تبليغاتX
هجران
داستان غم هجران تو با شمع گفتم آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد
طنز نويس معروف مجله هاي توفيق و گل آقا با تخلص  'خروس لاري'

بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد
نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد

نه پي گورکن و قاري و غسال رويد
نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد

به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي
که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد

اين دو چشمان قوی را به فلان چشم چران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهيد

وين زبان را که خداوند زبان بازي بود
به فلان هوچی رند از پی گفتار دهید

کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است
راست تحويل علي اصغر گچکار دهيد

وين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سياه
به فلان سنگتراش ته بازار دهيد

کليه ام را به فلان رند عرق خوار که شد
ازعرق کليه او پاک لت و پار دهيد

ريه ام را به جواني که ز دود و دم بنز
درجواني ريه او شده بيمار دهيد

جگرم را به فلان بی جگر بی غیرت
کمرم را به فلان مردک زن باز دهید

چانه ام را به فلان زن که پي وراجي است
معده ام را به فلان مرد شکمخوار دهيد

گر سر سفره خورد فاطمه بي دندان غم
به که، دندان مرا نيز به آن يار دهيد

تا مگر بند به چيزي شده باشد دستش
لااقل تخم مرا هم به طلبکار دهید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

Between the ages of 15 - 20 a woman is like Africa.
She is half discovered, half wild.
يه زن بين سن 15 تا 20 سال مانند آفريقا است.
نيمي از آن كشف شده و نيمي دست‌نخورده و هيجاني

Between the ages of 20 - 30 a woman is like America.
Fully discovered and scientifically perfect.
بين سن 20 تا 30 سال زن شبيه آمريكا است
كاملا كشف شده و كامل علمي (به سن بلوغ رسيده)

Between the ages of 30 - 35, she is like India & Japan.
Very hot, wise and beautiful !!!!!!!!!
بين سن 30 تا 35 سال، او شبيه هند و ژاپن است.
خيلي گرم، باهوش و زيبا!!!!!!!

Between the ages of 35 - 40 a woman is like France.
She is half destroyed after the war but still desirable.
بين 35 تا 40 سال، زن شبيه به فرانسه است
او مانند نيمه متلاشي‌شده بعد از جنگ اما هنوز خواستني است

Between the ages of 40 - 50 she is like Germany.
She lost the war but not the hope.
بين سن 40 تا 50 سال شبيه آلمان است.
جنگ را باخته ولي هنوز اميد دارد.

Between the ages of 50 - 60 she is like Russia.
Very wide, very quiet but nobody goes there.
بين سن 50 تا 60 سال او شبيه به روسيه است
خيلي پهن،‌ خيلي آرام ولي كسي آنجا نمي‌رود

Between the ages of 60 - 70 a woman is like England.
With a glorious past but no future.
بين سن 60 الي 70 سال، زن شبيه انگلستان است.
با گذشته‌اي پرافتخار اما بدون آينده

After 70, they become Siberia.
Everyone knows where it is, but no one wants to go there.
بعد از 70 سال، آن‌ها مثل سيبري مي‌شوند
همه مي‌دانند كه كجاست، اما كسي دلش نمي‌خواد بره آنجا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

اخوان ثالث

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است.
کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم
زچشم دوستان دور یا نزدیک
مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی...
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!
منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم
منم من سنگ تیپا خورده رنجور
منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور
نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در بگشای دلتنگم
حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نیست مرگی نیست
صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد
فریبت می دهد برآسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است
حریفا! رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان
نفس ها ابر دل ها خسته و غمگین
درختان اسکلت های بلور آجین
زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهروماه
.
.
زمستان است......

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

یاحسیناربعین تنها یک واژه نیست بلکه یادآوری اعتلای دین است، اربعین پژواک عدالت، شجاعت و آزادی است و گرامیداشت آن تعظیم شعائر دینی و اعلام پایبندی به مکتب سرخ عاشوراست که در کربلا ریشه گرفت و تا همیشه تاریخ باقی است.
هر قیام و نهضتی از دو بخش قیام مسلحانه یا غیرمسلحانه و از رساندن پیام آن انقلاب و بیان آرمانها و اهداف تشکیل می‏شود. در بررسی قیام امام حسین این دو بخش کاملاً محسوس هستند، روز عاشورا بخش خون و شهادت و ایثار بود و بخش دیگر آن بعد از عاشورا و پرچمدار آن امام سجاد و زینب بودند که پیام انقلاب و شهادت سرخ آن حضرت را منتقل کردند.

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

جانم فدای رهبرجوانان ايران در همه ميدان ها برتري‌ها و درخشندگي‌هاي خود را به اثبات رسانده اند

بسم الله الرحمن الرحيم
دانشجويان عزيز
هر چه زمان به پيش ميرود، اميد ملت ايران به نسل جوان درس خوانده و بالنده‌اش بيشتر مي‌شود. جوانان اين ملت در همه‌ ميدان‌ها توانسته‌اند برتري‌ها و درخشندگي‌هاي خود را به اثبات برسانند. سياست دشمنان ايران آزاد و سرافراز، در دورانهاي گذشته، از كار انداختن بازوي جوان كشور بوده است؛ با وسوسه‌هاي نوميدساز، با كشاندن به بيهودگي و فساد و با بسياري ترفندهاي ديگر. اين سياست در دوران پس از انقلاب اسلامي نيز ادامه يافته و ابزارهاي پيشرفته ارتباطات به كمك آن شتافته است. ولي همت و مسئوليت شناسي جوانان انقلاب نگذاشته است دشمنان ايران به هدف برسند. پيشرفت‌هاي علمي، اجتماعي و سياسي كشور و حال و هواي شوق و همت در ميان نسل جوان نمايشگر افق‌هاي روشني است كه ملت ايران شايستهي رسيدن به آن است.
عزيزان! با توكل به خداي حكيم و عليم و با فهم درست رسالتي كه امروز بر دوش همه و بطور ويژه بر دوش جوانان است، راه آينده را هموار كنيد.
فراگيري و پژوهش و نوآوري را وظيفه بدانيد، و نيازهاي امروز و فرداي كشورتان را در گزينش رشته‌هاي درسي و نيز در همه‌ برنامه‌هاي خود در نظر بگيريد. آينده متعلق به شما است. براي ساختن آن از خداوند كمك بخواهيد و همه‌ي تلاشتان را به كار بريد.
سيدعلي خامنه اي
26/ بهمن/1387

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

جانبازی که برای امرار معاش خود و خانواده­اش ساعت­ها در کنار خیابان­های شهر مشغول واکس زدن کفش­های مردم است و یا جانبازی که با همسر و دو فرزند خردسالش در کنار خیابان ظفر در گوشه­ای از پیاده رو در چادری مسافرتی زندگی می­كردند از همسايگان ما در همين تهران به اصطلاح شهر اخلاق هستند.

دغدغه داری ادامه مطلبو بخون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،
خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و
در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش
را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))
از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد
ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست
در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
(من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)
وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،
خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.
به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر
باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.
بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

يك زن اهل ايالت «اوتا» در آمريكا كه به دليل داشتن ناخن‌هايي به بلندي بيش از يك متر در جهان ركوردار بود، در تصادف رانندگي ناخن‌هاي خود را از دست داد.

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، «لي ردموند»،‌ اهل منطقه «سالت ليك سيتي» ايالت «اوتا» در آمريكا از سال 1979 ميلادي تاكنون ناخن‌هاي دستانش را كوتاه نكرده بود، با داشتن ناخن‌هايي به طول يك متر و 27 سانتيمتر ركوردار كتاب‌هاي گينس بود، در يك تصادف رانندگي تمامي ناخن‌هايش را از دست داد.
در گزارش اورژانس منطقه «سالت ليك سيتي» ايالت «اوتا» در آمريكا آمده است كه در اين تصادف هيچ آسيبي به اين زن وارد نشده و تنها ناخن‌هاي وي شكسته و از دست رفته است.
همچنين بر‌اساس اعلام نمايندگان كتاب ركورد‌هاي گينس در سال 2008 ميلادي، طول ناخن شست دست راست اين زن نزديك به يك متر بوده است.
با اين حال، اين زن در مصاحبه خود با رسانه‌هاي محلي ايالت «اوتاي» آمريكا اعلام كرد كه باز هم مي‌تواند ناخن‌هاي دستانش را به اندازه قبلي بازگرداند و از اين كه ناخن‌هاي بلندش را از دست داده،‌ اصلا ناراحت نيست.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

*نگاه ژرف نگر و عاطفه عميق مقام معظم رهبري نسبت به مسائل گوناگون اجتماعي و گرايشات عرفاني و ادبي ايشان نسبت به رويدادها، بيانات ايشان را درباره ايام حبس در زندان كميته مشترك، به رنج و درد و در عين حال شادماني ويژه‌اي مي‌آرايد و به مخاطب مي‌آموزد كه مي‌توان در محبس تاريك و دردناكي چون سياهچال‌هاي رژيم ستمشاهي نيز با اتكاي به ايمان و اميد به آزادي، سرافرازانه مقاومت كرد و صبورانه رنج برد. ديدار رهبر معظم رهبري از موزه عبرت، رنگ و بوئي عارفانه دارد و لذا قلم نيز به پيروي از آن فضا، به جاي ارائه گزارش صرف، همان مسير را مي‌پيمايد، با اين اميد كه تا حد مقدور،‌حق مطلب را ادا كرده باشيم.

*ورودي موزه عبرت، مقام معظم رهبري با كنجكاوي،‌ گوئي مي‌خواهند تك تك لحظات نخستين باري را كه قدم به اين محوطه خوفناك نهادند به ياد آورند، به اطراف نگاهي مي‌اندازند:
«وقتي به ايستگاه قطار رسيدم‌، مرا به اتاقي بردند و چند نفري در اطرافم بودند. بعد مرا بردند و در ماشيني نشاندند و يادم نيست كه چشم‌هايم را بستند يا گفتند كه سرم را پائين بيندازم. به هر تقدير جائي را نمي ديدم. اين را فهميدم كه از خيابان سپه آمديم و به جائي رسيديم كه دست راست پيچيديم. به نظرم مرا از پله‌هائي بالا بردند و پائين آوردند و مسير بسيار طولاني‌ بود تا بالاخره به اينجا و سپس به اتاق افسر نگهبان رسيديم. آن دو ماموري كه مرا از مشهد آورده بودند، در اينجا از من عذرخواهي و با من خداحافظي كردند و رفتند. بعد لباس ما را گرفتند و لباس زندان به ما پوشاندند و رفتيم داخل.»

ادامه مطلب یادت نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

مهدي بختياري نويسنده وبلاگ «مرصاد» در جديدترين پست خود (يك سال بدون عماد) به منظور گرامي‌داشت اولين سالگرد شهادت شهيد عماد مغنيه فرمانده شاخه نظامي حزب‌الله لبنان با اشاره به اطلاعيه پليس فدرال آمريكا براي تحت تعقيب قرار دادن شهيد مغنيه آورده است:
اين اطلاعيه با بيان اينكه 5 ميليون دلار براي ترور مغنيه جايزه تعيين كرده است، مشخصات او را اينگونه بيان كرده بود:
تاريخ تولد: 1962
محل تولد: لبنان
بلندي قامت: 5 پا و 7 اينچ
وزن: نامعلوم
جثه: نامعلوم
رنگ مو: خرمائي
رنگ چشمان: نامعلوم
رنگ چهره: نامعلوم
جنسيت: مذكر
مليت: لبناني
شغل: نامعلوم
زبان: نامعلوم
علائم مشخصه: ندارد
اسم مستعار: حاج
وضعيت: متواري
ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

کل نفس ذائقه الموت

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

زن عشق می كارد و كینه درو می كند....
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی....
برای ازدواجش در هر سنی ـاجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر....
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد...
و قرن هاست كه او؛ عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند...
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد...!
و این, رنج است,
(دکتر علی شریعتی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

انگليسي:
زن شري است مورد نياز.
زن فقط يک چيز را پنهان نگاه مي‌دارد آنهم چيزي است که نمي‌داند.

هلندي:
وقتي زن خوب در خانه باشد، خوشي از در و ديوار مي ريزد.

استوني:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.

فرانسوي:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.
انتخاب زن و هندوانه مشکل است.
بدون زن، مرد موجودي خشن و نخراشيده بود.

آلماني:
کاري را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام مي‌دهد.
وقتي زني مي‌ميرد يک فقته از دنيا کم مي‌شود.
کسي که زن ثروتمند بگيرد آزادي خود را فروخته است.
آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.
گريه زن، دزدانه خنديدن است.

يوناني:
شرهاي سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.
براي مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.

گرجي‌ها:
اسلحه زن اشک اوست.

ايتاليايي:
اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.
زناشويي را ستايش کن اما زن نگير.
زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

سردار سرلشكر سيد رحيم صفوي دستيار و مشاور فرمانده معظم كل قوا در امور مرتبط با نيروهاي مسلح در خاطره‌اي، اولين برخورد مقام معظم رهبري با شهيد حسن باقري را اينگونه بيان مي‌كند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
يکروز تصميم گرفت ميزان علاقه‌اى که دامادهايش به او دارند را ارزيابى کند.
يکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شيرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح يک ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکينگ خانه داماد بود و روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همين کار را با داماد دومش هم کرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز يک ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت که روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسيد.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جايش تکان نخورد.
او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم.
همين طور ايستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح يک ماشين بى‌ام‌و کورسى آخرين مدل جلوى پارکينگ خانه داماد سوم بود که روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

روزي مردي خواب عجيبي ديد، او ديد که پيش فرشته‌هاست و به کارهاي آنها نگاه مي‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هايي را که توسط پيک‌ها از زمين مي‌رسند، باز مي‌کنند، و آنها را داخل جعبه مي‌گذارند. مرد از فرشته‌اي پرسيد، شما چکار مي‌کنيد؟!
فرشته در حالي که داشت نامه‌اي را باز مي‌کرد، گفت: اين جا بخش دريافت است وما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي‌گيريم. مرد کمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت مي‌گذارند و آنها را توسط پيک‌هايي به زمين مي‌فرستند.
مرد پرسيد: شماها چکار مي‌کنيد؟! يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌هاي خداوندي را براي بندگان مي‌فرستيم.
مرد کمي جلوتر رفت و ديد يک فرشته‌اي بيکار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟!
فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است. مردمي که دعاهايشان مستجاب شده ، بايد جواب بفرستند، ولي فقط عده بسيار کمي جواب مي‌دهند. مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي‌توانند جواب بفرستند؟! فرشته پاسخ داد: بسيار ساده فقط کافيست بگويند *خدايا شکر*

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

۱- نکونام در راه واردات عطر و پوشاک جواد نکونام . خوش پوشي و خوش تيپي ، هم مي تواند براي آدم دردسر ساز شود و هم کارساز، فعلاً که براي جواد بدجوري کارساز و پولساز شده و جواد در امر واردات عطر و پوشاک فعاليت خوبي دارد. ضمناً آقا جواد به اتفاق چند تن از دوستانش يک شرکت توليد پوشاک و لوازم ورزشي تاسيس کرده است.
 2- نکيسا رستوران دارد! روح لطيف نيما نکيسا ، او را وارد عرصه هنر کرده و آنطور که شنيده ايم بزودي کاست سنگربان سابق تيم ملي روانه بازار موسيقي خواهد شد. البته فعاليت غير ورزشي نکيسا فقط به هنر و موسيقي ختم نمي شود . نيم خان با همکاري پدرش اداره يک رستوران سيک و مدرن را در خيابان فراهاني برعهده دارد. خوش تيپي نيما باعث شده کار و کاسبي اش بگيرد.
 3- گل محمدي صاحب يک آرايشگاه مجهز يحيي گل محمدي ، مدافع اسبق تیم صباباطری از آن دست فوتباليست هايي است که همواره دور حاشيه را خط کشيده و بي سر و صدا به زندگي و کار خود مشغول است . او به همين چند روزه شهرت و قدرت دلخوش نکرده و اداره يک آرايشگاه مجهز به نام هنر پرشيا را بر عهده دارد.. ضمن اينکه آقا يحيي در امور خيريه نيز پيشقدم است و آنطور که شنيده ايم هزينه يک موسسه خيريه را تامين مي کند.
ادامه مطلبو بخون باحاله


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

One song can spark a moment
يک آهنگ می تواند لحظه اي جديد را بسازد

One flower can wake the dream
يك گل ميتواند بهار را بياورد

One tree can start a forest
يك درخت می تواند آغاز يك جنگل باشد

One bird can herald spring
يك پرنده مي تواند نويد بخش بهار باشد

One smile begins a friendship
يك لبخند ميتواند سرآغاز يك دوستي باشد

One handclasp lifts a soul
يك دست دادن روح انسان را بزرگ ميكند

One star can guide a ship at sea
يك ستاره ميتواند كشتي را در دريا راهنمايي كند

One word can frame the goal
يك سخن می تواند چارچوب هدف را مشخص كند

One vote can change a nation
يك راي ميتواند سرنوشت يك ملت را عوض كنند

One sunbeam lights a room
يك پرتو كوچك آفتاب ميتواند اتاقي را روشن كند

One candle wipes out darkness
يك شمع ميتواند تاريكي را از ميان ببرد

One laugh will conquer gloom
يك خنده ميتواند افسردگي را محو كند

One hope will raise our spirits
يك اميد روحيه را بالا مي برد

One touch can show you care
يك دست دادن نگراني شما را مشخص ميكند

One voice can speak with wisdom
يك سخن ميتواند دانش شما را افزايش دهد

One heart can know what's true
يك قلب ميتواند حقيقت را تشخيص دهد

One life can make a difference
يك زندگي ميتواند متفاوت باشد

You see, it's up to you
شما ميبيني پس تصميم با شماست ( من آنچه شرط بلاغ است گفتم، تو خواه پند گير خواه ملال)

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

http://www.nasim_vasl.mihanblog.com/Post-10.aspxگفتم: خسته‌ام
گفت: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفت: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!
گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه – مهربان است (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته
گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله
گفت: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن! یادت باشد که:
گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/11) ::

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؛
گفت: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم
گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی
گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟
گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگر روی توبه ندارم
گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزو دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::..

گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟
گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟
گفت: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! ... توبه می‌کنم
گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفت: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟
گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد
گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم
گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید
..:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم : ...
گفت : ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

قوه قضاییه دادگاه ویژه رو حانیت

خیلی زحمت کشیدید

واقعا دست مریزاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دادگاه ویژه روحانیت بالاخره پس از هفته ها، حکم حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی، طلبه انقلابی سیرجانی، را که به دلیل پیاده روی اعتارض آمیزش در عدم برخورد با مفاسد اقتصادی و زمین خواری چند هفته ای در بازداشت به سر می برد، اعلام کرد.
حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی به 23 ماه و نیم حبس، 30 هزار تومان جریمه نقدی و 3 سال ممنوع الورود به سیرجان محکوم شد.
به گزارش سایت عدالتخواهی، دادگاه ویژه روحانیت بالاخره پس از هفته ها، حکم حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی، طلبه انقلابی سیرجانی، را که به دلیل پیاده روی اعتراض آمیزش در عدم برخورد با مفاسد اقتصادی و زمین خواری چند هفته ای در بازداشت به سر می برد، اعلام کرد.
دادگاه ویژه روحانیت، این طلبه عدالتخواه را به 23 ماه و نیم حبس، 30 هزار تومان جریمه نقدی و 3 سال ممنوع الورود به سیرجان محکوم نمود و جرم ایشان را تشویش اذهان عمومی عنوان کرد.
دادگاه ویژه روحانیت، پیش از این پیاده روی اعتراض آمیز این طلبه سیرجانی، را رفتاری خلاف شأن روحانیت دانسته بود و وی را در حوالی آباده فارس بازداشت کرده بود و بدین گونه دادگاه ویژه روحانیت، شأن روحانیت را تبیین و تفسیر کرد.
مسئولین دادگاه که از وی درخواست تجدیدنظر داشتند وی با نوشتن عبارت «بسم الله القاصم الجبارین» با درخواست آنها مخالفت کرد و عنوان کرد که اگر سال های سال زندانی ام کنید نمی توانید مرا از راه حقی که بدان اعتقاد و یقین دارم منصرفم کنید. شما هم به جای برخورد با امثال من، که جرمی مرتکب نشده ایم، به برخورد با زمین خحواران و مفسدین اقتصادی بپردازید.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

تمامش كن، آقاي رئيس جمهور اوباما!
 دلش پر بود و چشم‌هايش منتظر بهانه‌اي براي گريستن؛ انگار مي‌خواست دستان لرزانش را بيرون بكشد و فرياد بزند: تمامش كن!

دو ساعت به آغاز مراسم تحليف رئيس جمهوري ايالات متحده امريكا باقي است. دلم مي خواهد بدانم محمد علي اكنون كجا نشسته است. نبايد به دنبال او گشت؛ لابد برايش صندلي ويژه‌اي در نظر گرفته‌اند.
از دور پيكري كه هنوز بوي استواري مي‌دهد؛ اما به وضوح شكسته و خميده شده، با كلاهي سياه رنگ و پالتويي به رنگ آن، نزديك مي شود. همسرش دست هاي پر خاطره نسل ما و پدران ما را محكم نگه داشته تا لرزش شديدش، دوباره سوژه خبرنگاران نشود.
او بزرگترين بوكسور جهان بود. شايد اگر در آن روزها مي نوشتي بزرگترين مرد جهان، كسي بر تو خرده نمي گرفت؛ با آن همه شهرت، شايد گران ترين كالاي منزلش به مرز 300 دلار آن روز نمي رسيد و اسلام باعث شد همان را هم خرج فقرا كند.
لنگان لنگان راه مي رود؛ ولي صندلي خود را پيدا نمي كند. به او گفته اند امروز اولين رئيس جمهوري سياه امريكا وارد كاخ سفيد مي شود. اين براي محمد علي كلي جالب است؛ اما آلزايمر و پاركينسون، مجال تجزيه و تحليل بيشتر را به او نمي دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

answer the phone by left ear
براي صحبت با موبايل از گوش چپ استفاده كنيد.
do not drink coffee twice a day
روزانه بيش از دو فنجان قهوه ننوشيد.

do not take pills with cool water
قرص و داروها را با آب خيلي سرد تناول نكنيد.

do not have huge meals after 5pm
بعد از ساعت 5:00 از خوردن غذاي چرب خوداري كنيد.

reduce the amount of tea you consume
مصرف چاي روزانه را كم كنيد
reduce the amount of oily food you consume
از مقدار غذاي چرب و اشباع شده با روغن در وعده هاي غذايي كم كنيد

drink more water in the morning, less at night
در صبح آب بيشتر و در شب آب كمتر بنوشيد.

keep your distance from hand phone chargers
از گوشي موبايل در زمان شارژ شدن دوري كنيد.

do not use headphones/earphone for long period of time
از سمعكهاي تلفن ثابت و موبايل براي مدت طولاني استفاده نكنيد.

best sleeping time is from 10pm at night to 6am in the morning
بهترين زمان خواب از ساعت 10:00 شب تا ساعت 6:00 صبح است

do not lie down immediately after taking medicine before sleeping
بعد ازخوردن دارو فورا" به خواب نرويد.

when battery is down to the last grid/bar, do not answer the phone as the radiation is 1000 times
زمانيكه باتري موبايل ضعيف است با جايي تماس نگيريد و تماس كسي را جواب ندهيد چون در اين حالت امواجي كه گوشي منتشر مي كند 1000 برابر است.

forward this to those whom you care about
لطفا" به هركسي كه نگران سلامتي او هستيد بفرستيد

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   | 

از ميان ضرب المثل هاي ملل مختلف و همين طور سخنان شخصيت هاي بزرگ جهان پيرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كرده ايم. بسياري از اين حرف ها جنبه شوخي و مزاح دارد اما تعداد ديگري از آنها شايد وصف حال من و شما باشد! همين طور قسمت ديگري از اين گفته ها مي تواند براي عده اي حكم كليد راهنما را داشته باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت   توسط محمد   |