|
متن دست نوشته رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسماللهالرحمنالرحیم رحمت و رضوان بر شهید عزیز، سردار شجاع و مؤمن که عمر خود را در جهاد فداکارانه گذرانید و جوانان و مجاهدان بسیاری تربیت کرد. خداوند او را با شهدای صدر اسلام محشور فرماید. سیّد علی خامنهای
سردار رشید اسلام دریادار پاسدار محمد ناظری فرمانده یگان تکاوری نیروی دریایی سپاه در منطقه نازعات و جانباز فداکار دفاع مقدس، هفته گذشته به شهادت رسید./دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۲/۲۹ساعت   توسط محمد
|
پرویز پرستویی بازیگر کشورمان در صفحه شخصی اینستاگرامش با انتشار تصویر دسته جمعی از شهدای مدافع حرم، پیش از شهادتشان در منطقه خان طومان، نوشت:
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۵/۰۲/۲۱ساعت   توسط محمد
|
بختیاری در این مطلب نوشت: هرچی هست و نیست از غیرت این مردان باشرفه... هرکی هرچی میخواد بگه....من نه مجوز می خوام.. نه پست دولتی..و نه از هیچ بنی بشری جز خدا می ترسم... ولی وطن و هموطنم رو میپرستم...و با تمام وجودم برای اسرا دعا می کنم...ما امنیت کشورمون رو ازین عزیزان داشتیم و داریم....ای خاک برسر من که یادم میره اگه هستم بخاطر وجود شهیدا و کسانیه که واسه منو شما جونشونو دادن...حاج قاسم سلیمانی همواره زنده باشی مرد...رزمنده ها به شدت به دعای همه ما محتاجن....برای مدافعان حرم و همه کسانی که برای هموطنشون میجنگن دعا کنیم......شرت کم داعش بی همه چیز.....یاحق....یاعلی.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۵/۰۲/۱۹ساعت   توسط محمد
|
الهام حمیدی بازیگر مطرح سینما و تلویزیون در صفحه شخصی خود با انتشار تصویری از فرزند یک شهید مدافع حرم بر سر پیکر مطهر پدرش با تجلیل از این رزمندگان به مناسبت اتفاقات اخیر در جبهه سوریه و شهر حلب، خطاب به مخاطبانش و طرفدارانش نوشت:
از روزی که جنگ سوریه و نبرد با این داعش تکفیری شروع شد ،خیلی دوست داشتم به مردم عزیز کشورم و اول بخودم این نکته رو متذکر بشم که خیلی راحت می تونست و می تونه جنگی که بیرون مرز کشورمونه به داخل خاک ایران بیاد و این آرامش و امنیتی که بعضا خوشی زیر دلهامون شده رو از هممون بگیره بطوریکه فرصت تابیدن های ناجوانمردانه به همدیگر و هم نداشته باشیم ، پس بودند و هستند و خواهند بود غیور مردان و بزرگدلانی که برای امنیت و نام وطن و اعتلای دین و اعتقادشان جان بر کف گذاشتند و باز هم می گذارند، درود بر شرف و غیرت و ایمانتان، اطمینان دارم راه حق و صاحبان حرم ها به مدافعانشان کمک خواهد کرد و آنها را در این راه پر خطر تنها نخواهد گذاشت اما دلم به درد میامد ضمن احترام به همه افکار و انجمن های مدافع حیوانات و حقوق آنها وقتی میدیدم در کشور و فضای مجازی اینقدر حامی و مدافعان حیوانات و طبیعت و محیط زیست، حقوق بشر داریم اما در حمایت و دفاع از مدافعان حرم که همان مدافعان ایران و اسلام محسوب میشوند کوتاهی می کنیم و در ادای حق مطلب آنها که جان خود و حق فرزندان و خانواده شان را زیر پا گذاشته اند، زبان بسته ایم امروز وقتی در چند پیج مردمی و عادی و حتی برخی از همکاران عزیزم این حمایت و حرکت و دیدم کلی خوشحال شدم هر چند که اینگونه حرکات و حمایت های ما ذره ای از رشادت های دلیرمردانی که در هر جای و مکانی برای ایران و ایرانی دفاع میکنند را جبران نمیکند. اما بی انصافی است به آنها درود نفرستیم و یادشان نکنیم ، بویژه که این روزها که مدافعان حرم در خان طومان سخت گرفتار محاصره و جنگی سخت هستند و بیش از همیشه به دعا و نفس حق شما محتاجند. التماس دعا. (با احترام ویژه به همه عقاید و مسلک ها و جریان های فکری و حقوق همه حق های انسانی و حیوانی ) انتظار دارم باز عده ای نیاند تو اینجا و صفحات همکارانم با کوتاه فکری شروع کنند به این که چرا تیپ و مدل شما اینجوریه ؟ چرا خودمون جنگ نمی ریم؟ یا علاقه مندان به حقوق حیوانات وغیره رو مقابل ما قرار بدند و..؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۵/۰۲/۱۹ساعت   توسط محمد
|
بخشی از وصیت نامه تخریبچی شهید «کاظم مهدی زاده»
مــی خواستــم بـزرگ بشـــم
درس بخــونــم مهنــدس بشـــم خاکمــــو آبــاد کنـــم زن بگیــــرم مادر و پــدرمــو ببــــرم کربــلا دختـــرمـــو بـزرگ کنــــم ببـــرمــش پارک تو راه مــدرسه با هـــم حرف بزنیـــم خیلـــی کارا دوسـت داشتــــم انجـــام بـــدم خــب نشــــد ...! ... بایـــد مــی رفتـــم از مـــادرم، پـــدرم، خاکم، نامـوســـم، دختــــــرم و … دفاع کنــــم. رفتـــم که دروغ نباشـــه احتـــــرام کم نشــه همــدیگـــر رو درک کنیـــم ریــا از بیـــن بــره دیگـــه توهیـــن نباشـــه محتــاج کســـی نبــاشیــم! شهادت: تیر 1365 عملیات کربلای1 – مهران - ارتفاعات قلاویزان
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۲/۰۸ساعت   توسط محمد
|
نوشتن دراینباره سخت و ناگوار است و کاش نیازی به آن نبود. اما «شیریننمایی» برخی از رخدادهای تلخ این روزها که از سوی شماری از مسئولان - متاسفانه بلندپایه - دولتی صورت میپذیرد و نه فقط با آنچه دولت محترم وعده داده بود متفاوت است بلکه با شعار «دولت راستگویان» نیز همخوانی ندارد، چارهای جز نوشتن این وجیزه باقی نمیگذارد. چرا که همه مردم این مرز و بوم، صرفنظر از تفاوت دیدگاهها و اختلاف سلیقهها، سرنشینان یک کشتی هستند و در فرازونشیب حرکت آن به یک اندازه سود میبرند یا آسیب میبینند. یادداشت پیش روی در پی مچگیری! نیست بلکه به چند نمونه - و فقط چند نمونه - از برخی دوگانهگوییهای دولت محترم اشاره دارد که ادامه آن میتواند سلب اعتماد مردم، یعنی خسارت همگانی را در پی داشته باشد. بخوانید!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۱/۱۸ساعت   توسط محمد
|
حسین شریعتمداری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: 1- میگویند یکی از نامزدها در متینگ انتخاباتی خود و در میان مردمی که برای شنیدن نظرات وی و آشنایی با برنامههای او جمع شده بودند، میگفت: ایها الناس! بدانید و آگاه باشید که اگر مرا انتخاب کنید همه توان و امکانات خود را برای مبارزه با امپریالیسم، کاپیتالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم، لیبرالیسم، مدرنیسم و... به کار میگیرم. پیرمردی از وسط جمعیت گفت؛ از میان این همه ایسم که ردیف کردهای و نمیدانم چیست، لطفا برای رماتیسم بنده هم فکری بکنید که مدتی است بدجوری اذیتم میکند و امانم را بریده است!
در انتخابات جمعه گذشته اگرچه برخلاف ادعای پر سر و صدای مجموعه موسوم به کارگزاران و اصلاحات و اعتدال، تاکنون و در پایان مرحله اول، اصولگرایان در مقیاس سراسر کشور حائز اکثریت نامزدهای راه یافته به خانه ملت هستند ولی مجموعه سه ضلعی یاد شده نیز در مجلس دهم از اقلیت قابل توجهی برخوردار شدهاند که به گفته خود آنان، بیرون از انتظارشان بود. دراینباره طی چند روز گذشته، یادداشتها و گزارشهای مستندی داشتهایم و یادداشت پیش روی نگاهی گذرا و از زاویهای دیگر به همان ماجراست.
2- آرای بیش از 60 درصدی مردم قبل از آن که به این یا آن جناح و سلیقه سیاسی تعلق داشته باشد، رأی قاطع به جمهوری اسلامی ایران و نشانهای بیتردید از باور عمیق ملت به نظام برخاسته از انقلاب اسلامی و سلامت انتخابات است. چرا که تمامی شرکتکنندگان در انتخابات روز جمعه، نامزدهای مورد نظر خود را با این پیشفرض که قرار است در بستر اصول و ساختار قانونی نظام انجام وظیفه کنند، برگزیده و به خانه ملت فرستادهاند. بنابراین توهمپراکنی دشمنان بیرونی که اصرار دارند انتخابات روز جمعه را دوقطبی طرفداران و مخالفان نظام! قلمداد کنند، فقط یک آرزوی بارها برزمین مانده است. 3- رأی مردم به شماری از نمایندگان معرفی شده از سوی مجموعه سهضلعی موسوم به کارگزاران، اصلاحات و اعتدال برخلاف ادعای برخی از مدعیان اصلاحات، نه فقط از پیروزی این جریان در انتخابات یاد شده، حکایت نمیکند بلکه به وضوح حاکی از شکست قطعی رویکردی است که این جریان طی دو دهه گذشته دنبال کرده بود. با این توضیح که مدعیان اصلاحات - و نه همه اصلاحطلبان - بعد از تجربه چند شکست و بنبست پیدر پی، به نقطه کنونی که تسلیم شدن در برابر نظام و تن دادن به راهکارها و ساختار قانونی آن است، رسیدهاند. این جریان در مجلس ششم که علاوه بر دولت اصلاحات، اکثریت قاطع مجلس شورای اسلامی را نیز در اختیار داشت - 220 نماینده از 297 نماینده- برای تغییر رفتار و ساختار نظام خیز برداشت و با تصویب چند لایحه مغایر با قانون اساسی که از سوی دولت وقت ارائه شده بود و تصویب چند طرح همسو با لوایح مورد اشاره، خواسته نامشروع و غیرقانونی خود را دنبال کرد و هنگامی که با دیوار پرصلابت قانون اساسی و حمایت تودههای میلیونی از آن روبرو شد، جمعی از نمایندگان و تعدادی از دولتمردان وقت در اقدامی هنجارشکنانه و با سمت و سوی جلب حمایتهای بیرونی دست به تحصن و سپس استعفاء یعنی «خروج از حاکمیت» زدند که با بیاعتنایی مردم و نظام روبرو شد. این جریان در فتنه 88 که تحت مدیریت آشکار و بیپرده مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس تدارک شده بود، خروج علیه حاکمیت را کلید زدند و تا آنجا پیش رفتند که نتانیاهو به صراحت اعلام کرد «اصلاحطلبان بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران هستند»! جریان یاد شده از نصب مدال وطنفروشی بر سینه خود نیز احساس شرم نکرد و نهایتا با حماسه بینظیر 9دی، بار دیگر به تاریکخانه رفت. جماعت مدعی اصلاحات در ادامه خیانتهای قبلی و در حالی که تعدادی از مسئولان دولتی اصلاحطلب و نمایندگان مدعی اصلاحات مجلس ششم به آمریکا و اروپا پناهنده شده بودند، دست به خیانت دیگری زد و شرکت در انتخابات مجلس نهم را تحریم کرد... نامه به مقامات آمریکایی برای تشدید تحریمها علیه ایران، نامه به بشاراسد در اعتراض به ایستادگی دولت وی در برابر غرب و با تاکید بر حمایت از معارضان - تروریستهای تکفیری - و دهها خیانت ریز و درشت دیگر این جریان که تمامی آنها مستند و غیرقابل انکار است، بماند! جماعت مدعی اصلاحات با حضور در انتخابات هفتم اسفند، بر این واقعیت بارها به اثبات رسیده اعتراف کردهاند که چارهای جز تن دادن به اصول و مبانی نظام و تسلیم در برابر ساختار و راهکارهای قانونی آن ندارند. آیا، این رویکرد، یک پیروزی بزرگ برای جمهوری اسلامی ایران و تودههای چنددهمیلیونی وفادار به اصول و مبانی نظام تلقی نمیشود؟ 4- رأی بخشی از مردم به نامزدهای معرفی شده از سوی طیف مورد اشاره را تنها میتوان در حد و اندازه «چک وعدهدار» تلقی کرد زیرا مروری گذرا به این وعدهها، نشان میدهد که بیشترین آنها از نوع «وعدههای نسیه» است و به «چکهای وعدهدار»شبیه است و فقط هنگامی دارای ارزش خواهد بود که در زمان و تاریخ مندرج در چک، قابلیت نقد شدن داشته باشد و در غیر این صورت برگههای خالی از اعتبار خواهند بود. بخوانید! 5- دولت محترم طی نزدیک به 3 سالی که از عمر آن میگذرد در تحقق بسیاری از وعدههایی که به مردم داده است، ناکام بوده است و این ناکامی از سوی برخی طرفداران و حامیان پر و پا قرص دولت نیز با ارائه دلایل فراوان مورد تائید قرار گرفته و میگیرد. قرار بود علاوه بر چرخ سانتریفیوژها، چرخ معیشت مردم نیز به چرخش درآید ولی امروزه نزدیک به 12 هزار سانتریفیوژ از چرخش افتادهاند و چرخ معیشت مردم نیز به عقب چرخیده است، وعده صادرات 100 میلیارد دلاری داده شده بود که این روزها رقم بالا و نگرانکننده واردات غیرضروری و قاچاق کالا بیداد میکند. قول مقابله با بیکاری و اشتغالزایی داده شده بود که امروزه به قول وزیرکار، هر 5 دقیقه یک ایرانی بیکار میشود. قرار بود کشاورزی رونقی چشمگیر پیدا کند ولی این روزها، شاهد ورشکستگی کشاورزان و واردات بیرویه و قاچاق محصولات کشاورزی هستیم. گفته شده بود سهم قابل توجهی از منابع حاصل از آزاد شدن حاملهای انرژی به بخش تولید اختصاص داده میشود که تاکنون به اذعان وزیر محترم صنعت حتی یک ریال هم به بخش تولید پرداخت نشده است. قرار بود با رکود مقابله شود و اکنون به اعتراف اقتصاددانان حامی دولت، و نامه 4 وزیر ذیربط کابینه، رکود نهادینه شده و در آستانه تبدیل به بحران است. آقای رئیسجمهور گفته بود ملاک تورم جیب مردم است و حالا به وضوح میتوان دید که گرانی بیداد میکند و... بنابراین به آسانی میتوان نتیجه گرفت که سابقه طیف مزبور نمیتواند عامل و علت رأی مردم به تعدادی از نامزدهای سه ضلعی مورد اشاره باشد. 6- دولت محترم و مجموعه اصلاحطلبان و کارگزاران در تبلیغات انتخاباتی، بیشترین و اصلیترین برگ برنده خود را روی «برجام» و «فرجام» آن متمرکز کرده بودند اما چگونه؟ در تبلیغات انتخاباتی طیف مورد اشاره از برجام با عنوان «فتحالفتوح»! بزرگترین دستاورد تاریخ انقلاب! معجزه قرن! برتر از فتح خرمشهر، تسلیم قدرتهای بزرگ در مقابل ایران! آغاز گشایش اقتصادی! و شکوفایی علمی! و... یاد میشد و با حمله به منتقدان و ناسزاگویی به آنان در جاده یکطرفه دستاوردهای خیالی برجام تخته گاز میرفتند! و مدعی بودند که آثار و برکات و دستاوردهای خیرهکننده برجام در آیندهای نزدیک برای همگان قابل درک و مشاهده است. ولی با توجه به ماهیت و ساختار برجام بیآن که قصد نادیده گرفتن تلاش طاقتفرسا و قابل تقدیر تیم محترم مذاکرهکننده در میان باشد، بدیهی بود که این تبلیغات فراتر از واقعیات و بزرگنماییهای بیمحتوا درباره دستاوردهای برجام دوام چندانی نخواهد داشت و عهدشکنی حریف در انجام تعهداتی که برعهده داشت به زودی از پرده بیرون خواهد افتاد. و امروزه میبینیم که چنین شده است و سؤال این است که چرا دستاندرکاران محترم، بعد از پایان انتخابات زبان به بیان واقعیات گشوده و از برخی نافرجامیهای برجام خبر میدهند. آقای صالحی میگوید «غرب در اجرای برخی تعهدات برجام تأخیر دارد»! و «رفع تحریم به موجب توافق» را از مصادیق این تأخیر برمیشمارد! و تاکید میکند که بانکهای اروپایی به تحریمهای خود پایان ندادهاند. سوئیفت همچنان بسته است. آقای ظریف میگوید «آمریکا باید تعدادی از تحریمها را روی کاغذ لغو میکرد که انجام دادهاند(!) اما این یک روند است و باید ببینیم آنچه در روی کاغذ لغو کردهاند در عمل هم تحریمها برداشته میشود»؟ و... 7- دراینباره گفتنیهای دیگری نیز هست ولی آنچه با جرأت میتوان گفت این که رأی بخشی از مردم شریف کشورمان به نامزدهای معرفی شده از سوی سه ضلعی مورد اشاره شبیه چک وعدهدار است که نقد شدن آن در گرو تحقق وعدههایی است که در تبلیغات انتخاباتی به آنان داده شده است. آنهم وعدههایی که به مشکلات پیشروی آنان نظیر رکود، بیکاری، گرانی و... مربوط است و نه ادعاهای تعریف نشدهای نظیر توسعه سیاسی! و...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۱۲/۱۶ساعت   توسط محمد
|
پرویز پرستویی در صفحه اینستاگرام خود نوشت: ساعت حدود شش صبح در فرودگاه به همراه دو نفر از دوستانم منتظر اعلام پرواز بودیم. پسرکی حدوداً هفت ساله جلو آمد و گفت: واکس میخواهی؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۱۱/۱۸ساعت   توسط محمد
|
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه همه در انتخابات شرکت کنند حتی کسانی که نظام را قبول ندارند، فرمودند: انتخابات مال رهبری نیست مال ایران اسلامی و جمهوری اسلامی است و این موجب تقویت نظام و بالا رفتن اعتبار و ابهت ملت است.
حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار پرشور هزاران نفر از مردم قم، با تجلیل از قیام تاریخ ساز ۱۹ دی ۱۳۵۶ مردم این شهر و تشریح علل و عوامل «ماندگاری انقلاب»، تاکید کردند: در پرتو حضور آگاهانه همگانی، ماندگاری انقلاب، آرامش و سکینه ملت و پیروزی بر توطئه های دشمنان امکان پذیر خواهد شد. رهبر انقلاب اسلامی با تجلیل از قیام تاریخی نوزدهم دی سال ۱۳۵۶ مردم قم بر ضد رژیم دیکتاتوری شاه و در حمایت از مرجعیت و روحانیت، از مردم قم به عنوان «پیشروان و پیشرانان انقلاب» یاد کردند و افزودند: سالها مبارزه و بیانات امام خمینی و جایگاه مرجعیت و روحانیت، در مردم زمینههای مساعدی برای مبارزه با رژیم ستمشاهی فراهم کرده بود که قیام ۱۹ دی، این مبارزه حیاتی را کلید زد. ایشان «شجاعت و بصیرت مردم و احساس تکلیفِ به هنگام برای ورود به میدان»، را عناصر اصلی قیام ۱۹ دی خواندند و افزودند: آن قیام تاریخی در دفاع از امام (ره) شکل گرفت و حوادث بعد از آن منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ساعت   توسط محمد
|
کیکار هاشبات روز سه شنبه تصویر " شیخ علی الحلبی " مبلغ سلفی افراطی اردنی را منتشر کرد و افزود : "الحلبی از فلسطینی ها می خواهد که به قتل اسرائیلی ها پایان دهند".کیکار هاشبات اعلام کرد : "الحلبی می گوید " شما (فلسطینی ها) از یهودیان آب و برق دریافت می کنید ولی آنها را می کُشید ! آیا این کار حرام نیست؟ " روزنامه اینترنتی " عربی 21 " نیز اعلام کرد : فتوای الحلبی با استقبال شهرک نشینان اسرائیلی مواجه شده است .عربی 21 افزود : "برخی از شهرک نشینان از فلسطینی ها می خواهند که به فتوای شیخ الحلبی عمل کنند".
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۴/۰۸/۱۵ساعت   توسط محمد
|
شاهرخ استخری، بازیگر سینمای ایران به رویه ای زشتی که این روزها از سوی برخی کابران شبکه های اجتماعی در خصوص اعتراض به حجاج به بهانه فاجعه منا به راه افتاده واکنش نشان داد.
این بازیگر جوان با ابراز تسلیت نسبت به این حادثه دلخراش به برخی اظهارنظرهای غیرانسانی در شبکه های اجتماعی پاسخ داده و نوشت: تسليت؛ کسی دلش می خواهد بخشی از درآمدش را برای سفرهای خارجی بگذارد. عده ای دلشان می خواهد هرچه دارند را در دوبی و مالزی و پاتایا و آنتالیا خرج کنند. هیچ کس هم از ما آریایی های اصیل به آن ها نمی گوید این دبی که همه اش ماکت است و مصنوعی، اتفاقا متعلق به اعراب است و نروید و پولتان را در جیب عرب ها نریزید. هیچ کس نمی گوید شما که تمام سوراخ سمبه های ترکیه را بلدی، آیا ایران را به خوبی گشته ای؟ هیچ کس از آن ها نمی پرسد که چرا به جای اینکه 5 میلیون تومان برای 3 روز بدهی و آنتالیا بروی و بپری توی استخر، چرا کمک به یک جوان بیکار نمی کنی؟ اما وای به حال آدمی که سال ها در انتظار بوده تا به حج برود... وقتی فاجعه ای اتفاق می افتد همه می شوند مدعی العموم. همه می گویند حقش بود، می خواست نرود. همه می گویند به جای پول دادن به عرب ها یک مدرسه بسازد... هیچ کس فکر نمی کند هر آدمی حق دارد بخشی یا همه پولش را هر طور که دوست دارد خرج کند، هیچ کس فکر نمی کند شاید آن حاجی بیچاره اتفاقا آدم خیری هم بوده و حالا به آرزوی دیرینه اش که سفر حج واجب هم بوده جامه عمل پوشانده... اگر هواپیمای دوستان در راه تایلند هم سقوط می کرد، آیا شمایی که خون آریایی داری می گفتی حقش بود؟ اگر هواپیما در راه دبی منفجر می شد، شما می گفتی وقتی به هواپیماها اعتباری نیست، می خواست نرود تا پولش را تقدیم به این اعراب سوسمار خور بکند؟ کمی منصف باشید. به آرزوی پیرمردی فکر کنید که تمام این سال ها که در نوبت حج بوده، چقدر دلش خوش بوده، چقدر دوست داشته که با لباس احرام دور خانه خدا بگردد.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۴/۰۷/۰۶ساعت   توسط محمد
|
برخی از رفتارهایی که بعضی از ما در شبکههای اجتماعی داریم تداعی کنندهی سُنت حسنهی «سبزی پاککردن»(!) و حواشی مخصوص به آن است. جدا از خاطرات نوستالژیکی که این سنت! برای همه ی ما داشته؛ رفتارهای بیضابطهی ما در شبکههای اجتماعی، اخلاق «خاله زَنکبازی» را با تکنولوژی درآمیخته و از آن کمپینهای متعدد و شلنگتخته های مجازی بیرون آمده است. جماعتی از روی بیکاری از صبح تا شب پای اینترنت نشسته و غالباً مشغول آه و ناله های عاشقانه ی خود بوده، و از بدی روزگار دون می نالند، و حسی متفکرانه به خود گرفته و نشان میدهند که چقدر اهل تفکر و استنباط بوده و چقدر بادیگران فرق دارند! و زمانی هم که اتفاق بخصوصی می افتد شروع به دادن نظرات روشنفکرمآبانه کرده و اباطیلی میگویند که نمیتوان با هیچ اسطرلابی آنرا معنا کرد! و بعدتر هم به اتفاق همفکرانشان کمپین تشکیل داده و در آنجا خط و نشان های آنچنانی برای دار و دسته ی رقیب میکشند. سگواپسان!
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۴/۰۷/۰۶ساعت   توسط محمد
|
سهیل کریمی (مستندساز) در یکی از گروههای تلگرامی نوشت: باجناق بنده برادر دو شهیده. پدر و مادر ایشون (که پدر و مادر شهیدان عباس و على فخارنیا هستند) از اوتاد محله ی افسریه ی تهران اند.این دو بزرگوار امسال در حج تشریف دارند. دیروز روحانى کاروانشان با پرس و جو، حاج منصور فخارنیا رو در صحراى عرفات بین حجاج پیدا مى کنه و مى پرسه پسر شما شهید شده؟
حاج منصور آقا جواب میده: بله! روحانى کاروان میگه: اسم شهیدتون عباسه؟ حاج منصور باز میگه: یکى از دو شهیدمون عباسه. روحانى میگه: من که از پدر شهید بودن شما خبر نداشتم؛ اسم شهیدتون رو هم نمى دونستم. شهید شما به خوابم آمد و گفت اسم من عباس فخارنیاست. بروید پدر من رو توی کاروان پیدا کنید و بهش بگویید چون قلب اش مشکل داره، امشب به مشعر و فردا به منىٰ نرود! پدر شهدا میگه: نمیشه که. روحانى کاروان هم در جواب میگه: حاج آقا! من نه شما رو مى شناختم و نه پسر شهیدتون رو. این چیزى بود که باید میومدم به شما بگم. شما هم مى تونید نایب بگیرید و خودتون از همین جا برگردید مکه به هتلتون. حاج منصور فخارنیا هم طبق توصیه ى روحانى کاروان، براى خودش و همسرش نایب گرفته و از واقعه ى جانسوز در منىٰ جون سالم به در مى بره. وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۴/۰۷/۰۶ساعت   توسط محمد
|
محمدرضا عارف در مصاحبه با روزنامه اصلاح طلب اعتماد درباره ماجرای جنجالی کنار رفتنش از صحنه انتخابات خرداد ماه 92 گفت: * در هواپیما بودم که فکسی ناخوانا و کمرنگ از آقای خاتمی به دستم رسید که از مضمونش متوجه شدم درخواستی است برای کنارهگیری من. پرسیدم گفتند که آقای خاتمی با شما تماس تلفنی گرفته بودند تا از شما بخواهند به نفع حسن روحانی کنارهگیری کنید اما به تماس ایشان پاسخ ندادید. * برای اولین بار است که اینها را میگویم ساعت 5 یا 6 عصر 22 خرداد ماه بود و من در سفرهای انتخاباتی در شیراز برای سخنرانی آماده شده بودم و در حال رفتن به جایگاه بودم که گفتند از طرف آقای خاتمی تماس گرفته شده است. در آن زمان حقیقتا فرصتی برای پاسخگویی نبود و مردم منتظر سخنرانی بودند، در نهایت شب 22 خرداد بود که با نزدیکانم نشستی برگزار کردم و تصمیم بر این شد تا کنارهگیری کنم.اگرچه تشخیص من چیز دیگری بود اما معتقدم اگر در یک حکومت معنوی مسوولیتی از دوش فردی برداشته شود جای خوشحالی هم دارد. *من با این سازو کار موافق نبودم. این را برای اولین بار است که طرح میکنم با جمعبندیها موافق نبودم و فقط به خاطر قول و قرارهای اخلاقی با آقای خاتمی کنارهگیری کردم. * تحلیلهای دوستانم این بود که رقیب به دنبال این بود که بداند در نهایت من به صراحت اسم آقای روحانی را میبرم یا نه؟ در آن زمان تبلیغات ممنوع بود و به همین دلیل نامی از روحانی نبردم. *تحلیل رقیب این بود که من تا پایان میمانم. آنها فکر نمیکردند که من به نفع آقای روحانی کنارهگیری کنم حتی برخی از دوستان اصلاحطلب هم فکر نمیکردند من چنین کاری انجام دهم. *(چرا برخی اصلاحطلبان تصورش را نمیکردند که شما به نفع آقای روحانی کنارهگیری کنید؟) اینها را بعدها بازگو میکنم و فعلا نمیخواهم وارد این موضوعات شوم». *(اگر پیشنهاد کنارهگیری به آقای روحانی داده میشد ایشان میپذیرفت به نفع شما کنار برود؟) اینکه آقای روحانی عمل میکرد یا نه را نمیدانم. پرسیدم چیزی هم دراین باره از گوشه کنار و و دوستانتان نشنیدید؟ که خندید و گفت چرا مهم این است که به من پیشنهاد شد و پذیرفتم من وکیل دیگران نیستم. *من دو ملاقات با آقای روحانی پس از انتخابات با ایشان داشتم در ملاقات اول که برای تبریک رفته بودم فرضم این بود که بنده وظیفه کمک به دولت دارم و حقیقتا دلم میخواست به دولت او کمک کنم. تا قبل از دیدار دوم بحث اصلی این بود که جایگاهم در دولت ایشان در چه سطحی باشد اما من در دیدار دوم این موضوع را مطرح کردم که چگونه باید حضور 73 درصدی مردم را که انصافا سرمایه عظیمی است حفظ کرد. *من توقعی از ایشان نداشتم. شاید انتظاری که داشتم این بود که با توجه به تجربه 30 سال مدیریتیام آقای روحانی در برخی امور بیشتر از من مشورت میگرفتند.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۲/۰۱ساعت   توسط محمد
|
در پی نقش بستن تصویر پلنگ ایرانی بر پیراهن تیم ملی فوتبال در رقابتهای جامجهانی، یکی از پلنگهای ساکن در جنگل دالاخانی رامسر با ارسال نامهای به روزنامه، توضیحاتی ارائه کرد.
ریاست محترم محیطزیست سرکار خانم ابتکار از آنجا که شما به عبارتی رئیس ما هم محسوب میشوی و صد البته از آنجا که رسیدگی به جان ما نیز بر عهده شماست، باید عرض کنم خانواده بزرگ پلنگها که بعضا در گونهای انواع، به عارضه تهدید، بلکه انقطاع نسل دچار است، هرگز نیازی به کارهای سمبلیک و دهان پرکن نظیر چسباندن چهره در لباس تیم ملی نداریم! صدالبته ما نیز اگر چه پلنگ اما بالاخره ایرانی هستیم و لباس تیم ملی را مقدس میدانیم، لیکن این قبیل ابتکارها، برای ما پلنگها کار نمیشود، نان و آب نمیشود! معالاسف شما «کار باخود» را به «ابتکار بیخود» فروخته و همهاش در فکر دک و پز و سوءاستفاده از ما پلنگها هستید که خود را طرفدار محیطزیست نشان دهید و این مهم قطعا مرضی رضای خداوند نیست و «کاسبی با پلنگ» حساب میشود! آیا بهتر نیست آن وقتی که شما برای این مثلا ابتکار گذاشتید، خرج دوا و درمان خودمان میکردید؟! نکند نیمی از ما پلنگها هم در انتخابات، رای به بیقانونی دادهایم؟! البته همین جا بگویم اگر قرار است به ما پلنگها هم، همانطور رسیدگی کنید که به انسانها «سبد کالا» دادید، ما از شما میخواهیم ما را به خود واگذارید که به قولی؛ «چو خیرت نیست، شر مرسان!» لازم به ذکر است ما پلنگها جملگی بالای ۵۰۰ هزار تومان در ماه کاسبیم و اگر هفتهای ۲ تا هم بز کوهی شکار کنیم، بالای یک تومان میشود!! شما رئیس سازمان محیطزیست هستی و شگفتا! اینقدر که از ما پلنگها حرف میزنی، از خود انسانها سخن نمیگویی. قدر مسلم ما در کوه و جنگل، یک هوای پاکی داریم که بتوانیم تنفس کنیم اما این ننهمردههای ساکن در تهران و دیگر شهرهای بزرگ، آیا آدم حساب نمیشوند؟! چطور در نظر شما، ما پلنگها، آدم حساب میشویم اما خود آدمها، آدم حساب نمیشوند؟! آیا بهتر نیست کمی هم به جای کاسبی با ما پلنگها، به فکر آلودگی هوای تنفس خود آدمها باشید؟!
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۴ساعت   توسط محمد
|
صادق زیباکلام با نگارش نامهای به حسین شریعتمداری نسبت به رویکرد وی در انتقاد از توافق هستهای ایران انتقاد کرد. متن این نامه به شرح زیر است: «بسمه تعالی حضرت حاج حسین شریعتمداری نماینده مقام معظم رهبری و مدیرمسئول روزنامه کیهان دامت اقباله با سلام و تحیات، مسبوق هستند که حقیر هفته گذشته مرقومهای به جناب حجتالاسلام حمید رسایی معروض داشتم. در آن عریضه از جناب ایشان و همفکرانشان که بنای مخالفت با توافق هستهای ژنو گذاردهاند پرسیده بودم که فعالیتهای هستهایمان چه حاصل اقتصادی و کدام ما به ازایی برای رشد و توسعه کشور داشتهاند؟ چه به واسطه آن نامه و چه به واسطه مواضع مشابه، آن جریده شریفه مطالبی علیه اینجانب درج کردهاند. بنده به هیچ روی سودای پاسخدهی به آنها را ندارم. قصدم بیشتر آن است که به استحضار برسانم که اصل سوال همچنان سر جایش باقی است. کشوری که، جناب شریعتمداری، سرانه دوا و درمان و آموزش و پرورش آن همردیف کشورهای توسعهنیافته و آفریقایی است، محیط زیست آن بدل به زبالهدانی بزرگی شده و منظما دارد از بین میرود، سطح آبهای زیرزمینی آن به دلیل بیتوجهی و نبود بودجه دهها متر پایین رفته و کشور را در معرض یک بحران جدی خشکسالی قرار داده، با 5،6 میلیون بیکار روبهروست و هزار و یک مشکل دیگر دارد، آیا درست است این همه توانش صرف برنامههای هستهایاش بشود؟ جناب شریعتمداری، گیریم بنده ناصبی، دهری، بابی، زندیق و جزء سایر ملاحده و جنود شیطانی خذلهم الله و جنابعالی و سایر موافقین هستهای وفقه الله در صراط مستقیم و کامروا در هر دو دنیا. اما اصل سوال همچنان سرجایش باقی مانده: هستهای چه کمکی به پیشرفت و رشد و توسعه اقتصادی ما کرده است؟ ایام به کام باد صادق زیباکلام هشتم بهمنماه یک هزار و سیصد و نود و دو» اما آقای حسین شریعتمداری پاسخ وی را اینگونه داد: زیباکلام در نامهای خطاب به مدیر مسئول کیهان که جز کیهان به سایر رسانهها و سایتها ارسال شده (!) مینویسد: کشوری که سرانه دوا و درمان و آموزش و پرورش آن همردیف کشورهای توسعهنیافته و آفریقایی است؛ محیطزیست آن بدل به زبالهدانی بزرگی شده و منظما دارد از بین میرود؛ سطح آبهای زیرزمینی آن به دلیل بیتوجهی و نبود بودجه دهها متر پایین رفته و کشور را در معرض یک بحران جدی خشکسالی قرار داده؛ با ۵/۶ میلیون بیکار روبروست و هزار و یک مشکل دیگر دارد، آیا درست است این همه توانش صرف برنامههای هستهایاش بشود؟ وی میافزاید: جناب شریعتمداری، گیریم بنده ناصبی، دهری، بابی، زندیق و جزء سایر ملاحده و جنود شیطانی خذلهمالله و جنابعالی و سایر موافقین هستهای وفقهالله در صراط مستقیم و کامروا در هر دو دنیا. اما اصل سوال لکن همچنان سر جایش باقی مانده: هستهای چه کمکی به پیشرفت و رشد و توسعه اقتصادی ما کرده است؟
آقای زیباکلام توضیح نمیدهد که اولا بر چه مبنایی سرانه درمان و آموزش و پرورش ایران را با کشورهای توسعهنیافته آفریقایی مقایسه میکند؟ ثانیا اگر ایشان واقعا غصه بیکاری و مشکلات موجود اقتصادی را دارد، چرا از متهم اول سوءاستفاده و فساد اقتصادی ۳ هزار میلیاردتومانی با این ادعای خلاف واقع که او کارآفرین است، دفاع کرد حال آن که آن غارتگر اقتصادی پول هنگفت ۳ هزار میلیاردی را نه از راه خلاقیت و تولید و کارآفرینی، بلکه با زد و بند و دادن چمدانهای رشوهای که هر کدام بالغ بر ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون رشوه را بالغ میشدند، به دست آورد؟ نکته سوم این است که آقای زیباکلام چرا به جای استدلال معقول و متین، خودزنی میکند؟! و با مظلومنمایی چنین القا میکند که او را ناصبی و بابی و دهری و زندیق میشمارند؟ در کدام رسانه به ایشان چنین تهمتی زدهاند؟! این هم از زرنگیهای نه چندان آمیخته با نبوع آقای زیباکلام است که به هنگام تنگ آمدن عرصه استدلال، اقدام به مظلومنمایی و تحریک عواطف میکند. آقای زیباکلام با همان ادبیات آمریکاییها مدعی شده باید غنیسازی را جمع کرد و آقای داریوش سجادی اصلاحطلب و مشاور سابق کروبی در واکنش به اظهار نظر ایشان گفت؛ این حرف، شبیه سخنان سپهبد رزمآرا در بحبوحه نهضت ملی شدن نفت است مبنی بر اینکه ملت ایران وقتی نمیتواند آفتابه بسازند، چه ادعایی برای ملی کردن نفت دارند. جوهر استدلال آقای زیباکلام این است که برنامه هستهای به هزینهها و دردسرهایش نمیارزد. اما سوال این است که آیا مسئله ما با آمریکا صرفا همین برنامه هستهای است؟! اگر مثلا همین آمریکاییها گفتند آقای زیباکلام و بقیه ملت ایران نباید نفس بکشند چون باعث آلودگی هوا و تولید دیاکسید کربن میشوند! یعنی آقای زیباکلام و بقیه ملت ایران باید نفس نکشند؟! اگر آمریکاییها گفتند ما پیشرفت ایرانیها در حوزه نانوتکنوژی و... را نمیپسندیم باید تعطیل کنیم؟ غیرت آقای زیباکلام کجا ممکن است گل کند؟ یعنی ملت ایران باید اختیار حیات و ممات خود را به آمریکا و انگلیس بسپارند؟ اگر اینگونه است که آقای زیباکلام نباید در تمجید از دکتر مصدق قلمفرسایی کند بلکه باید او را نیز تخطئه کند که چرا کم یا زیاد دنبال بومی و ملی کردن صنعت نفت بود. شما آقای زیباکلام الحمدلله ناصبی و زندیق نیستید اما در سرمقاله آن روزنامه غربگرا اذعان کردید که اگر به جای صادق زیباکلام، نام شما جانسون و اسمیت بود، حالا نظریات شما را در غرب حلوا حلوا میکردند! و اما بعدالتحریر؛ آقای زیباکلام! این بود پاسخ بنده تا ببینیم انشای بعدی شما چه باشد؟! در ادامه جواب یک دانشجو را می خوانید: به گزارش صابرنیوز،حمید رحیمی یکی از کابران شبکه های اجتماعی نوشت: جناب آقای زیباکلام ـ با سلام مهر ماه سال گذشته ابوی اینجانب متاسفانه و به جفا عمرشان را دادند به شما و به سرای باقی شتافتند! خدا اموات شما را بیآمرزد و هر چه خاک آن مرحوم است بقای عمر جنابعالی باشد. خدا بیآمرز بازنشسته نیروی هوائی ارتش شاهنشاهی بود. در قسمت RPC مسئولیت نگهداری و تعمیر و آماده سازی هواپیماهای جنگی برای پرواز را به عهده داشت. روزی در محل خدمت قطعه ای از قطعات هواپیما از دستش به زمین افتاد و یکی از مستشاران آمریکائی حاضر در محل (!) ابوی را مورد مواخذه قرار داد و آن خدابیآمرز هم نگذاشت و نه برداشت و با کوبیدن یک سیلی به گوش آن اجنبی بر سرش فریاد زد که: به تو چه!؟ مملکت خودمه و اینم (قطعه هواپیما) مال خودمونه. اصلاً می خواهم بشکنمش. به شما چه ربطی داره!؟
خدا بیآمرز بخاطر این جسارت یک هفته بازداشت شد و بعد از آزادی توسط فرمانده پایگاه (تیمسار ص) احضار شد و با توجه به شناخت تیمسار از حُریت ابوی دلسوزانه ایشان را نصیحت کرد که: سید می فهمی چی کار می کنی!؟ مملکت مال این آمریکائی هاست اونوقت تو برای اونا شاخ و شونه می کشی!؟ سرت رو بنداز پائین زندگیت رو بکن! علی ایحال این خاطره را گفتم تا خدمت جنابعالی معروض دارم: جناب آقای زیباکلام مرقومه شریفه شما در مورد ضرورت واگذاری انرژی هسته ای بدلیل نارضایتی «کدخدا» رویت شد.
محترمانه به آن «کدخدا» بفرمائید: بهمن ماه 57 در این مملکت انقلابی صورت گرفت که بعد از آن ایرانیان مصمم شدند استقلال خود را به بهای «دست تفقد شما بر سرشان» در معرض حراج نگذارند و دیگر قد رعنای خود را با مکیال مُعـَوَج شما گـز نکنند! لذا بقول ابوی به ایشان بفرمائید: «به شما چه؟» اصلاً ما می خواهیم مملکت مان را با دست خود آتش زده و به دریا بریزیم! به شما چه ربطی دارد!؟ از چه زمانی شما دایه مهربان تر از مادر برای ایرانیان شده اید؟
چرا باید دروغ های شما بابت انرژی هسته ای مسالمت آمیزمان را پذیرفته و موظفیم به اسم تامین اطمینان خاطر بابت آن دروغ ها، باج خواهی تان را گردن نهیم!؟ جناب زیبا کلام به «کدخدا» بگوئید: سایه نامبارک خود را از طریق تحریم ها از سر ملت ایران «لطفاً» کم کنند و بی جهت و بیش از این موجبات کراهت ایرانیان از خود را تعمیق نفرمایند!؟ الباقی بقای عمرتان (!) ایرانیان خود بلدند در سایه نبود شرارت «شما» مشکلات شان را راساً حل کنند! .
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۹ساعت   توسط محمد
|
وطن امروز نوشت، دولتی که با حرامیان عالم، از در مذاکره همراه با رعایت آداب وارد میشود و حتی حلقه «هوش و ادب» به گوش خلف سیاهکار بوش میبندد، شگفتا! به ملت خود که میرسد، کلام بر مدار اهانت میراند. ظاهرا جرم ما این است که اوباما و جان کری و نتانیاهو نیستیم و الا بعضیها نشان دادهاند دشمن را بیش از دوست درک میکنند. توافقشان با دشمن است و دشمنیشان با ما! من حالا میفهمم حکمت این سخن پندآموز را؛ «مردانی که در خانه، با اهل و عیال، بد تا میکنند، اتفاقا در برابر قدارهبند سر خیابان، کتکخور ملسی دارند». جز این، چیست مگر توافق ژنو؟! هستهای تعطیل شود، در ازای اینکه قلیلترین حق تو را قسطی، آیا بدهند؛ آیا ندهند! وقتی بعضیها در خانه ملت، نیمی از ملت را تلویحا «افراطی، خشونتگرا و تکرأی» مینامند، مشاور ارشد هم برمیدارد و تصریحا «رای به بیقانونی» میخواند، رای همه آن کسانی که جز به شیخ حسن روحانی رای دادهاند. یعنی به زعم ایشان، هم من که به قالیباف رای دادهام، رای به «بیقانونی» دادهام، هم تقریبا نیمی از ملت که به دیگر نامزدها رای دادهاند. گویی رای ندادن به آقای روحانی، بیش از آنکه نماد تضارب آرا باشد، بیانگر ارتکاب ذنبی است بشدت لایغفر. اما آقای قالیباف، شهردار محترم تهران! من به شما رای دادهام یا به بیقانونی؟! اگر رای به شما، رای به بیقانونی نیست -که نیست- چرا از رای من و ما به خودتان دفاع نمیکنید؟! و چرا جواب توهین به این بزرگی را نمیدهید؟! روی سخن این سؤال با دیگر نامزدهای انتخابات هم هست. آیا هر آنکه به هر دلیل، به شما رسیده و رای داده، رای به بیقانونی داده؟! و آیا اصل این رای، بیقانونی بوده یا نماد آنکه شما باشید؟! به خدا سوگند، به ما و مصادیق رأیمان، مهمترین اتهامی که هرگز نمیچسبد، همین تهمت زشت و زننده «بیقانونی» است. اگر کسی میخواهد «بیقانونی» را بشناسد، بهتر است داستان سران فتنه سال ۸۸ را بخواند. بیقانونی اصل کاری، رفتار و گفتار هشتاد و هشتی همان دربهدر آواره و از اینجا مانده و از آنجا راندهای است که با علم بر فقدان تقلب، در این دروغ بزرگ دمید و همپیاله با قانونشکنان، نفاق و خیانت را بدان حد رساند که دیگر حتی مراجع ذاتا مهربان تقلید هم، او را به حریم مقدس خود راه نمیدهند. آری! برای ما عین آب خوردن بود که کاری میکردیم بعضیها به جای مذاکره با حرامیان عالم، دربهدر دنبال رایزنی با ما میگشتند که کف خیابان را رها کنیم تا دولت در شرف تشکیلشان اساسا بتواند نفسی بکشد. فیالمثل، برای نماد مدیریت جهادی، کار دشواری بود که به جای تبریک زودهنگام به آقای روحانی، نشانی کف خیابان بیقانونی را به هواداران خود نشان دهد؟! ایضا سایر نامزدها، آیا نمیتوانستند با دولت تازه روی کار آمده، کاری کنند که جناب ترکان، دقیقتر ملتفت بیقانونی شوند، بلکه دیگر این همه نعمت قانونگرایی دیگران را کفر نگویند؟! من واقعا عذر میخواهم، اما از قرار، خوبی قانونگرایی اگر از حد بگذرد، نادان خیال بد کند! شاید ما خیلی زود به فرد پیروز انتخابات، تبریک گفتیم که حالا ناسزای بیقانونی، توسط مشاوران ارشد، سهممان شده است! صدالبته، تعهد ما به نظام و تعلق ما به قانون، بسی بیش از آن است که از کرده خود نادم باشیم، لیکن دولت محترم اگر زور بازویی دارد، خوب است آنرا خرج دشمنان ملت کند، نه نیم دیگری از همین ملت. بگذریم! دیروز، روز سیاهی بود. من تعجب میکنم از بعضی حقوقخواندهها که معنای مسلم واژه «تسلیم» را نمیدانند. تسلیم دشمن در برابر ملت ایران، آنجا بود که ما در سوریه، روی موضع مقاومت ایستادیم، صرف نظر از دولت، با دستفرمان انقلابی اصل نظام، حزبالله، خون شهدا و خشم انقلابی خمینی، بیآنکه ذرهای از حق خود کوتاه بیاییم، دشمن را وادار به دعوت از جمهوری اسلامی کردیم. آنچه در ژنو گذشت، قدر مسلم، تسلیم دشمن در برابر ما نبود! آن روز که عمارت هستهای را شهدای ما با خون خود بالا بردند، دشمن در برابر ما تسلیم شد! نه دیروز که روز سیاهی بود. دیروز انرژی هستهای، حق مسلم ما نبود... و نبود! تعارف که نداریم. حرف را صاف بزن! از دیروز توافقنامه ژنو اجرا شد؛ سانتریفیوژها از چرخش باز ایستادند، عکس شادی اوباما هست... و هیچ کدام از این حرفها برای «علیرضا» پدر نمیشود!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۱ساعت   توسط محمد
|
محمود احمدی نژاد در مرز فلسطین اشغالی و چند کیلومتری اسرائیل! بیرون از شیشه ضد گلوله.
از سید حسن تا حسن؛ از ضاحیه تا اهواز؛ جان کدام در خطر است؟!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۶ساعت   توسط محمد
|
آقای روحانی در دیدار با هنرمندان در بخشی از سخنانش گفت: تقسیم هنرمندان به ارزشی و غیر ارزشی بی معناست. گفته های حسن روحانی در حالی بیان می شود که این روزها شاهد برگزاری جشنواره فیلم عمار که به نوعی به ارزشی ها منسوب است هستیم. به دنبال سخنان روحانی رحیم پور ازغدی نسبت به سخنان روحانی موضع گیری کرده و اظهار داشت: من معنی این جمله را نمی فهمم که هنر ارزشی و ضدارزشی وجود ندارد! یعنی سینمایی که مروج شرک و خرافه است با سینمایی که مروج توحید و عبادت مساوی است؟ بعضی ها اصلا به این چیزها فکر نمی کنند، به دنبال چیزی هستند که برایش کف بزنند، اینها دغدغه حقیقت ندارند، دغدغه ریاست دارند. اما انبیا دغدغه حق و باطل داشتند. می گویند هنر به ارزشی و ضدارزشی تقسیم نمی شود و هنرمند ارزشی و غیرارزشی هم نداریم. یا این حرف بی معنا است و یا شرک و توحید با هم مساوی هستند. یکی کردن اینها کاسبی است. طبق فرهنگ قرآن شعرا و هنرمندان دو دسته اند، یک دسته اهل اغوا هستند و یک دسته هستند که استثنا می شوند و دنبال ترویج حق و عدل و دفاع از مظلوم اند. آیا شعر دعبل و شاعران انقلابی با شعر شاعران درباری نوکران حکومت مساوی است؟ یکی کردن اینها درست در مقابل خط امام و خط انقلاب و خط انبیا قرار دارد.
وی همچنین گفت: خود خداوند آدمها را به ارزشی و غیرارزشی تقسیم کرده است. حضرت امیر فرموده اند ما در زمان پیامبر وقتی پرچم حق بالا رفت حتی با نزدیک ترین خویشانمان در افتادیم و گفتیم از این به بعد تقسیم ما بر اساس خون و نژاد نیست و از این به بعد ما از دو امت متفاوت ایم چرا که به ارزش های متفاوت معتقدیم.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۲ساعت   توسط محمد
|
جلسه مشترک سید محمد خاتمی با برخی اصحاب رسانه، چندی پیش به میزبانی خاتمی برگزار شد که در این جلسه نکات مهمی در خصوص فتنه سال ۸۸ از زبان خاتمی مطرح شده است. خاتمی در این دیدار با اشاره به اتفاقات سال ۸۸ عنوان کرده است: من قبل و بعد از انتخابات به میرحسین موسوی گفتم که در انتخابات رای نخواهد آورد. وی همچنین در این جلسه بر این موضوع تاکید کرده است که معتقدم احمدی نژاد در سال ۸۸ رای آورد و پیروز انتخابات بود. خاتمی همچنین در این جلسه در پاسخ به سوال خبرنگاری که از وی پرسید، چرا شما از سال 88 تا کنون، علیه فتنه و اقدامات فتنه گران موضع نگرفتید؟ پاسخ داد: من رهبر یک جریان هستم؛ از جانبازی که در زندان است (اشاره به یکی از فتنه گران بازداشت شده) تا رقاصه های آمریکا در گروه ما هستند و باید حواسم به همه آنها باشد. خاتمی همچنین با اشاره به بیانیه های میرحسین موسوی در سال ۸۸ گفت: بیانیه شماره ۱۷ موسوی که در آن اصل انتخابات را قبول کرده بود و لحن آن ملایم تر شده بود با تلاش من نوشته شد. گفتنی است این اظهارات خاتمی که در جلسات خصوصی متعددی مشابه آن را نقل کرده است، توسط خبرنگاران حاضر در جلسه ضبط شده است. لازم به ذکر است رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان در ماه مبارک رمضان سال جاری در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان چنین فرمودند: یكى از برادرها به قضاياى سال ۸۸ و اين حرفها اشاره كردند. من خواهش ميكنم اگر چنانچه مسائل سال ۸۸ را مطرح ميكنيد، مسئلهى اصلى و عمده را در اين قضايا مورد نظر و در مدّ نگاهتان قرار دهيد؛ آن مسئلهى اصلى اين است كه يك جماعتى در مقابل جريان قانونى كشور، به شكل غير قانونى و به شكل غير نجيبانه ايستادگى كردند و به كشور لطمه و ضربه وارد كردند؛ اين را چرا فراموش ميكنيد؟ البته ممكن است در گوشه و كنار يك حادثهى بزرگ زد و خوردهائى انجام بگيرد كه انسان نتواند ظالم را از مظلوم تشخيص دهد؛ يا يك نفر در موردى ظالم، در موردى مظلوم باشد؛ اين كاملاً امكانپذير است؛ اما در اين قضايا، مسئلهى اصلى گم نشود. خب، در انتخابات سال ۸۸، آن كسانى كه فكر ميكردند در انتخابات تقلب شده، چرا براى مواجههى با تقلب، اردوكشى خيابانى كردند؟ چرا اين را جواب نميدهند؟ صد بار ما سؤال كرديم؛ نه در مجامع عمومى، نخير، به شكلى كه قابل جواب دادن بوده؛ اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهى نميكنند؟ در جلسات خصوصى ميگويند ما اعتراف ميكنيم كه تقلب اتفاق نيفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نيفتاده بود، چرا كشور را دچار اين ضايعات كرديد؟ چرا براى كشور هزينه درست كرديد؟ اگر خداى متعال به اين ملت كمك نميكرد، گروههاى مردم به جان هم مىافتادند، ميدانيد چه اتفاقى مىافتاد؟ مىبينيد امروز در كشورهاى منطقه، آنجاهائى كه گروههاى مردم مقابل هم قرار ميگيرند، چه اتفاقى دارد مىافتد؟ كشور را لب يك چنين پرتگاهى بردند؛ خداوند نگذاشت، ملت هم بصيرت بهخرج دادند.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۹ساعت   توسط محمد
|
حسین شریعتمداری در کیهان نوشت: یک سوی این خبر تقریباً قطعی است ولی سوی دیگر آن هنوز در هالهای از ابهام است و احتمال تحقق آن بسیار بعید و ناممکن به نظر میرسد. خبر این که یکی از سران فتنه 88 برای روز 9 دی از برخی مراجع عظام تقلید درخواست ملاقات کرده است! و شماری از واسطهها که بارها در نقش «وسواس خناس» ظاهر شدهاند، اینبار نیز با مأموریت انجام ملاقات یاد شده به تکاپو افتادهاند. این ملاقات احتمالی اگرچه برای به اصطلاح سفید کردن پرونده سران فتنه آمریکایی - اسرائیلی 88 تدارک دیده شده است و اصحابفتنه در پی آنند که با انجام این ملاقات و سوءاستفاده از جایگاه مورد احترام مراجع عظام تقلید - آنهم در سالروز حماسه 9 دی - خیانت و جنایت فتنهگران را از اذهان عمومی بزدایند که صدالبته زدودنی و فراموش شدنی نیست ولی با توجه به سابقه و کارنامه آقای محمد خاتمی میتوان گفت تلاش برای انجام این ملاقات توطئه خطرناکی است که نتیجه آن خدشه به جایگاه رفیع مراجع عظام تقلید خواهد بود و این توهم را القاء میکند که آنان نستجیربالله، نسبت به حرمت عاشورا و تکریم ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام بیاعتناء! هستند. چرا که حماسه 9 دی، در اعتراض دههامیلیونی مردم مسلمان این مرز و بوم به فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 و مخصوصا بیاحترامی فتنهگران و جسارت وقیحانه آنان به ساحت مقدس سیدالشهدا(ع) و شهدای بزرگوار کربلا شکل گرفته و برپا شده بود، بنابراین بدیهی است ملاقات خاتمی با برخی از مراجع عظام تقلید توهم بیاعتنایی آن بزرگواران نسبت به حرمتشکنی فتنهگران در عاشورای حسینی(ع) را به اذهان و افکار عمومی متبادر کند. این نکته بدیهی به یقین از نگاه خداجوی مراجع محترم تقلید پنهان نیست. مراجع بزرگواری که پاسداری از حریم امام حسین(ع) را نقطه اوج خدمت خویش به اسلام ناب محمدی(ص) میدانند. از این روی ملاقات مراجع عظام با کسی که آشکارا علیه مردم مسلمان این مرز و بوم دست به خیانت زده است و در اقدامی غیرقابل توجیه از حرمتشکنان عاشورای حسینی(ع) حمایت کرده و هرگز حاضر به برائت از آنان نشده است، دور از انتظار و ناممکن به نظر میرسد، اما درباره تلاش اصحاب فتنه برای انجام این ملاقات، گفتنیهایی هست؛ 1- اگر چه تمامی فیلمها و تصویرهای مربوط به جسارت و بیادبی فتنهگران به ساحت مقدس اباعبداللهالحسین(ع) در عاشورای سال 88 بنا به ملاحظاتی که حفظ حریم آن حضرت از جملة آنهاست منتشر نشده و تنها به پخش نمونههایی از آن حرمتشکنیها بسنده شده است ولی همان اندازه نیز برای شناخت ماهیت اصحاب و سران فتنه کافی است و «در خانه اگر کس است، یک حرف بس است». فتنهگران در روز عاشورای سال 88، با وحشیگری به خیمههای حسینی(ع) یورش آوردند، با وقاحت در خیابانهای محل تجمع خود به رقص و پایکوبی پرداختند، کسانی که در خیابان به نمازجماعت ظهر عاشورا ایستاده بودند، را سنگباران کردند. پرچمهای حسینی(ع) را به آتش کشیدند. به عزاداران اباعبدالله الحسین(ع) در مساجد حمله کردند و... این همه وقاحت در حالی صورت گرفت که مردم در حسینیهها، مساجد و هیئتها به عزاداری مشغول بودند و هنگامی که از ماجرا باخبر شدند، با شتاب به صحنه آمدند و بساط فتنهگران را به غیرتدینی و حسینی(ع) خود برچیدند. 2- سران فتنه اما، نه فقط در مقابل این جسارت آشکار به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در روز عاشورا کمترین اعتراضی نکردند، بلکه زبان به تقدیر و تشویق! آنها نیز گشودند و یکی از آنان با کمال وقاحت از حرمتشکنان عاشورا با عنوان «مردمان خداجوی»! یاد کرد و با این حرکت نفرتانگیز خود، ماجرای نفاق عمرسعد سرکرده سپاه ابنزیاد در عصر عاشورای 61 را به خاطر آورد که با فریاد «یاخیلالله ارکبوا... ای سپاهیان خدا سوار شوید»! سپاه تحتفرمان خود را برای حمله به یاران حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام تشویق کرده بود! گفتنی است آقای موسویخوئینیها 2 سال بعد از فتنه 88 در سایت شخصی خود نوشت که با حرمتشکنی روز عاشورا موافق نبوده است ولی برای پیشگیری از سوءاستفاده دیگران ترجیح داده است که مخالفت خود را علنی نکند! در اظهارنظر ایشان دقت کنید. چه میبینید؟ آیا اظهارات وی مفهومی غیر از این دارد که آقای موسویخوئینیها حفظ آبروی قبیله مدعی اصلاحات را به دفاع از ساحت مقدس امام حسین(ع) ترجیح داده است؟! 3- براساس خبر یاد شده، اصحاب فتنه در حالی برای انجام ملاقات خاتمی با برخی از مراجع عظام تلاش میکنند که خاتمی علاوه بر سکوت همراه با حمایت از حرمتشکنان عاشورای حسینی(ع) نمونههای دیگری از این دست اقدامات نیز در مواضع و عملکرد خود دارد. از جمله آن که؛ چند سال قبل روزنامه دانمارکی «یولاندز پوستن» کاریکاتور موهنی علیه پیامبر اکرم(ص) منتشر کرد که با اعتراض گستردهای در جهان اسلام روبرو شد. در آن هنگام «آندرسن فوگ راسموسن» نخستوزیر دانمارک بود. او بعد از اعتراض مسلمانان در تلویزیون دولتی دانمارک ظاهر شد و ضمن حمایت از کاریکاتور موهن علیه پیامبر اسلام(ص)، سایر کاریکاتوریستهای دانمارک را نیز به اقدامات مشابه دعوت کرد و در همان سخنان تلویزیونی از کاریکاتوریستهای دیگر کشورهای اروپایی خواست که با چاپ کاریکاتور علیه پیامبراسلام(ص) به همراهی با کاریکاتوریستهای دانمارکی برخیزند! راسموسن در آوریل سال 2009 - فروردین 88 - نامزد دبیرکلی ناتو شد که ترکیه - تنها کشور اسلامی عضو ناتو - به علت حمایت وی از کاریکاتورهای موهن، با دبیرکلی وی مخالفت کرد و او برای جلب موافقت ترکیه در اجلاس تمدنها که آن روزها در اسلامبول برگزار شده بود، گفت؛ خودم از پیامبر اسلام کاریکاتور نمیکشم! اما هرگز به خاطر حمایت از کاریکاتورهایی که علیه پیامبر اسلام کشیده شده است عذرخواهی نخواهم کرد! و موافقت عبدالله گل رئیسجمهور ترکیه، باعث شد راسموسن به اتفاق آراء دبیرکل ناتو شود! آقای خاتمی در یکی از سفرهای خارجی خود با راسموسن که حالا دبیرکل ناتو شده بود، ملاقات داشت. آن روزها دست راست راسموسن به علتی شکسته و وبال گردنش بود. انتظار از آقای خاتمی آن بود که برای حفظ حرمت رسولخدا(ص) از ملاقات با وی اجتناب کند ولی ایشان نه تنها به ملاقات وی رفت بلکه دست راسموسن را در مقابل دوربینها به گرمی فشرد!... ملاقات با جرج سوروس صهیونیست و... بماند! 4- اکنون میتوان به آسانی درک کرد که چرا مراجع عظام تقلید درخواست اصحاب فتنه برای ملاقات آقای خاتمی با ایشان را نپذیرفتهاند و به یقین از این پس نیز نخواهند پذیرفت. گفتنی است که کیهان نسبت به آقای خاتمی کمترین خصومت شخصی ندارد و ایشان خود شاهد بوده است که در دوران دولت اصلاحات و در حالی که دوستان وی علیه برخی از اقدامات پسندیده او - نظیر خودداری از حضور در ضیافت رئیسجمهور فرانسه که در آن شراب سرو میشد - موضع میگرفتند، کیهان تمام قد به دفاع از ایشان برمیخاست. اما، در ماجرای یاد شده، پای حرمت رسولخدا(ص)، حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و خون پاک شهداء در میان است و ترفندی که به آن اشاره شد یعنی ملاقات احتمالی وی با مراجع عظام تقلید، در صورت انجام - که بسیار بعید است - میتواند حریم مراجع بزرگوار تقلید را با این شائبه که آنان نستجیربالله نسبت به ساحت مقدس رسول خدا(ص) و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بیاعتناء هستند، خدشهدار کند.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۵ساعت   توسط محمد
|
روز نهم دی در تاریخ ماند. این جمله رهبر انقلاب اسلامی است. ایشان فتنه ۸۸ را حاصل برنامهریزی چندین سالهی دشمنان و در ادامهی قضایایی چون فتنهی سال ۷۸ تحلیل میكنند و راهحل علاج آن را حركت عظیم مردمی همانند آنچه در ۹ دی سال ۸۸ اتفاق افتاد میدانند.ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۵ساعت   توسط محمد
|
این ماجرا به زمانی برمیگردد که مردی بهخاطر اینکه شبها خواب به چشمش نمیآمد، تصمیم گرفت نزد یک رمال برود و از او کمک بخواهد. وقتی مرد رمال او را دید، به وی گفت که برای رهایی از این مشکل باید به یک غسالخانه برود و از غسال بخواهد که وی را روی تخت غسالخانه، غسل دهد. او تأکید کرد که فقط در این صورت است که مشکل مرد جوان حل میشود و وی پس از آن میتواند به راحتی بخوابد و خواب ببیند. این نسخه مرد رمال در ادامه، ماجرای عجیبتری را رقم زد؛ چرا که مرد جوان تصمیم گرفت هر طوری شده به یک غسالخانه برود و دستوری را که رمال میانسال داده بود، عملی کند. او برای این کار نزد یکی از غسالهای شهر رفت و ماجرا را با وی در میان گذاشت و از او کمک خواست. غسال که نسخه رمال را باور کرده بود قبول کرد که به مرد جوان کمک کند و برای غسلدادن مرد جوان با او قرار گذاشت. در روز قرار، مرد جوان راهی غسالخانه شد. آن روز، جسد مردی را که به علت بیماری جانش را از دست داده بود برای غسل و شستوشو به غسالخانه آورده بودند و مرد غسال سرگرم شستوشوی جنازه بود. وقتی مرد جوان رسید، غسال از او خواست که روی تخت غسالخانه دراز بکشد تا او را هم غسل دهد. وقتی همهچیز برای اجرای نسخه رمال آماده بود، غسال به طرف مرد جوان رفت تا او را شستوشو دهد اما مرد جوان از وی خواست برای شستن او از لیفی تازه استفاده کند، نه لیفی که با آن مردگان را میشوید. مرد غسال قبول کرد و برای آوردن لیف تازه، تخت غسالخانه را ترک کرد و در همین هنگام خانواده مردی که آن روز فوت شده و جنازهاش روی تخت غسالخانه بود، وارد آنجا شدند. آنها با دیدن ۲ جنازه روی تخت غسالخانه و غیبت مرد غسال تعجب کردند و یکی از آنها با صدای بلند پرسید: «پس غسال کو؟». در همین هنگام مرد جوان از روی تخت غسالخانه برخاست و گفت: «غسال رفته است تا لیف بیاورد». دیدن مردی که از روی تخت غسالخانه بلند شده و شروع به حرفزدن کرده بود، برای خانواده متوفی آنقدر ترسناک بود که یکی از آنها سکته کرد و پس از انتقال به بیمارستان جان باخت. یکی دیگر نیز چنان وحشت کرد که هنگام فرار، پایش لیز خورد و سرش با زمین برخورد کرد و دچار خونریزی مغزی شد و در نهایت در بیمارستان جان باخت. به این ترتیب غسال و مرد جوان بازداشت شدند و پرونده آنها در حالی در اختیار دادسرا قرار گرفته که هنوز کسی نمیداند جرم آنها چیست. این ماجرا دهان به دهان بین مردم چرخید و همین باعث شد که برای بررسی صحت و سقم آن با مقامات پلیس و همچنین قضات تماس بگیریم. این در حالی بود که برخی از وکلای دادگستری در گفتوگوی تلفنی مدعی شدند که این ماجرا صحت دارد و پرونده آن در یکی از شهرهای لرستان یا یزد رسیدگی میشود. با این حال خبرنگار ما در ادامه پیگیریها با دادستان شهر مورد نظر در لرستان تماس گرفت که وی وجود چنین ماجرایی را تکذیب کرد. همچنین مقامات قضایی در استان یزد گفتند که چنین ماجرایی در آنجا رخ نداده است. حتی معاون جنایی پلیس آگاهی کشور نیز در گفتوگو با ما از وجود چنین پروندهای ابراز بیاطلاعی کرد و گفت که این ماجرا به پلیس آگاهی گزارش نشده است. با این حال بیشتر مقاماتی که خبرنگار ما با آنها تماس گرفته بود، مدعی بودند که چنین ماجرایی را شنیدهاند اما نمیدانند که در کدام شهر اتفاق افتاده است.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۴ساعت   توسط محمد
|
نماینده مردم تهران در مجلس با انتقاد از رویکرد دستگاه قضا در نحوه برخورد با پرونده مهدی هاشمی و احمدینژاد، گفت: برخوردهای دوگانه در پروندههای قضایی، سم است. رسایی متن کامل تذکر خود را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داد که به شرح زیر است:
وقتی مردم می بینند که پرونده سنگین شفاف آقازاده های یک خانواده خاص در دستگاه قضایی قفل می شود و سخنگوی دستگاه قضا یک سال است که در مصاحبه های مطبوعاتی خود هیچ جواب قانع کننده ای برای آن ندارد، باور نمی کنند که دادگاه احمدی نژاد از روی عدالت است و این نه تنها برای دستگاه قضا بلکه برای نظام اسلامی سمّ است. تذکر بنده خطاب به دستگاه قضایی و هیأت رئیسه محترم مجلس است. همکاران محترم و ملت شریف ایران، اصول 19 و 20 قانون اساسی به صراحت می گوید که مردم از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و نژاد هیچ کس سبب امتیاز او نمی شود. ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۳ساعت   توسط محمد
|
|