طعنه به «مقدسات» به بهانه آب خرمشهر؛ یکبار دیگر «مسعود شجاعی»! +عکسخبر مشکل آب آشامیدنی مردم عزیز خرمشهر و آبادان طی چند روز گذشته به دغدغه اول همه مردم تبدیل شده بود چرا که حساسیت ها به این دوشهر به خاطر مقاومت جانانه آنها در جریان جنگ تحمیلی دو چندان است و از خاطر ملت ایران نخواهد رفت. همزمان با انتشار این خبر هم همچون گذشته، سپاه، بسیج و خاصه گروه های جهادی برای امدادرسانی وارد کار شده تا از مشکل پیش آمده بکاهند. دیروز هم خبرهای خوشی از بهبود نسبی وضع آب آشامیدنی منتشر شد. با این حال برخی سلبریتی ها وارد کارزار شده و کما فی سابق با اتخاذ ملغمه ای از مواضع درست و غلط به حاشیه رفته و بار دیگر بی سوادی همراه با کم فهمی خود را به رخ کشیدند.


مسعود شجاعی کاپیتان تیم ملی با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود، ضمن یادآوری دلاورمردی رزمندگان، وضعیت جانبازان و مردم شریف جنوب اما در سخنی عجیب نوشته است: آقايان خسته شديم انقدر گفتيم نكنيد، نبريد..! حالا كه مى خواهيد به عراق، سوريه و لبنان و ....كمك كنيد، بكنيد ولى اولويت با آبادان، خرمشهر، ايلام، كرمانشاه، بانه، سيستان...است! 

این فوتبالیست که سابقه بازی در مقابل تیم اسرائیلی را در کارنامه اش دارد و از این عمل هنجارشکنانه حاضر به عذرخواهی صریح از ساحت ملت ایران نشد؛ امروز داعیه دار مقدساتی همچون شهدا و سرزمین هایی همچون شلمچه شده و در پوشش این مقدسات، به مقدس ترین مقدسات طعنه زده و نوشته است: آقايان كاظمين و كربلا جاى خود اما شلمچه و جزيره مينو را چه ميشود! چرا پولها و گنبدهاى طلا را بجاى عراق به شلمچه نمى اوريد كه پيكر هزاران جوان ايرانى انجا مفقود و دفن شده

این حد پیشرفت برای سلبریتی ها قابل تقدیر است اما میزان بی سوادی و کم فهمی حاکم بر برخی از ایشان باعث می شود حتی حرف خوبشان هم به حاشیه برود. طعنه به مقدسات و تحلیل ساده لوحانه از کمک به ملت های مسلمان -که هرکدام منابع مالی جداگانه دارد- برای نیل به یک هدف دیگر هیچ وقت نمی تواند راهگشا باشد.

مرور چند وصیت نامه از همان شهیدان، بهترین پیشنهاد و جوابی دندان شکن به آقای شجاعی است که در پس پرده آن عزیزان به نظام و مقدسات طعنه می زند.

بر فرض حس ظن اگر بنای مسعود شجاعی خیرخواهی است، بهتر است به جای یک کار کم هزینه مانند فعالیت در فضای مجازی و همچنین قضاوت عامیانه و بدبینانه، آقای کاپیتان از روند چشم گیر رشد خدمت به مردم و پیشرفت ها در همین 30 سال-علی رغم کاستی های فروان موجود- بعد از جنگ گزارش دهد. با مقایسه میزان خدمات دولت ها،  به سراغ دوستان سلبریتی اش برود و از پاره کردن گلویشان برای ادامه یک دولت بی کفایت گله کند. و یا سراغ افرادی برود که پول زلزله زدگان کرمانشاه را در حسابشان نگه داشته و به مردم محتاج نمی دهند. در پایان هم خوب است آقای شجاعی گزارشی از میزان کمک هایش خاصه از دریافتی های جام جهانی به این مردم منتظر منتشر کند چرا که بسیاری از مردم فارغ از هیاهوهای امثال شجاعی، با جان و مالشان به کمک این مردم شتافتند.
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۲ساعت   توسط محمد   | 

در اين باره نخست بايد دانست، سجده بر زمين، سنگ و خاك، مورد اتفاق همه مسلمانان است و تمام فرقه‏هاى اهل سنت نيز به درستى سجده بر زمين اعتقاد دارند. اما نسبت به درستى سجده بر فرش، پوشيدنى‏ها و خوردنى‏ها، اختلاف است. در اين صورت عقل و منطق اقتضاء مى‏كند كه به روش مورد اتفاق عمل شود واز مورد اختلاف دورى شود.

در اين باره روايت پيامبر(صلى‏الله‏عليه) كه مورد اتفاق شيعيان و اهل سنت است، نقل مى‏كنيم: «جُعلت لى الارضُ مسجداً و طهوراً»؛ صحيح بخارى، ج 1، كتاب الصلاة، ص 91؛ «زمين براى من، سجده‏گاه و مايه پاكيزگى قرار داده شده است».

از اين روايت به خوبى استفاده مى‏شود؛ پيامبر(صلى‏الله‏عليه) خاك و زمين را به عنوان سجده‏گاه و جهت تيمم استفاده مى‏كردند و در اين باره تمامى شيعيان و اهل سنت اتفاق‏نظر دارند. نسبت به ديگر موارد اگر اختلاف نظر هست، عقل داورى مى‏كند كه به مورد اتفاق نظر، عمل شود.

اما در خصوص برترى تربت امام حسين(عليه‏السلام)، علامه امينى(ره) مى‏فرمايد: «اين امر بر دو اصل اساسى استوار است:

الف) آن كه شيعه اماميه در صدد آن است كه براى خود تربت و مهرى پاك به همراه داشته باشد تا بر آن سجده نمايد.

ب) برخى از مكان‏ها بر بعضى ديگر برترى دارد، لذا آثار و بركاتى بر آن مترتب است؛ به همين دليل كعبه و حرم، حكم خاصى به خود گرفته است. از جمله سرزمين‏هايى كه بر ساير بقاع برترى پيدا كرده و داراى آثار و بركاتى خاص است محلى است كه بدن شريف سيدالشهدا(عليه‏السلام) را در خود جاى داده است. همان بقعه‏اى كه امام‏على(عليه‏السلام) قبل از شهادت امام‏حسين(عليه‏السلام) قبضه‏اى از خاك آن را برداشت و استشمام كرد و چنان گريست كه زمين از اشك‏هاى حضرتش مرطوب گشت.

سپس فرمود: از اين سرزمين هفتاد هزار نفر محشور شده و بدون حساب وارد بهشت مى‏گردند المعجم الكبير، ج 3، ص 111، ح 2825.. آيا سجده بر چنين تربتى مطلوبيت و قداست ندارد و سبب تقرب به خداوند متعال نمى‏گردد؟ آيا سزاوار نيست كه انسان بر تربتى سجده كند كه در آن نشانه‏هاى توحيد و شهادت در راه معبود است؟ تربتى كه در صورت توجه خاص به حقيقت آن حالت رقت قلب در انسان ايجاد شده و انسان را به سوى خداوند نزديك مى‏كند...»؛ السجود على التربة الحسينية عند الشيعة الاماميه، ص 69-87.

استاد عباس محمود عقاد - نويسنده مصرى - در مورد سرزمين كربلا مى‏نويسد:

«سرزمين كربلا حرمى است كه مسلمانان براى عبرت و يادآورى به زيارت آن مى‏آيند و غير مسلمين براى مشاهده و بازديد، ولى اگر بنا باشد كه حق اين سرزمين ادا شود بايد آن را زيارت‏گاه هر انسانى قرار داد كه براى نوع خود نصيبى از قداست و بهره‏اى از فضيلت قائل است، زيرا ما به ياد نداريم كه قطعه‏اى از زمين به مانند كربلا اين چنين داراى فضيلت و منقبت باشد و اين نيست مگر به جهت آن كه اين سرزمين با اسم كربلا و منزلگاه حسين(عليه‏السلام) مقرون و عجين شده است»؛ ابوالشهدا، ص 145.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۲ساعت   توسط محمد   | 

ابزارهای‌ هنری بی شک از، رساترین،بلیغ‌ترین، و شیواترین ابزارهایی تبلیغ و رساندن پیام است، به همین خاطر، می‌تواند مانند تیغ دو لب عمل کنند، که گاه مخاطب خویش را تا ملکوت بالا ببرد، و زمانی وی را به درک اسفل السافلین و به مرتبه حیوانیت سقوط دهند، در این نوشتار ما تلاش می‌کنیم، شاخص‌های هنر دینی را مورد بازخوانی قرار دهیم.

شاخص‌های هنری دینی را می‌توان به سه قسمت تقسیم کرد که عبارتند از:هدف،محتوی، شکل.

هدف:هنری دینی است، که بتواند عقلانیت مخاطب خویش را رشد دهد و به مراتب بالای کمال راهنمایی کند، ولی اگر هنر شخص را در عالم خیال و بدور از عقلانیت پرورش دهد، این حرکت، چیز جز سرگرمی، و دور شدن از حقیقت، به همراه ندارد، همان‌گونه که در سینمای غرب این حقیقت مشهود است، و هنر با این دیدگاه، چیزی جزء شهربازی نیست، که بودن با آن لذتی را به همراه دارد، ولی بعد از رهایی از آن چیزی به شخص افزوده نشده است.

از همین رو زمانی که به قرآن، با دیدگاه هنری نظری می‌افکنیم، این حقیقت را در سرتاسر آن مشاهده می‌کنیم، که خداوند متعال تلاش می‌کند، مخاطب خویش را رشد دهد و به مرتبه‌ای بالا از کمال برساند، به عنوان مثال اگر سخن از داستان، حضرت آدم است، تلاش می‌شود، که مقام انسان، به خوبی تبیین گردد،و به مخاطب این مطلب القاء شود، که وی می‌تواند جانشین خداوند در زمین باشد، و به آن چنان مقامی دست یابد، که مسجود ملائکه قرار گیرد.[1] واگر سخن از رانده شدن حضرت آدم از بهشت است، دلیل آن مورد بازگو قرار می‌گیرد، تا چراغ راهی برای مخاطب باشد.

و این هدف، با دوبال محتوی و قالبِ خوب می‌تواند، هدایت‌گر شخص به سوی کمال باشد، در ادامه به گوشه‌ای از سخنان رهبر معظم انقلاب که به خوبی تبیین کننده این دوبال هنر دینی است، اشاره می‌کنیم.

«اسلامی بودن بعضی از کارهای هنری به محتوی آن بستگی دارد، مثل قصه ونمایشنامه. برای یک قصه یا یک مقاله اسلامی، چه تعریفی را ارائه می‌کنیم؟ اینکه معیارها و مفاهیم اسلامی را درست بیان کند،اگر هم مسائل، مذهبی به معنای خاص آن نیست، بله اجتماعی و سیاسی، و امثال آنهاست،در آنها هم نباید با اصول اسلامی مغایرت وجود داشته باشد. اینها را تأمین کرد،آن مقاله اسلامی است،و یا حدأقل ضد اسلامی و غیر اسلامی نیست»[2]

و در جایی دیگر ایشان در مورد قالب  و شکل هنر دینی این‌گونه می‌فرمایند: «در زمینه‌ی معیار اسلامی یا غیر اسلامی، غیر از محتوای، شکل هم مؤثر است مثلا درهنرهای تجسمی . یک وقت است که عکس یک زن عریان کشیده می شود یا فرض بفرمایید یک شکل اغواگر دیگر یا یک منظره ی دروغ و تهمت آمیز ، اینها محتوی است . اما ظاهر و شکل هم می تواند معیار اسلامی بودن قرار بگیرد، یعنی خود مجسمه، منهای اینکه این مجسمه انسان پوشیده است یا عریان ، که از نظر بعضی فتاوی درست کردن آن خلاف شرع است .اینجا دیگر بحث این نیست که این مجسمه ی زن ، روسری دارد یا ندارد ، بحث این است که خود تهیه‌ی این عکس یا مجسمه‌ی انسان اشکال دارد یا ندارد...در اجرای نمایشنامه، منهای محتوای آن، نوع بازی می‌تواند در اسلامی بودن یا نبودن اثر بگذارد. فرضا زنی که لباس مردی را پوشیده یا مردی که لباس زنی را پوشیده، این شرعاحرام است. چه آن زن بیاید آیه‌ی قرآن بخواند، یا سخن شهوت انگیزی بر زبان بیاورد»[3]

پس با توجه به این مطالب، به این نتیجه دستی می‌یابیم، که هنری دین، تشکیل شده از سه محور اساسی، هدف،محتوی، شکل است. و نباید آن را با هنر شخص دیندار اشتباه گرفت، آنچنان که مقام معظم رهبر، در سخنی به این حقیقت اشاره می‌کنند و می‌فرمایند:«هنر اسلامی اساسا غیر از هنر مسلمانان است. این را من بارها در صحبت‌هایم گفته‌ام، غالبا هنر مسلمانان با هنر اسلامی اشتباه می‌شود. خوب اگر یک مسلمانی یک آهنگ یا یک فیلم ساخت، آن آهنگ یا فیلم ساخته‌ی یک مسلمان است اما لزوما اسلامی نیست. هنر اسلامی آن چیزی است که در آن عنصر سازنده‌ای از اندیشه‌ی اسلامی وجود داشته باشد، یعنی در قالب هنری آن، نه فقط در محتوای، چیزی از اسلام و اندیشه‌ی اسلامی وجود داشته باشد. این می‌شود هنر اسلامی ...»[4]

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت

[1]. از دیدگاه مفسرانی چون علامه طباطبایی، حضرت آیت الله جوادی، این مقام در تمام انسان‌ها بالقوه نهاده شده است.

[2].گفتگو با اعضای«واحد فرهنگی روزنامه جمهوری اسلامی» تاریخ:1360/11/16.

[3] همان.

[4].همان

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۱۱ساعت   توسط محمد   | 

در مواجهه با بد حجابی دو نوع برخورد وجود دارد: برخورد اول، انکار اصل موضوع، یا بی‌اعتنایی نسبت به میزان آن، است که این نوع نگاه گاهی از روی عمد و باعلم است که به خاطر اهداف سیاسی، اخلاقی، اقتصادی و ... انجام می‌گیرد، ولی گاهی به خاطر جهالت و ناتوانی از درک دقیق جوانب و آثار موضوع است.
در مقابل این نوع نگرش، گروهی قائل به وجود بدحجابی در جامعه هستند، و برای آن راهکارهایی پیشنهاد می‌کنند.که این راهکارها برخواسته از دو نوع نگاه در مورد این انحراف است. گروهی با نگاهی ارعابی و بدبینانه تمام بی‌حجاب‌ها را افرادی مغرض و عنود و دین ستیز معرف می‌کنند، به همین جهت مرتکب رفتارهایی می‌شوند که اگر از بدحجابی زشت‌تر نباشد، قطعاً کمتر از آن نیست. در مقابل این نظر، نگاه دومی وجود دارد که، بدحجابی را در جامعه امری واقعی و ملموس معرفی می‌کند، ولی علت و ریشه بدحجابی را تنها غرض ورزی و دین ستیزی مرتکبان آن نمی‌داند، بلکه دلایل مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی برای آن قائل است. و براساس این علل راهکارهایی مناسب برای امر بی‌حجابی تجویز می‌کند.[به این نکته باید توجه داشت تا بیماری خوب تشخیص داده نشود داروی مناسب برای آن تجویز نخواهد شد] در این نوشته ما در تلاش هستیم که علل فردی بدحجابی را مورد تحلیل قرار دهیم.
یکی از دلایل بدحجابی برخواسته از تصور غلط از فلسفه، مفهوم و حد حجاب است. که برخواسته از دو دلیل می‌باشد، اول جهل و عدمه علاقه شخص نسبت به آموزه‌های اسلام در مورد مقام و حقوق زن، دوم انتقال مطالب ناقص و ناصحیح توسط افرادی که تخصصی در این زمینه ندارد که گاهی با حسن نیت نیز می‌باشد ولی سبب ذهنیت منفی زنان و دختران نسبت به این ارزش‌ها می باشد.
دلیل دوم که برخواسته از تعارض فرهنگی بین فرهنگ اسلامی ایرانی و فرهنگ غربی است یا به عبارت دیگرانحراف و وادادگی فرهنگی در مقابل فرهنگ غربی است. که این وادادگی برخواسته از تکنولوژی پیشرفته غرب و تسلط آنها بر رسانه‌های جهان می‌باشد. در این اندیشه فرهنگ مهاجم (برهنگی غربی) با برتر نشان دادن خویش در پیشرفته‌های علمی تلاش می‌کند مردم سرزمین هدف را به مقاصد استعماری خویش نزدیک کند. این تغییرات که معمولاً با تغییر در لباس آغاز می‌شود، شخص را بی‌میلی نسبت به فرهنگ و رسوم خویش می‌کند. آنچنان که یکی از اندیشمندان معتقد است« تغییر لباس همواره پیامد تغییر یک فرهنگ است و انسان تا با فرهنگ خود وداع نکند، نمی تواند با لباس خود وداع کند و تا فرهنگ یک قوم را نپذیرد، لباس آنان را به تن نمی کند درست به همین دلیل است که در احادیث ما آمده است که «من تشبه بقوم فهو منهم» هرکس خود را به گروهی شبیه سازد، هم از آن گروه است. لباس هر انسان، پرچم کشور وجود اوست؛ پرچمی که او بر سردر خانه وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام میکند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند ؛ هم چنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز میکند هر انسان نیز مادام که به یک سلسه ارزش ها و بینشها معتقد و دلبسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش ها و بینش ها را از تن به در نخواهد کرد»

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۰۹ساعت   توسط محمد   | 

 

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۴/۰۸ساعت   توسط محمد   | 
 
 درست بعد از مساوی با پرتغال و حذف حسرت‌بار ایران که با همه انتقادات دفاع آهنینی جلوی تیم‌های بزرگ بست، فردوسی‌پور به مهدوی‌کیا تریبون داده بود تا کلیشه‌های سه دهه پیش درباره نظم و برنامه‌ریزی را تکرار کند، دائم اسم آلمان را بیاورد و در واقع دکان و دستگاه خودشان را تبلیغ کند. این حرف‌های تکراری نشانه حقارت تاریخی ما و احساس ضعف‌مان جلوی کشور‌های پیشرفته (مخصوصا آلمان) است که متأسفانه روی ورزش هم سایه انداخته.
 
آقای مهدوی کیا!ماستت را بخور، آلمان هم حذف شد
بنیان تفکری که خیال می‌کند فوتبال از اساس وابسته به برنامه‌ریزی و نظم و خرج کردن است و آلمان هم با این چیز‌ها موفق بوده اشتباه است. آلمان اگر یکی از بهترین تیم‌های جهان را ساخته از استعداد فوق العاده و جرأت و جنگندگی بازیکن‌هایش بهره برده، نه تدارکات و برنامه‌ریزی! امتیاز آلمان بیشتر ژن خوب و قدرت بدنی بالا و هوش سرشار بوده نه نظم و ریختن پول گزاف به پای بازیکن‌ها! اما فکر جهان سومی هنوز کلیشه فوتبال ماشینی را بلغور می‌کند.

برای شکوفا شدن استعداد‌ها میزانی از برنامه‌ریزی و نظم و امکانات کافی است و برای شگفتی ساز شدن نیازی به هزینه گزاف نیست. اگر عراق در اوج بدبختی قهرمان آسیا می‌شود و اگر غنا و سنگال در جام جهانی شگفتی‌ساز می‌شوند نقطه اتکایشان استعداد و علاقه به جنگیدن است، امکانات و تدارکات حتما موثرند، اما بیشتر زمینه‌ساز هستند و بیشتر از این‌ها به درد بهانه آوردن موقع شکست می‌خورند. می‌بینید که ایران با امکانات و پول بیشتر هنوز شگفتی نداشته است.

تکیه قهرمان اروپا روی یک نفر (رونالدو) است و اگر او را نداشت از گروه صعود نمی‌کرد، آرژانتین با یک نفر (مسی) خودش را نجات می‌دهد، فوتبال ما هم بهترین خاطراتش را از غیرت و جنگدنگی یک نفر (دایی) دارد که هنوز بی‌رقیب مانده، امروز اگر با پرتغال مساوی می‌کنیم به خاطر اعتماد به نفس یک نفر (بیرانوند) است که خیلی‌ها کری خواندنش را مسخره کردند. ما فعلا نمی‌خواهیم قهرمان جهان شویم! برای شگفتی، اما از این یک نفر‌ها و کری‌خوان‌ها کم داشتیم.

فوتبال ما جناحی از حقارت دارد که موقع قرعه‌کشی عزا می‌گیرد و ده دقیقه از بازی مراکش نگذشته آرزوی تمام شدن بازی می‌کند و موقع باخت به آرژانتین یا حذف شدن جوگیر می‌شود و به خوشحالی و بزن بکوب یک عده دیوانه دامن می‌زند! فوتبال ما بازیکن‌های سابقا خوبی دارد که حالا تشخیص نمی‌دهند تبلیغ لباس و ساعت و حتی آب معدنی از عکس ماست خوردن بهتر است، اما درباره فوتبال ملی نظر می‌دهند! شما ماست‌تان را بخورید، آلمان حذف شد.

منبع: فردا
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۴/۰۸ساعت   توسط محمد   | 

روانشناسان مي‌گويند: با سه بار گوش دادن به موسيقي راك، تبديل به يك خشونت طلب مي‌شويد. گالت يكي از ستارگان موسيقي شيطاني مي‌گويد: جلال و ستايش تا ابد براي توست شيطان، لذا روح من، روزي در زير درخت نيك و بد آرام مي‌گيرد. چندين جوان پس از شوي مذكور خودكشي كردند. در بين تمام گروه‌هاي راك، گروه بوسه، ملقب به «لژيونر شيطان» است  كه اين لقب به واسطه وحشي‌گري اين گروه، از طرف گروه‌هاي شيطان‌پرستان ديگر به آن‌ها نسبت داده شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۰۵ساعت   توسط محمد   | 

پنج‌ضلعی وارونه نشانه ستاره صبح. نامی که به شیطان تعلق دارد. این علامت در مراسم مخفیانه (کابالا) و جادوگری برای احضار ارواح شیطانی استفاده می‌شود. این علامت را شیطان‌پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با یک ضلع در بالا استفاده می‌کنند. در هر حال این علامت نشانه شیطان است.

نمادها و علائم شیطان‌پرستان

1- پنج‌ضلعی وارونه :inverted pentagram نشانه ستاره صبح. نامی که به شیطان تعلق دارد. این علامت در مراسم مخفیانه (کابالا) و جادوگری برای احضار ارواح شیطانی استفاده می‌شود. این علامت را شیطان‌پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با یک ضلع در بالا استفاده می‌کنند. در هر حال این علامت نشانه شیطان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۰۵ساعت   توسط محمد   | 

انجیل شیطانی کتابی است که شیطان‌پرستان از آن برای عبادت و دعاهای خود و همچنین استفاده در مراسم خود استفاده می‌کنند. این کتاب شامل کلمات عبری و یونانی و انگلیسی است. معنای دقیق بعضی از این کلمات هنوز کشف نشده است. بسیاری ازدعاهای این کتاب برخلاف دعاهای مسیحیت و کتاب ‌انجیل است. کلیسای ‌شیطانی که عبادتگاه شیطان‌پرستان می‌باشد و در قرون وسطی به عنوان مکانی برای انجام مراسم آنها استفاده می‌شد

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۰۴ساعت   توسط محمد   | 

شیطان پرستی جدید را عده‌ای از اهالی انگلیس که گفته می‌شود از نجیب‌زادگان بوده‌اند، برای اینکه از قدرت  شیطان و تاریکی بهره ببرند، ایجاد نمودند. شیطان‌پرستی جدید، حدود قرن 15 و 16 میلادی در انگلستان به وجود آمد و دارای تغییرات زیادی نسبت به شیطان‌پرستي قدیمي بود. آنها اعتقادی به وجود خارجی شیطان ندارند و معتقدند که شیطان در طبیعت و در وجود انسان‌ها می‌باشد و این باطن هر انسانی است که شیطان در آن موجود می‌باشد.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۰۳ساعت   توسط محمد   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه کتاب قرارگاه های فرهنگی

(مجموعه ای از بیانات رهبرمعظم انقلاب در مورد الزامات کار فرهنگی)

 «آنچه نقطه مهم عرض من است ، خطاب به جوان هایی است که در سرتاسر کشور فعالیت های فرهنگی را به صورت خودجوش شروع کردند؛ که بحمدالله خیلی هم وسیع شده است . من می خواهم بگویم آن جوان هایی که در تهران ، در شهرهای گوناگون ، در استان های مختلف ، در خود مشهد ، در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی می کنند ، با اراده ی خودشان ، با انگیزه ی خودشان – کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده است که از بعضی از آنها ما بحمدالله اطلاع پیدا کردیم – کار را هرچه می توانند به طور جدی دنبال کنند و ادامه بدهند . بدانند که همین گسترش کار فرهنگی در بین جوان های مؤمن و انقلابی ، نقش بسیار زیادی را در پیشرفت این کشور و در ایستادگی ما در مقابل دشمنان این ملت ، ایفا کرده است » (1/1/1393)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۴/۰۲ساعت   توسط محمد   | 

روشن شدن هر مفهوم، قبل از هر چیزی برای درک صحیح آن مفهوم می تواند کمک کند. سواد رسانه ای مشتکل از دو عبارت است: «سواد» و «رسانه».

برگردیم به دوران کودکی و روزهای اول مدرسه، زمانی که به مدرسه می رفتیم تا «خواندن و نوشتن» را یاد بگیریم و دیگر «بی سواد» نباشیم. در مدرسه ابتدا حروف الفبا را یاد می گرفتیم؛ یعنی نسبت به شکل حروف، صدای آنها و نحوه نوشتن آنها «دانش» پیدا می کردیم. سپس «مهارت» کنار هم گذاشتن حروف و خواندن و هجّی کردن کلمات را یاد می گرفتیم و بعد از مدتی «کاربرد» کلمات در ساختن جمله ها و خواندن و نوشتن متون مختلف را آموختیم و بدین ترتیب «باسواد شدیم»! مجموعه ای از دانش ها در کنار مهارت ها به اضافه کاربردها در کنار هم، ما را با سواد کرد.

رسانه وسیله ای است که فرستنده به کمک آن پیام خود را به گیرنده منتقل می کند. رفته رفته ابزارهای ارتباطی گسترش پیدا کرد و در عصر حاضر با ظهور رسانه های چاپی و الکترونیکی، رسانه های جمعی شکل گرفتند. مهم ترین تفاوت رسانه های امروزی آن است که می توانند پیام های خود را با سرعت زیاد به طیف وسیعی از مخاطبان برسانند.

همانطور که سواد خواندن و نوشتن به ما کمک می کند تا بتوانیم انواع جملات ساده و پیچیده را بفهمیم و معناهای متفاوتی از آن ها برداشت کنیم، سواد رسانه ای هم مهارتی است که با یادگیری آن می توانیم انواع رسانه ها و تولیدات رسانه ای را درک، تفسیر و تحلیل کنیم. هر رسانه مجموعه ای از نشانه های خاص خود را دارد که شناخت این نشانه ها در با سواد شدن ما نقش مهمی را ایفا می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۷/۰۲/۲۷ساعت   توسط محمد   | 
 
کیهان نوشت: پرویز پرستویی در مطلبی که اخیرا در صفحه شخصی‌اش در اینستاگرام خود نوشته، نسبت به آوارگی رقاصه و معروفه دوران شاه، ابراز تاسف کرده و انقلاب و مردم انقلابی ایران را به شدت ملامت نموده که چرا موجب فرار چنین رقاصه‌هایی از وطن شدند!

با توجه به روندی که مدتی است برخی از به اصطلاح سلبریتی‌ها ازجمله پرویز پرستویی در دفاع از بازیگران و رقاصه‌های شاهنشاهی در پیش گرفته‌اند، در اصل مسئله تعجبی وجود ندارد اما چند سؤال از جناب پرستویی باقی می‌ماند که امیدواریم ایشان اگر نه در ملاء عام اما در خلوت، لااقل به خودش پاسخ صادقانه‌ای بدهد:

1- شما گفته‌اید «اگر خودمان را سانسور نکنیم، اکثرا این هنرمند را به خوبی می‌شناسیم».اما مگر نه اینکه این خانم رقاصه کاباره بوده و صرفا آنها که اهل کاباره و اینگونه مکان‌های مفسده‌انگیز بودند، ایشان را رویت می‌کردند؟ به راستی چه تعداد از مردم ایران در آن زمان به کاباره می‌رفتند که به قول شما اکثرا بایستی این رقاصه را می‌شناختند؟ آن هم کاباره‌هایی که بیشتر در تهران قرار داشت و این فرد در آنها به رقاصی می‌پرداخت. قطعا شما هم به آن مکان‌های معلوم‌الحال قدم نگذاشته‌اید.

2- البته این رقاصه در تعدادی از فیلمفارسی‌های مبتذل و بعضا مستهجن هم به رقاصی پرداخته از جمله؛ «دختر ظالم بلا»، «زن وحشی وحشی»، «کج کلاه‌خان»، «خوشگل‌ترین زن عالم» و... اما به نظر شما چه تعداد از مردم ایران برای تماشای این فیلم‌ها به سینما رفتند؟ سینمایی که به دلیل ابتذال بیش از حد، سالن‌های آن را در کنار مشروب‌فروشی‌ها و بانک‌ها (به عنوان مراکز فساد اجتماعی و اقتصادی) به تعطیلی کشاندند. آیا آن‌گونه که شما گفته‌اید، چنین عناصر فاسدی در دل مردم ایران جای داشتند؟! اگر چنین بود چرا سینمای ایران پیش از آغاز نهضت اسلامی در سال 1356 به دلیل عدم استقبال مردمی، رسما ورشکسته اعلام شد؟!

3- شما گفته‌اید که «یه روزی کلی برای هنرش (منظور حرکات در واقع ناموزون همین رقاصه) هورا می‌کشیدیم»! واقعا چه کسانی برای رقاصی‌های مستهجن و عریان چنین عنصری هورا می‌کشیدند؟ به نظر می‌آید فقط همان کسانی که مشتری کاباره‌ها بوده و آخرشب‌ها به قول معروف کله‌شان از مشروبات الکلی داغ می‌شد، برای حرکات ناموزون امثال این فرد، هورا کشیده و دست می‌زدند و اسکناس‌های نامشروع خود را به پایشان می‌ریختند. واقعا شما اسم آن حرکات مبتذل و مستهجن را هنر می‌گذارید؟!

4- آیا انقلاب و مردم چنین افرادی را از کشور بیرون راندند یا خودشان فرار کردند تا بساط فساد و ابتذالشان را در جایی دیگر پهن کنند؟ مگر خودتان تعدادی از امثال همین افراد که در کشور ماندند را نام نبرده‌اید؟ آیا انقلاب و مردم، زندگی را از آنها سلب کردند؟ آنها خود نیز انتظار نداشتند مجددا پس از پیروزی انقلاب، بازهم بساط فساد و فحشایشان را پهن کنند تا اینکه امثال شما به دور از تمامی معیارهای انسانی و حتی هنری برایشان دست زدید و هورا کشیدید. آیا اگر انقلابی صورت نمی‌گرفت و همان فضای سینمای پیش از انقلاب تداوم می‌یافت، افرادی مانند شما اساسا مجالی برای ابراز وجود پیدا می‌کردند؟

5- بنابر آنچه گفته‌اید، احتمالا انقلاب و مردم باعث و بانی فرار و غربت‌نشینی امثال پرویز ثابتی و تیمسار اویسی و ازهاری و حتی خود شاه شدند! شاید اگر این مردم انقلاب نمی‌کردند، آن بنده‌های خدا نیز مملکت خود را رها نکرده و در سرزمین مادری‌شان می‌ماندند!
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۷/۰۱/۱۹ساعت   توسط محمد   | 


تا سوريه رفته و با تروريست‌هاي داعش جنگيده بود، اما اينجا در تهران، ام‌القراي جهان اسلام شهيد شد؛ به دست كساني كه مدعي صلح و دوستي بودند، اما با مأموران تأمين امنيت كشور همان رفتاري را كردند كه داعش با مردم سوريه و عراق مي‌كرد. رفته بود سوريه جنگيده بود تا نياز نباشد اينجا در تهران مقابل تروريست‌ها بايستند، اما رد خشونت جايي وسط همين پايتخت امن غرب آسيا سربرآورد؛ تهران خيابان پاسداران، گلستان هفتم، مقابل منزل نورعلي تابنده، قطب دراويش گنابادي. مريدان تابنده آمده بودند تا بكشند و بسوزانند. در اين مسير مجهز به انواع سلاح سرد بودند و سلاح‌هاي گرمشان هم براي استفاده آماده بود كه مأموران امنيت ديگر مهلتشان ندادند. با وجود انواع سلاحي كه در دست داشتند، همچون تروريست‌هاي تكفيري ماشين را هم به عنوان يك ابزار ترور و خشونت به خدمت گرفتند. اتوبوسي را به دل مأموران ناجا زدند و سه نفر را شهيد كردند و بعد با يك سمند به سوي حافظان امنيت شهر حمله كردند. محمدحسين زمين خورد، ماشين از رويش رد شد و ثانيه‌هايي بعد باز به عقب برگشت و براي بار دوم تن زخمي‌اش را زير گرفت.... صبح شهادت بانوي دو عالم بود؛ ايستادگي محمدحسين حداديان مقابل توحش عريان دراويش گنابادي در پاسداران تهران اقتداي عملي‌اش به سيره حضرت زهرا(س) بود و جان دادنش هيئت روضه شب شهادت بانو. پيكر او زخمي و خون‌آلود كنار مزار شهيدان مدافع حرم در امامزاده علي‌اكبر چيذر آرام گرفت تا نمادي باشد بر آنكه اين سرزمين با خون همه شهدا ايستاده است؛ از دمشق تا تهران.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۶/۱۲/۰۹ساعت   توسط محمد   | 

همکار سابق نشریات اصلاح‌طلب از دبیرکل حزب اشرافی کارگزاران خواست دهانش را ببندد و درباره مدافعان غیور حرم با بلاهت سخن نگوید.

تودهنی‌ یک اصلاح طلب به غلامحسین کرباسچی
داریوش سجادی  در واکنش به اظهارات اخیر کرباسچی که مدعی شده بود نباید جنگ راه انداخت بلکه باید با داعش به شکل دیپلماتیک مذاکره کرد، نوشت: اسائه ادب غلامحسین کرباسچی به ساحت قدسی حافظان حرم و خانواده محترم شهیدان و سربازان دلاور سردار قاسم سلیمانی شایسته یک تودهنی جدی به این تبختر پربلاهت است.

جناب کرباسچی، مطمئن باش اگر هنگام صدور آن ترهات شخصا نزدتان حضور داشتم دندان‌هایت را در دهان کثیفت خرد می‌کردم و ارزنی نیز خود را معطل اطوارهای روشنفکری و مدنی‌بازی نمی‌کردم.

وی با بیان اینکه «آقای کرباسچی لطفا خفه شو»، می‌افزاید: بی‌کفایت! اگر سلیمانی و سربازان سلیمانی و رزم حماسی و قهرمانانه ایشان در شامات نبود، اکنون حضرتعالی به جای آن‌که از پشت میکروفون و در حریم امن مملکت لن‌ترانی علیه آن دردانگان کنی، می‌بایست از خوف داعش با زن و بچه‌ات در بیابان‌های ساوه دنبال جان‌پناه می‌گشتی!

خیر آقای کرباسچی! تصاحب کرسی ریاست جمهوری تا آن اندازه ارزش ندارد تا برای پیروزی هر ترهاتی را از دهان‌تان بیرون بریزید.
کاخ ریاست جمهوری پاستور با تمام اجزا و جوانبش بر سرتان خراب شود اگر آن‌قدر شعور ندارید تا بفهمید رئیس‌جمهورتان نیز مانایی‌اش در قدرت را مدیون رشادت سلیمانی و سربازان سلیمانی در شامات‌اند.
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۶/۰۲/۱۲ساعت   توسط محمد   | 

در همین چند ماه قبل دو گزارش جداگانه از بوشهر و اصفهان به من رسید که به معنای حقیقیِ کلمه خواب را از چشم من ربود.

کدام گزارش‌ خواب از چشم رهبر انقلاب ربود؟
رهبر انقلاب در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت در سال ۱۳۸۰ در تذکری به مقامات دولت آن روز می‌فرمایند:

در همین چند ماه قبل دو گزارش جداگانه از بوشهر و اصفهان به من رسید که به معنای حقیقیِ کلمه خواب را از چشم من ربود؛ هر دو هم مربوط به دستگاههای دولتی بود. گزارش اصفهان مربوط به محل سدّ است؛ مظهر فاصله و درّه بین وضع زندگی قشرهای فقیر و قشرهای دولتی. در آن‌جا خانه‌ها و ویلاهایی ساخته‌اند - البته بخش خصوصی هم هست، اما دولت هم در آن‌جا از این کارها کرده است - کنارشان هم مردم زندگی عادی‌ای ندارند؛ نان ندارند که شکمشان را سیر کنند؛ دروازه هم گذاشته‌اند که کسی حق ندارد از آن‌جا عبور کند و به آن طرف برود!

در یکی از جزایر بوشهر هم همین اتفاق افتاده و مربوط به یک بخش دولتی است. اینها اصلاً قابل قبول نیست. بنده خبر نداشتم؛ اما اگر اطلاع داشتم که میخواهند چنین جایی را در اصفهان و یا بوشهر بسازند، با این‌که بنا ندارم در کار اجرایی دخالت کنم، قطعاً به آن استاندار یا آن وزیر، کتباً و یا شفاهاً میگفتم شما حق نداری این کار را بکنی. به‌هرحال این کار را کرده‌اند.
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۶/۰۲/۰۸ساعت   توسط محمد   | 

«حسین قدیانی» در روزنامه «وطن‌امروز» نوشت:

جناب آخوندی«برید بابا» به خودتان!


اگر چه اقدام بسیار زشتی که در مواجهه با پرسش کاملا محترمانه و کاملا طبیعی خبرنگار خانم صورت گرفت، کلکسیون رفتارهای زشت «سرمایه‌داران منصب‌نشین» را کامل کرد اما این یکی دیگر، نوبر بود و واقعا بی‌سابقه! در هیچ دولتی از دولت‌های قبل، ندیده بودیم که در برابر پرسش خبرنگار، آن هم خبرنگار خانم، اینچنین بخواهند مرزهای شناعت را درنوردند و بعد هم در نهایت رو، بلکه می‌خواهم بگویم وقاحت، بدون اندک عذری، همه چیز را حواله دهند به رفتار لجوجانه و از سر عناد دیگران! حقا که جا دارد بپرسیم: «کی هستند اینها؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۶/۰۱/۱۹ساعت   توسط محمد   | 

رضا سراج تحلیلگر مسایل سیاسی به چرایی اعلام کناره‌گیری ظریف از حضور در دولت روحانی پرداخت:

مقدمه :

آقای ظریف گفت : «اگر روحانی دوباره رئیس‌جمهور شود، ترجیح می‌دهم پیشنهاد وزارت‌خارجه به فرد دیگری داده شود.» کناره‌گیری ظریف از دولت آینده روحانی نشانه چیست؟

شکست ایده اصلی روحانی :

کناره‌گیری ظریف نشانه شکست ایده اصلی دولت روحانی است. روحانی معتقد به حل مشکلات اقتصادی از طریق آمریکا و کشورهای اروپایی بود. از همین رو روحانی، ظریف را برای مذاکره و تعامل با آمریکا انتخاب کرد.

روحانی بر این اعتقاد بود که با واگذاری مزیت‌های راهبردی کشور در موضوع هسته‌ای، طرف‌های غربی به ایران اعتماد کرده، تحریم‌ها را لغو و در ایران سرمایه‌گذاری خواهند نمود. در این ارتباط روحانی حتی از خطوط قرمز نظام هم عبور کرد ولی آمریکا و طرف‌های اروپایی به تعهدات خود عمل نکردند.

نتیجه :

به نظر می‌رسد پس از انتخاب ترامپ و برنامه آمریکا برای سخت‌گیری به ایران جهت تغییر متن برجام، ظریف حضور خود را در دولت بعدی روحانی بلا موضوع می‌داند. از این رو کناره‌گیری ظریف را باید پایانی بر ایده مرکزی و اصلی دولت روحانی دانست.

با این تفاسیر روحانی #تقریبا_هیچ ایده‌ای برای دولت بعدی خود ندارد و در صورت انتخاب مجدد، کشور با دولتی بدون ایده و برنامه مواجه خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۵/۱۲/۱۶ساعت   توسط محمد   | 

تلنگر هشدارگونه امروز رهبر معظم انقلاب درباره «پرهیز از اظهار ضعف در مقابل دشمن»، یک بار دیگر توجه همه مخاطبان مخصوصا صاحبان فکر و اندیشه را به سمت خود جلب کرد.

موضوعی که رهبر حکیم انقلاب بارها و بارها با تعابیر مختلف به مسئولان و فعالان سیاسی و اقتصادی گوشزد کرده‌اند، اما این بار با صراحتی قابل توجه و به صورت مصداقی‌تر، این نکته را متذکر شدند.
حضرت آیت‌الله خامنه ای امروز در دیدار با دست‌اندرکاران و خادمان راهیان نور، با بیان این نکته که «جنگ تحمیلی به‌خاطر این اتفاق افتاد که دشمن در ما احساس ضعف کرد»، تاکید کردند: اگر می‌خواهید دشمن را از تهاجم منصرف کنید، اظهار ضعف نکنید و قوت خود را آشکار کنید؛ اشتباه بعضی از ما در چالش اقتصادی بزرگی که کشور دچار آن است، این بود که در زمینه اقتصادی احساس ضعف شد. آنوقت کسی رویش بشود در مصاحبه بگوید که ایرانی‌ها آنقدر به این مذاکرات احتیاج دارند که رزمایش [ما علیه آنها] ضرری به این مذاکرات اقتصادی نمی‌زند.
یک نمونه از هزاران
جستجویی کوتاه و گذرا در تحولات اقتصادی و سیاسی سال‌های اخیر و در دولت فعلی، نمونه‌ها و مصادیق قابل توجهی از تبعات ناگوار اظهار ضعف مقابل دشمن را به دست می‌دهد، اما عینی‌تر از همه مصادیق، نمونه‌ای بود که چندی پیش در ضیافت شام سفارت فرانسه در تهران گذشت و خبرگزاری مهر در خبری اختصاصی به آن پرداخت.
شامگاه دوشنبه ۱۱ بهمن ماه امسال و همزمان با ورود «ژان مارک آیرو» وزیر خارجه فرانسه به تهران، ضیافت شامی در سفارت فرانسه، به افتخار وی و تجار همراهش از سوی سفیر فرانسه برگزار شد.
در این میهمانی که مهر فردای همان روز در گزارشی با عنوان «در ضیافت شام سفارت فرانسه چه گذشت؟» به آن پرداخت، یکی از تجار فرانسوی خطاب به وزیر خارجه کشورش می‌گوید«جناب وزیر چرا این سفر دقیقا در روزی انجام شد که فرانسه به همراه انگلیس و آمریکا در خلیج فارس و در نزدیکی آب‌های ایران مانور نظامی برگزار کرده که طبیعتا پیام‌های خاصی دارد؛ آیا فکر نمی‌کنید این مسئله بر روی روابط تجاری ما با ایران تاثیر بگذارد و نتوانیم در این سفر قرارداد خاصی منعقد کنیم؟ شما از واکنش مقامات ایرانی نگران نیستید؟».
اشاره این تاجر فرانسوی به برگزاری رزمایش نظامی «سه‌شاخه متحد» با حضور ناوشکن‌های نیروی دریایی انگلیس، آمریکا و فرانسه در آبهای آزاد خلیج فارس بود که از همان روز به مدت سه روز برگزار شد.
اما شنیدنی‌تر از انتقاد تند تاجر فرانسوی، پاسخ مارک آیرو وزیر خارجه این کشور بود که گفت: «خیر، بنده هیچ نگرانی نسبت به موفقیت‌آمیز بودن این سفر ندارم. مقامات ایرانی در هیچ یک از جلسات مقدماتی و برنامه‌ریزی برای سفر در تهران و پاریس به این مسئله معترض نشدند».
این وزیر فرانسوی سپس در موضعی مقتدرانه مدعی شد: «دولت ایران به این سفرها احتیاج دارد و مطمئنم که هیچ اعتراضی در جلسات فردا هم نخواهیم شنید».
البته این سخنان آقای وزیر گویا باعث رضایتمندی تاجر معترض نمی شود و او در اعتراض به اقدام خلاف تدبیر دولت فرانسه در برنامه ریزی این سفر که موجب همزمانی سفر هیئت تجاری و برگزاری مانور نظامی شده و احتمال عقد قراردهای اقتصادی را کاهش داده است، ضیافت شام را ترک می کند.
بماند که بررسی محتوای دیدارهای انجام شده میان وزیر فرانسوی با رئیس جمهور، وزیر خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان هم نکته‌ای که حاوی اعتراض به همزمانی سفر وزیر خارجه فرانسه و مانور نظامی آنها در خلیج فارس باشد، بدست نمی‌دهد؛ اما حالا و با تلنگر تلخ رهبر معظم انقلاب که امروز مطرح شد، شاید ضمیر بهتر بتواند مرجع خود را پیدا کند که «اظهار عجز نزد ستم‌پیشه ابلهیست، اشک کباب موجب طغیان آتش است».
کار چندان سختی نیست که با جستجویی کوتاه در آرشیو اخبار و موضع‌گیری‌های مسئولان دیپلمات‌مآب کشورمان در سالهای اخیر، نمونه‌های تلخ دیگری از این «اظهار عجز نزد ستم‌پیشه» را پیدا و در آن تأمل کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۵/۱۲/۱۶ساعت   توسط محمد   | 

«حسین شریعتمداری» در سرمقاله شماره امروز روزنامه  «کیهان» نوشت:خبرگزاری فارس: تکریم می‌فروشند و تحقیر می‌خرند !

1- کمتر از 72 ساعت - یعنی فقط سه روز - پس از پایان سفر پرآب و رنگ نخست‌وزیر سوئد و هیئت بلندپایه همراه وی به ایران که با استقبال نزدیک به ذوق‌زدگی مسئولان کشورمان همراه بود، نماینده دولت سوئد در سازمان ملل متحد با ارائه پیشنهاد قطعنامه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران به اعتماد و اطمینان دولتمردان ایران پاسخ داد!

دیروز نماینده دولت سوئد در سازمان ملل طی نطق کوتاهی از تصمیم دولت متبوع خویش برای صدور این قطعنامه خبر داد و از کشورهای عضو درخواست کرد تا در جلسه‌ای که روز دهم مارس - 20 اسفندماه سال جاری - برای تهیه پیش‌نویس این قطعنامه تشکیل می‌شود، حضور یابند. متن نطق نماینده دولت سوئد در سازمان ملل اینگونه است؛


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۵/۱۱/۳۰ساعت   توسط محمد   | 
رئوس سخنان ظریف در این جلسه که از سوی عضو کمیسیون امنیت ملی در اختیار فارس قرار گرفت به شرح ذیل است:
 
* من اعتراف می‌کنم اشتباه کردم
 
* به حرف جان کری وزیر امور خارجه آمریکا اعتماد کردم
 
* اگر استراتژی خودم را دنبال می‌کردم اکنون با مشکل مواجه نمی‌شدم
 
* می‌پذیرم اشتباه کردم
 
* مسئولیت آن را می‌پذیرم
 
* ما با صحبت و قول آقای کری اظهار نظر کردیم
 
* این اشتباه بزرگی بوده که من کردم
 
* به جان کری بعد از نقض اخیر که درخواست مذاکره در ایتالیا را داشت گفتم: «شما کاری کردید که حضور من با شما در یک شهر غیرممکن است»
 
* قبلا جان کری وزیر خارجه و وزیر خزانه‌داری آمریکا به ما گفتند اگر قانون داماتو به سنا برود ما روش‌هایی داریم که جلوی آن را بگیریم
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۰۱ساعت   توسط محمد   | 

     خبرگزاری فارس: تکرار کلمه دشمن «شناخت توطئه» است نه «توهم توطئه»/ انتخابات آمریکا و موضوعات مطرح در آن نمونه آشکار از نتایج نبود معنویت است/ سرعت رشد علمی کشور به هیچ وجه نباید کاهش یابد

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند: عده‌ای تا کلمه دشمن تکرار می‌شود ناراحت می‌شوند اما این تکرار و هشدار، همچون تکرار کلمه‎‌ شیطان در قرآن مجید، با هدف ایجاد هوشیاری دائم انجام می‌شود و در واقع، «شناخت توطئه» است نه «توهم توطئه».

رهبر انقلاب اسلامی، نخبگان بخصوص جوانان نخبه را هدایایی کم نظیر و نفیس و امانت های الهی به ملت و مسئولان خواندند و گفتند: وظیفه مسئولان در قبال این هدایای گرانقدر الهی، مراقبت از آنها و تلاش برای شناسایی و پرورش نخبگان بیشتر است.

ایشان تأکید کردند: نخبگان نیز در قبال این نعمت مسئول هستند و باید از طریق احساس مسئولیت و استفاده از این استعداد و توانایی در مسیر صحیح خود، شکر آن را به‌جا آورند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۷/۲۹ساعت   توسط محمد   | 

مدیرمسئول موسسه کیهان تصریح کرد: اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی چه بداند و بخواهد و چه نداند و نخواهد دعوت از آمریکا و سایر دشمنان تابلودار جمهوری اسلامی ایران برای حمله به کشورمان است.

 حسین شریعتمداری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: آقای هاشمی رفسنجانی در اظهارنظر تازه‌ای که از هاشمی اوایل انقلاب دور از انتظار و از رفسنجانی بعد از سال 88 بعید نبوده و نیست گفته است؛ «اگر می‌بینید آلمان و ژاپن این روزها محکم‌ترین اقتصاد دنیا را دارند، اینها بعد از جنگ جهانی دوم از اینکه نیروی نظامی داشته باشند محروم شدند... نیروهای نظامی بیشترین خرج کشورهای در حال جنگ را می‌بردند و از این رو با این اقدام پول‌هایشان آزاد شد و به دنبال کارهای علمی و تولیدی رفته و اقتصاد دانش‌بنیان برای خود درست کردند، لذا دیگر آسیب‌پذیر هم نیستند، این راه در ایران باز شده است و مدیران و دلسوزان و معلمان باید وارد این فضا شوند، مطمئنم  دوره دوم دولت روحانی می‌تواند ما را به آنجا برساند»!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۵/۰۶/۱۴ساعت   توسط محمد   | 
بسم رب المجاهدین
برای حسن عباسی و این روزهایش
 
روح استادمان حاج محمد ناظری شاد که هنوز 2 ماهی نیست که  فقدانش را داغداریم. پیراستادجنگ های ویژه و نامنظم. هم او که دلاور مرد سپاه اسلام ، حاج قاسم سلیمانی اذعان کرد در بدو ورود به سپاه شاگردش بوده است. هم او که بخشی از نیروهای نهضتی جهان اسلام را آموزش داد و در این راه خواب و خوراک نداشت.
 
حسن جان ! همین مراسم هفتش بود که با هم خاطره زیبای به عقب آوردن ته مانده جسم مجروح تو از عمق 200 کیلومتری خاک عراق در عملیات کرکوک رامرور کردیم. بله، حاج محمد بعد از آن عملیات موفق برون مرزی به خود اجازه نداد که جنازه چند شهیدی که داده بودیم در میدان نبرد رها کند ( چیزی که این ایام روتین هر عملیاتی است) و به هر قیمت آنها را با قاطر روانه ایران کرد و تو را نیز  روی قاطر  9 روز از عراق و ترکیه با هزار مصیبت که جای شرحش اینجا نیست به ایران آورد.
 
 
تقدیر چیست نمیدانم؟ یکی مثل او با کلی کارهای زمین مانده در گرماگرم نبرد با تکفیری ها و ادامه آموزش شیر مردان جبهه حق برود، و یکی چون تو استوار و توفنده و پرخروش بماند برای این روزهای ( فتنه بزرگ) تا شاگردانی دلیر پرورش دهی برای جنگ نرم جدید پیچیده تر از نبرد رودر رو، تا خط را نگهدارند. هرچه باشد تو از نسل چریک های خانه بدوش عدالت و مرغان آمین شهادتی! نسل حاج محمدناظری ها!
 
حسن جان ! کیست که نداند چوب چه چیزی را می خوری؟! صورت مسئله مثل برجام لعنتی چقدر مضحک و مسخره است! همیشه هم دوستان نادانی هستند که نردبان دشمن می شوند، نه زمان را تشخیص می دهند و نه مکان را و در پازل دشمن بازی می کنند. قصه‌ای قدیمی.
 
حسن جان! در اثر بی بصیرتی خواص مثل بازی مار و پله گزیده شدیم و 12 سال به عقب برگشتیم. به دوران اصلاحات آمریکایی کذایی! به قولی خودشان، هر 9 روز یک بحران داشتیم، البته بحران های ساختگی خودشان. باز هم همان ترفند قدیمی آی دزد! آی دزد! و ادامه داستان. 
 
آخ که چه روزهای سختی بود. ملاقاتشان با جورج سورس و جلساتشان با آمریکایی ها و انگلیسی ها! ضربه مهلک به وزارت اطلاعات و سربازان گمنام نظام، قتل های زنجیره ای، کودتای کوی دانشگاه و فتنه 78، تحصن مجلس ششم، بحران در دانشگاهها، مطبوعات زنجیره ای که به تعبیر حضرت آقا پایگاه دشمن شده بودند، وزارت فرهنگی که نمی خواست ارشاد باشد، کمیته ایکس و برنامه فتح سنگر به سنگر نظام، کنفرانس ننگین برلین، خمپاره باران تهران و ستاد وزارت اطلاعات و ... سیاهه ای بلند بالاست از خیانت ها و خباثت های این جماعت. غبار سنگین بود و تلفاتمان بالا. 10 سال بعد دوباره از همان سوراخ گزیده شدیم. فتنه 8 ماهه 88.
 
در این سالها سناریو برای من و تو هم اینگونه نوشته شده که از کربلای شلمچه و حلب زنده بمانیم و حنجره خرج کنیم و کمی غیرت دینی و سومی که ادب مانع آنست تا اسمش را ببرم! همان که داشتنش این روزها حکم طلا را دارد. دوستان همه به تو سفارش کردند که چوب در لانه  زنبورها نکن! اما چه کنم که ما انقلابی بودن را از امام آموختیم که جنگ ما، جنگ اعتقاد بزرگ سربازان اسلام است علیه همه بی عدالتی ها در پهنه زمین و امروز، روز یقه گیری از همه کاسه لیسانی است که نوکری اجانب را می کنند و راه را برایشان باز می کنند. 
 
ما از امام آموختیم که انقلابی بودن صراطی است که از بطن هاویه آتش می گذرد و انقلابی ماندن مستلزم وداع با راحت و فراغت و دوری از صلح و سلم با اغیار و منافقین و خیانت پیشگان است. رحمت خدا بر آیت الله جوادی آملی که چه خوب وصف الحال این جماعت را گفت و درست زد وسط خال و گفت که چه کاره اند. القصه بگذاریم و بگذرم.
 
 
آی کهنه سرباز سپاه حق! سرباز سپاه امام حی، همان سید علی که خودش گفته، شمشیر را برداشته و وسط میدان از چپ و راست دارد می زند. هم چنان استوار و راست قامت بمان در این ایام نحس پساب برجام! این کف های روی آب هم رفتنی اند، مطمئن باش. چقدر خوب شد که فرصت استراحتی پیدا کردی! خوش به حال آوینی ها که دوباره مثل ایام انتخابات برایشان بین دونماز صحبت کنی! پرچمت بالاست و شاگردانت دعاگو!
 
عزیز برادر! ما در عصر فتنه های آخرالزمان به سر می بریم و به صبر و استقامت و چنگ زدن به حبل المتین ولایت وصیت شده ایم و چشمان تاریخی نگران ماست و تو چه خوب در این امتحان داری می درخشی!
 
واغثنا یا حجت بن الحسن العسکری
 
 سعيد قاسمي/ جمعه 15/5/95/ مشهدالرضا
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۵/۰۵/۱۶ساعت   توسط محمد   | 

جلسه ماهیانه طلاب و فضلای اردکانی مقیم قم در آستانه نیمه شعبان و در شب میلاد حضرت علی اکبر (ع) طبق روال گذشته با حضور پرشور جمع کثیری از طلاب و روحانیون ولایی برگزار شد. در این مراسم پس از قرائت دعای توسل و مدیحه سرایی، آیت الله نصرت الله شاه آبادی منتخب مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری و فرزند حضرت آیت الله شاه آبادی استاد عرفان و اخلاق امام ره به ایراد سخن پرداختند.

 وی با اشاره به اینکه خداباوری و توحید حقیقی یکی از مهمترین مباحث اخلاقی و ریشه بسیاری از فضیلت ها است، افزود: باور نداشتن خدا منشأ انواع گرفتاریها، بدبختیها و سرگردانیهاست. انسان خداباور بدون هیچ دغدغه ای در کمال آسایش زندگی می کند و برخلاف تصور کسانی که خیال می کنند آسایش در داشتن مال و جاه و اولاد و امثال اینهاست، آسایشی که فرد موحد دارد را هیچ کسی ندارد. افسردگی در قاموس توحید معنا ندارد چرا که براساس آیه قرآن : "وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا " خداوند روزی همه را ضمانت کرده است و هرچه انسان دارد رزقی از جانب خداست.

گفتنی است جلسات ماهیانه طلاب و فضلای اردکانی مقیم قم با 31 سال سابقه، یکی از منسجم ترین و پر رونق ترین جلسات طلاب حوزه علمیه قم است که تاکنون از محضر علمای بسیاری بهره برده است. حضور پر رنگ و وحدت بخش طلاب جوان به همراه بزرگان روحانیون، یکی از برجسته ترین ویژگی‌های این جلسات می باشد./


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۲/۲۹ساعت   توسط محمد   |