|
معرفی ابن تیمیه: ابن تیمیه کیست؟ احمد بن عبدالسلام بن عبدالله ابن الخضر ابن تیمیة الحرانی معروف به ابن تیمیه، فقیه و متکلم دوره حمله مغول بود. او در سال 661 هـ .ق و ۱۲۶۳ میلادی در حران در جزیره الشام و از شهرهای ترکیه کنونی بدنیا آمد و در سال 728 هـ .ق و ۱۳۲۸ میلادی در سن 67 سالگی، در زندان قلعه در شهر دمشق وفات یافت. او بسیار باهوش و زیرک بود و هیچ گاه ازدواج نکرد و برکسی مخفی نبوده که او هیچ تمایلی به زنان نداشت. او به سبب افکار و عقائد و بعضی از فتاوای خود سه مرتبه به زندان افتاد. وی از علمای مسلمان حنبلی مذهب بود که خیلی زود در فقه حنبلی به مقام اجتهاد رسید. ابن تیمیه در نزد اهل سنت و خصوصاً وهابیت مقام و شأن بسیار والایی دارد و از شخصیت های کلیدی و برجسته به شمار می آید. بطوریکه به او لقب شیخ الاسلام داده اند! و حتی گاهی بر سر نامش، لفظ امام به کار می برند! ابن تيميه تاليفات زيادى را در عقايد و فقه از خود به جاى گذاشت وسالها پس از مرگش، او را پيشواى فرقه وهابيت دانستهاند، چرا كه آنها عقايد وافكار او را احيا و رواج دادند. البته ناگفته نماند که بسیاری از علما، مخالف افکار وی بوده و هستند و حتی کتاب هایی را در نقد تفکراتش نگاشته اند. ابن تیمیه، مذهب شیعه را به شدت مورد هجمه قرار داد. نگرش وهابیت معاصر مبنی بر قتل عام مسلمانان نتيجۀ تفكري است كه وی پايه گذاري كرد.
باب اول : ابن تیمیه و حدیث : مولف در ابتدا اشاره می کند به اینکه آیا ابن تیمیه اهل حدیث بوده چنانچه طرفداران وی از او به عنوان امام حدیث یاد می کنند و یا اینکه اهل حدیث نبوده و باید از وی در بحث حدیث دوری کرد و عده ای بدلیل هواپرستی وی، او را در این قضیه طرد کرده اند. مولف سپس در صدد است تا مواقف ابن تیمیه پیرامون حدیث را بررسی کند و برای بررسی آن این باب که مشتمل بر چهار فصل می باشد را می آورد:
1. ابن تیمیه و توسل به پیامبر صلی الله علیه و آله در دعا : ابن تیمیه با استغاثه به پیامبر اسلام(ص) مخالفت میکرد ولی بعضی از احادیثی که به صحت آن نیز شهادت داده است نقل کرده است که صحابه و تابعین از آن برای توسل و استغاثه استفاده می نمودند مانند : اللهم إني أتوجه إليك بنبيك محمد (ص) ، نبي الرحمة ، يا محمد ، إني أتوجه بك إلى ربك وربي أن يرحمني مما بي... . از علمای اهل سنت دیگری نیز نقل کرده چون بیهقی و ابن السنی و الطبرانی و حتی از احمدبن حنبل نقل شده است که با دعا به پیامبر توسل می کرد.
2.ابن تیمیه و زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و قبور اولیاء و صالحین : از دیگر فصول باب اول از این کتاب، بیان دیدگاه ابن تیمیه پیرامون زیارت قبور می باشد . ابن تیمیه در کتاب الزیاره خود ابتدا نقل می کند که هیچ حدیثی در باب زیارت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل نشده است و می نویسد : احادیث زیادی در باب زیارت قبر حضرت بیان شده است، که همه آنان ضعیف است و از هیچ یک از ائمه حدیث و اصحاب سننی که از آنان تبعیت می شود، در باب زیارت قبور هیچ حدیثی روایت نشده است . این درحالیست که در جایی دیگر حدیث صحیح : من زارني بعد مماتي فكأنما زارني في حياتي را که ابن ماجه و دارقطنی در سنن خویش از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ذکر کرده است را نقل می کند و اینجا دچار تناقض گویی شده و می گوید چنین حدیثی در سنن نیامده است.
3. ابن تیمیه و تفسیر و اسباب نزول : از دیگر مباحث مطرح شده در این کتاب، دیدگاه و تناقض گویی ابن تیمیه پیرامون تفسیر قرآن است . از جمله نظرات ابن تیمیه، دیدگاه وی پیرامون آیه شریفه : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ می باشد . مفسرین اتفاق نظر دارند که این آیه شریفه پیرامون حضرت علی علیه السلام نازل شده است در حالی که این تیمیه این مساله را منکر شده و از موضوعات جعلی بر می شمارد . از طرفی ابن تیمیه ضمن برشمردن بعضی از تفاسیر مورد اعتماد، تفسیر طبری را برشمرده است و مورد وثوق می داند . وی پیرامون این مساله می نویسد : و اما تفاسیری که در دستان مردم است، صحیح ترین آن ها تفسیر محمد بن جریر طبری است چرا که در آن نوشته های سلف و گذشتگان با اسانید ثابت نقل و در آن بدعت و نقل از افراد متهم وجود ندارد . این در حالیست که در این تفسیر پیرامون خاتم بخشی حضرت علی علیه السلام تصریح می کند که این آیه در شان آن حضرت نازل شده است . ابن تیمیه طبق قاعده ای که خودش آن را قبول دارد، ناچار است که این بحث خاتم بخشی را بپذیرد و از طرفی بحث خاتم بخشی را نیز انکار کرده است . این یک تناقض در عقاید و کلمات ابن تیمیه می باشد که به روشنی یافت شد . وی همچنین نقل قول دیگر علمای اهل سنت پیرامون این آیه را به نحو اجمال اشاره می کند.
4.ابن تیمیه و جواز لعن یزید بن معاویه یا عدم جواز ؟ در این باب دیدکاه های ابن تیمیه نسبت به لعن یزید را به نحو مختصر با استفاده از کلام احمد حنبل نقل می کند. وی می نویسد : ابن تیمیه برای بهره برداری از این مطلب، کلامی را در نفی لعن یزید توسط احمد بن حنبل نقل می کند و تصریح می کند که یزید انسان با ارزشی نبود ولی چون امام احمد از لعن یزید نهی کرده است، باید از لعن یزید خودداری کرد . این در حالیست که اگر ابن تیمیه ادامه حرف احمد بن حنبل را نیز ذکر می کرد، قضیه لعن یزید به خوبی برای وی روشن می شد . مولف تصریح می کند که همان طور که ابن تیمیه با تزویر و دروغ این حدیث را به نحو کامل بیان نکرد، بقیه احادیث دیگر را با تزویر و تدلیس بیان می کند و با روایات بر اساس هوای نفس خود برخورد می کند. .
باب دوم : ابن تیمیه و صفات خداوند متعال : ابن تیمیه در بحث صفات خداوند متعال دیدگاهی عجیب دارد مبنی براینکه جمیع صفاتی که در آیات و روایت نقل شده است، همگی حمل بر معنای لغوی و ظاهری آن شده و تأویلی در کار نیست. وی همچنین جهت داشتن نسبت به خداوند متعال را قبول داشته و معتقد است که خداوند در آسمان وجود دارد. روی عرش نشسته است و دارای چشم و دست و انگشت و پا و... می باشد. او همچنین تاویل کنندگان را مورد مذمت قرار داده و می گوید : کسانی که قائل به تأویل هستند، معرفت به خداوند متعال کسب نکرده اند. اولئک ما قدروالله حق قدره و ماعرفوه حق معرفته.(تفسیر الکبیر ج1ص 270) همچنین مؤلف تصریح می کند که این گمان ها چنان چه خود ابن تیمیه می پندارد، از عقاید سلف صالح بوده است در حالی که این چنین نیست و اگر کسی به کتب تفسیر مراجعه کندخلاف این مساله برای او ثابت می شود و دراین تفاسیر از تجسیم خدای متعال و عقایدی که این تیمیه و حشویه قائل هستند مبرا است. برای نمونه چند مورد از آن را نیز ذکر می کند: مثلا در تفسیر آیۀ الکرسی طبری نقل کرده از ابن عباس که این کرسی به معنای علم خدای متعال است نه اینکه جایگاه خداوند در آسمان باشد و کلام عرب در این معنی به این مطلب شهادت می دهد. و یا مثلا اگر به تفاسیر آیاتی که در آن وجه به کار رفته نگاه بیندازید هیچ معنا وکلمه ای که دلالت بر عقیده ابن تیمیه بکند وجود ندارد، و آن چه از گذشتگان در تفسیر این آیات نقل شده همه بر ضد حرف و عقیده او می باشد.
نمونه ای از این آیات: في قوله تعالى: {كل شئ هالك إلا وجهه}. القصص: ٨٨ قالوا: أي إلا هو . في قوله تعالى: {ويبقى وجه ربك ذو الجلال والإكرام}. الرحمن: ٢٧ في قوله تعالى: {وما تنفقون إلا ابتغاء وجه االله}. البقرة: ٢٧٢ في قوله تعالى: {والذين صبروا ابتغاء وجه ربهم}. الرعد: ٢٢ في قوله تعالى: {ذلك خير للذين يريدون وجه االله}. الروم: ٣٨ في قوله تعالى: {وما آتيتم من زكاة تريدون وجه االله}. الروم: ٣٩ في قوله تعالى: {إنما نطعمكم لوجه االله}. الدهر: ٩ في قوله تعالى: {إلا ابتغاء وجه ربه الأعلى}. الليل: ٢0 در جمیع این آیات منظور از وجه ثواب است و احدی پیدا نمی شود که تفسیری یا کلمه ای که مفید معنایی که ابن تیمیه از ظاهر لفظ اراده کرده باشد را گفته باشد. یعنی اینکه این وجه همان وجه و صورت معروف ظاهری مثل اعضا و جوارح انسان باشد. مؤلف همچنین تأویلاتی پیرامون آیات قرآن کریم پیرامون خداوند متعال را بر اساس کتب اهل سنت ذکر می کند .
کلام ابن تیمیه پیرامون تجسیم : تجسیم یکی دیگر از معتقدات ابن تیمیه بوده و در کلماتی که علما و بزرگان اهل سنت از وی نقل کرده اند به خوبی مشهود است . جهانگرد معروف؛ ابن بطوطه و همچنین ابن حیان در تفسیر المحیط خود به عقیده ابن تیمیه پیرامون تجسیم اشاره کرده اند. در بحث تجسیم وی معتقد است که خداوند در عرش آسمان بر کرسی نشسته و رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز همراه او نشسته است و نیز چون موقع دعا کردن دستان خود را به بالا می بریم؛ پس خداوند در بالا و در آسمان قرار دارد. این حرفی است که از اعتقادات ابن تیمیه است و در نتیجه ابن تیمیه با سلف صالح مخالفت کرده است. در حالیکه هیچ یک از این سلف صالح این گونه آیات را تأویل کرده باشند. مثلا در آیه شریفه و اعتصموا بحبل الله به معنای ظاهری ریسمان تکیه کرده و گفته این نشان دهنده این است که خداوند در جهت بالا یعنی همان آسمان قرار دارد. در حالیکه در اینجا اجماع داریم بر معانی دیگری چون اسلام و قران و ثقلین که همان کتاب و عترت که سفارش به تمسک به اینها شده است.
باب سوم : ابن تیمیه و اهل بیت علیهم السلام : اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه آله از منزلتی بس عظیم برخوردار بوده و که مقام آنان از آیات قرآن کریم و احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قابل اثبات است و مسلمانان بدین امر مهم یقین دارند و کسی این امر را منکر نمی شود مگر کسی که در قلب او مرض باشد. ولی وقتی ابن تیمیه با فضائل بی شمار اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بر خورد می کند، مورد مناقشه قرار می دهد . با توجه به اینکه وی در نصب و عداوت پیرامون اهل بیت علیهم السلام بسیار مشهور و معروف است، اما در بعضی از کتب خود به فضائل اهل بیت علیهم السلام معترف بوده و نتوانسته منکر شود و احادیثی را در منابع معتبراهل سنت وجود دارد که به وضوح افضلیت و احقیت و برتری اهل بیت رسول الله صلی الله علیه آله را بیان می کند.در صحیح مسلم نقل میکند از رسول الله صلی الله علیه آله که در غدیر خم فرمودند: اذکرکم الله فی اهل بیتی
نمونه هایی از دشمنی های ابن تیمیه : 1.تمایل به دفاع از دشمنان اهل بیت علیهم السلام : ابن تیمیه در هنگام مواجهه با دشمنان اهل بیت علیهم السلام؛ تمام قد از آنان دفاع می کند . برای مثال وی کتابی در دفاع از معاویه و یزید نوشته است و اینکه این ها لعن و سب نمی شوند. معاویه ای که سلف، اجماع دارند هیچ فضیلتی در حق وی وجود ندارد.این مطلب را حافظ الذهبی از اسماعیل بن راهویه که هم عصر احمد بن حنبل بوده نقل می کند. همچنین نسائی صاحب سنن در فضیلت معاویه نوشته که او هیچ فضیلتی نداشته مگر اینکه خداوند شکم او را سیر نکرد. همچنین از جمله دلایل دشمنی ابن تیمیه با اهل بیت علیهم السلام و طرفداری از دشمنان آنان؛ نظر او در مورد یزید است. وی معتقد است که یزید رضایت به کشته شدن امام حسین علیه السلام را نداشت. وی درواقع با این حرف خود قصد دفاع از یزید را داشته و خواسته تا با تبرئه او؛ سید الشهداء علیه السلام را متهم کند و این درحالیست که تفتازانی برکسی که قاتل سید الشهداء علیه السلام بوده یعنی یزید جواز لعن داده است. از جمله دلایل ناصبی بودن وی، منکر بسیاری از وقایع عاشورا و جنایات کربلاست. وی قائل است که بردن سر امام حسین علیه السلام به شام در زمان یزید نبوده است. وی همچنین معتقد است که قضیه اسارت اهل بیت بعد از جریان عاشورا دروغ است. این در حالیست که تمامی دروغ های ابن تیمیه از کتب تاریخ و حدیث اهل سنت قابل اثبات است. چرا که مثلا بغوی و و ابن ابی الدنیا و غیره اکه اخبار و مقاتل امام حسین علیه السلام را جمع کرده اند به هیچ کدام از این حرف های باطل ابن تیمیه اشاره ای نکردند. مولف اشاره می کند که اینها ادعاهای مسخره ای بیش نیست و آیا واقعا این اراجیف و اباطیل از کسانی که منتسب به علم و اهل علم هستند صادر می شود؟!! مولف در ادامه مستندا به بخشی از داستان شهید شدن امام حسین علیه السلام و اسارت زنان و بچه ها و برده شدن به شام اشاره می کند تا نقضی باشد بر کلام ابن تیمیه.
2.تکذیب منزلت بالای اهل بیت علیهم السلام : ابتدا مولف چندین مورد از آیات قرآن و روایات پیرامون اهل بیت علیهم السلام را ذکر می کند وبه دیدگاه ابن تیمیه در این باب می پردازد.او در تک تک آیات نازله در حق اهل بیت علیهم السلام را مورد مناقشه و انکار قرار می دهد. اما آیات: قوله تعالى في أهل بيت إبراهيم (ع):رحمة الله وبركاته عليكم أهل البيت إنه حميد مجيد. هود: ٧٣ وقوله تعالى وقد ذكر ثمانية عشر نبيا بأسمائهم ثم قال: وكلا فضلنا على العالمين. ومن آبائهم وذرياتهم وإخوانهم واجتبيناهم وهديناهم إلى صراط مستقيم. الأنعام: ٨٦ وقوله تعالى: إن الله اصطفى آدم ونوحا وآل إبراهيم وآل عمران على العالمين * ذرية بعضها من بعض. آل عمران:33 و34 وقوله تعالى في إبراهيم (ع): وجعلنا في ذريته النبوةوالكتاب. العنكبوت: ٢٧ وقوله تعالى: ووهبنا له إسحاق ويعقوب نافلة وكلا جعلنا صالحين * وجعلناهم أئمة يهدون بأمرنا. الأنبياء: ٧٢و٧٣ وقوله تعالى في أهل بيت انبيا (ص):إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا. الأحزاب: ٣٣ وقوله تعالى:قل لا أسألكم عليه أجرا إلا المودة في القربى. الشورى: ٢٣ وقول رسول الله (ص) في علي وفاطمة والحسن والحسين (ص): " اللهم هؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا ". (صحيح مسلم ح / ٢٤٢٤ ، سنن الترمذي ح / ٣٢٠٥ و3787 و غیرهما وقوله (ص) وقد سأله الصحابة (رض) عند نزول قوله تعالى: إن الله وملائكته يصلون على النبي يا أيها الذين آمنوا صلوا عليه وسلموا تسليما. (الأحزاب: ٥٦ ) فقالوا: كيف نصلي عليك يا رسول الله؟ فقال: " قولوا: اللهم صل على محمد وعلى آل محمد كماصليت على إبراهيم وعلى آل إبراهيم، وبارك على محمد وعلى آل محمد كما باركت على إبراهيم وعلى آل إبراهيم إنك حميد مجيد ". متفق عليه. وقوله (ص): " إني تارك فيكم الثقلين: كتاب الله وعترتي ". (صحيح مسلم ح / ٢٤٠٨ ، سنن الترمذي ح / ٣٧٨٨ ، مسند أحمد ج3ص17 مولف می نویسد انکار فضائل امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام نیز از اخلاق و سیره ابن تیمیه که بوده است، چرا که با وجود این همه احادیث و روایات مبنی بر فضیلیت اهل بیت علیهم السلام اجمعین آیا این گونه تفسیر و تاویل مسخره کردن و تکذیب کتاب و سنت رسول الله صلی الله علیه و آله نمی باشد؟! اگر این سخریه کتاب و سنت نباشد چه چیزی غیر از این سخریه و تکذیب کتاب و سنت است؟! اینکه در قرآن آمده است که اراده کرده تطهیر اهل بیت و دعای نبی اسلام مبنی بر اهل بیت آین دلالت بر اطهریت و افضلیت ائمه سلام الله اجمعین دارد که ابن تیمیه این ها را انکار و رد می کند. آیه شریفه سورة الدهر: ويطعمون الطعام على حبه مسكينا ويتيما وأسيراکه جمیع أصحاب التفسير اجماع دارند که این آیه شریفه در حق امام علی ع و اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه آله نازل شده است ولی ابن تیمیه به صراحت بدون تکیه بر هیچ دلیلی یا نقل مورد اطمینان و فقط از روی هوی و تعصب بی جا آن را انکار می کند. وكقوله تعالى:إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون.در این آیه شریفه که همه مفسرین اتفاق نظر دارند که این آیه شریفه در حق امام علی علیه السلام نازل شده است، ولی ابن تیمیه آن را انکار می کند. وی هر چه که در مورد حضرت علی علیه السلام از طرق متعدد و اسناد صحیح در سنت و روایات آمده است را بدون هیچ دلیل منطقی به صراحت تکذیب می کند.حتی حدیث شریفی که از رسول خدا ص در مورد اخ النبی بودن حضرت علی علیه السلام است را نیز انکار و تکذیب می کند.
3.اشکال وارد کردن بر اهل بیت علیهم السلام : سومین موردی را که مولف در این کتاب پیرامون دشمنی ابن تیمیه با اهل بیت علیهم السلام را بر می شمارد، اشکال واردکردن و تنقیص مقام آن بزرگواران توسط ابن تیمیه است. وی علاوه بر دفاع از دشمنان اهل بیت علیهم السلام، به تنقیص آن بزرگواران پرداخته و کار خود را پیش می برد تا جائی وجود اهل بیت علیهم السلام را خالی از مصلحت و لطف خداوند تبارک و تعالی بر می شمارد. این در حالیست که کلام وی دقیقا مخالف کلام پیامبر در حدیث معتبر و شریف ثقلین می باشد؛ که این حدیث در منابع معتبری از اهل سنت همچون سنن ترمذی و مسند احمد و المستدرک و ... می باشد. او این حدیث شریف ثقلین و حدیث دیگری به همین مضمون را به گونه ای تأویل می برد که همه را به خنده وا می دارد. می گوید که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فقط امر به تبعیت از قرآن کرده نه امر و تبعیت از اهل بیت عترت در حالیکه در این احادیث کتاب الله و عترتی آمده و در حدیث دیگر اذکرکم الله فی اهل بیتی(منهاج السنه) آمده است. حقا که هوی و عداوت انسان را کور و کر می کند. دروغ پردازی وی پیرامون خواستگاری حضرت علی علیه السلام از دختر ابوجهل نیز از جمله نشانه های عداوت اوست در حالی که این قضیه به اذعان صاحب نظران و مورخین؛ یک دروغ تاریخی محض می باشد. او در مورد جنگ های حضرت علی علیه السلام نیز دروغ پردازی هایی دارد که می گوید حضرت علی علیه السلام مردم را برای اینکه از او اطاعت کنند با آن ها می جنگید نه برای اطاعت از خدا. او می گوید که کسانی که قائل یاغی بودن معاویه هستند پس العیاذ بالله حضرت علی علیه السلام هم یاغی است چرا که برای رسیدن به ملک و حکومت و واداشتن مردم به اطاعت از خود با آنان جنگید و مردم به دست او کشته می شدند تا حضرت علی علیه السلام به علو و برتری و فساد در زمین برسد، و می گوید که این برتری و فساد حال فرعون است در این راستا به آیه شریفه قرآن نیز استناد کرده است: سوره مبارکه القصص آیه ۸۳ تِلكَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدونَ عُلُوًّا فِي الأَرضِ وَلا فَسادًا ۚ وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ﴿۸۳﴾ می گوید پس کسانی که اراده برتری در زمین و فساد کرده اند از اهل سعادت در آخرت نمی باشند. مولف می گوید ابن تیمیه علم امام علی علیه السلام را در حد یک طالب علم تنزل می دهد و همچنین خروج امام حسین علیه السلام بر یزید را العیاذ بالله رای باطلی می داند که مفسده آن بیشتر از مصلحت آن است و خروج این امام معصوم علیه السلام را فعلی می داند که بیشتر تولید شر می کند تا خیر! و برای تبرئه یزید می گوید که جرم یزید بالاتر از بنی اسرائیل نیست که آن ها انبیاء الهی را کشتند و قتل امام حسین علیه السلام بالاتر از قتل انبیاء سلام الله علیهم اجمعین نیست. با سیری در افکار و عقاید او از این قبیل قیاس ها و استدلالهای باطل که به هیچ دلیل عقلی و نقلی منطبق نیست زیاد می باشد که در اینجا به نحو خلاصه بیان نمودیم.
باب چهارم : ابن تیمیه و علماء اسلام : در باب چهارم از این کتاب؛ روش برخورد ابن تیمیه با علمای مسلمانان مطرح است . جسوریت و پرجرأت بودن همراه با بی ادبی ابن تیمیه در مناظرات نسبت به علمای بزرگ اسلام؛ از خصوصیات وی می باشد. برای مثال یک عالم بزرگی در مساله ای فتوا داد و ابن تیمیه بر خلاف آن فتوا، فتوایی صادر کرد و با کلمه ای زشت آن عالم اهل سنت را خطاب کردکه او مثل الاغی در منزل خودش است. وی نه تنها بر علمای اهل سنت تابیده؛ بلکه جسارت وی و به کار بردن الفاظی زشت و رکیک نسبت به علمای شیعه نیز در کلماتش مشهود است.
باب پنجم : همرا با یزیدیان : طبع اذعان مولف گروهی در زمان ابن تیمیه حضور داشتند که در مورد یزید بسیار غلو می کردند و ابن تیمیه با آنان مواجه بود .ولی ابن تیمیه اینان که غالی محسوب شده و از مسلمانانیت خارج بودند را مسلمان و تابعین سنت و جماعت بر می شمارد. مولف به نحو انکار سوال می پرسد که به چه علت این غلاة و خوارج را از فرق مسلمین دانسته و آنان را مسلمان خطاب می کند؟
باب ششم : نظرات علماء پیرامون ابن تیمیه : باب ششم؛ آخرین باب این کتاب می باشد . مولف ضمن اشاره به اینکه گوشه ای از عقاید ابن تیمیه را مطرح کرده است؛ در اینجا به نحو اختصار کلام علمای اهل سنت پیرامون ابن تیمیه را ذکر می کند. ابتدا به کلام ابن حجر عسقلانی پیرامون چند دستگی پیرامون ابن تیمیه را اشاره می کند، که بعضی او را بدلیل عدم استغاثه به رسول خدا صلی الله علیه و آله در دعا زندیق می دانند و عده ای او را منافق می دانند به دلیل دشمنی و عداوتش با حضرت علی علیه السلام که حضرت را عاشق ریاست می دانست و اینکه در بچگی اسلام آورده و اسلام حضرت صحیح نمی باشد؛ نیز داستان دروغین خواستگاری حضرت از دختر ابوجهل و این موارد طبق حدیث رسول مکرم اسلام که فرموده و لا یبغضک الا المنافق نشانه نفاق یک شخص است. همچنین ابن حجر در کتاب الفتاوی الحدیثیة پیرامون ابن تیمیه می نویسد : ابن تیمیه بنده ای بود که خداوند او را خوار و گمراه و کور و کر و ذلیل کرد. نویسنده جهت دانستن شرح احوال ابن تیمیه؛ خواننده را به کتب دیگر علمای اهل سنت همچون سبکی شافعی ارجاع می دهد . خلاصه اینکه نویسنده کتاب عقائد و افکار و دیدگاه های ابن تیمیه را دارای وزن علمی نمی داند و معتقد است او بدعت گذار و مضل است و انشاالله خداوند با عدل خودش با او رفتار نماید و ما را هم از طریقه و گفتار و رفتار او دور نگه دارد.
نامه الحافظ الذهبی به ابن تیمیه: در پایان این باب؛ نامه الحافظ ذهبی به ابن تیمیه را مطرح می کند. ذهبی در این نامه با کلماتی تند ابن تیمیه را بر باد انتقاد گرفته و در قسمتی از این نامه می نویسد : اى بیچاره! آنان که از تو متابعت می کنند در پرتگاه زندقه و کفر و نابودى قرار دارند … نه این است که عمده پیروان تو عقب مانده، گوشه گیر، سبک عقل، عوام، دروغگو، کودن، بیگانه، فرومایه، مکّار، خشک، ظاهر الصلاح و فاقد فهم هستند. اگر سخن مرا قبول ندارى آنان را امتحان کن و با مقیاس عدالت بسنج. تا آن جا که می نویسد: گمان نمی کنم تو سخن مرا قبول کنى! و به نصیحتهاى من گوش فرا دهى! تو با من که دوستت هستم این چنین برخورد می کنى پس با دشمنانت چه خواهى کرد؟ به خدا سوگند، در میان دشمنانت، افراد صالح و شایسته و عاقل و دانشور فراوانند، چنان که در میان دوستان تو افراد آلوده، دروغگو، نادان و بی عار زیاد به چشم می خورند.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۷/۱۰/۱۹ساعت   توسط محمد
|
|