از احزاب سیاسی هلند، دولت این کشور را به اتهام حمایت از تروریستها زیر سؤال برده و در این خصوص توضیح میخواهند. دولت هلند باید به جرم حمایت از تروریستهایی که دستشان به خون ۱۷ هزار ایرانی آغشته است در جایگاه متهم قرار گرفته و در مقابل مطالبات ایران اسلامی پاسخگو باشد، نه آنکه در جایگاه طلبکار بنشیند و ۲ دیپلمات کشورمان را اخراج کند و در همان حال وزارت خارجه کشورمان به جای برخورد مقتدرانه و حفظ عزت مردم این مرز و بوم، با این دولت جنایتکار مماشات که هیچ! بلکه به نوعی اظهار ضعف و خودباختگی کند! و در مقابل اقدام خصمانه دولت هلند در اخراج دیپلماتهای کشورمان، یکماه و چند روز سکوت کند و بعد هم به خلافگویی روی آورده و ادعا کند بلافاصله سفیر هلند را احضار کرده است! و درباره این اقدام غیردوستانه! -به جای جنایتکارانه- توضیح خواسته است! وزارت خارجه باید درباره این اقدام پلشت خود که نادیده گرفتن عزت نظام و حرمت مردم ایران است در پیشگاه ملت پاسخگو باشد، اگر چه دستگاههای نظارتی نیز در این خصوص وظیفه خاص خود را دارند و نبایستی و نمیتوانند از کنار آن بیتفاوت عبور کنند.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۷ساعت   توسط محمد
|
واژه اهل سنت از دو كلمه اهل و سنت تشكيل شده است. «اهل» در لغت به معناي گروهي است كه در امري از امور با هم شريك باشند(1) و «سنّت» در لغت به معناي طريقه و روش است(2) كه اين واژه از ديرباز و قبل از اسلام در اشعار جاهليت نيز به كار رفته است(3) سنت در اصطلاح در معاني متعددي همچون: استحباب؛ عمل مطابق عمل صاحب شرع؛ آثار رسيده از پيامبر(ص)، صحابه و تابعين؛ قول، فعل و تقرير پيامبر(ص)، به كار مي رود.(4) سنّت در اصطلاح كلامي، معمولاً همراه با كلمه «اهل»، يعني «اهل السنّة» و يا به اضافه واژه «الجماعة»، يعني «اهل السنّة و الجماعة» مي آيد(5) كه نام مذهبي از مذاهب اسلام است. بقیه را در ادامه مطلب بخوانید ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۶ساعت   توسط محمد
|
حسن روحانی رئیس جمهور در پاسخ قاطع به تهدیدات اخیر ترامپ که مدعی شده بود، اجازه نمی دهد حتی یک قطره نفت ایران صادر شود، گفته بود: نفت ایران صادر نشود یعنی نفت منطقه هم صادر نمیشود.
پاسخ قاطع رئیس جمهور کشورمان به تهدیدات نفتی دونالد ترامپ بازتاب گسترده ای در رسانه های خارجی داشت و بسیاری از این پاسخ به بسته شدن مهمترین آبراه نفتی جهان یعنی تنگه هرمز تعبیر کرده بودند.
تنگه هرمز که روزانه یک سوم از نفت جهان از طریق آن ترانزیت می شود، یک آبراه استراتژیک است که تولید کنندگان نفت خاورمیانه را به بازارهای مهم نفتی در آسیا اقیانوسیه، اروپا، آمریکای شمالی و سایر مناطق متصل می سازد.
نقشه استراتژیک تنگه هرمز در انتقال نفت جهان را در ادامه ببینید: ![]()
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۶ساعت   توسط محمد
|
سودابه آقاجانیان که هماکنون اجرای برنامه آفاق را از شبکه افق بهعهده دارد،از ماجرای بازی در تئاتر و سینما و مجریگری در تلویزیون میگوید. سفارش رهبر انقلاب به مجری چادری تلویزیون به گزارش جهان نيوز به نقل از تسنیم، سودابه آقاجانیان مجری تلویزیون و بازیگر سابق سینما و تئاتر در بخشی از گفتگو با تسنیم، با اشاره به ورود خود به سازمان صداوسیما با هیبت کاملا محجبه و چادری، گفت: به غیر از همسرم، خانواده همسرم به شدت مخالف آمدن من به سازمان بودند. مذهبی شدید بودند، اولین بار است که به صراحت میگویم به شدت دعواهای عجیب و غریبی در خانه، در نبود من شد که حتی به همسرم این ایراد را میگرفتند که تو چطور اجازه میدهی همسرت برود جایی که مثلا اینگونه است و تصوری که از سازمان داشتند تصور خیلی عجیب و غریبی بود. وی افزود: البته همسرم بسیار پشتیبان و همراه بودند و بعدا شکر خدا همین خانواده که آنقدر که مخالف بودند اعتقاد داشتند که بمان کار کن. آقاجانیان ادامه داد: من بازیگری را زمانی که کار کردم، آقای سلحشور فقید زمانی که خواستند صبر ایوب را مقابل مقام معظم رهبری اجرا کنند، من در آن نمایش بودم. یادم است بعد از دو شبی که ما اجرا داشتیم، بعد از پایان نمایش آقا فرمودند بنشینید، ایشان میخواستند برایمان صحبت کنند. من همین را به ایشان گفتم که ما خیلی داریم مورد هجمه قرار میگیریم، ما خیلی حرف میشنویم، من از خانوادهام دارم حرف می شنوم، در سازمان حرف می شنوم، در عالم تئاتر میگویند یک عده گلهای فرستادند اینجا که فضا را عوض کنیم. ما چه کار کنیم؟ یک جمله که فرمودند که آن لحظه خیلی دلگرم کننده بود. فرمودند: بله شما مگر نمیدانستید وقتی وارد این کار می شوید با این شکل و شمایل، این اتفاق برایتان میافتد؟ اما لذتش همین است که صبر کنید و باقی بمانید و اثراتش را بعدا ببینید، هیچ دلسرد و ناراحت نشوید.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۶ساعت   توسط محمد
|
به مناسبت سالگرد درگذشت آیتالله سیدجواد خامنهای (پدر گرامی رهبر انقلاب اسلامی)، پوستر «روحانی زاهد» منتشر شد.
![]() رهبر انقلاب در وصف پدرشان میگویند: آیتالله سیدجواد خامنهای پنجاه سال در مشهد، امام جماعت و روحانىِ موجه و داراى مریدها و علاقهمندان زیاد بودند؛ ولی به معناى واقعى کلمه زاهد و به زخارف و ظواهر دنیا بىرغبت بودند. برایشان اهمیتى نداشت که چگونه و کجا زندگى کنند. ۷۵/۴/۱۴ منبع:کانال khamenei.ir
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۷/۰۴/۱۵ساعت   توسط محمد
|
14 تیر، سالروز ربایش حاج احمد متوسلیان: یاد یک سردار و فرمانده پاسدار از یاد ملت ایران رخت برنخواهد بست. سرداری که در مسیر آرمان بلند مبارزه با اسرائیل جایی در میان خط مقدم مبارزه با صهیونیستها و در اعماق تاریخ انقلاب اسلامی ناپدید شد. فرزندی از فرزندان انقلابی ملت ایران که حقیقتاً عاشق مبارزه با صهیونیستها بود.
«ما منتظریم که آقای حاج احمد متوسّلیان انشاءالله بیاید؛ نگویید شهید، ما که خبر نداریم از شهادت ایشان. خداوند انشاءالله که فرزند شما را -هرجا که هست، هرجور که هست- مشمول لطف و فضل خودش قرار بدهد. ما که آرزو میکنیم انشاءالله خداوند این جوان مؤمن و صالح را برگرداند. بله، آقای حاج احمد متوسّلیان با همین آقای حاج همّت هم دوست و رفیق و همکار بودند؛ خداوند انشاءالله همهشان را مشمول لطف خودش قرار بدهد». بیانات در دیدار جمعی از خانوادههای شهدای سپاه ۱۳۷۵/۹/۲۵ ![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۴ساعت   توسط محمد
|
از میان گفتوگوهایی که بین حضرت علامه طباطبایی(رحمهاللهعلیه) و هانری کربن انجام شده است، مبحثی مربوط به پیام و رسالت تشیع در جهان امروز است. که حضرت علامه در این مباحث، به این نکته اشاره نموده است، که بعد از وفات رسول گرامی اسلام(صلیاللهعلیهوآله) افرادی که دچار انحراف از جانشین واقعی آن رسول هدایت شدند، مسیری را طی کردند، که شباهت زیادی به رفتار کلیسای مسیحی داشته است. در ادامه تلاش میکنیم، نظر این اسلامشناس را با توضیحاتی که مبین این واقعیت است، از نظر بگذرانیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۴ساعت   توسط محمد
|
قال رسول الله (ص): عَالِمٌ يُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ عَابِد[1]
یعنی عالمی که از علم او استفاده کنند از هزار عابد برتر است. در اینجا سه نکته وجود دارد که برتری این عالم را از هزار عابد ثابت می کند: اول اینکه: عابد سعی می کند که خودش را نجات دهد ولی عالم سعی می کند که غریق را نجات دهد و تفاوت بسیاری است بین کسی که نفرات و گاه هزاران نفر و گاه ملتی را نجات می دهد و بین کسی که گلیم خویش به در می برد ز آب دوم اینکه: عابد توسط عالم و تعلیمات او حفظ می شود و اگر تعلیمات عالم نباشد عالم هم منحرف می شود. بنا بر این نجات خود عابد مرهون خدمات عالم است. سوم اینکه: عبادت عابد با عبادت عالم متفاوت است و عابد در سطح پائین تری قرار دارد. در روایت آمده است که ثواب، به قدر عقل انسان است یعنی به مقدر معرفتی است که یک فرد دارد. خداوند به اندازه ی معرفت پاداش می دهد و معرفت عالم چون بالاتر است عبادتش پرارزش تر می باشد. [1] مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج17، ص301، حدیث 55.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۲ساعت   توسط محمد
|
|