تبليغاتX
هجران
داستان غم هجران تو با شمع گفتم آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد

توزيع اين البسه كه امروز پايان يافت شامل لباس و كفش دخترانه و پسرانه بود كه بين 4هزار نفر از دانش‌آموزان خوسف در خراسان جنوبي انجام شد.
روستاهاي تابعه خوسف نيز از هداياي مقام معظم رهبري بهره‌مند شدند.
همچنين امروز مسابقات فرهنگي و هنري پرسش مهر يادواره سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي در سه مقطع ابتدايي، راهنمايي و متوسطه در رشته‌هاي مختلف فرهنگي و هنري، ادبي، هنرهاي آوايي و نمايشي و معارف در سطح خوسف به كار خود پايان داد.
در مرحله منطقه‌اي تعداد يك هزار و 700 دانش‌آموز در رشته‌هاي مختلف به رقابت پرداختند كه 950 نفر از آنان به عنوان نفرات اول تا سوم در سطح منطقه شناخته شده و جوايز خود را دريافت كردند.
بر اساس اعلام مديريت آموزش و پرورش خوسف اسامي نفرات اول مسابقات فرهنگي و هنري مقطع راهنمايي و متوسطه براي حضور در مرحله استاني به سازمان آموزش و پرورش استان ارسال شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

این روزنامه الجزایری در گزارشی از افزایش سایتهایی که به ترویج و اشاعه افکار گروه تروریستی القاعده که بر پایه فرقه وهابیت پایه‌گذاری شده است، پرده برداشت.
در این گزارش آمده است: تاکنون 5 هزار سایت اطلاع رسانی برای تبلیغ این گروه تروریستی و تشویق به انجام عملیات تروریستی یا به زعم آنها مبارزات مسلحانه و جهاد وجود دارد که ازآن به عنوان دستاویزی برای مبارزه با آمریکا بهره می‌برند.
در ادامه بیان شده است: مسئولان این سایتها که خود را جهادگران سلفی می‌نامند از این حربه برای تبلیغ وهابیت و عملیات تروریستی بر ضد مسلمانان استفاده می‌کنند.
این در حالی است که در سال 1998 تنها 12 پایگاه اینترنتی در این زمینه وجود داشت اما پس از حوادث یازده سپتامبر و افزایش روند فعالیت این گروه، این تعداد در سال 2005 به 4800 سایت و در حال حاضر بالغ بر 5000 سایت اینترنتی می‌باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

محمودرضا واعظي معلم فداکار يکي از مدارس شهر نيشابور در اردوي دانش آموزي و هنگام مسابقه فوتبال، متوجه فرود آمدن ميله دروازه بر سر يکي از دانش آموزانش شد.
وي در اقدامي دلسوزانه، اين دانش‌آموز را به سمتي پرت کرد و او را از اين حادثه نجات داد، اما ميله دروازه بر سر خودش فرود آمد و به شدت مصدوم شد.
اين معلم فداکار پس از مصدوميت به بيمارستان 22 بهمن نيشابور منتقل شد، اما تلاش پزشکان براي نجات وي بي‌نتيجه ماند.
محمورضا واعظي با 35 سال سن 11 سال سابقه معلمي داشت
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

قبرت کجاست مادر؟حضرت فاطمه (س) بزرگ بانویی است که بدلیل شخصیت والا و مقام بلند و کم نظیری که در وادی عرفان و عبادت به دست آورد و همچنین عفاف و تقوایی که از خود نشان داد، همواره افتخار جهان بشریت بوده و سرور زنان بهشت است.
حضرت فاطمه زهرا سرور زنان عالم و دخت گرامی پیامبر اسلام بنا به نقل مشهور دانشمندان شیعه ، در بیستم جمادی الثانی سال پنجم هجرت و به نقل بیشتر تاریخ نگاران و محدثان اهل سنت پنج سال پیش از بعثت رسول گرامی اسلام پای به عرصه وجود گذاشت و فاطمه نام گرفت .
زهرا، بتول ، طاهره، ام ابیها، ام الائمه، عذرا، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه، صدیقه و مریم کبری سایر القاب و اسامی آن حضرت است که بخوبی کمالات روحی ، اخلاقی و معنوی ایشان را بیان می کند .
حضرت فاطمه (س) تحت تربیت پدر و مادری قرار گرفت که هرکدام نمونه های بارزی از ارزشهای والای انسانی و الهی بودند. حضرت محمد(ص) شخصیتی بود که حتی قبل از رسیدن به مقام پیامبری به جهت صداقت و امانتداری و دیگر فضائل اخلاقی شهره خاص و عام بود، به طوری که در میان مردم به " محمد امین" شهرت داشت .
حضرت خدیجه نیز از خانواده ای محترم و در فضائل و کمالات سر آمد زنان عصر خویش بود. این دو شخصیت برجسته، ارکان خانواده ای را بنیاد نهادند که همچون بستان فضیلت در بیابان بی آب و علف جاهلیت بود.
خداوند رحمان در مدت بیست و پنج سال زندگی مشترک حضرت محمد و خدیجه به آنان دو پسر و چهار دختر عطا فرمود. حضرت فاطمه آخرین فرزند خدیجه و محمد بود که پنج سال پس از اینکه حضرت محمد به پیامبری برانگیخته شد به دنیا آمد. این دوران از حساسترین دوران زندگی حضرت محمد بود.
یکی از مسائلی که مشرکین خیلی به آن امیدوار بودند این بود که بعد از وفات پیامبر پیروان او بدون یار و یاور خواهند ماند و به زودی پیام محمد در جهان به فراموشی سپرده خواهد شد.
مشرکین بنا به سنت غلطی که در زمان جاهلیت مرسوم بود، بقا و دوام نسل یک فرد را به داشتن فرزند پسر می دانستند و چون دو پسر پیامبر در کودکی از دنیا رفته بودند، آنها معتقد بودند که نسل پیامبر منقرض شده و زمانیکه آن حضرت از دنیا برود کسی نیست پرچم پاسداری از اسلام را بر دوش نگه دارد.
اما پیامبر یقین داشت که از او نسل پاک و با برکتی به وجود خواهد آمد که سرمنشاء تمام خوبیهای جهان خواهد شد.  دیری نپائید که قلب پیامبر به نوید پروردگار روشن شد و آن زمانی بود که سوره "کوثر" بر پیامبر نازل گشت. خداوند در این سوره بر روی تمام تصورات واهی دشمن خط بطلان می کشد و پیروزی نهایی حق و شکست باطل را نوید می دهد و به پیامبر خطاب می کند :
" ما به تو کوثر را عطا نمودیم، پس به شکرانه آن نماز به جای آور و قربانی کن. همانا (نسل ) دشمن تو بریده خواهد ماند."
وعده خدا با ولادت حضرت زهرا تحقق یافت. رسول گرامی اسلام لبریز از سرور و شادی به شکرانه این لطف و مرحمتی که خداوند به ایشان عطا کرده بود، نماز شکر به جای آورد و در راه خداوند گوسفندی را قربانی کرد .
حضرت فاطمه در کنار پدر و مادر گرامی خود با زیباترین ارزشهای الهی و اخلاقی آشنا گشت.
علاقه پیامبر به حضرت فاطمه (س)  تنها به خاطر رابطه پدر و فرزندی نبود . هر چند این عاطفه در وجود پیامبر موج می زد، اما تعابیر و سخنانی که پیامبر به هنگام اظهار علاقه نسبت به دختر خود بیان می کرد، نشان دهنده این بود که در اینجا معیارهای دیگری مطرح است. بدون شک شخصیت والای حضرت و مقام بلند و کم نظیری که در وادی عرفان و عبادت به دست آورد، همچنین عفاف و تفوایی که از خود نشان داد، نقش محوری و اصلی را در این تجلیلها و تکریم ها ایفا کرد، تا جایی که پیامبر ایشان را " مادر خویش " لقب داده و حضرت فاطمه (س) را " ام ابیها" نامیدند.
آنگاه زهرا (س) مادر ولایت نیز می‌ شود ، همسر بی ‌نظیر‌ترین انسانهای عالم پس از پیامبر، خاندان پیامبر از اوست که زنده می ‌ماند، دوازده گوهر درخشان امامت از برکت وجود زهرا پرتو‌افشانی می ‌کند و نور ولایت را تا دنیا دنیاست به تلألو وامی‌دارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

بی‏تردید خوبیها و زیباییها برای فرد و خانواده و جامعه مفید هستند و زشتیها و بدیها نیز به همه زیان می‏رسانند، حجاب و در پی آن عفاف کرامتهای ارزشمندی هستند که سلامت فرد، خانواده و جامعه را موجب می‌شوند، در آستانه سالروز شهادت حضرت فاطمه(س) بانوی عفاف، ابعاد مختلف حجاب و عفاف را به صورت اجمال مرور می‌ کنیم .
در اینکه حرمت و شخصیت زن ، به عنوان یک گوهر گرانبها باید در حرز باشد جای هیچگونه تردیدی نیست، حساسیتهای زن به لحاظ جذابیتهایی که دارد ایجاب می کند که طبق یک سنت تکوینی که در آفرینش موجود است در حجابی قرار گیرد که مانع از طمع باشد.
این پیام  قانون آفرینش است که موجودات لطیف را در حصاری از پاکیها  حفظ سازیم قرآن حجاب را نحوه ای از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن می داند که مبادا دلهای مریض او را وسیله ای جهت نیل به اهداف شوم خود بدانند.
یکی از امتیازات بشر در مقایسه با حیوانات پوشش است که با توجه به ویژگیهای جسمانی و غرایز و استعدادهای او امری لازم است ، حجاب یعنی پوششی که کرامت، عفت و وقار زنان و دختران را تضمین کند و هر چیزی که این نظر را تأمین کند حجاب است.
یکی از اهداف مقدس دین اسلام ایجاد یک جامعه سالم و مدینه فاضله ای از نیکیها است و سلامت جامعه منوط به سلامت بانوان است بانوانی که مادر فضیلتها و ارزشها هستند.
بی شک قطعی‏ ترین عامل رشد انسان میزان ارزشی است که هر فرد برای خود قائل است‏ در واقع نافذترین عامل رشد روانی و شخصیتی انسان، سطح حرمت خود او است. درجه ارزیابی فرد از خود، حرمت خود خوانده می‏شود و در واقع باز خوردی از مورد قبول بودن و مورد قبول نبودن به شمار می‏آید. این قضاوت در قالب رفتارهای کلامی و غیر کلامی بروز و ظهور یافته و گستره ‏ای است که فرد خود را در آن پهنه توانا، مهم، موفق و با ارزش و یا ناموفق و بی‏ارزش می‏داند .
انسان بر خوردار از حجاب و عفاف، با دور نگهداشتن خود از دسترس دیگران، سطح ارزشمندی خود را ارتقا می‏بخشد . بی‏تردید اگر همگان این مفهوم را به طور کامل درک کنند، اعمال و رفتاری شایسته جایگاه انسانی خود داشته و خود و دیگران را از گزند آسیب مصون خواهند داشت .
خانواده با اهمیت ‏ترین نهاد اجتماعی است. خانواده کانون عشق و امید و تحقق آرزوهای آدمی و مرکز تولد و پرورش نسل بشر است، به گونه ‏ای که هیچ جامعه ‏ای نمی‏تواند بدون خانواده پایدار بماند. در معارف الهی خانواده مهمترین جایگاه پرورش انسان است.
قرآن کریم همسران را لباس یکدیگر می‏داند و بدین ترتیب نقش هر یک را معین می‏کند. زن و شوهر نزدیکترین افراد به یکدیگرند و چون لباس، یکدیگر را از آفات و آسیبها حفظ می‏کنند.
عفاف از ضرورتهای سامان یافتن چنین بنیادی است و بی‏حجابی با آن تعارض آشکار دارد، زیرا بی قیدی در پوشش، بی قیدی در احساس  را در پی دارد و تأمین نیازهای شعله‏ور، بنیاد خانواده را نشانه می‏رود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

نجف زاده(يادداشت‌هاي کم و بيش روزانه کامران نجف زاده)
نسيان زدگانيم...
رفتم پيش علي کوچولو که روي تخت بيمارستان لقمان حکيم خوابيده و خواب مي بيند باز معلمش با کابل به جانش افتاده. هم اتاقي هايش مي گفتند تا صبح ناله مي کند.
پدر علي، آقاي نوروزي است. مرد روستايي با چشمهاي محجوب و صبور. از همه؛ از خدماتي اتاق تا پزشک و رييس بيمارستان و وزير و وکيل تشکر کرد. گفت که اين روزها به فريادش رسيده اند. پزشک ها را ديدم که به فکرش بودند اما شايد پدر علي هم مي داند الان وقت داد و بيداد کردن نيست. پسرش واجب تر است.
روزنامه ها هم لابد سر اين ماجرا معرکه اي مي گيرند. به يکي دو تا از خبرنگارهايي که سراغ علي را مي گرفتند گفتم بي انصافيست اگر آينده و حال اين بچه را به تصفيه حساب هاي سياسيمان گره بزنيم. يکيشان گفت قبول. سعي ام را مي کنم. فردا مي خواهم روزنامه شان را بخوانم ببينم با وجدان هم مي شود لابي سياسي کرد؟
اين وسط معلم هاي سرزمين من ببين چه زجري مي کشند... از اتفاقي که افتاده... با اينکه فکر مي کنم معلم هاي قديمي که فلک مي زدند و خط کش مي شکستند و خودکار لاي انگشت مي گذاشتند به اصول اوليه تنبيه بدني آشنا بودند.
نمي زدند به پشت گردن که قطع نخاع کنند. نمي زدند به گيجگاه دخترک دبستاني با کتاب که سه روز بعد؛ جمعه؛ بجاي خانه در بهشت زهرا بخوابد... با اين حال زياد هم يکطرفه به قاضي نرويم.
ببينم مگر تا حالا يکبار محض رضاي خدا نشسته ايم دو دو تا چهار تا کنيم از اين گچي که يک عمر به سينه معلم هايمان رفت، از اين حنجره هايي که سرطان گرفت و سکته هايي که سر کلاس کردند آماري بگيريم؟ نه! معلم ها به اندازه کافي مظلوم هستند....همه شان زخم معده گرفته اند...
مي دانم آنها که براي دغدغه هاي به حق مادي شان هر از چندي به صف مي شوند از کنار اين حادثه به آساني نمي گذرند.
مي دانم که مي داني اين وسط حال و روز آن معلم کابل بدست هم جاي ترحم دارد. او هم بچه همان روستاست و لابد دارد کتک هايي که خورده را پس مي دهد. بخت يار نبوده و فرهنگ؛ تزريق نشده بوده ورنه نيت او هم از روز اول فلج کردن شاگردش نبوده است.
به باورم اين اتفاق ها ريشه فرهنگي دارد مخصوصا در بعضي از روستاهاي ما... بايد بجاي اينکه فقط آخ و اوخي کنيم و اشکي بريزيم به فکر باقي اهالي مدرسه لالي باشيم. به جاي فقط احساساتي شدن به فکر فرداي علي کوچولو باشيم با آن لباس مرد عنکبوتي که لابد دوست داشت يک پا اسپايدرمن باشد.
اين خط و اين نشان. مثل روز برايم روشن است تا يک هفته ديگر همه مان يادمان مي رود بر او چه گذشت و يک عمر تنها مي ماند.
بنده خدا وزير آموزش و پرورش مي گفت علي نگران درسهاي عقب افتاده اش نباشد. معلم خصوصي مي گيريم راه بيفتد. خبر نداشت پزشکش يواشکي مي گفت دو تا شريان نخاعي اش قطع شده...علي که ديگر راه نمي افتد...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

شهید چمرانكتاب «خاطرات شهيد چمران» با مجموعه اي از خاطرات عرفاني مردي كه بارها تا دل خطر پيش رفته بود منتشر شد.
در اين كتاب كه در قطع جيبي و در نشر يا زهرا(س) منتشر شده است 14 خاطره و دل نوشته در ارتباط با اين شهيد با عناوين اوايل تابستان 1359 ـ آمريكا، استقبال خدا ـ 1976 ـ لبنان، اوايل بهار 1960 ـ آمريكا، لبنان، نمازخانه دانشكده، نماد همسر لبناني دكتر، نماز با عشق، لمس حقايق زندگي، خجالت از مردم، زيباترين لحظات، آدم هاي زيبا، ديدار با امام، كشته شدن دكتر و رخداد 1360 و مناجات معروف همراه با عكس هاي رنگي زيبايي از عارف جبهه هاي لبنان و ايران منتشر شده و در اختيار علاقه مندان فرهنگ جهاد و شهادت قرار گرفته است.
در بخش زيباترين لحظات اين كتاب شهيد چمران مي نويسد زيباترين لحظاتم اوقاتي بود كه كاملا يقين داشتم در آغوش مرگ فرو مي روم و هيچ انتظاري از كسي نداشتم و هيچ آرزويي در سر نمي پروراندم.
شهيد چمران در ادامه مي نويسد ستارگان آسمان در آن شب صاف، زيبا و آنقدر دل انگيز بود كه كمتر نظير آن را ديده بودم.
از اعماق آسمان بلند در امان سكوت كهكشان عالم چه زمزمه هاي اسرارآميزي مي شنيديم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

5 جمادی‌الثانی سالروز ولادت حضرت زینب(س) است، بزرگ بانویی که اسارت وی در کربلا تجدید حیات اسلام را در پی داشت، حضرت زینب(س) عالی ترین نمونه از شهامت و دلیرى، دانش و بینش است.
حضرت زینب(س) به عنوان ستاره درخشانى در آسمان تقوا طلوع کرد، عالى ‏ترین تعلیمات را فراگرفت و مورد عنایت مخصوص موجد مکتب و استادان بزرگ آن، که بزرگ ترین مربیان بشر بوده ‏اند قرار داشت. آن حضرت در چنین فضایی رشد کرد و هر روز درس جدیدى از دانش ، بینش ، تقوا و فضیلت مى‏ آموخت.
حضرت زینب یکتا زنی است که نه تنها در زنان، بلکه در مردان عالم، کمتر نظیرش را مى ‏توان دید. توانا بانویى‏ که عالى ‏ترین نمونه‏ اى از شهامت و دلیرى، دانش و بینش، کفایت و خردمندى، قدرت ‏روحى و تشخیص موقعیت ‏بوده و هر وظیفه ‏اى از وظایف مختلف اجتماعى را که به‏ عهده‏ گرفت، به خوبى انجام داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

متفکر قرنمن و مطهري هفده سال تفاوت سني داشتيم ولي رابطه ما با هم خيلي خوب بود. من بعد از ازدواج توانستم ديپلم ادبي و ديپلم طبيعي بگيرم علاوه بر آن مطهري به من درس حوزه مي داد.من چهارده ساله بودم که ازدواج کردم و با مطهري به قم آمدم ابتدا ما دو اتاق اجاره اي بيشتر نداشتيم. من در زندگي از نظر شرايط مالي خيلي سختي و مصيبت کشيدم، ولي هميشه احساس خوشبختي مي کردم و از اينکه خداوند نعمت وجود مطهري را به من داد هميشه شاکر و سپاسگزارم.  

ساعت 9:45 صبح چهارشنبه 4 ارديبهشت ماه سال 1387 و دقيقا سروقت... حالا ديگر رو به روي منزل استاد بوديم. بعد از دقايقي کوتاه وارد خانه شديم. از ابتداي ورود سادگي و صفاي منزل استاد تمام وجودم را گرفته بود و حس مي کردم استاد شهيد شاهد و حاضر است و لحظه لحظه هاي حضور ما را در خانه اش مي بيند و حرف هايمان را مي شنود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

گلپایگانیمحمد محمدي گلپايگاني با اشاره به بيانات رهبر معظم انقلاب مبني بر ضرورت آگاهي روحانيون از نيازهاي روز جامعه، اظهار داشت: مسير حركت حوزه‌هاي علميه به سمت آگاهي يافتن از نيازهاي جامعه مطلوب نيست و حوزه علميه قم به عنوان مادر حوزه‌هاي اسلامي با صدها موسسه تحقيقاتي بايد گامهاي بلندتري در اين راه بردارد.
وي افزود: هرچند كه نيازهاي جامعه بسيار متنوع شده است، اما حوزه علميه قم با بيش از 50 هزار طلبه ايراني و 10 هزار طلبه خارجي بايد به سمت پاسخگويي به اين نيازها برآيد.
رئيس دفتر مقام معظم رهبري بر ضرورت پرداختن حوزه‌هاي علميه به علم فلسفه و كلام، تصريح كرد: طلبه‌اي كه به فلسفه تسلط نداشته باشد به هيچ وجه نمي‌تواند پاسخگوي شبهات جديد باشد.
وي افزود: امروز به معناي واقعي كلمه جنگ ميان سپاه حق و باطل با ابزاري چون شبهه‌افكني روزافزون آغاز شده است و بنابراين نياز است تا طلبه‌ها با آگاهي از علوم و مسائل روز به مقابله با دشمن برآيند.
محمدي گلپايگاني با بيان اينكه حوزه‌ها بايد براي پاسخگويي به شبهات موجود در بخش‌هاي مختلف، اقدام به پرورش طلبه‌هاي متخصص در زمينه‌هاي گوناگون كند، يادآور شد: حضرت امام صادق نيز براي مقابله با شبهات شاگرداني چون حشام‌بن‌حكم، محمد‌بن‌مسلم و جابربن‌حيان تربيت كردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

خودقضاوت کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

اين ايامى را كه نمايشگاه كتاب در تهران برگزار مى‌شود، به نظر بنده بايد "بهار كتاب" ناميد. زيرا كتاب حقيقتاً مطرح مى‌شود و گروه‌هاى زيادى از مردم- به‌ويژه جوانان- سراغ كتاب‌فروش‌ها مى‌روند. كتاب‌فروش‌ها، فروش خوبى از اين جهت دارند و كتاب هم واقعاً به دست مردم علاقه‌مند مى‌رسد
  
 
اين ايامى را كه نمايشگاه كتاب در تهران برگزار مى‌شود، به نظر بنده بايد "بهار كتاب" ناميد. زيرا كتاب حقيقتاً مطرح مى‌شود و گروه‌هاى زيادى از مردم- به‌ويژه جوانان- سراغ كتاب‌فروش‌ها مى‌روند. كتاب‌فروش‌ها، فروش خوبى از اين جهت دارند و كتاب هم واقعاً به دست مردم علاقه‌مند مى‌رسد. البته سليقه و توقع من اين است كه ما در طول سيصد و شصت يا شصت و پنج روز سال، هر روز به قدر يك روز اين نمايشگاه، فروش كتاب در كشور داشته باشيم. دل من اين را مى‌خواهد. اگر چنين هم بشود، زياد نيست؛ چون كشور ما كشورى متمدن و داراى تاريخ و فرهنگ است. كشور ما مثل برخى از ممالك دنيا نيست كه گذشته‌ى پربار و تاريخ و فرهنگ نداشته باشد. در كشور ما اگر مردم ده برابر آنچه آمار اعلام مى‌كند، كتاب بخوانند، خيلى زياد نخواهد بود و دور از توقع نيست. اما حالا كه چنين نيست، ايام نمايشگاه را بنده خيلى مغتنم مى‌شمارم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

جانم فدای رهبر... كتاب يك غذاست؛ ... يك نوشيدنى روح است و چنانچه مقوّى باشد، روح را تقويت مى‌كند. ما كه سفارش مى‌كنيم از اين نوشيدنى بخوريد، نوع نوشيدنى را معيّن نكرده‌ايم. بايد مواظب باشيم كه مبادا نوشيدنى مسموم، خطرناك، فاسد، گنديده و مضر با رنگ‌آميزي‌هاى خيلى خوب، دست مردم داده شود... .
  
 
بيست و يكمين نمايشگاه كتاب تهران ،فردا، 11 ارديبهشت، با حضور بيش از 2500 ناشر داخلي و خارجي در مصلاي تهران گشايش مي‌يابد.
رهبر معظم انقلاب طي ساليان متمادي، در ديدارهاي مختلف خود و پس از بازديد از نمايشگاه‌هاي بين‌المللى كتاب تهران از اهميت مقوله كتاب و كتابخواني گفته‌اند. مروري بر اين بيانات راهنماي امروز و فرداي مسئولان فرهنگي كشور و عموم علاقمندان است.

كتاب خوب مي‌خواهيم؛ سالم و مقوي!

بايد به فكر باشيم و دغدغه‌ى نوع كتاب‌هايى كه توليد مى‌شود نيز در ما باشد. بايد كتابِ خوب توليد شود. كتاب يك غذاست؛ يك غذاى روح است؛ يك نوشيدنى روح است و چنانچه مقوّى باشد، روح را تقويت مى‌كند. ما كه سفارش مى‌كنيم از اين نوشيدنى بخوريد، نوع نوشيدنى را معيّن نكرده‌ايم. بايد مواظب باشيم كه مبادا نوشيدنى مسموم، خطرناك، فاسد، گنديده و مضر با رنگ‌آميزي‌هاى خيلى خوب، دست مردم داده شود؛ بدون اين‌كه مردم بدانند. همان‌طور كه اماكن و سازمان‌هاى ويژه، اگر ببينند غذايى فاسد به مردم فروخته مى‌شود، با توليد كننده مقابله مى‌كنند؛ اگر كتاب فاسدى هم به مردم داده مى‌شود، بايد با آن مقابله شود. البته من اعتقاد ندارم كه بايد هر كتاب و نوشته‌اى را كه با سليقه‌ى خاصى نمى‌سازد و مضر به‌نظر مى‌رسد، جلوش را بگيريم. لكن كتب و نوشته‌هايى هست كه مضر بودنشان براى مردم، واضح است؛ يعنى ترويج فحشا و فساد و از اين قبيل است كه براى مردم زيان‌آور است، نبايد اجازه بدهند كه چنين كتب و نوشته‌هايى منتشر شود. اما بيشتر بايد تلاش كرد كه كتاب‌هاى خوب، چاپ و منتشر شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

سیده كوثر آوينی
پانزده سال پيش در چنين روزهايي، خبر شهادت سيد مرتضي آويني منتشر شد. در آن روزهاي تلخ بهار سال هفتاد و دو، در اكثر بزرگداشت‌هايي كه برگزار شد، صحبت از زندگي كوتاه، اما دشوار آن مرد بود. در فيلم «مرتضي و ما» كه كيومرث پوراحمد در همان ايام ساخت، دوستان و همكاران مرتضي آويني از نحوه‌ي دشوار زيستن و تفكر و راه سخت او مي‌گفتند. آنها درباره‌ي مرگ كسي صحبت مي‌كردند كه شهامت زندگي كردن را داشت، كه از تجربه كردن نمي‌هراسيد، كه با پاي خود به استقبال مرگ رفته بود تا به زندگي‌اش معنا ببخشد.

در آن روزها، صحبت از كسي بود كه از ابتداي جواني، چيزي مي‌خواست و تا آخر كار و تا پاي جان براي رسيدن به آن تلاش كرد؛ اين نوع زيستن، ساده نيست. شهامت زندگي كردن، چيزي است كه كمتر در مردمان اين دوران ديده مي‌شود. مرتضي آويني شهامت زندگي كردن داشت، و اين بارزترين خصلت‌اش بود. چه در جواني كه به دانشكده‌ي هنرهاي زيبا مي‌رفت و معماري مي‌خواند و به مطالعه‌ي فرهنگ و فلسفه‌ي غرب مشغول بود، چه در دوراني كه همه‌ گذشته‌اش را به كناري نهاد و تمام وجودش را صرف ساختن فيلم‌هاي مستند جنگي كرد تا حقيقت را در جبهه‌هاي جنگ بيابد، و چه در سال‌هاي بعد كه دغدغه‌هايش را در قالب مقالات نظري نوشت و منتشر كرد، در همه‌ي اين دوره‌هاي به ظاهر متفاوت، آشكارترين خصوصيت‌اش، شهامت در زندگي كردن بود. وقتي راهي را برمي‌گزيد، تا پايان مي‌رفت، بدون اين كه در ميانه‌هاي راه سستي كند. آنها كه سير فكري‌اش را در آن سال‌هاي آخر دنبال كرده‌اند، مي‌دانند كه تمام وجودش پر از سؤال بود؛ همان سؤالاتي كه به دوره‌هاي متفاوت زندگي‌اش وحدت مي‌بخشيد. سؤالاتي كه مي‌توانست پاسخ‌هايي ترسناك داشته باشد، پاسخ‌هايي كه مردمان اين روزگار به دليل هراس از عواقب آنها، از طرح اصل سؤال خودداري مي‌كنند. كساني كه آثارش را خوانده‌اند و با سير تفكرش آشنا شده‌اند، ديده‌اند كه او در مقالات‌اش با شهامت از دريافت‌هاي جديدش مي‌نويسد، و چه بسا برخي از اين دريافت‌هاي جديد، باطل‌كننده‌ي پيش‌فرض‌هاي قبلي خودش هم باشد؛ اما چه باك. دوستان‌اش مي‌دانند كه هميشه و در همه حال آمادگي بحث كردن داشت، بدون آن كه به اعتقادات‌اش تعصب بورزد، و مي‌دانند كه هميشه آمادگي شنيدن نظرات مخالفان را داشت، و آمادگي تشخيص حقيقت را در اعتقادات آنها. همين خصوصيتش باعث شد در آن چند سال واپسين كه سردبيري مجله‌ي سوره را پذيرفته بود، روز به روز بر تعداد دشمنان‌اش افزوده شود، و همه مي‌دانند كه در شرايطي كه عقب‌نشيني، ساده‌ترين و شايد عاقلانه‌ترين راه بود، مرتضي آويني با شهامت در مقابل فشار ويران‌گر گردبادها ايستاد و خود را در معرض انواع تهمت‌ها قرار داد و باز هم پا پس نكشيد. همين نوع زندگي مردانه بود كه باعث شد بزدلان روزگار، حتي مسلمان بودن‌اش را هم مورد ترديد قرار دهند.

در دوراني زندگي مي‌كنيم كه بارزترين صفت‌اش بزدلي است و البته براي آن كه خاطر خودمان را مكدر نكنيم، براي اين صفت، مترادف‌هاي ديگري دست و پا كرده‌ايم. مرتضي آويني در دوران حيات، دامن خود را به اين بزدلي آلوده نكرد، اما پس از مرگ‌اش، و در گذر ايام، جمعي از بزدلان آن روزها به ستايش‌اش مشغول شده‌اند. آنها كه در سال‌هاي حيات مرتضي آويني از راهي كه او برگزيده بود مي‌هراسيدند، و با انواع تهمت‌ها و بدگويي‌ها سعي در حذف او داشتند، پس از مرگ‌اش هم از روبه‌رو شدن با آثار و تفكرات او وحشت دارند؛ مي‌ترسند كه در اثر مجاورت با تفكر او، ويران شوند. آنها كه جرأت مردانه زندگي كردن را ندارند، تفكر آويني را تا حد خود پايين آورده‌اند و تصورات خودشان را به نام او مي‌نويسند و بسط مي‌دهند. وجوهي از زندگي و تفكرات او را كه به اعتقادات خودشان شباهت دارد، جدا كرده‌اند و يك «شهيد آويني» مطلوب و شبيه به خودشان ساخته‌اند تا بتوانند با خيال آسوده به زندگي‌شان ادامه دهند، چرا كه به حكم غريزه فهميده‌اند در جست‌و‌جوي حقيقت بودن، مانع از خواب خوش و زندگي آسان است. بزدلانه روبه‌رو شدن با مردي كه خانه‌ي خود را در دامنه‌ي آتشفشان بنا كرده بود، اگرچه اتفاقي است از جنس اين روزگار، عملي است بس ناجوانمردانه و حقير. پانزده سال زماني كوتاه براي از ياد نبردن، و زماني كافي براي فراموش كردن است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

هرچه بگندد نمکش میزنند ...سردار زارعی

در حالی که هفته گذشته به صورت اتفاقی و بدون اعلام هیچ گونه علتی اخبار کوتاهی مبنی بر برکناری سردار رضا زارعی، فرمانده نیروی انتظامی استان تهران، در تعداد معدودی از رسانه ها منتشر شد، منابع غیر رسمی اعلام کردند علت برکناری ناگهانی این فرمانده رده بالای نیروی انتظامی کشف فساد اخلاقی در مورد وی بوده است.

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

ذخیره هسته ایکارگزاران: مرگ موسويان ، دولت پاسخگو باشد
اعتماد ملی: کروبی: اگر نخوابیده بودم امروز موسويان زنده مي ماند
تهران امروز: عروج ديپلمات خدمت گذار
مهرنيوز: مصاحبه منتشر نشده مهر با  مرحوم موسويان
جام جم: امشب از شبكه اول:
 سخنان موسويان لحظاتي قبل از مرگ
آفتاب یزد: تعليق پرونده هسته اي تا مشخص شدن علت مرگ موسويان
دنیای اقتصاد: قيمت سكه افزايش يافت
همشهری: شهردار:با هماهنگي هاي صورت گرفته خانه موسويان موزه هسته اي مي شود.
اعتماد: آخرین گمانه زني ها در مورد مرگ موسويان
اطلاعات:سخنراني دعايي در مراسم ختم موسويان:موسويان از ذخاير هسته اي ما بود

منبع:وبلاگ روزنامه نگار مسلمان

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

این مطلب طنز بوده و قصد اهانت و توهین به هیچ گروهی را ندارد

روش ساختن جدید بمب بعد از حادثه انفجار شیراز

مواد لازم جهت تهيه بمب!:1-چفيه2-پلاک3-پوتين4-کلاه آهني5-پوکه به مقدار کافي6-گوني سنگري7-لباس بسيجي.....جهت تهيه بمب کافيست وسائل مذکور را درون محفظه اي شيشه اي قرار داده شده و به مدت 5 سال اطرف آن حسين حسين گفته شود..........شما اکنون يک بمب داريد

 

نظر خواهی هم باز گذاشتم تا لذت ببرید

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

امین پور

دوم ارديبهشت نخستين سالگرد تولد «قيصر امين‌پور» پس از درگذشت اوست؛ چنانچه خود سروده است:‌ «مرا، به جشن تولد، فراخوانده بودند، چرا، سر از مجلس ختم، درآورده‌ام؟»

*** حسرت هميشگي
-------------------------
حرف‌هاي ما هنوز ناتمام...
تا نگاه مي‌كني:
وقت رفتن است
باز هم همان حكايت هميشگي
پيش از آنكه با خبر شوي
لحظه عزيمت تو ناگزير مي‌شود
آي...
اي دريغ و حسرت هميشگي
ناگهان
چقدر زود
دير مي‌شود

*** سفر ايستگاه
---------------------
قطار مي‌رود
تو مي‌روي
تمام ايستگاه مي‌رود
و من چقدر ساده‌ام
كه سال‌هاي سال
در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده‌ام
و همچنان
به نرده‌هاي ايستگاه رفته
تكيه داده‌ام!

*** دستور زبان عشق
-------------------------
دست عشق از دامن دل دور باد!
مي‌توان آيا به دل دستور داد؟
مي‌توان آيا به دريا حكم كرد
كه دلت را يادي از ساحل مباد؟
موج را آيا توان فرمود: ايست!
باد را فرمود: بايد ايستاد؟
آنكه دستور زبان عشق را
بي‌گزاره در نهاد ما نهاد
خوب مي‌دانست تيغ تيز را
در كف مستي نمي‌بايست داد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   | 

حجه الاسلام انجوی نژاددر اين جلسه، حجت‌الاسلام انجوي‌نژاد، سخنران ثابت اين كانون، به انتقاد شديد از اعلام سهل‌انگاري به عنوان دليل انفجار پرداخت.وي همچنين به شدت از صداوسيما به دليل عدم توجه كافي به موضوع، انتقاد كرد.

متن اين سخنان، به اين شرح است:

نكته اول:
پرونده باز است و جناب سردار رودكي كه خودشون هم تشريف دارند، فرمودند كه نتيجه‌اي حاصل نشده و پرونده از نظر قضايي باز است و اگر كسي هر جاي كشور دارد اعلام نظر مي‌كند، براي خودش دارد اعلام نظر مي‌كند. خطبه نماز جمعه ديروز شيراز رو شما نگاه كنيد و با خطبه نماز جمعه ديروز تهران مقايسه كنيد. در شيراز با اين‌كه آقاي حائري كامل در جريان ريز ماجرا هست، حرف نمي‌زند، بعد تو تهران خيلي راحت اظهارنظر مي‌كنند كه آقا تموم شد رفت سهل‌انگاري بوده!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط محمد   |