وبلاگicon
هجران
داستان غم هجران تو با شمع گفتم آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد
«پرسش: نظر حضرتعالی در مورد بخشنامه اخیر حراست دانشگاه آزاد در مورد مساله حجاب و پوشش چیست؟ پاسخ: بخشنامه مزبور در تمام محافل مذهبی و اخلاقی با تأسف و انکار روبرو شد؛ بخصوص اینکه در تضاد با وظایف حراست و امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد و این بخشنامه اثر نامطلوبی درباره دانشگاه آزاد اسلامی در اذهان گذاشته است.»
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم تیر 1393ساعت   توسط محمد   | 

علیرضا زاکانی در صفحه شخصی خود در گوگل پلاس نوشت:

دیروز جمعی از نمایندگان مجلس که توفیق حضور در سوریه در زمان انتخابات اخیر ریاست جمهوری این کشور را داشتند به بازگویی خاطرات و گزارش سفر پرداختند که بیان گوشه هایی از آن بسیار درس آموز و افتخار آفرین است.

یکی از ملاقات های هیات اعزامی با مفتی اعظم سوریه که از علمای بزرگ اهل تسنن است، در ۱۴ خرداد صورت گرفته بود.

مفتی اعظم سوریه گفته بود که علت ثبات و موفقیت ایران حضور امام خمینی و بعد از آن امام خامنه ای است، سپس با بیان یکی از اعتقادات برادران اهل تسنن بیان داشته بودند، علت اینکه خلیفه دوم عمر گفته بود که اگر علی علیه السلام نبود من هلاک می شدم هم این بود که ابوبکر، عمر و عثمان امام نبودند و خلیفه بودند، چون امام به اذن الهی انتخاب می شود لذا نیاز به امام علی علیه السلام داشتند و در ایران نیز روسای جمهور از جمله آقایان هاشمی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی و در سوریه بشار اسد نیز خلیفه هستند و نیاز به امام دارند لذا حضور امام خامنه ای مظهر ثبات و موفقیت است.

نکته جالب دیگر اینکه از نمایندگان مجلس ایران سووال کرده بودند آیا سخنرانی امام خامنه ای در سالگرد امام خمینی رحمه الله علیه را گوش کرده اید و در جواب منفی نمایندگان مجلس که بعلت ملاقات ها نتوانسته بودند سخنرانی حضرت آقا را در چهارشنبه گذشته گوش نمایند، مفتی اعظم سوریه گفته بود من همیشه سخنرانی های ایشان را گوش می کنم و به توضیح سخنرانی مقام معظم رهبری در سه دسته نمودن کشورهای جهان و مواضع استکبار و نظام سلطه پرداخته بودند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت   توسط محمد   | 

حسین شریعتمداری در کیهان نوشت: شاید این سخن که در پی آنیم، جسارت‌آمیز تلقی شود و چه می‌دانیم؟ بعید نیست بر ما خرده بگیرند و عذرمان را هم نپذیرند که چرا آنچه را حضرت‌آقا «ناگفته» می‌پسندیدند، نوشتنی کرده‌اید؟! شاید، حق با آنها باشد. اما، این سوی ماجرا نیز، بدون «حق» و «سهم» نیست. به یاد آورید آن روز را که جماعت در دیدار امام راحلمان(ره) از ژرفای دل فریاد می‌زدند «توطئه چپ و راست، کوبنده‌اش روح‌الله است» و حضرت امام، ابرو درهم کشیده و فرمودند؛ «صبر کنید! نگه دارید! کوبنده‌اش شما مردم بودید». پاسخ به جایی بود و از امام بزرگوارمان که تابلوی تمام‌نمای تواضع بود، غیر‌از آن، انتظاری نبود. اما، چه کسی و با کدام عقل سلیم و نگاه واقع‌بینانه‌ای می‌توانست بپذیرد که کوبنده توطئه‌های شرق و غرب و چپ و راست، حضرت روح‌الله نبوده است؟... و جماعت با آن که دلهاشان از عشق امام لبریز بود و همه‌جا از او به یک اشاره بود و از امت، «به سر دویدن»... باز هم فریاد برآوردند که؛ «توطئه چپ و راست، کوبنده‌اش روح‌الله است»... هم امام حق داشت و هم، حق با مردم بود.

و اما، آن سخن مورد اشاره این که؛ بیانات حکیمانه و شورانگیز رهبرمعظم‌انقلاب در بیست‌و پنجمین سالگرد رحلت حضرت امام، آنجا که عبور مقتدرانه انقلاب اسلامی از عقبه‌های سخت و نفس‌گیر طی ۳۵ سال گذشته و دستاوردهای عظیم و بی‌بدیل آن را برمی‌شمردند، ناتمام رها شده بود و حضرت ایشان، بخش تعیین‌کننده و سرنوشت‌سازی از تاریخ ۳۵ ساله انقلاب را «ناگفته» وانهاده و بدون کمترین اشاره از کنار این قطعه تاریخ‌ساز عبور کرده بودند و آن، نقش حیات‌آفرین و سرنوشت‌ساز رهبری خود ایشان طی ۲۵ سال گذشته بود. نقشی که با جرأت می‌توان گفت اگر تاریخ ۲۵ ساله بعد از رحلت حضرت امام، از آن خالی بود، امروز از انقلاب‌اسلامی و نظام‌برخاسته از آن کمترین خبر و اثری نبود.

شرح این ماجرا اگرچه به درازا می‌کشد و حتی فهرست فرازهای آن نیز از محدوده بضاعت نگارنده و این نوشته محدود بیرون است ولی از آن میان به چند نکته و نمونه اشاره‌ای گذرا می‌کنیم و می‌گذریم؛

۱- فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که امام راحلمان از قبل پیش‌بینی فرموده بود، در فاصله کوتاهی بعد از رحلت آن بزرگوار اتفاق افتاد و آمریکا که عرصه را از رقیب ابرقدرت قبلی خالی می‌دید، خیال کدخدایی جهان را در سر می‌پروراند و تقریبا همه کشورها غیر از ایران اسلامی، آماده پذیرش مدیریت جهانی این کدخدای خودخوانده بودند. همان روزها، کم نبودند تحلیل‌گران و نظریه‌پردازان بین‌المللی و برخی از خودباخته‌های داخلی که کار جمهوری اسلامی ایران را تمام شده تلقی می‌کردند و نسخه بازگشت از راه طی شده را می‌پیچیدند و اینکه؛ آمریکا قدرتمند‌تر از دوران امام است و ایستادگی در مقابل آن نمی‌تواند عاقلانه باشد! به تحلیل‌ها و تفسیرها و پیغام و پسغام‌های خارجی و داخلی آن روزها مراجعه کنید. همه از عقبه سخت و نفس‌گیری که پیش روی بود، خبر می‌دادند. اما، رهبر معظم انقلاب با هوشمندی، عرصه را رصد و مدیریت می‌کرد. ایشان برخلاف توصیه‌های بیرونی و نظریه‌پردازی وادادگان داخلی، نه فقط شرایط را نامطلوب ارزیابی نمی‌فرمود، بلکه از آن با عنوان فرصتی استثنایی برای گسترش آموزه‌های انقلاب و جا به جایی قدرت به نفع جمهوری اسلامی ایران یاد می‌کرد و بر این عهد و باور بود که اسلام و گزاره‌های ضداستکباری آن برای رویکرد ملت‌های بازگشته و سرخورده از اردوگاه مارکسیسم، جاذبه بیشتری دارد. و چنین بود که ایران اسلامی از جایگاه کشوری که به زعم بسیاری آماده بلعیده شدن از سوی آمریکا بود به رقیب این ابرقدرت تبدیل شد تا آنجا که دکترین پایان تاریخ «فرانتش فوکویاما» که در آن قدرت بلامنازع آمریکا بر جهان پیش‌بینی شده بود، رنگ باخت و «اولیوت کوهن» از پیدایش قطب قدرتمند اسلام در مقابل قطب قدرت غرب خبر داد که ایران اسلامی پرچمدار آن است.

۲- پس از امام(ره)، سه گروه قاسطین و ناکثین و مارقین که بعد از رحلت رسول‌خدا(ص) سر برآورده و برای حاکمیت اسلام مزاحمت ایجاد کرده بودند، در پوشش و ظاهری متفاوت اما هویتی مشابه قد علم کردند. کسانی که حق را می‌شناختند ولی شیفته دنیا بودند و در دوران حضرت‌امام(ره) جرأت ابراز وجود نداشتند. جریان دیگری که با انقلاب همراه بودند اما در میانه راه به چرب و شیرین دنیا آلوده شدند و پیمان شکسته و عملا به خدمت گروه اول درآمدند و گروهی هر چند اندک که در پی خیانت سران خود، در میدان دشمن به بازی پرداختند و... هر یک از این سه جریان، ساز مخالف و به ظاهر متفاوتی علیه خط مبارک امام کوک کرده بودند و بسیاری از دلسوختگان بیم آن داشتند که مردم و نظام در چنبره فریب آنان گرفتار شوند. این نگرانی چندان هم بی‌جا نبود. اما نظام اسلامی با رهبری الهی حضرت آقا از این مهلکه نیز به سلامت و با سربلندی عبور کرد.

۳- بعد از واقعه ۱۱ سپتامبر و پس از آن که رئیس‌جمهور شارلاتان آمریکا انگشت اتهام را به سوی کشورمان دراز کرد و از جمهوری اسلامی ایران با عنوان یکی از سه محور شرارت جهان یاد کرد! برخی از ساده‌لوحان و شماری از فرصت‌طلبان و خودباختگان، شرایط را بحرانی ارزیابی کردند و نسخه کنار آمدن با شیطان بزرگ را پیچیدند تا به زعم خود، از خشم آمریکا و متحدانش در امان باشیم! رهبر اما چون کوهی استوار ایستاده بود و موج برخاسته از این واقعه آمریکا یا اسرائیل- و یا آمریکا و اسرائیل - ساخته را فروکش کردنی ارزیابی کرد و نه فقط در آرمان‌های امام و انقلاب کمترین تخفیفی نداد بلکه بیشتر از پیش بر آن اصرار ورزید و...

۴- هنگامی که آمریکا و متحدانش برای حمله نظامی به افغانستان در پوشش مبارزه با تروریسم و مقابله با طالبان آماده شده بودند، برخی از مدعیان اصلاحات که بعدها معلوم شد از آن سوی مرزها تحریک شده‌اند، در پوشش خیرخواهی! پیشنهاد ائتلاف با طالبان برای مقابله با آمریکا را پیش‌کشیدند و چنان در این شیپور فریب دمیدند که گویی مخالفت با پیشنهاد آنان به منزله بی‌توجهی به منافع ملی و مصالح نظام است! و اگر هوشمندی و درایت برخاسته از نگاه مومنانه و خداجویانه رهبرمعظم انقلاب نبود، به یقین، امروز، از نظام اسلامی و انقلاب و استقلال و عزت و آزادی مردم این مرز و بوم نام و نشانی باقی نمانده بود.

۵- در اسفندماه ۸۱- مارس ۲۰۰۳ - که آمریکا بعد از اشغال افغانستان برای حمله نظامی به عراق آماده می‌شد، باز هم، جماعتی از مدعیان اصلاحات با این بهانه که صدام، شخصیتی نظیر «خالد بن ولید» است نسخه ائتلاف با صدام برای مقابله با آمریکا را پیچیدند! انگار نه انگار که از کمترین شعور سیاسی و یا درک دینی و اسلامی برخوردارند. همکاری با عامل دست‌نشانده آمریکایی‌ها و قاتل صدها هزار از مردم مظلوم این مرز و بوم برای مقابله با آمریکا؟!... این پیشنهاد احمقانه و پر سر و صدا نیز با درایت حضرت آقا به‌دیوار بی‌اعتنایی کوبیده شد. و نهایتا کار به جایی رسید که بعد از خروج اجباری نظامیان آمریکایی از عراق و برپایی حاکمیت همسو با ایران در آن کشور اسلامی، سعودالفیصل وزیر خارجه آل‌ ‌سعود با عصبانیت خطاب به آمریکایی‌ها گفت؛ عراق را در سینی طلا تحویل ایران داده‌اید.

۶- فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ از آن روی که آمریکا، اروپا، صهیونیست‌ها و تقریبا همه کشورها و احزاب و گروه‌ها و جمعیت‌های مخالف و معاند ایران اسلامی در آن حضور آشکار داشتند به جنگ احزاب در صدر‌اسلام - البته با ابعاد بسیار گسترده‌تر - شبیه بود، این فتنه با هدف رسما اعلام شده براندازی جمهوری اسلامی ایران تدارک دیده شده و به صحنه آمده بود. دشمن به اندازه‌ای از نتیجه این فتنه اطمینان داشت که پیشاپیش پیروزی خود و سرنگونی نظام اسلامی ایران را اعلام کرده بود تا آنجا که سران وطن‌فروش فتنه پرده نفاق را کنار زده و از ارتکاب بی‌شرمانه‌ترین جنایات نیز ابا و امتناعی نداشتند.

و اما، چه کسی می‌تواند در این واقعیت کمترین تردیدی داشته باشد، که آن فتنه بزرگ و بی‌نظیر در تاریخ این مرز و بوم، با درایت و رهبری الهی حضرت آقا شکست خورد و به ناکامی مفتضحانه فتنه‌گران و مدیران بیرونی آنها انجامید؟!

۷- پیشرفت‌های عظیم علمی و تکنولوژیک، بیداری اسلامی در منطقه، مقاومت مثال‌زدنی و بی‌نظیر جمهوری اسلامی ایران در مقابل باج‌خواهی‌ها و زورگویی‌های دشمنان بیرونی و توطئه‌های پی در پی دنباله‌های داخلی آنها و... همه و همه مدیون درایت و هدایت پیامبرگونه رهبر معظم انقلاب است. نیست؟! باید توجه داشت و تجربه نیز به وضوح نشان داده است که هر یک از دسیسه‌های یاد شده به تنهایی می‌توانست کشوری قدرتمند را به زانو درآورده و سرنگون کند... و این قصه سر دراز دارد.

اکنون، آیا شما نیز با ما همصدا نیستید که حضرت آقا در تشریح تاریخ ۳۵ ساله انقلاب اسلامی قطعه و فصل سرنوشت‌سازی از آن را ناگفته رها کرده‌اند؟

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت   توسط محمد   | 

یکی از خاطرات عجیب من از ایشان در جلسه انتخاب رهبری بود؛ زمانی که ایشان پشت تریبون رفتند و از پذیرش این مسئولیت استنکاف کردند، عده ای از آقایان اصرار کردند که این مسئولیت را بپذیرید؛ از جلمه این افراد آقای آذری قمی بود که آقا فرمودند آقای آذری قمی، اگر فردا در مساله ای نظر من با شما مخالف بود آیا حاضری نظر خود را رها کنی و از من تبعیت کنی؟ من در آن موقع تعجب کردم؛ زیرا آقای آذری قمی شخصی بود که در دفاع از مبانی ولایت فقیه شهرت داشت و کتاب هایی در این زمینه نوشته بودند تا اینکه روزگاری گذشت و فراز و نشیبی به عمل آمد، دیدیم چیزی که آن روز آیت الله خامنه ای پیش بینی کرده بود، اتفاق افتاد و آقای آذری موضع خود را تغییر داد و نتوانست خط را تا آخر ادامه دهد. گفتم سبحان الله، آن چیزی که بر زبان ایشان جاری شده بود، چیزی نبود جز الهامات الهی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393ساعت   توسط محمد   | 

پدر: بیبین! می دونی مثل کیا هستی صابر؟

پسر: نه آقا!

پدر: عین طوافایی ! چرخ طوافی دیدی؟ یه وقتی من یکیشو داشتم، یک سال طوافی می کردم. بهار چاقاله بادوم و گوجه سبز بار می کنن، تابستون سیب و گیلاس و زردآلو میرفوشن! پاییز زالزالک و ازگیل،‌ (پوزخند صابر) زمستون که بشه لبوفروش میشن. خلاصه هر فصل خورَند اون فصل کار و ریختشون عوض میشه. تو عین اونایی صابر.

پسر: میشه بگین چرا؟

پدر: بله که میشه! پاش که برسه و بهونه اش جور بشه، تو این خونه دلنگ و دولونگ راه می ندازی، تن دخترات لباسای تیتیش مامانی می کنی و یه وجب از پایین دامنشونو قیچی می زنی و حالا هر کی که باهاشون هست! تولده، عیده، شب یلداست هر چی که هست تا اله صبح تو این خونه بزن و بکوب راه میندازی، پاش که بیفته چشمتو رو اون سرخاب سفیدآبایی که دخترات عین کاهگل می مالن رو صورتشون می بندی. پاش که بیفته یادت میره که روسری واسه پوشوندن موست، نه چراغونی کردن سر منار! پاش که بیفته ماهی ۲۰۰ هزار تومن پول تلفن جیبی دختراتو میدی. بیبین! جراتم نداری که بپرسی این ۲۰۰ هزار تومنو این یه الف بچه با کی اختلاط می کنه؟ پاش که بیفته با یه قوره سردیت می کنه با یه مویز گرمیت میزنه بالا.

بیبین! این پسره حیاش از صد تا دختر بیشتره. اون شوفر منه، تو خونه منم می مونه اگرم خیلی غیرت داری بچه های خودتو جمع و جور بکن. افتاد!!! (*)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت   توسط محمد   | 

 هم زمان با انتخابات ریاست جمهوری مصر، شهر های مختلف این کشور شاهد رخدادهای خبرساز فراوانی بود.

  در جدید ترین این رخدادها همسر یکی از نمایندگان حزب سلفی نور،  با حاضر شدن در جلوی یکی از کمیته های انتخاباتی قاهره به رقص پرداخت.

  این زن در حرکتی جنجال برانگیز با پوشش و حجاب به این اقدام دست زد.

  گفتنی است که مشابه این عمل در مصر فزونی گرفته است و کودکان ، نوجوانان و حتی بزرگسالان به این عمل خلاف عرف و شرع روی آورده اند. تحلیل گران و روانشناسان مصری پیرامون این مسأله گفت:« این گونه اتفاقات در جلوی کمیته های انتخاباتی نوعی تخلیه روحی در برابر فشار های افراطی و متعصبانه ای است که بر زنان در این مدت تحمیل شده است.

  لازم به ذکر است که تفکر سلفی نور و سایر جریان های وهابی در مصر به شدت فعالیت دارند و در دوران مرسی نیز با حمایت از سوی عربستان سعودی قوت و قدرت بیشتری یافتند. رفتار های خشونت آمیز وهابیت نسبت به زنان و سلب هر گونه آزادی مشروع و اجتماعی از آنها نهایتا زنان مصری را به ستوه آورده است.

  

+ نوشته شده در  شنبه دهم خرداد 1393ساعت   توسط محمد   | 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی از برخی اظهار نظرهای نسنجیده درباره این که مردم را به زور شلاق نمی توان به بهشت فرستاد، انتقاد کرد و گفت: نباید شعارهایی که غربی ها می دهند را سر دهیم.

به گزارش رجانیوز به نقل از رسا، حضرت آیت الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید، صبح چهارشنبه در آغاز درس خارج فقه خود که با حضور طلاب و روحانیان در مسجد اعظم قم برگزار شد، با بیان این که بین تمدن غربی و اسلامی تفاوت جدی وجود دارد، گفت: در تمدن غربی همه چیز آزاد است و در آن گناه وجود ندارد و هر کسی هر کاری دلش خواست می تواند انجام دهد.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی افزود: تمدن اسلامی این نگاه را برنمی تابد، همه باید مراقب هم باشند و امر به معروف و نهی از منکر در آن جایگاه ویژه و برجسته ای دارد.

دو گروه عامل مهجوریت و مظلومیت امر به معروف و نهی از منکر شده اند

وی اضافه کرد: دو گروه سبب شدند مساله امر به معروف و نهی از منکر مظلوم واقع شود؛ گروه نخست تندورها هستند که خیال می کنند باید متوسل به خشونت شد در حالی که این درست نیست؛ ما در این مساله مهم طرفدار خشونت نیستیم.

این مرجع تقلید ابراز کرد: یک عده نیز در مقابل قائل به تساهل و تسامح هستند، آنها هم امر به معروف و نهی از منکر را به مظلومیت درآورده اند و عجیب تر این که دشمنان ما دائما تبلیغ می کنند که امر به معروف و نهی از منکر مصداق خشونت است و باید برچیده شود.

وی تاکید کرد: امر به معروف و نهی از منکر توام با محبت، دوستی و رعایت تمام جهات اخلاقی است، البته دستگیری اراذل و اوباش و جنبه فیزیکی آن در اختیار حکومت است، وظیفه افراد تذکر و نصیحت است.

وی افزود: اگر این برنامه ها به درستی پیاده شود بسیاری از مشکلات حل می شود، اگر خطایی از کسی می بینیم نصحیت کنیم.

تضعیف دولت را درست نمی دانیم اما تذکر و نصیحت منافاتی با حمایت ندارد

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در ادامه سخنان خود به برخی اظهارنظرهای مسؤولان واکنش نشان داد و بیان داشت: ما به دولت احترام می گذاریم و از آن حمایت می کنیم، تضعیف آن را به صلاح نمی دانیم و اگر تضعیف شود به ضرر کشور است، ‌اما لازم می دانیم تذکر هم بدهیم، حمایت و کمک منافاتی با حمایت ندارد.

وی تاکید کرد:‌ این که برخی مسؤولان گفته بودند با زور شلاق نمی توان افراد را به بهشت فرستاد ما هم این گونه می گوییم، اما می گوییم با دست خودمان درهای جهنم را به روی مردم باز نکنیم.

این مرجع تقلید بیان داشت: به عنوان مثال در ایام نوروز و دیگر مناسبت هایی که مسافرت های زیادی انجام می شود، راهنمایی و رانندگی برای تامین امنیت جان مردم و مسافران طرح های ویژه ای دارند و نظارت بسیار شدیدی را اعمال می کنند اما اگر گفته شود کاری به کار مردم و رانندگان نداشته باشید آیا کسی چنین منطقی را می پذیرد؟

حضرت آیت الله مکارم شیرازی اضافه کرد: مردم دو گروه هستند، گروه نخست نخبگان هستند که چه برنامه ای باشد و نباشد راه خود را می روند، اما یک دسته نیاز به راهنمایی دارند و باید مراقب شان بود، وقتی این گونه است نمی توانیم بگوییم به حال خود رهایشان کنیم. یا این که برخی وزرا گفته بودند ممیزی در کتاب لازم نیست.

وی بیان کرد: رسانه های خارجی و ماهواره ها در خوشبینانه ترین حالت تنها بخش اندکی از آن برنامه های سالم دارد و اکثر آن برنامه های مخرب و فاسد است، اما اگر بگوییم همه چیز آزاد باشد این باز کردن درهای جهنم است و باید مراقبت کنیم.

نباید شعاری که غربی ها می دهند بدهیم

این مرجع تقلید با تاکید بر این که نباید شعارهایی که غربی ها می دهند را سر دهیم، گفت: ما مسلمان هستیم و این گونه مسائل برای ما ارزشمند است، برادران عزیز مراقب صحبت ها باشند نکند خدایی ناکرده از آن سوء استفاده هایی بشود و به مفاسد دامن زده شود.

وی در ادامه با استناد به روایاتی از امام حسن عسکری(ع) به تبیین دیدگاه های دین مبین درباره همسایه پرداخت و گفت: در اسلام همسایه نسبت به همسایه وظایف مهمی دارد و برخلاف فرهنگ غربی نسبت به هم بی تفاوت نیستند. 

وی با بیان این که در جوامع مادی افراد تنها هستند، اما در جامعه اسلامی همه از حال و احوال یکدیگر با خبر هستند، گفت:‌ جامعه مادی یک جامعه پاشیده تنها است، اما جامعه اسلامی یک جامعه مرتبط واجتماعی است.

با ایران هراسی به دنبال دشمن کردن همسایگان با ایران هستند  

این مرجع تقلید تاکید کرد: این قضیه در ممالک و کشورهای همسایه نیز صادق است، کشورهای غربی مشکل ممالک اسلامی را حل نمی کنند، متاسفانه با شیطنت از آن طرف دنیا آمده اند و با ایران هراسی به دنبال دشمن کردن کشورهای همسایه با ما هستند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی افزود: ایران یک وجب از خاک دیگران را نگرفته و نمی گیرد، اما به قدری سمپاشی کرده اند به نحوی که کاری به جایی رسیده که کشورهای اسلامی بر ضد یکدیگر خط و نشان می کشند.

وی با بیان این که متاسفانه برخی کشورهای اسلامی رفتار درستی با ما ندارند، افزود: با زوار خانه خدا که ضیوف الله هستند به چه نحو رفتار می کنند؟ مسائلی درباره شیعه و ایران منتشر می کنند که سر سوزنی صحت ندارد، آیا این توصیه اسلام درباره همسایگان است؟

این مرجع تقلید ابراز داشت: مطرح کرده اند که در مساجد شیعیان نماز نخوانید چون در آن قبور وجود دارد، این مسائل بی پایه و اساس را مطرح می کنند در حالی که ما اجازه نمی دهیم در مساجد میت دفن شود و مساجد این گونه نیست. بخشی که در حرم مطهر قبور علما در آن واقع شده است، نیز مسجد نیست.

وی افزود:‌ ممالک اسلامی اگر دست به دست هم دهند چنان قدرتی در دنیا ایجاد می شود که همه از آن حساب می برند، متاسفانه اگر نگاهی گذرا به وضعیت کشورهای اسلامی از جمله سوریه، بحرین، عراق، مصر، پاکستان و دیگر کشورها بیندازیم به عمق توطئه دشمن پی می بریم، از این رو مسلمانان باید بیدار و هوشیار شوند.

+ نوشته شده در  شنبه دهم خرداد 1393ساعت   توسط محمد   | 

حسین شریعتمداری در کیهان نوشت: شخصی در خیابان دست روی شانه عابری گذاشت و گفت؛ ببخشید آقا! چهره شما خیلی برای من آشناست. تصور می‌کنم شما را در اصفهان زیارت کرده بودم! عابر در پاسخ گفت؛ حتما اشتباه می‌فرمائید چون بنده در همه عمر خود، حتی یک بار هم به اصفهان نرفته‌ام!... و از شخصی که سؤال کرده بود پرسید؛ حضرتعالی چه مدت در اصفهان بوده‌اید؟ و در چه سالی؟ طرف گفت؛ من هم در تمام طول عمرم به اصفهان نرفته و رنگ آن شهر را هم ندیده‌ام! عابر با تعجب پرسید؛ پس چرا تصور می‌کردید که بنده را در اصفهان دیده‌اید؟! و یارو گفت؛ اصلا موضوع را فراموش کن! احتمالا دو نفر دیگر در اصفهان همدیگر را دیده‌اند که البته ربطی به من و شما ندارد!
چند هفته قبل در شهر بروجرد اعلام شده بود قرار است روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه ۱۶ و ۱۷ اردیبهشت «همایش ملی تبیین شخصیت علمی حضرت امام خمینی(ره)»  با حضور حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی در دانشگاه دولتی حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی برگزار شود و از طریق رسانه‌ها و با نصب بنر و تبلیغات گسترده در سطح شهر برای حضور در این همایش دعوت به عمل آمده بود. اما، چند روز پیش از موعد مقرر به ناگاه اعلام شد این همایش لغو شده است! و در پی آن، روزنامه‌های زنجیره‌ای و سایت‌های تحت مدیریت حزب کارگزاران و مدعیان اصلاحات، با آب و تاب فراوان و تیترهای درشت اعلام کردند، این همایش به علت آن که کسانی قصد برهم زدن آن را داشته‌اند لغو شده است! و ادعا کردند عده‌ای با تجمع مقابل دانشگاه به سفر آقای سیدحسن خمینی و برگزاری همایش یاد شده اعتراض کرده‌اند! و بیم آن می‌رفت که مراسم با تشنج روبرو شود!
اما، خبر این تجمع اعتراض‌آمیز نه فقط از سوی هیچ مقام یا نهاد مسئولی تایید نشد بلکه دانشجویان و مردم عادی نیز که به طور طبیعی و به اقتضای حضور و یا تردد پیوسته خود از مقابل دانشگاه بروجرد بایستی از این تجمع باخبر می‌شدند، درباره انجام چنین تجمعی ابراز بی‌اطلاعی کرده و خبر یاد شده را بی‌اساس و ساختگی دانستند. در همان حال، معاون سیاسی- امنیتی استانداری لرستان نیز با اعلام اینکه مردم استان از حضور حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی شادمان بوده و برای استقبال از ایشان آماده شده بودند، اخبار منتشر شده در سایت‌ها و رسانه‌های زنجیره‌ای را غیرقابل تایید دانسته و تاکید کرد؛ شورای تأمین هیچ مشکل و مانعی برای برگزاری این همایش نداشته است ایشان درباره علت لغو همایش می‌گوید «علت را باید از رئیس دانشگاه پرسید»!
از سوی دیگر، مسئول روابط عمومی دانشگاه آیت‌الله ‌العظمی بروجردی نیز با صدور بیانیه‌ای خبر تجمع اعتراض‌آمیز در مقابل این دانشگاه را «کذب محض» دانست و ...
هفته گذشته، فضای رسانه‌ای و سیاسی کشور شاهد رخداد مشابه دیگری هم بود. در این رخداد نیز رسانه‌های زنجیره‌ای خبری با این عنوان را در سطح گسترده‌ای منتشر کردند که قرار است آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به اصفهان سفر کرده و در مراسم سالگرد رحلت آیت‌الله طاهری اصفهانی سخنرانی کند. بعد از انتشار این خبر و بازتاب آن در رسانه‌های بیگانه که با تحلیل‌ها و تفسیرهای خاص و مثل همیشه، بی‌پایه و اساس آنها همراه بود، همان روزنامه‌ها و رسانه‌های یاد شده اعلام کردند که سفر آیت‌الله هاشمی به اصفهان لغو شده است و موجی از هیاهو به راه انداختند که چه نشسته‌اید! «عده‌ای خودسر»! و «افراطی‌»! بعد از آن که با تهدید و ارعاب مانع حضور نوه حضرت امام در همایش بروجرد شدند، کار تهدید را به جایی رساندند که آیت‌الله هاشمی نیز ناچار شد سفر برنامه‌ریزی شده خود به اصفهان را لغو کند!
اما این دفعه هم خبری از تهدید و نشانه‌ای از ارعاب که بتواند ادعای شارلاتان‌های حاشیه‌ساز را تایید کند وجود نداشت و جریان خزنده و مشترک‌المنافع! کارگزاران و اصلاحات تلاش کردند کاسه‌‌کوزه را بر سر استاندار اصفهان بشکنند و یک روزنامه‌ زنجیره‌ای برای آن که تنور این ماجرای ساختگی را برای بهره‌برداری‌‌های دیکته شده گرم نگه دارد، نوشت؛ «به گفته یکی از اعضای کمیته برگزاری این مراسم، هاشمی رفسنجانی به دلیل کدورت از سر باز زدن استاندار و مقامات استان برای دعوت از وی، حضور خود در این مراسم را منتفی اعلام کرده است»! و به نقل از فرزند آیت‌الله طاهری نوشت: «استانداران به جای این که بخواهند با این گروه‌های فشار برخورد کنند، صورت مسئله را پاک کرده و کلا سخنرانی را لغو می‌کنند تا هیچ برخوردی صورت نگیرد»! بعد از این جنجال پر سر و صدا نیز معلوم شد که خبر سفر آقای هاشمی رفسنجانی به اصفهان و سخنرانی ایشان در مراسم سالگرد رحلت آیت‌الله طاهری از اساس دروغ بوده است.
حجت‌الاسلام قدرت‌الله علیخانی، مشاور آقای هاشمی در مصاحبه با روزنامه اعتماد و در پاسخ به این سوال که «درست است که سفر آیت‌الله هاشمی به اصفهان لغو شده است»؟ می‌گوید «اصلا بنا نبوده است که سفری صورت بگیرد». آقای علیخانی توضیح می‌دهد که «مخالفت استاندار با سفر آقای رفسنجانی نیز صحت ندارد» و...
اکنون باید پاسخ این پرسش را جستجو کرد که حاشیه‌سازی‌ها و دروغ‌پردازی‌های جریان مرموز و بدسابقه یاد شده با چه انگیزه‌ای صورت پذیرفته و جنجال‌آفرینان از جعل این همه خبر دروغ چه هدفی را دنبال می‌کرده‌اند؟! همین جریان آلوده در ماجرای فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ نیز دست به اقدامات مشابهی زده و مثلا، بارها روی قبر خالی برای مرده‌های خیالی عزاداری کرده بودند! و...
درباره انگیزه و اهداف این جریان آلوده از حاشیه‌سازی‌های یاد شده اگرچه گفتنی‌های فراوانی هست ولی از آن میان تنها به چند مورد اشاره می‌کنیم؛
۱- اینگونه دروغ‌پردازی‌ها نشان می‌دهد که جریانات یاد شده از نجابت و قانون‌گرایی همراه با صلابت حزب‌الله و توده‌های مردم مومن و متعهد به تنگ آمده‌اند و از این روی آرزوهای خود برای تشنج‌آفرینی و نسبت دادن آن به حزب‌الله را تبدیل به خبر! کرده‌اند.
۲- حاشیه‌سازی‌ها می‌تواند برای فرار برخی مسئولان از پاسخگویی به تعهداتی باشد که مطابق قانون بر عهده آنهاست و متأسفانه تاکنون با آنچه که وعده داده بودند و انتظار می‌رفت فاصله زیادی دارند.
۳- برخلاف اصولگرایان - به معنی واقعی کلمه و نه این یا آن جمعیت تابلودار - که از حضور در اجتماعات بزرگ مردمی و دانشجویی و دفاع از آرمان‌ها و عملکرد خود استقبال می‌کنند و علی‌رغم سر و صدا و هیاهوی برنامه‌ریزی شده با صلابت آمیخته به آرامش و اعتماد به نفس به سخنان خود ادامه می‌دهند، برخی از مدعیان اصلاحات و اعتدال‌ و اعضای حزب کارگزاران از آنجا که در مقابل پرسش‌های منطقی منتقدان پاسخی در چنته ندارند، ترجیح می‌دهند از حضور در اجتماعات پرهیز کنند و برای این منظور پشت سر آقایان هاشمی و سید حسن خمینی پنهان شده‌اند و...
۴- توسل یک جریان سیاسی به جعل خبرهایی از این دست و نمونه‌های مشابه آن که دامنه دوام اندکی داشته و به زودی فاش خواهند شد، نشانه آن است که جریان مزبور به آخر خط رسیده و هویت سیاسی خود را غیرقابل ترمیم می‌داند و از این روی دغدغه از دست دادن آن را ندارد و...
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم خرداد 1393ساعت   توسط محمد   | 

 تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت   توسط محمد   | 

مولوی عبدالحمید در گفتگو با سایت خودش - مسجد مکی – اظهاراتی را بیان کرده است که نشان می دهد، وی این روزها فرصت پیدا کرده که حتی به راحتی به مرجعیت شیعه نیز توهین کند.

مولوی عبدالحمید در این مصاحبه با گستاخی آیت الله مکارم شیرازی را شخصیتی توصیف کرده که به علت بالا رفتن سن زود باور شده اند! و حتی گفته است که ایشان بدون تحقیق سخن می گویند.

مولوی عبدالحمید در پاسخ به یک سوال که علت نگرانی  برخی علمای شیعه نسبت به افزایش جمعیت اهل سنت در ایران را چه می داند،  اظهار داشت: در رابطه با آیت‌الله مکارم شیرازی باید عرض کنم که ایشان کتاب‌های متعددی دارند و ‌بنده با مطالعه بعضی از کتاب‌های ایشان، در هیچ‌کدام از آنها مسایل اختلافی را ندیدم و توهینی به اهل‌سنت صورت نگرفته است و خود ایشان اظهار داشته است که در هیچ یک از کتب ایشان مطلبی علیه اهل‌سنت وجود ندارد. اما برخی اظهارات ایشان در شرایط کنونی برای ما نگران کننده است. زیرا سن ایشان بالا رفته و گزارش‌هایی را که به ایشان می‌دهند زودتر باور می‌کنند و بدون تحقیق آنها را مطرح می‌کنند و گزارش‌هایی که ما در ملاقات با ایشان نیز شنیدیم برای ما نگران کننده و تعجب آور بود. این قبیل سخنان برای وحدت و همچنین برای شخصیت خود ایشان ضرر دارد. در شبکه ولایت که زیر نظر ایشان و به نام ایشان اداره می‌شود،‌ فعالیت این شبکه در جهت تخریب اهل‌سنت است و نه تقریب اسلامی. گرچه گردانندگان شبکه مدعی هستند که توهین نمی‌کنند، اما ناظران بی‌طرف معتقدند که در این شبکه مسایلی بدتر از توهین مطرح می‌شود. 

مولوی عبدالحمید همچنین در سخنانی قابل تامل گفته، اظهارات و نگرانی های مطرح شده از طرف برخی علمای شیعه در دولت اعتدال جایگاهی ندارد!

مولوی عبدالحمید در این مصاحبه گستاخی را به اوج رسانده و گفته است که اظهار نگرانی های انجام شده از طرف علمای شیعه مانند آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله علم الهدی، سبب تحریک افراطیون شیعه و قتل های زنجیره ای اهل سنت  است!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت   توسط محمد   | 

سید محمد خاتمی در جمع برخی از اصلاح طلبان افزود: موسوی هم اشتباه کرد که آمد و کسانی که پرچم‌های امام حسین(ع) را روز عاشورا آتش زدند و عکس امام را پاره کردند، مردمی خداجو معرفی کرد. ما نباید سکوت می‌کردیم. ما و موسوی باید اعلام موضع می‌کردیم. خیلی از این‌ها بهایی و منافق بودند و از فضا سوءاستفاده کردند و دنبال اهداف خودشان بودند. جامعه ایران نمی‌پذیرد که یک عده خداجو! بیایند و به امام حسین(ع) توهین کنند. مگر منافق خداجوست؟ همه اشتباه کردیم. مجمع روحانیون هم اشتباه کرد که در این زمینه سکوت کرد.

گفتنی است خاتمی چند ماه پیش در پاسخ به سوال خبرنگاری که از وی پرسید، چرا شما از سال ۸۸ تا کنون، علیه فتنه و اقدامات فتنه گران موضع نگرفتید؟ پاسخ داد: من رهبر یک جریان هستم؛ از جانبازی که در زندان است (اشاره به یکی از فتنه گران بازداشت شده) تا رقاصه های آمریکا در گروه ما هستند و باید حواسم به همه آنها باشد.

تلاش خاتمی برای وساطت برخی علما با هدف بازگشت به صحنه سیاسی


همچنین خبرنگار جهان مطلع شد که وی در جلسه ای دیکر گفته ‌است: بعد از سال ۸۸ بنای ما بر سازش و تعامل با نظام بود، اما چه کسی باید واسطه ما و رهبری می‌شد؟

وی با گلایه از عدم وساطت آقایان هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی افزود: هاشمی و سید حسن هم معلوم نیست چه‌ کار می‌کنند! و معلوم نیست که نظام، همه آن‌ها را تحویل بگیرد که واسطه شوند. بقیه هم که نامردی می‌کنند و گزارش غلط می‌دهند. من به برخی از آقایان در قم گفتم که واسطه شوید، اما نیامدند. الآن باید برویم و آدم‌های مرضی‌الطرفینی بیاوریم که واسطه شوند. مانند آقایان شبیری زنجانی، امامی کاشانی، جوادی آملی و... تا ما مسائل خود را با نظام حل کنیم. این‌ها میانه رو هستند و وجهه دارند.

خاتمی با متهم کردن برخی به «برنامه‌ریزی دقیق» برای جلوگیری از نزدیک شدن او به رهبر انقلاب گفت: باید با روحانیت کار کنیم. در میان روحانیت هم علاقه‌مند به جریان اصلاحات زیاد است، اما نتوانسته‌ایم از این فضا استفاده کنیم. سراغ آن‌ها نرفتیم، این ضعف ما بود.

خاتمی افزوده ‌است: جامعه روحانیت مبارز را ببینید؛ رفتند و جامعه وعاظ را تشکیل دادند. اما ما نتوانستیم. ما فاصله خودمان را با مردم و روحانیت کم نکردیم و نتوانستیم یک رابطه خوب برقرار کنیم.

وی گفته ‌است که باید کارگروهی تشکیل شود و پیشنهاد‌هایی که مطرح می‌شود را به مرحله عمل برساند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393ساعت   توسط محمد   | 

پس از آنکه خبر بستری شدن یکی از سران فتنه در بیمارستان منتشر شد، دهباشی در صفحه شخصی خود در یکی از شبکه های اجتماعی با ذکر خاطره ای از روزهای قبل از انتخابات نوشت:

«از خیابانِ ثارالله سرازیر شدیم پایین. پیچیدیم تویِ خیابانِ مقّدسِ اردبیلی. بعد از کنار ساختمانِ اجلاسِ سرانِ کُنفرانسِ اسلامی دور زدیم و… اتوبانِ چمران را ادامه دادیم. من رانندگی و کارگردانی می‌کردم. دکترحسنِ‌ روحانی بر صندلیِ کناری نشسته بود. بر صندلیِ عقب سه نفر نشسته‌بودند. نفرِ وسطی، سیّدعلی‌میرفتاح بعضی از سئوالات را می‌پرسید. در سمتِ چپ و راست او فیلمبردارهایمان، یکی تصویر آقای روحانی و دیگری انعکاسِ تصویر او در آینهِ جلو را می‌گرفت. و عقب‌تر از همه دکترحسام الدین‌آشنا نشسته و گاه راهنمایی‌هایی‌ می‌کرد. ماشینِ محافظِ‌ها دنبال‌مان می‌آمد و ما عمدا بیسیم همراه‌مان را خاموش کرده‌بودیم مبادا پیام اعتراض‌شان به آن شبگردیِ دیرهنگام مجبور به بازگشت‌مان کُند… این‌ها را عمدا می‌نویسم که ببینی همه ی جُزئیاتِ آن‌شب را یادم هست.

در راه چندبار نگارنده و دیگران، پُرسیدیم : فُلانی، بخشِ بُزرگی از این مردم به اُمیدِ رهایی محصورین به شُما دل می‌بندند امّا مگر چه می‌تواند بکند در این میانه، رئیسِ قوّهء مُجریّه؟ و ایشان هربار پاسُخ داد: رئیسِ‌جمهور مطابقِ قانون رئیسِ شورایِ عالیِ امنیتِ ملّی است، شما قدرت‌اش را در حل این قبیل موارد دستِ‌کم نگیرید.

و… حالا، برادرِ گرامی‌ام، جنابِ آقایِ دکترحسنِ روحانی، ریاستِ معززِ جمهوریِ‌اسلامی‌ایران و ریاستِ محترم شورایِ عالیِ امنیتِ ملّی کشور، که خُدا می‌داند چقدر دوست‌تان داریم …، قسم به همان شب، که اگر تارِ مویی از سرِ میرحسینِ‌موسوی کم شود و احیانا شبی چون امشب در راهِ بیمارستانِ قلبِ تهران جان‌دهد و خلاص‌شود، اینجانب به عنوان عضوِ سابقِ ستاد انتخاباتی‌تان، صرفا شُما را مسئول می‌داند.»
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393ساعت   توسط محمد   | 

آیت الله حائری شیرازی در نامه ای به دو تن از بازی خوردگان فتنه 88  نوشته است: اجانب در صدد آنند که آن چه با صدام کردند با شما هم تکرار کنند.تا صدام سرکار بود همه آتش ها را با او افروختند و وقتی دستگیر شد محاکمه اش کردند و در نهایت حلق آویز شد و امروز نیز از مرگش کمتر از حیاتش بهره نمی برند.عراق روزمره قربانی می گیرد و عاملین، امامی جز صدام ندارند.

 

آیت الله حائری در ادامه افزوده است: اجانب اکنون به پس از مرگ شما می اندیشند که بیش از زمان حیاتتان از شما بهره ببرند. شما به چنین کاری راضی نشوید و بیش از این اسیر وسوسه های شیطان نشوید.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت   توسط محمد   | 

محمد شریعتمداری معاون اجرایی رئیس جمهور صبح امروز در گردهمایی معاونین برنامه‌ریزی استانداری‌های سراسر کشور که در سالن پیامبر اعظم (ص) وزارت کشور برگزار شد، طی سخنانی در خصوص نحوه تبلیغ صدا و سیما برای انصراف مردم در مرحله دوم یارانه‌ها اظهار داشت: تلویزیون به گونه‌ای تبلیغ می‌کرد که مردم ثبت‌نام کنند ضمن اینکه دهک نهم و دهم جامعه در تبلیغ تلویزیون گم شده بودند و تلویزیون تلاش خود را برای ثبت‌نام مردم انجام داد. من دیروز بعد از ظهر در رادیو شنیدم که امروز روز آخر ثبت‌نام است از این رو مردم جا نمانند و ثبت‌نام کنند.

اقای ضرغامی این هم نتیجه حمایت و اعتماد به دولت تزویر و دروغ

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت   توسط محمد   | 

به گزارش جهان، حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:

۱- شاید آنچه در این نوشته آمده است از نگاه رئیس‌جمهور محترم کشورمان ناخوشایند تلقی شود ولی یادداشت پیش روی با نگاهی دلسوزانه نوشته شده و از نشانه‌های رخدادی خبر می‌دهد که در صورت وقوع برای دولت ایشان تلخ و ناگوار خواهد بود و از این روی نباید و نمی‌تواند ناگفته و نانوشته بماند. با این امید که آقای دکتر روحانی برای پیشگیری از آن چاره‌اندیشی کنند.

آقای رئیس‌جمهور طی تقریبا دو ماه گذشته و مخصوصا چند هفته‌اخیر، بارها در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های خود بر ضرورت هدفمندی یارانه‌ها تاکید ورزیده و اجرای موفق این طرح را در انصراف کسانی دانسته‌اند که نیازی به دریافت یارانه‌ نقدی ندارند. تأکید آقای دکتر روحانی در این زمینه به اندازه‌ای فراگیر و پی‌درپی بود که با جرأت می‌توان گفت؛ هیچیک از مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و اظهارات اخیر ایشان بدون اشاره و تأکید بر این نکته نبوده‌است. این اصرار و تأکید مکرر در حالی صورت پذیرفته   
علی‌رغم آنهمه اصرار رئیس‌جمهور محترم و حجم انبوه تبلیغات یاد شده، برخی از گزارش‌ها حکایت از آن دارند که نزدیک به ۷۰ میلیون نفر از جمعیت هفتاد و چند میلیونی کشورمان برای دریافت یارانه نقدی ثبت‌نام کرده‌اند. این رقم به یقین دور از انتظار بوده است و با اهداف تعریف شده و منطقی طرح هدفمندی‌ یارانه‌ها نه فقط همخوانی ندارد بلکه در نقطه مقابل آن نیز قرار دارد و طرح یاد شده را در نقطه نزدیک به «صفر» نگاه داشته و زمین‌گیر می‌کند.
است که طی چند هفته اخیر، رسانه ملی در اقدامی که به جای خود قابل تقدیر و روشنگرانه است، بخش قابل توجه و انبوهی از تبلیغات در تمامی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی را برای تشویق و ترغیب بی‌نیازان به انصراف از دریافت یارانه نقدی تدارک دیده و روی آنتن آورده بود و البته کیهان و بسیاری از رسانه‌های اصولگرا- و نه زنجیره‌ای‌های مدعی حمایت از دولت که به آن اشاره خواهیم کرد - نیز به سهم خود درباره ضرورت انصراف افراد بی‌نیاز یا کم‌نیاز از دریافت یارانه و نقش موثر انصراف آنان در ساماندهی به اقتصاد‌کشور، یادداشت‌ها و گزارش‌هایی داشتند و...

۲- در پی این حجم انبوه از تبلیغات برای انصراف از دریافت یارانه نقدی که در آن میان، اصرار و تاکید کم‌سابقه رئیس‌جمهور محترم پررنگ‌تر و برجسته‌تر از همه بود، انتظار می‌رفت که طیف وسیعی از مردم اعلام انصراف کنند و توضیح علمی و منطقی آقای دکتر روحانی را بپذیرند که انصراف آنان از دریافت یارانه نقدی، بهبود معیشت و رفاه بیشتر خود آنها را به دنبال دارد و از اتلاف بیت‌المال و هزینه شدن آن برای کسانی که مستحق دریافت یارانه نیستند جلوگیری می‌کند. اما، علی‌رغم آنهمه اصرار رئیس‌جمهور محترم و حجم انبوه تبلیغات یاد شده، برخی از گزارش‌ها حکایت از آن دارند که نزدیک به ۷۰ میلیون نفر از جمعیت هفتاد و چند میلیونی کشورمان برای دریافت یارانه نقدی ثبت‌نام کرده‌اند. این رقم به یقین دور از انتظار بوده است و با اهداف تعریف شده و منطقی طرح هدفمندی‌ یارانه‌ها نه فقط همخوانی ندارد بلکه در نقطه مقابل آن نیز قرار دارد و طرح یاد شده را در نقطه نزدیک به «صفر» نگاه داشته و زمین‌گیر می‌کند.

اکنون، سوال این است که چرا مردم- آنان که می‌توانستند و باید انصراف می‌دادند- اصرار و تاکید دولت و مخصوصا رئیس‌جمهور محترم را نادیده گرفته و توضیحات ایشان درباره ضرورت انصراف را باور نکرده‌اند؟! آیا در اصرار جناب دکتر روحانی و برخی از دولتمردان کاستی و خللی دیده‌اند؟ و یا توضیحات رئیس‌جمهور محترم ناکافی و نارسا بوده است؟ جواب این سوال منفی است و فقط یک نیم‌نگاه به توضیحاتی که رئیس‌جمهور محترم درباره ضرورت انصراف بی‌نیازان و نقش آن در بهبود معیشت مردم، ارائه کرده‌اند نشان می‌دهد ماجرا به وضوح مطرح شده است. بنابراین علت را در کدام نقطه باید پی گرفت؟ پاسخ این پرسش را فقط می‌توان در کاهش چشمگیر اعتماد مردم به دولت و رئیس‌جمهور محترم جستجو کرد! آیا هیچ علت دیگری می‌تواند پاسخ منطقی و قابل قبولی برای این پرسش باشد؟!

۳- آقای دکتر روحانی به عنوان یک سیاستمدار باسابقه می‌دانست که مدعیان اصلاحات و حزب کارگزاران درباره نقش خود در پیروزی ایشان بلوف می‌زنند و در حالی که نامزد اختصاصی خود را با اطمینان از رأی اندک و کم‌شمار جبهه اصلاحات وادار به انصراف کرده بودند، داعیه سهم‌خواهی از دولت ایشان را داشتند. رئیس‌جمهور به همین علت در اولین کنفرانس خبری خود و در پاسخ به پرسش‌های از قبل هماهنگ شده
بی‌اعتنایی روحانی به جریان یاد شده تا آنجا بود که در همان جلسه یکی از مدعیان اصلاحات با عصبانیت و با صدایی که برای اطرافیان به وضوح قابل شنیدن بود گفت؛ «این شیخ دارد کلیدش را برعکس می‌چرخاند»! برخی از مواضع بعدی دکتر روحانی نیز حکایت از آن داشت که قصد دارد خودش باشد و فراجناحی عمل کند. اما، متأسفانه این روال چندان به درازا نکشید و علی‌رغم توصیه‌های منطقی و مستند دلسوزان، شماری از اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ را در حلقه یاران خود به کار گرفت.
روزنامه‌های زنجیره‌ای، دو گروه اصلاحات و کارگزاران را ناامید کرده و اعلام داشت که رئیس‌جمهور همه ملت است و در پاسخ به پرسش یکی از آنها که خواسته بود آقای عارف را به معاونت اولی خود برگزیند، گفته بود؛ از همه نامزدها استفاده خواهد کرد.

بی‌اعتنایی روحانی به جریان یاد شده تا آنجا بود که در همان جلسه یکی از مدعیان اصلاحات با عصبانیت و با صدایی که برای اطرافیان به وضوح قابل شنیدن بود گفت؛ «این شیخ دارد کلیدش را برعکس می‌چرخاند»! برخی از مواضع بعدی دکتر روحانی نیز حکایت از آن داشت که قصد دارد خودش باشد و فراجناحی عمل کند. اما، متأسفانه این روال چندان به درازا نکشید و علی‌رغم توصیه‌های منطقی و مستند دلسوزان، شماری از اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ را در حلقه یاران خود به کار گرفت. این طیف که نشان داده و بارها به تلویح و تصریح نیز اعلام کرده‌اند دولت روحانی را فقط یک «پُل» برای ورود به عرصه و تعقیب منافع حزبی خود می‌دانند، خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت دست به کار شدند. آنها برخلاف نظر اعلام‌شده روحانی که با کلید آمده است و نه «داس»! با بلدوزر عزل به قلع و قمع مدیران متعهد و کارآمد پرداختند، برخی از عوامل تابلودار فتنه ۸۸ را در مراکز حساس به کار گرفتند و از آنجا که با اقدامات هنجارشکنانه خود برای دولت روحانی فقط یک دوره چهار ساله قائل بودند، با عجله و بدون کمترین ملاحظه به عبور از باورها و آموزه‌های اسلامی و انقلابی مورد اعتقاد مردم روی آوردند و این حرکت پرشتاب و خصمانه خود را نه فقط پنهان نمی‌کردند بلکه با صدایی بلند جار می‌زدند و... این قصه سر دراز دارد که به نمونه‌های فراوانی از آن در کیهان پرداخته‌ایم.

اکنون باید گفت؛ اگر باور داشته باشیم که سبد رأی دکتر روحانی با آراء کسانی پر شده بود که شعارها و تبلیغات انتخاباتی ایشان را در تأکید بر آموزه‌های اسلامی و انقلابی و حرکت در جهت خواسته‌ها و نیازهای مردم باور کرده و پذیرفته بودند بدون کمترین تردید به این نتیجه می‌رسیم که وقتی همین مردم، برخی از اقدامات مجموعه دولت - و نه الزاما آقای دکتر‌روحانی - را برخلاف آنچه انتظار داشتند می‌بینند، به طور طبیعی و منطقی در اعتماد قبلی خود به رئیس‌جمهور محترم دچار تردید می‌شوند و در حیرت آمیخته به ملامت فرو می‌روند که چرا دکتر روحانی رأی خود را از مردم مومن و متعهد می‌گیرد ولی زمام امور را در برخی از مراکز حساس مرتبط با منافع مردم به دست کسانی می‌سپارد که بارها نشان‌ داده‌اند کمترین توجهی به مردم ندارند! و مخصوصا به وعده‌های داده شده پایبند نیستند. آیا این تناقض نمی‌تواند کاهش اعتماد مردم به دولت و رئیس‌جمهور محترم را در پی داشته باشد؟! بدیهی است که می‌تواند و داشت!

همین جا باید اذعان کرد که کار دولت کنونی در پرداخت یارانه‌ها بسیار دشوارتر از دولت قبلی است چرا که دولت آقای احمدی‌نژاد برخلاف اهدافی که برای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها تعریف شده بود، یارانه نقدی را به همه مردم، حتی کسانی که در خارج از کشور سکونت داشتند نیز پرداخت کرد و بدیهی است که پرداخت به همه نیازی به تحقیق و
طیف مشترک اصحاب فتنه و شماری از کارگزاران بارها نشان داده‌اند کمترین ارادتی به آقای روحانی و دغدغه‌ای برای حفظ دولت ایشان ندارند. این طیف از کیسه اعتماد مردم به رئیس‌جمهور محترم برای منافع حزبی و گروهی و بعضا هم‌پیمانان خود در آن سوی مرزها هزینه می‌کنند و از پی‌آمد این هنجارشکنی خود نیز نگران نیستند، چرا؟! چون چیزی برای از دست دادن ندارند.
بررسی ندارد ولی دولت‌کنونی در پی پرداخت یارانه به دهک‌های پائین جامعه است و از این روی، شناسایی خانوارهای مستحق دریافت به محاسبات پیچیده و دقیق نیاز دارد.

۴- کاش جناب آقای روحانی به روزنامه‌های زنجیره‌ای مدعی حمایت از دولت - مخصوصا شماره‌های چند هفته اخیر آنها - نیم‌نگاهی می‌انداخت و می‌دید تا چه اندازه با دغدغه‌های ایشان همراه و همسو هستند. طی چند هفته اخیر دغدغه اصلی دکتر روحانی، اجرای موفق طرح هدفمندی یارانه‌ها و اصرار و تاکید بر ضرورت انصراف افراد بی‌نیاز و کم‌نیاز از دریافت یارانه بود ولی روزنامه‌های زنجیره‌ای که به ظاهر در حمایت از ایشان سینه چاک می‌دهند، بیشترین صفحات خود را به حاشیه‌سازی و مسائلی اختصاص داده‌بودند که در آن کمترین نشانه‌ای از دغدغه یاد شده رئیس‌جمهور محترم به چشم نمی‌خورد. مثلا- و فقط به عنوان مثال - به جای آن که بی‌نیازان را به انصراف از یارانه دعوت کنند و باری از دوش رئیس‌جمهور بردارند، شانه‌های خود را زیر تابوت خالی ریچارد فرای، جاسوس یهودی آمریکایی حائل کرده و در فراق جسد وی که انتظار داشتند در کنار زاینده‌رود دفن شود، اشک هجران می‌ریختند و در همان حال از برخورد غیرقانونی آمریکا در ممانعت از ورود نماینده معرفی شده ایران به سازمان ‌ملل که بی‌حرمتی آشکار نسبت به ایران اسلامی و رئیس‌جمهور محترم بود، نه فقط شکایتی نداشتند و به حمایت از دکتر روحانی در پاسداشت حرمت ایشان لام تا کام زبان نمی‌چرخاندند و قلم نمی‌راندند، بلکه رئیس‌جمهور را ملامت می‌کردند که چرا با توجه به سابقه ابوطالبی در تسخیر لانه جاسوسی او را به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل معرفی کرده است! و پیشنهاد ذلت‌پذیرانه تغییر او را می‌دادند! و...

۵- و بالاخره، اگرچه در این‌باره گفتنی‌های فراوان دیگری هست که در محدود این وجیزه محدود نمی‌گنجد ولی در پایان باید توجه رئیس‌جمهور محترم و یاران واقعی ایشان- که تعدادشان در دولت محترم کم نیست و اکثریت اعضای کابینه را تشکیل می‌دهند- به این واقعیت تلخ جلب کرد که طیف مشترک اصحاب فتنه و شماری از کارگزاران بارها نشان داده‌اند کمترین ارادتی به آقای روحانی و دغدغه‌ای برای حفظ دولت ایشان ندارند. این طیف از کیسه اعتماد مردم به رئیس‌جمهور محترم برای منافع حزبی و گروهی و بعضا هم‌پیمانان خود در آن سوی مرزها هزینه می‌کنند و از پی‌آمد این هنجارشکنی خود نیز نگران نیستند، چرا؟! چون چیزی برای از دست دادن ندارند.
ماجرای اخیر که از کاهش چشمگیر اعتماد مردم حکایت دارد می‌تواند هشداری جدی نسبت به ادامه حضور این طیف در حلقه دولت محترم باشد.
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت   توسط محمد   | 

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۳ ساعت ۰۷:۳۵
مسعود متصدی زرندی در واکنش به اظهارات نعمت‌زاده، وزیر صنعت، معدن و تجارت در مورد عدم کارآیی متخصصان گوش در ایران اظهار داشت: نظر وارد شده را مطلقاً نمی‌پذیرم چرا که در ایران تمام اعمال جراحی گوش با کیفیت عالی قابل انجام است.

رئیس بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان امیر اعلم گفت:‌ در جریان عمل‌های جراحی گوش، ایران از بسیاری از کشورهای اروپایی جلوتر است و به عنوان پیشگام در عمل جراحی گوش سال‌هاست که در منطقه مرجع می‌باشد.


رئیس بخش کاشت حلزون بیمارستان امیراعلم تصریح کرد: بنده برای این ادعا مستندات کافی و وافی دارم و باید بگویم ایران ۲۰ روز دیگر میزبان سومین کنگره کاشت حلزون که از پیشرفته‌ترین اعمال جراحی گوش می‌باشد.

این فوق تخصص گوش ادامه داد:‌ حتی در زمان جنگ تحمیلی که با بدترین ضایعات گوش مواجه بودیم، بیماران به خارج از کشور اعزام نشدند و اعمال جراحی در ایران انجام می‌شد.

متصدی زرندی خاطرنشان کرد:‌ اگر کسی شخصاً بخواهد در کشور دیگری عمل کند این مسئله دیگری است اما اینگونه نیست که ما در ایران نتوانیم عمل جراحی انجام دهیم و درمان فقط در خارج از کشور قابل انجام باشد.

خبر عمل جراحی نعمت‌زاده در آلمان به یکی از پربحث‌ترین اخبار اقتصادی این حوزه تبدیل شد. در این خبر آمده بود که وزیر صنعت برای یک عمل جراحی پیچیده به آلمان رفته و وی مدعی شد فناوری آلمان در جراحی گوش ۸۰ سال جلوتر از ایران است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

حسین شریعتمداری در یادداشتی با عنوان "یارانه نقدی دریافت یا انصراف؟" در کیهان نوشت:

این روزها، دریافت و یا انصراف از دریافت یارانه نقدی به یکی از پردامنه‌ترین مسائل روز تبدیل شده و بخش قابل توجهی از اخبار و گزارش‌ها و دغدغه مسئولان به ویژه دولتمردان را به خود اختصاص داده است. دولت از چند ماه قبل، تبلیغات گسترده‌ای را با تاکید بر ضرورت اختصاص یارانه به اقشار محروم و کم درآمد و تشویق خانوارهای بی‌نیاز به انصراف از ثبت‌نام آغاز کرده بود. این تبلیغات طی چند روز گذشته و با آغاز مهلت ده روزه ثبت‌نام اینترنتی سرپرست خانوارها، حجم و شتاب بیشتری گرفته است. دیروز وزیر اقتصاد و دارایی با حضور در مجلس شورای اسلامی اعلام کرد نزدیک به ۱۰میلیون نفر از صاحبان ثروت و بی‌نیاز از دریافت یارانه را شناسایی کرده‌ایم که در صورت ثبت نام از لیست یارانه‌بگیران حذف خواهند شد و یک خبر اعلام نشده دیگر حکایت از آن دارد که تاکنون تعداد انصراف‌دهندگان، کمتر از رقمی است که انتظار می‌رفت. هرچند اعلام رسمی این رقم به بعد از پایان ثبت نام‌ها موکول شده است.

و اما، در این باره اشاره به نکاتی ضروری تلقی می‌شود؛

۱- طرح هدفمندی یارانه‌ها، نیاز مبرم و گره‌گشایی بود که دستکم طی ۲۵سال گذشته هیچیک از مسئولان برجسته نظام و صاحبنظران در ضرورت اجرا و عملیاتی شدن آن کمترین تردیدی نداشتند ولی دولت‌های مدعی‌اصلاحات و سازندگی علی‌رغم این احساس نیاز، حاضر به اجرای طرح یادشده نبودند و پی‌آمدهای اولیه اجرای این طرح یعنی، افزایش قیمت حامل‌های انرژی و به تبع آن افزایش بهای سایر کالا و خدمات را با منافع حزبی و گروهی و سازمان رأی خود ناسازگار می‌دانستند. این طرح نهایتا در دولت احمدی‌نژاد و با جسارت قابل تقدیر ایشان به عرصه عمل وارد شد که هرچند برخی از دستاوردهای حاصل از اجرای آن را نمی‌توان نادیده گرفت ولی متاسفانه به دلایلی در ادامه راه از مسیر اصلی و پیش‌بینی شده خارج شد و به نتیجه‌ای که انتظار می‌رفت نرسید.

درباره علت ناتمام ماندن طرح هدفمندی یارانه‌ها در دولت قبلی می‌توان به چند عامل اشاره کرد. بعد از آغاز مرحله اجرایی طرح، دو جریان اصلاحات و سازندگی که از یکسو، جرأت و جسارت اجرای آن را در دوران حاکمیت خود نداشتند و از سوی دیگر، دستاوردهای طرح یادشده را کسب یک پیروزی چشمگیر برای دولتی می‌دانستند که چشم دیدن آن را نداشتند، به سنگ‌اندازی در مسیر اجرای طرح روی آوردند و بی‌اعتناء به منافع ملی و نیاز حیاتی کشور، تبلیغات سنگین و پرحجمی را علیه آن سامان داده و به میدان آوردند.

بعد از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها همانگونه که از قبل انتظار می‌رفت و پیش‌بینی شده بود، بهای حامل‌های انرژی افزایش یافت که دولت با سهمیه‌بندی سوخت موفق به مهار آن شد و در همان حال پروژه جمع‌آوری اطلاعات برای خوشه‌بندی و توزیع عادلانه یارانه‌ها متناسب با توان و بضاعت مالی مردم را در دست اجرا داشت که در صورت عملی شدن می‌توانست نقش تعیین‌کننده‌ای در سامان‌بخشی به اقتصاد کشور و پیشگیری از هرز رفتن منابع مالی در پرداخت بی‌رویه یارانه‌ها را در پی داشته باشد.

اما همزمان با افزایش بهای حامل‌های انرژی قیمت بسیاری از کالا و خدمات مورد نیاز مردم نیز به گونه‌ای غیرطبیعی و در مواردی به صورت جهشی افزایش یافت و عرصه را بر مردم، مخصوصا اقشار محروم و کم‌درآمد تنگ کرد. در این هنگام، متأسفانه دولت دهم به آفت ویرانگر حلقه انحرافی مبتلا شده بود و بیشترین وقت و ظرفیت خود را به جای آن که صرف ادامه طرح هدفمندی یارانه‌ها و چاره‌اندیشی برای مقابله با سختی معیشت مردم کند، به امور حاشیه‌ای و نه فقط غیر ضروری بلکه بازدارنده و خسارت‌آفرین اختصاص داده بود.

هجوم تبلیغاتی سنگین شرکت سهامی اصلاحات و کارگزاران که از سوی رسانه‌های بیگانه و مافیای اقتصادی نیز به شدت پشتیبانی می‌شد، با وادادگی دولت و حاشیه‌سازی‌های مشکوک حلقه انحرافی در هم آمیخت و دولت دهم را از ادامه اجرای طرح هدفمندی‌ یارانه‌ها دور کرد و در مقابل هجوم تبلیغاتی مجموعه مورد اشاره که سمت و سوی تبلیغات انتخاباتی نیز داشت، به مقابله به مثل تبلیغاتی روی آورد، تا آنجا که شعار افزایش مبلغ یارانه‌ها از ۴۵ هزار تومان به ۲۵۰ هزار تومان را پیش کشید و...

۲- امروزه اما، برخی از سردمداران همان جریانی که هجوم تبلیغاتی سنگین علیه طرح هدفمندی یارانه‌ها را در دولت احمدی‌نژاد سامان داده بودند، در یک چرخش یکصد و هشتاد درجه‌ای- شاید به دلیل قانونی بودن طرح و الزام به اجرای آن- از ضرورت اجرای طرح سخن می‌گویند و با فراموش کردن عمدی سنگ‌اندازی‌ها و تخطئه‌های قبلی خود علیه همین طرح، از جمله این که حذف یارانه برخی از اقشار - حتی پردرآمد- را پایمال کردن حق آنها می‌دانستند! مردم را به انصراف از دریافت یارانه تشویق می‌کنند. این چرخش یکصد و هشتاد درجه‌ای و برخورد متناقض اگر چه درخور ملامت است ولی طرح هدفمندی یارانه‌ها یک طرح ملی است که اجرای آن می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در سامان‌دهی اقتصاد کشور و حمایت نهایی از اقشار محروم و کم‌درآمد داشته باشد، از این روی باید همراهی با دولت در پیشبرد و اجرای این طرح را یک وظیفه دینی و ملی تلقی کرد.

۳- دولت برای تشویق به انصراف از دریافت یارانه، دست به تبلیغات بسیار گسترده و کم‌سابقه‌ای زده است که بیشترین حجم این تبلیغات را رسانه ملی و ده‌ها شبکه رادیویی و تلویزیونی آن بر عهده دارد ولی در تنظیم و ارائه این تبلیغات کاستی‌ها و کج‌سلیقگی‌هایی دیده می‌شود که در پاره‌ای از موارد تبلیغات یاد شده را به ضدتبلیغ تبدیل می‌‌کند. از جمله آن که؛

الف: حجم انبوه تبلیغات آنهم با سوژه‌های تکراری در بسیاری از موارد، نقش‌کاهنده‌ای در پذیرش و اقناع مخاطب دارد و علاوه بر دلزدگی، تردیدآفرین نیز هست. به بیان دیگر، دو، دو تا فقط در ریاضیات است که چهار تا می‌شود.

ب: در کلیپ‌های تبلیغاتی صداوسیما- مخصوصا سیما- برخی از کسانی جلوی دوربین آمده و ضمن اعلام انصراف از دریافت یارانه دیگران را هم به انصراف تشویق می‌کنند که اساسا یارانه گرفتن آنها عجیب و غریب است. مثلا؛ فلان فوتبالیست یا هنرپیشه، یا کارخانه‌دار و بوتیک‌دار و در یک مورد، مدیر فلان بانک و... که معمولا از درآمدهای کلان برخوردارند و اعلام انصراف آنها نمی‌تواند برای دیگران الگو و قابل استناد باشد.

ج: در برنامه‌های تبلیغاتی سفارش شده به صدا و سیما و نیز مصاحبه‌های دولتمردان بر ضرورت انصراف خانوارهای بی‌نیاز تاکید می‌‌شود که اقدام شایسته‌ای است ولی کمتر به نتیجه و دستاورد این انصراف اشاره می‌کنند و حال آن که آنچه انگیزه‌آفرین است، اطلاع مخاطب از نتیجه‌ای است که انصراف وی و امثال او در پی دارد. به عنوان مثال، قرار است درآمد حاصل از هدفمندی یارانه‌ها، صرف ساماندهی بهداشت و درمان و تدارک امکانات مورد نیاز مراکز درمانی باشد. از این روی، اشاره به مشکلات درمانی مردم و مثلا تهیه فیلم از دشواری‌های یک بیمار مستضعف می‌تواند بسیاری از افراد را در مقیاس گسترده‌ای به انصراف از دریافت یارانه تشویق کند.

د: برخی از مفاسد کلان اقتصادی، وجود دهها هزار میلیارد تومان بدهی معوقه بانکی، پرداخت دستمزدهای کلان به شماری از افراد، نظیر تعدادی از فوتبالیست‌ها، ریخت و پاش‌های غیرضروری و... باعث شده که طیفی از مردم نسبت به محل هزینه درآمد حاصل از هدفمندی یارانه‌ها دچار تردید شوند. در همین زمینه باید به برخی از هنجارشکنی‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دولت و بی‌توجهی به باورهای دینی و ملی مردم نیز اشاره کرد که امروزه، اعتماد ملت به دولت را با آسیب جدی روبرو کرده است.

مجموعه این موارد اعتمادسوز می‌تواند در بی‌رغبتی مردم به همکاری با دولت موثر باشد و هست و جا دارد که دولت محترم، مثلا رئیس‌جمهور و یا سخنگوی دولت، ضمن محکوم کردن ناهنجاری‌های یاد شده قول مقابله جدی با آن را بدهند و یا به مردم اطمینان بدهند که قصد مبارزه با مفاسد اقتصادی، پیشگیری از ریخت و پاش‌ها و اجتناب از هزینه بیت‌المال در موارد غیرضروری و... را دارند.

۴- بی‌اعتمادی مورد اشاره به دولت باعث شده است که طیفی از مردم، ضمن اعلام بی‌نیازی از دریافت یارانه و یا به دلیل مناعت طبع- و علی‌رغم نیاز- تصمیم بگیرند یارانه را دریافت کرده و سپس مبلغ آن را به نفع نیازمندان هزینه کنند! این طیف باید توجه داشته باشند- و برای آنان توضیح داده شود - که اولا؛ کمک به دولت در اجرای طرح هدفمندی یارانه‌‌ها، یک وظیفه دینی و ملی است که انصراف بی‌نیازان از دریافت یارانه نقش موثری در اجرای موفق آن خواهد داشت و نتیجه این موفقیت مستقیما به سبد منافع ملی - مخصوصا اقشار نیازمند - ریخته می‌شود و از اتلاف بیت‌المال پیشگیری می‌کند و ثانیا؛ خزانه دولت، با کشوی دخل فلان مغازه بقالی متفاوت است و برداشت از آن در یک چرخه قانونی و تحت نظارت مراکز نظارتی، از جمله مجلس شورای اسلامی صورت می‌پذیرد . البته گفتنی است بخشی از هزینه‌های غیرضروری از حساب‌ در اختیار و یا ردیف بودجه‌ای که به برخی مراکز اختصاص داده شده پرداخت می‌شود که دولت محترم می‌تواند از آن جلوگیری کند.

۵- اساس و مبنای طرح هدفمندی یارانه‌ها، همانگونه که از نام آن پیداست، پرداخت یارانه به کسانی است که نیازمند آن هستند و به طور طبیعی و منطقی افراد بی‌نیاز نمی‌توانند و نباید در آن سهمی داشته باشند. به عنوان مثال چرا باید خانواری که در تنگی معیشت به سر می‌برد، سهم خود از بیت‌المال را برای تأمین بنزین و آب و برق و سایر امکانات عمومی خانوارهای بی‌نیاز هزینه کند و خود از این مواهب که متعلق به همگان و عموم مردم است، غیر از پی‌آمدهای ناگوار و خسارت‌بار آن، نظیر هوای آلوده، ترافیک سنگین، تحمل کم‌آبی و... سهمی نداشته باشد؟!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

ابراهیم حاتمی کیا، کارگردان فیلم سینمای "چ" در همایش تصویر قلم به مناسبت ایام سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی با عنوان "ردیابی اندیشه‌های سیدشهیدان اهل قلم"، ضمن گرامیداشت یاد شهید آوینی به نظرسنجی منتشر شده در خصوص محبوب‌ترین فیلم‌سازان و همچنین دیدار روز یکشنبه خود با مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: پریروز روز بسیار خوبی برای من بود اول آنکه به من خبر دادند باید خدمت مقام معظم رهبری برسم و دوم خبری بود در مورد نظرسنجی ارشاد که خوشحال‌کننده بود. وقتی خدمت آقا رسیدیم ایشان با روی باز و چهره‌ای بشاش از فیلم تعریف کردند و گفتند همان چمرانی بود که من می‌شناختم.

وی افزود: خوشحالم که نگاه مردم نسبت به فیلم سینمایی "چ" با نظر برخی از منتقدان پشت کامپیوترنشین متفاوت است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

ر دیدار علی جنتی با محمد خاتمی، یکی از حاضران درصدد عکس گرفتن از این ملاقات برمی آید که خاتمی با این کار مخالفت می کند و می گوید این کار را نکنید چرا که برای وزیر ارشاد دردسر ساز می شود.

در عین حال یکی از حاضران در جلسه تصاویری تهیه و اقدام به انتشار آن در فضای مجازی می کند تا پروژه استیضاح علی جنتی بار دیگر در دستور کار نمایندگان قرار بگیرد.

خبر دیگر اینکه محمد خاتمی در ایام نوروز تلاش داشت به دیدن مهدی کروبی برود که موفق به این کار نشد.

همزمان با این رویدادها، نیروهای جریان فتنه درصددند هواداران و شبکه اجتماعی خود را در سال جاری سازماندهی و به استقبال انتخابات مجلس و خبرگان بروند.

این در حالی است که به نوشته مشرق، در جلسه گروهی از مدیران رسانه های اصلاح طلب گفته شده است: "ما در سال جاری با چند اتفاق مواجه شدیم که نمی توانیم پاسخ درخور و شایسته ای به افکار عمومی بدهیم و باید فکری برای جبران و عبور از این نقاط ضعف نماییم.
۱-نامگذاری سال ۹۳ به فرهنگ موجب می شود میدان فعالیت و مانور فرهنگی ما کم و تحت فشار قرار بگیریم.
۲- قطعنامه پارلمان اروپا موضع ما را در افکار عمومی تضعیف کرد. به ویژه حمایت آنان از همجنس گرایی و تاکید پارلمان اروپا بر اینکه روحانی در روند انتخابات آزاد رای نیاورده است.
۳- ربایش مرزبانان و دخالت عبدالحمید در آزادی آنان و حمایت ما از اقدام وی موجب طرح سوالات بی پاسخ شده است.
۴-تاکید و تبلیغ رسانه های دولتی بر انصراف مردم از دریافت یارانه موجب تضعیف پایگاه اجتماعی ما شده است.
۵-گرانی های اخیربه ویژه در حوزه آب، برق، گاز و گرانی بنزین و گازوئیل در هفته های آینده ، مردم را نگران کرده است."
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

همسر شهید محمد منتظری به ادعای سعید حجاریان در روزنامه شرق مبنی بر ذکر نام این شهید در میان گروههای خودسر اعتراض کرد.

پیرو انتشار مصاحبه سعید حجاریان در سالنامه سال 92 «شرق»، زهره حرّی همسر شهید محمد منتظری جوابیه‌ای خطاب به حجاریان و دفتر روزنامه شرق ارسال کرد. در این نامه اعتراضی آمده است: مصاحبه جنابعالی را در سالنامه شرق خواندم. تحلیلی در رابطه با گروه‌های خودسر، ویژگی‌های این گروه‌ها و مصادیق آنها. و با کمال تاسف و ناباورانه مشاهده نام شهید محمد منتظری به عنوان یک مصداق. غرض از نگارش، نه آن است که به صرف «شهید بودن» هرگونه انتقاد از عملکرد را برنتابم که نه عوام‌ام و نه عوام‌زاده. بلکه آنچه مرا وادار به نوشتن در این رابطه می‌کند، اظهارات غیرمنصفانه جنابعالی است. برشمردن شهید محمد منتظری در زمره گروه‌هایی که ریشه در قدرت و وابستگی عمیق به نهادهای غیردموکراتیک تمامیت‌خواه دارند، با کدامین تقوای سیاسی همخوانی دارد؟
خانم حرّی‌ می‌افزاید: محمد منتظری که به معنای واقعی کلمه «همه هستی» خود را خالصانه و بدون هیچ‌گونه چشمداشتی چه قبل از پیروزی انقلاب و چه بعد از آن،  در جهت اعتلای انقلاب و اسلام فدا نمود، چگونه با افرادی بی‌مایه، بدون تفکر و بدون هویت، که در واقع آلت‌دست و مجری اوامر مراکز قدرت‌اند، در یک سمت و سو قضاوت می‌شود؟ و آیا این به عدل و انصاف نزدیک‌تر نیست که مسایل را در ظرف زمانی خود بررسی کنیم؟ در شرایط پس از پیروزی زودهنگام انقلاب، که «شور انقلابی» تنها تفکر حاکم بر  جامعه است و در رابطه با همه افراد و شخصیت‌ها حرف اول و آخر را می‌زند، شرایطی جز امروز است و الزاما قضاوتی متفاوت را می‌طلبد و در عجبم از این همه تغافل شما!  برای شما که در سال‌های خاص، در جایگاه رفیع امنیتی بوده‌اید، این مسئله موضوعی است قابل درک. جناب حجاریان، قلمم از نهادن نام «محمد منتظری» در کنار نام‌هایی که از صدر تا ذیل مصاحبه‌تان ردیف کرده‌اید، شرم دارد.
تخطئه شهید محمد منتظری و خودسر نامیدن این شهید در حالی است که طیف متبوع حجاریان و روزنامه شرق پیوند عمیقی با باند تروریست و خودسر مهدی هاشمی معدوم دارند و برخی از اعضای این باند در متن فتنه 88 ایفای نقش می‌کردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

محمد خاتمی در شهرستان اردکان ضمن اظهاراتی درباره تروریسم و خشونت گرایی، حکومت بشار اسد را متهم به سرکوب مردم کرد و گفت: امروز می بینیم که در منطقه ما چه وضع ناگواری حاکم است؛ مثلا در سوریه از یک طرف سرکوب مردم توسط حکومت مستبد و از سوی دیگر توسل زور از سوی جناح های متحجر واپس گرای آدم کش داریم. در عراق، در پاکستان و همه جای دنیا کم و بیش چنین وضعی را می بینیم.

این موضع خاتمی در حالی است که حاکمان مستبد کشورهایی نظیر عربستان نیز با همین نظر دست در دست آمریکا و متحدانش، مشغول کمک مالی و تسلیحاتی به تروریستهای تکفیری و وهابی اعزام شده از کشورهای عربی هستند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

۲۵ تیر ماه سال ۱۳۹۰ حادثه‌ای دردناک در یکی از محلات شرق تهران رقم خورد.

در این حادثه جوان ۱۹ ساله‌ای به نام علی خلیلی در حین بازگشت از هیئت در حالی که همراه چند نفر از شاگردان یک مدرسه بود به واسطه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

خلیلی توسط یک نفر از افراد شرور منطقه از ناحیه گردن و قسمت شاهرگ دچار جراحت شد و بیش از ۱۵ دقیقه در خون خود می‌غلتید.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000351/nf00351371-1.jpg

در این حادثه تعدادی از مراکز اورژانس بیمارستانی از پذیرش علی خلیلی امتناع کردند تا اینکه یکی از بیمارستان‌های خصوصی در ازای واریز مبلغ ۶ میلیون تومان حاضر به پذیرش وی شد.

سرانجام علی خلیلی که به دلیل شدت خونریزی به حالت اغما رفته بود بستری شد اما پزشکان امید زیادی به مداوای وی نداشتند.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000351/nf00351371-2.jpg

علی خلیلی پس از مرخص شدن از بیمارستان در منزل بستری شد اما هر از گاهی به دلیل مشکلات ناشی از حادثه رخ داده به بیمارستان منتقل شده و بستری می شد.


http://www.jahannews.com/images/docs/files/000351/nf00351371-3.jpg
وی بهمن ماه امسال نیز مجدداً در بیمارستان بستری شد و پس از یک ماه به خانه منتقل شد اما سرانجام امروز عصر و در بیمارستان بعثت دعوت حق را لبیک گفته و جان به جان آفرین تسلیم کرد و به دیدار اباعبدالله الحسین و یارانش شتافت.

به گزارش جهان، پیش از این اعلام شده بود که ضارب وی تنها حکم سه سال زندان دریافت کرده و با قرار وثیقه در شرف آزادی است!
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

رئیس جمهور سابق کشورمان به‌ منظور بازدید از یادمان‌های هشت سال دفاع مقدس وارد اهواز شد. به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، محمود احمدی‌نژاد دقایقی پیش به همراه خانواده و با خودروی شخصی خود برای بازدید از مناطق عملیاتی و یادمان‌های هشت سال دفاع مقدس و پیوستن به کاروان راهیان نور وارد اهواز شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

مریلا زارعی، بازیگر فیلم‌های «چ» و «شیار ۱۴۳» در بخشی از یادداشت خود در ماهنامه صنعت سینما، خطاب به حاتمی کیا نوشته است: «آقای کارگردان ،حالا چه وقت باریدن بود؟ نمی‌دانید که باعث زحمت کرم‌های خاکی شده‌اید؟ بیچاره‌ها داشتند از اندک هوای انباشته در میان منافذ خاک باغچه تنفس می‌کردند. نگفتید این بارش نابهنگام، منافذ را پر از آب می‌کند و کرم‌ها از بیم جان از خاک بیرون می‌زنند؟ با این همه اوصاف، توقع تایید دارید؟»
+ نوشته شده در  شنبه دوم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

حکم توقیف این هفته‌نامه که هفته گذشته صادر شده، امروز (سه‌شنبه) به مدیرمسئول این نشریه ابلاغ شد.

همچنین پرونده این هفته‌نامه، از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات به دادگاه ویژه روحانیت ارسال شده است.

پیش از این هیئت نظارت بر مطبوعات حکم به توقیف هفته نامه یالثارات الحسین(ع) داده بود که با واکنش محافل سیاسی و رسانه ای مواجه شده بود.

علیرضا معاف سردبیر «۹ دی» با تأیید خبر توقیف این هفته‌نامه، به فارس گفت که دلیل عمده این اقدام هیئت نظارت، انتشار مطالب انتقادی نسبت به سیاست‌های هسته‌ای، فرهنگی و اقتصادی دولت یازدهم است.

وی یکی از اصلی ترین گزارش های انتقادی هفته‌نامه متبوعش که مورد اعتراض دولت قرار گرفت، موضوع «اخراج دانشمندان هسته‌ای از سازمان انرژی اتمی» عنوان کرد و گفت که مستندات این گزارش به دادگاه ارجاع خواهد شد.

سردبیر «۹ دی» اظهار داشت: هفته گذشته خبر توقیف «۹ دی» را از منابع غیر رسمی شنیده بودیم اما معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد دولت راستگویان و دبیر هیئت نظارت آن را تکذیب کردند اما امروز، نظر هیئت رسماً به مدیرمسئول هفته‌نامه ابلاغ شد.

معاف در پایان با استقبال از ارجاع پرونده این هفته‌نامه به دادگاه، متذکر شد: مسئولان ۹ دی مستندات خود در خصوص گزارش های منتشره در این نشریه را در دادگاه ارائه خواهند داد.

آغاز ماجرا

لازم به ذکر است، از هفته گذشته خبری در برخی از رسانه‌ها منتشر شد مبنی بر اینکه هیأت نظارت بر مطبوعات دو رسانه ۹ دی و جهان نیوز را توقیف کرده است.
 
این خبر حکایت از آن داشت که اعضای هیئت نظارت بر مطبوعات تصمیم گرفته که در آخرین روزهای سال این موضوع را رسانه ای کند.

بی خبری مطهری


البته علی مطهری، عضو هیئت نظارت بر مطبوعات در گفت‌وگو با تسنیم این موضوع را رد کرد و اظهار داشت: آخرین جلسه هیئت نظارت بر مطبوعات در سال جاری دوشنبه گذشته ۱۹ اسفندماه برگزار شد و جلسه بعدی این هیئت پس از تعطیلات نوروز برگزار می‌شود.

وی در پاسخ سوالی درباره احتمال توقیف هفته‌نامه ۹ دی و سایت خبری جهان‌نیوز در جلسه هیئت نظارت بر مطبوعات گفت: چنین چیزی در این زمینه نشنیده‌ام و رسیدگی به این پرونده‌ها در دستور کار هیئت نظارت بر مطبوعات نیست.

دفاع رئیس جمهور از آزادی نقد


گفتنی است، حجت‌الاسلام حسن روحانی، رئیس جمهور در آخرین ماه امسال در جشنواره مطبوعات و خبرگزاری‌ها، فضای رسانه‌ای کشور را مورد نقد قرار داد و از دژهای پولادین بعضی رسانه‌ها گفت. او تصریح کرد: هر کشوری که در آن آزادی اندیشه، سخن، بیان و قلم و گردش آزاد اطلاعات بیشتر باشد زمینه پیشرفت و تعالی در آن کشور مهیاتر خواهد بود.

وی افزود: بی‌تردید اگر در جامعه‌ای دهان‌ها بسته و قلم‌ها شکسته شود، اعتماد عمومی در آن جامعه از بین خواهد رفت ... هر کس خطا کند باید با خطاکار برخورد شود و در این زمینه دولت معتقد است توقف و توقیف یک نشریه آخرین راه حل است نه اولین راه حل.

رئیس جمهور بهمن ماه امسال هم در سخنانی گفت: "منتقدان دولت، مخالفان دولت آزادند و آزاد خواهند بود."

آقای روحانی پیش از آن هم گفته بود: "اگر فضای نقد وجود نداشته باشد نقد زیرزمینی می‌شود و این به نفع جامعه نیست."

+ نوشته شده در  شنبه دوم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   |