دوره امامت امام رضا علیه السلام بیست سال به طول انجامید، که آن را به سه دوره می توان تقسیم نمود:

هم دوره با حکومت هارون از سال 170تا 193 هجری قمری
هم دوره با حکومت امین از سال 193 تا 198 هجری قمری
هم دوره با حکومت مأمون از سال 198 تا 218 هجری قمری
هارون: هارون الرشید پنجمین خلیفه عباسی بود، که در سن 21 سالگی به حکومت رسید. او علاقه شدیدی به حج و جهاد داشت و در وصف او نوشته اند که زرهی همیشه بر تن داشت که جلوی او کلمه غازی و در پشت او کلمه حاج نوشته شده بود، که این نشان از شدت علاقه وی به جهاد و حج بود. در دوران هارون در بعضی نقاط شاهد درگیری های مختلفی هستیم که هارون توانست با تزویر و تدبیر بسیاری از این درگیری و شورش ها را مغلوب کند. اما یکی از علویون به نام ادریس توانست به مغرب فرار کند، اما مدتی بعد او هم به سرنوشت برادرش یحیی دچار شد و توسط هارون مسموم و کشته شد. فرزند ادریس بعدها توانست به سلطنت برسد و جانشین پدر شود و او توانست اولین حکومت شیعی به نام ادریسیان را پایه گذاری کند. هارون الرشید برای اینکه بتواند جلوی خطرات احتمالی ادریسیان را بگیرد به آن ها اجازه داد تا با اختیار کامل بر مغرب حکومت کنند.

هارون همیشه علویون تحت نظر و مراقبت داشت و اکثر سران و پیشوایان آن ها را دستگیر ساخت تا خطری از طرف علویون متوجه حکومتش نشود. وی حتی امام موسی کاظم علیه السلام را به زندان انداخت و زیر بدترین آزار ها و اذیت ها ایشان را مظلومانه به شهادت رساند. با توجه به این خفقانی که از طرف مامون به شیعیان و علویون وارد می شد، این ها بیشتر سیاست تقیه را در پیش گرفته بودند و همین سیاست در خیلی موارد منجر به شکل گیری فرقه های جدید درشیعیان گردید. هارون در سال 193 هجری قمری بر اثر بیماری در راهی که برای سرکوب مخالفان می رفت درگذشت.

امین: بعد از درگذشت هارون فرزندش محمد ملقب به امین در سال 193 ه.ق به خلافت رسید. در مورد شخصیت او نوشته اند: چیزی که در خور ذکر باشد در سیرت او وجود ندارد و شخصیتی سست عنصر، بسیار خوشگذران و هوسران داشت. در این دوره هم مثل دوره های قبل شاهد ناآرامی های بسیاری در سراسر منطقه شاهد هستیم. مهم ترین این درگیری ها،درگیری مامون با برادرش امین است، که تقریبا تمام دوران حکومتش را با آن دست به گریبان بود و همین هم باعث شد که ستاره حکومتش افول کند. از دیگر شورش ها خروج سفیانی منتسب به خاندان سفیانیان اموی در منطقه شام بود که امین پس از دوسال توانست این غائله را سرکوب کند.

مأمون: بعد از سرکوب امین توسط برادرش مأمون خود بر سلطنت خلافت عباسیان نشست. وی مدت بیست سال خلیفه عباسیان بود که فقط پنج سال اول حکومتش با امامت امام رضا علیه السلام هم دوره بوده است. مأمون را شخصیتی نیکو توصیف کرده اند از لحاظ: هوش، درایت، علم ، حکمت و شجاعت و ....وی بسیار طالب علم بود و او جزءداناترین خلفای عباسی بود.

با توجه به اینکه او بلافاصله بعد از امین به قدرت رسیده بود و دوره حکومت امین آغاز شورش ها و درگیری های فراوانی است و همین طور مآمون علیرغم بزرگ بودن بر امین ولیعهد دوم شده بود که با کشتن برادرش امین به حکومت رسیده بود، بالطبع حکومت مأمون با انبوهی از مشکلات روبرو بود. مواردی از این مشکلات عبارتند از:

عده ای از ناراضیان از عباسیان بودند که با قتل امین و به حکومت رسیدن مأمون خشمگین شده بودند. علاوه بر این واگذاری اداره مهم امور کشور به ایرانیان که مهم ترین حامیان مأمون بودند بر این نارضایتی افزوده بود.
شماری از این ناراضیان علویانی بودند که حکومت را حق خود می دانستند و حکومت عباسیان را نامشروع می دانستند. علویان برای به دست آوردن حکومت به قیام های گسترده بسیاری روی آوردند. از جمله قیام ان طباطبا درکوفه و خروج ابن افطس در مکه.
گماردن افراد نالایقی چون حسن بن سهل در نقاط کلیدی مملکت نیز به این نارضایتی ها و قیام ها دامن می زد. حسن بن فضل با داشتن اختیارات بی حد و حصر و فراوانی که داشت باعث می شد بسیاری از این اخبار و اطلاعات مهم به مأمون نرسد و همین زمینه ساز مشکلاتی می شد.
مأمون برای مقابله با این مشکلات و قیام ها، تدابیری اندیشید که می توان به طرح ولایتعهدی امام رضا علیه السلام اشاره کرد. گرچه با این تدبیر توانست بسیاری را آرام کند و برای مدتی اوضاع را به دست بگیرد، اما این هم مخالفان خاص خود را در برداشت.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۷/۰۷/۰۷ساعت   توسط محمد   |