گريه كن سرباز!
بنام خدا
آهاي سرباز، آهاي مادر!...
گريه كن، تو حق داري گريه كني. شايد ماهها و سالهاست كه فرزندت را نديده اي.
فرزند دلبندت را. كودك معصومي كه تاب دوري مادر نداشته و حتماً از تو بيشتر، برايت دلتنگي مي كرده.
گريه كن سرباز، گريه كن تا سبك شوي...
گريه كن، بخاطر گوهر مادري كه از تو ستانده اند، و در عوض تو را مفتخر! كرده اند به اين لباسها.
اين لباسها كه اصلاً به قامت تو سازگار نيست...
گريه كن كه تاج زن بودن از سرت افتاده...
گريه كن كه هيچ لذتي به پاي مادري نمي رسد و تو را محروم كرده اند، ذائقه ات را خراب كرده اند...
اما
من چند حرف ديگر با تو دارم سرباز...
تو مادري، حق داري بچه ات را دوست داشته باشي... حق داري برايش دلتنگ شوي...
سوالي از تو دارم :
اين كودك را مي شناسي؟
مي بيني پدرش با چشمان بسته، چگونه صورتش را لمس ميكند؟
مي بيني چگونه كفشهايش را درآورده تا در آغوش پدر، گم شود ؟
اين پدر يكي از زندانيان تو و دوستان توست در عراق...
چه ميشد اگر اجازه ميدادي اين پدر، بچه اش را ببيند؟
فكر كردي فقط خودت به فرزندت عشق مي ورزي؟
اين دختر را چطور؟
حتماً او را ديده اي...
در كوچه پس كوچه هاي بصره... پاي برهنه مي دويد و خنده كودكانه اي بر لب داشت...
الان به نظرت لكه هاي سرخ روي لباسش، نقش گلهاي سرخ است يا رد پائي از خون تازه ؟
يا لكه هاي قرمز روي زمين، گلبرگهاي پرپر شده گلهاي پيراهن اوست؟
صورت ظريف او را با اسلحه اي كه در كنارش به دست گرفته اي چه كار؟
ببين چه گريه اي ميكند؟ چه خوني از صورتش جاري است؟
اين رنگين تر است يا خون فرزندت كه اينچنين در آغوشش كشيده اي؟
حال اين دخترك را خوب ببين. نتيجه كارتو وهمكاران توست و تا ابد با شما خواهد ماند.
اين است آنچه براي اين دختر و مردمش هديه برده اي...
اين پدر را ميشناسي؟
دارد به چه حالي، جسم بي جان دخترش را ميگذارد كنار بقيه جنازه ها.
يادت هست؟ همين چند شب قبل، خانه شان را بمباران كرديد.
تو و همقطارانت.
اين را چطور؟
اين اما مال افغانستان است.
شاهكار قديمي تر شما.
اما مگر زخم اين پدر كهنه مي شود؟
اين هم كادوي يكي دوسال قبل توست براي كوكان افغان.........
از اين دست اگر بخواهم برايت بياورم، بسيارست...
سردشت خودمان، شلمچه ، قانا... صبرا و شتيلا... و ....
............ ...
............ ...
............ ...
گريه كن سرباز
گريه كن، اما نه فقط براي دلتنگي فرزندت ...
شايد نپذيري، اما من در گريه هاي تو هيچ عاطفه اي نمي بينم سرباز!
گريه كن براي انسانيتي كه در زير پاي تو و رهبرانت لگد مال شده...
گريه كن براي عاطفه اي كه در وجودت مرده...
گريه كن براي شرف و آزادگي كه از دست داده ايد...
گريه كن سرباز..
گاو ما ما مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي؟
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به
شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.
زندگاني امام رضا(ع)
زادگاه
هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن نوسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.
كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلي
لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير
مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»
اول ذیقعده سالروز ولادت حضرت معصومه(س)، بانوی عبادت و نیایش و مظهر زهد و پرهیزکاری است، او اسوه تقوا و شرافت و از زنان کم نظیر تاریخ است .
حضرت فاطمه معصومه (س) دارای شخصیتی رفیع و والا مقام است به طوری که ائمه طاهرین از این بانو، با جلالت و تکریم یاد کردهاند .
او ماه تابانی است که از برج امامت طلوع کرده در آغوش امامت تربیت یافته، قنداقه امامت را نیز در دامن خود پرورش داده است، زیرا او دختر امام، خواهر امام و عمه امام است. همه نیاکان او مشعلداران امامت، پرچمداران هدایت، اسوههای فضیلت و استوانههای ولایت هستند و مادر بزرگوارش از بانوان با فضیلت، از اسوههای تقوا و شرافت و از زنان کم نظیر تاریخ بشریت است.
یکی از عالیترین نمونههای عبادت و بندگی خدا از خاندان ولایت و امامت، کریمه اهل بیت فاطمه معصومه است . او با عبادت و شب زندهداری هفده روزهاش در واپسین روزهای عمر شریف خود در مدت اقامت در منزل موسی بن الخزرج، گوشهای از یک عمر عبودیت و خضوع و خشوع آن زاده عبد صالح خدا در برابر ذات پاک الهی را به نمایش گذاشت .
از ویژگیهای حضرت معصومه این بود که از علوم اسلام و آل محمد آگاهی داشت و آن حضرت از جمله روایت کنندگان حدیث بود و چندین حدیث است که در سند آنها نام حضرت فاطمه معصومه (س) به چشم میخورد .
ادامه مطلب یادت نره
سالروز شهادت امام صادق(ع)/ 
امام صادق(ع)؛ روشنی بخش دنیای شیعه
امام صادق(ع) در ظلمت بحرانها و آشوبها، دنیای شیعه را به فروغ تعالیم خویش روشنی بخشید و حقیقت اسلام را از آلایش انحرافها و گزند فریبکاران حفظ کرد . او آن قدر فقه و دانش اهل بیت را گسترش داد و زمینه ترویج احکام و بسط کلام شیعی را فراهم کرد که شیعه به عنوان مذهب جعفری شهرت یافت.
عصر امام صادق ( ع) از پرطلاطم ترین دورانهای تاریخ اسلام است، در این زمان از یک طرف اغتشاشها و انقلابهای پی در پی گروههای مختلف رخ می داد که انقلاب ابوسلمه در کوفه و ابومسلم در خراسان و ایران از مهمترین آنها بوده است .
از طرف دیگر این دوران، عصر برخورد مکتبها و ایدئولوژیها و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی مختلف بود که از برخورد امت اسلام با مردم کشورهای فتح شده و نیز روابط مراکز اسلامی با دنیای خارج ، به وجود آمده بود .
در چنین شرایطی، چنانچه هوشیاری و درایت امام صادق نبود، تعلیمات حیات بخش اسلام دچارخدشه شده و به دین ضربه های جدی وارد می شد .
زمان امام صادق همچنین زمان تزلزل حکومت بنی امیه و افزایش قدرت بنی عباس بود، این دو گروه مدتی در حال کشمکش و مبارزه با یکدیگر بودند . بنی امیه در این مدت، گرفتار مشکلات سیاسی بسیاری بودند، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شیعیان را نداشتند .
عباسیان نیز چون از دستیابی به قدرت در پوشش شعار طرفداری از خاندان پیامبر و گرفتن انتقام خون آنان عمل می کردند ، فشاری از طرف آنان مطرح نبود . از اینرو این دوران، دوران آرامش و آزادی نسبی امام صادق و شیعیان بود و آن حضرت از این فرصت استفاده تلاش فرهنگی وسیعی را آغاز کرد .
آن امام هوشیار و فرهیخته، در این دوران به فکر نجات افکار مسلمان از الحاد، بدبینی، کفر و نیز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی از مسیر راستین بود و از توجیهات غلط دستورات دین که به وسیله خلفای وقت صورت می گرفت جلوگیری می کرد .
اما دوران آرامش امام چندان طول نکشید، بنی عباس پس از تحکیم پایه های حکومت و نفوذ خود ، همان شیوه ستم و فشار بنی امیه را پیش گرفتند .
امام صادق مبارزی خستگی ناپذیر در میدان فکر و عمل بود، وی قیام خود را در لباس تدریس و تأسیس مکتب و انسان سازی انجام داد .
سفرهای اجباری و اختیاری امام به عراق و به شهرهای حیره ، هاشمیه و کوفه و برخورد با آگاهان دیگر مذاهب فقهی و کلامی نقش مؤثر و ارزشمندی در معرفی علوم اهل بیت و گسترش آن داشت .
امام صادق (ع ) با جذب شاگردان جدید به تأسیس نهضت عظیم فکری، فرهنگی و بالنده مبادرات ورزید ، به گونه ای که در مدت کوتاهی مسجد نبوی در مدینه منوره و مسجد کوفه در شهر کوفه به دانشگاهی عظیم تبدیل شد . دردانشگاهی که امام ایجاد کرده بود شاگردان برجسته ای چون هشام بن حکم، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، هشام بن سالم و جابر بن حیان تربیت شدند .
بسم الله الرحمن الرحيم
مقدمه
اين افتخار الهي بود كه اينجانب مدت 78 ماه در خدمت آيت الله خاتمي (ره) باشم. البته هرگز خود را لايق اين خدمت نمي دانستم و در اين مدت همواره آرزو داشتم تا آخر عمرم در كنار آن بزرگوار خدمت كنم، و فكر اينكه روزي آن عزيز از ميان ما برود مرا آزار مي داد، ولي آنچه دلم نمي خواست اتفاق افتاد؛ اين بنده گنهكار ماند و آن روح خدا به رحمت خدا پيوست، و داغ آن بزرگوار در دل اين عاشق دلباخته به جا ماند. ان شاءالله در بهشت با جدشان همنشين باشند و ما هم لياقت آن را داشته كه ادامه دهنده راه آن روشن ضمير باشيم، حقير بر خود واجب دانستم كه شمه اي از خاطرات همجواري خود را با اين معلم بزرگ اخلاق بيان كنم:
بقیه در ادامه مطلب
نوزدهمين مراسم سالگرد ارتحال آيت الله سيد روح الله خاتمي 
مراسم بزرگداشت نوزدهمين سال درگذشت معلم اخلاق و عارف زاهد حضرت آيت الله سيد روح الله خاتمي پنجشنبه 10 آبان، بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد كوشكنو اردكان برگزار ميشود.
آيت الله سيد روح الله خاتمي اولين امام جمعه شهرستان اردكان بود كه پس از شهادت سومين شهيد محراب آيت الله صدوقي در تير ماه 1361 از سوي امام خميني (ره) به سمت نماينده ايشان در استان و امام جمعه يزد منصوب شد.
موسسه فرهنگي “خانه فرهنگ خاتمي“ با صدور اطلاعيهاي يادآور شده است: پنج آبان برابر است با نوزدهمين سالگرد درگذشت معلم اخلاق، مرحوم آيتالله سيد روحالله خاتمي، مردي كه بنيانگذار جمهوري اسلامي وي را ”يكي از چهرههاي تقوا، خلوص و ايمان” توصيف كرد.
اين فقيد عاليقدر در مدت حيات پربارش، به ترويج اخلاق، قسط و عدل و آزادي پرداخت و شاگردان و مستمعان ايشان همه فضايل نيكوي انساني را نه تنها از زبان وي كه از منش و رفتار آن بزرگوار درك كردند. وي شامگاه دوشنبه 10 رمضان سال 1324 قمري در اردكان ديده به جهان گشود و با همنشيني پدر و مادر خود توانست عربي را به خوبي بياموزد و از سيزده سالگي نيز به عنوان طلبه، مجدانه به آموختن علوم ديني در زادگاه خود تحت نظر پدر پرداخت.
مرحوم خاتمي تحصيلات تكميلي خود را در حوزه علميه اصفهان به سرانجام رسانيد و از آيت الله فشاركي اجازه اجتهاد گرفت و ”حاج ميرزا علي آقاي شيرازي”، ”شيخ محمد خوانساري”، ”سيد محمد نجفآبادي” و ”حاج رحيم ارباب” از جمله استادان او بودند.
وي در اردكان، در فضايي مملو از اختناق ضد ديني دولت رضاخان به فعاليتهاي مذهبي و روشنگرانه پرداخت و در كنار آن، هيچگاه از مبارزه با تحجر و مقدس مآبي غافل نشد. هنگامي كه نخستين جرقههاي انقلاب اسلامي با سخنان امام خميني (ره) در سال 1341 شمسي شعلهور شد، به سرعت به نداي حضرت امام(ره) لبيك گفت و فعاليت سياسي خود را شدت بخشيد و يكي از اركان انقلاب اسلامي را در يزد و اردكان پي افكند.
پس از پيروزي انقلاب، وي با حكم حضرت امام(ره) به عنوان امام جمعه اردكان و پس از شهادت سومين شهيد محراب حضرت آيت الله صدوقي به سمت امام جمعه يزد و نمايندهي امام(ره) در آن ديار منصوب شد.
آيتالله سيدروح الله خاتمي سرانجام پس از عمري مجاهدت در پنجم آبان ماه 1367 شمسي در بيمارستان شهداي تجريش تهران به لقاءالله پيوست.
از مرحوم آيت الله سيد روح الله خاتمي دو اثر، يكي ”روزهي راستين” شرح دعاي روزهاي ماه مبارك رمضان و ديگري ”آينه مكارم” شرح دعاي مكارم الاخلاق امام سجاد عليهالسلام، به چاپ رسيده است.
همچنين چند كتاب درباره احوال و آثار وي از جمله ”يادنامه خاتمي” به قلم محمدتقي فاضل ميبدي منتشر شده است. آخرين اين آثار كتابي با عنوان ”تنديس دينداري و فرزانگي” است.
گذر تاريخ؛ يكم آبان، سالروز شهادت سيد مصطفي خميني
"مصطفي" ذخيره اسلام بود 
سيد مصطفي خميني در آذر 1309 شمسي، در قم متولد شد. در سال 1316 شمسي تحصيل را شروع كرد و دوران ابتدايى را در مدرسههاى «باقريه» و «سنايى» قم در سال 1323 - 1324 به پايان رساند.
وي در همين سال تحصيل علوم ديني را شروع كرد و از محضر اساتيدي چون آيات عظام حجت، بروجردى، محقق داماد، امام خمينى، شاهرودى، خويى، محمد باقر زنجانى، سيد محسن حكيم، فكور يزدى، والد محقق، علامه طباطبايى، رفيعى قزوينى، سلطاني و حائري كسب فيض كرد.
وي بعد از شش سال تحصيل در 22 سالگى حدود سال 1330 ش به دوره تخصصى ( خارج حوزه ) خارج اصول و فقه وارد شده و در فقه و اصول از اساتيد متعددي بهره برد.
آيت الله ابطحى كاشانى از ياران شهيد ، درباره علاقه و هوش سرشار ايشان به درس مى گويد: خصوصيتى كه در شهيد حاج آقا مصطفى سراغ داشتيم ، اين بود كه از همان اول حالت تعبد نسبت به مطالب علمى نداشت؛ يعنى مثلاً اگر شيخ انصارى يا هر بزرگوارى مطلبى را گفته است سر بسته نمى پذيرفت ، بلكه مانند امام در مقام تجزيه و تحليل بر مى آمد و مى توان گفت از همان اوايل روح اجتهاد داشت و همين هم باعث ترقى او شد.
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید