X
تبلیغات
وبلاگicon
هجران
داستان غم هجران تو با شمع گفتم آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۳ ساعت ۰۷:۳۵
مسعود متصدی زرندی در واکنش به اظهارات نعمت‌زاده، وزیر صنعت، معدن و تجارت در مورد عدم کارآیی متخصصان گوش در ایران اظهار داشت: نظر وارد شده را مطلقاً نمی‌پذیرم چرا که در ایران تمام اعمال جراحی گوش با کیفیت عالی قابل انجام است.

رئیس بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان امیر اعلم گفت:‌ در جریان عمل‌های جراحی گوش، ایران از بسیاری از کشورهای اروپایی جلوتر است و به عنوان پیشگام در عمل جراحی گوش سال‌هاست که در منطقه مرجع می‌باشد.


رئیس بخش کاشت حلزون بیمارستان امیراعلم تصریح کرد: بنده برای این ادعا مستندات کافی و وافی دارم و باید بگویم ایران ۲۰ روز دیگر میزبان سومین کنگره کاشت حلزون که از پیشرفته‌ترین اعمال جراحی گوش می‌باشد.

این فوق تخصص گوش ادامه داد:‌ حتی در زمان جنگ تحمیلی که با بدترین ضایعات گوش مواجه بودیم، بیماران به خارج از کشور اعزام نشدند و اعمال جراحی در ایران انجام می‌شد.

متصدی زرندی خاطرنشان کرد:‌ اگر کسی شخصاً بخواهد در کشور دیگری عمل کند این مسئله دیگری است اما اینگونه نیست که ما در ایران نتوانیم عمل جراحی انجام دهیم و درمان فقط در خارج از کشور قابل انجام باشد.

خبر عمل جراحی نعمت‌زاده در آلمان به یکی از پربحث‌ترین اخبار اقتصادی این حوزه تبدیل شد. در این خبر آمده بود که وزیر صنعت برای یک عمل جراحی پیچیده به آلمان رفته و وی مدعی شد فناوری آلمان در جراحی گوش ۸۰ سال جلوتر از ایران است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

حسین شریعتمداری در یادداشتی با عنوان "یارانه نقدی دریافت یا انصراف؟" در کیهان نوشت:

این روزها، دریافت و یا انصراف از دریافت یارانه نقدی به یکی از پردامنه‌ترین مسائل روز تبدیل شده و بخش قابل توجهی از اخبار و گزارش‌ها و دغدغه مسئولان به ویژه دولتمردان را به خود اختصاص داده است. دولت از چند ماه قبل، تبلیغات گسترده‌ای را با تاکید بر ضرورت اختصاص یارانه به اقشار محروم و کم درآمد و تشویق خانوارهای بی‌نیاز به انصراف از ثبت‌نام آغاز کرده بود. این تبلیغات طی چند روز گذشته و با آغاز مهلت ده روزه ثبت‌نام اینترنتی سرپرست خانوارها، حجم و شتاب بیشتری گرفته است. دیروز وزیر اقتصاد و دارایی با حضور در مجلس شورای اسلامی اعلام کرد نزدیک به ۱۰میلیون نفر از صاحبان ثروت و بی‌نیاز از دریافت یارانه را شناسایی کرده‌ایم که در صورت ثبت نام از لیست یارانه‌بگیران حذف خواهند شد و یک خبر اعلام نشده دیگر حکایت از آن دارد که تاکنون تعداد انصراف‌دهندگان، کمتر از رقمی است که انتظار می‌رفت. هرچند اعلام رسمی این رقم به بعد از پایان ثبت نام‌ها موکول شده است.

و اما، در این باره اشاره به نکاتی ضروری تلقی می‌شود؛

۱- طرح هدفمندی یارانه‌ها، نیاز مبرم و گره‌گشایی بود که دستکم طی ۲۵سال گذشته هیچیک از مسئولان برجسته نظام و صاحبنظران در ضرورت اجرا و عملیاتی شدن آن کمترین تردیدی نداشتند ولی دولت‌های مدعی‌اصلاحات و سازندگی علی‌رغم این احساس نیاز، حاضر به اجرای طرح یادشده نبودند و پی‌آمدهای اولیه اجرای این طرح یعنی، افزایش قیمت حامل‌های انرژی و به تبع آن افزایش بهای سایر کالا و خدمات را با منافع حزبی و گروهی و سازمان رأی خود ناسازگار می‌دانستند. این طرح نهایتا در دولت احمدی‌نژاد و با جسارت قابل تقدیر ایشان به عرصه عمل وارد شد که هرچند برخی از دستاوردهای حاصل از اجرای آن را نمی‌توان نادیده گرفت ولی متاسفانه به دلایلی در ادامه راه از مسیر اصلی و پیش‌بینی شده خارج شد و به نتیجه‌ای که انتظار می‌رفت نرسید.

درباره علت ناتمام ماندن طرح هدفمندی یارانه‌ها در دولت قبلی می‌توان به چند عامل اشاره کرد. بعد از آغاز مرحله اجرایی طرح، دو جریان اصلاحات و سازندگی که از یکسو، جرأت و جسارت اجرای آن را در دوران حاکمیت خود نداشتند و از سوی دیگر، دستاوردهای طرح یادشده را کسب یک پیروزی چشمگیر برای دولتی می‌دانستند که چشم دیدن آن را نداشتند، به سنگ‌اندازی در مسیر اجرای طرح روی آوردند و بی‌اعتناء به منافع ملی و نیاز حیاتی کشور، تبلیغات سنگین و پرحجمی را علیه آن سامان داده و به میدان آوردند.

بعد از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها همانگونه که از قبل انتظار می‌رفت و پیش‌بینی شده بود، بهای حامل‌های انرژی افزایش یافت که دولت با سهمیه‌بندی سوخت موفق به مهار آن شد و در همان حال پروژه جمع‌آوری اطلاعات برای خوشه‌بندی و توزیع عادلانه یارانه‌ها متناسب با توان و بضاعت مالی مردم را در دست اجرا داشت که در صورت عملی شدن می‌توانست نقش تعیین‌کننده‌ای در سامان‌بخشی به اقتصاد کشور و پیشگیری از هرز رفتن منابع مالی در پرداخت بی‌رویه یارانه‌ها را در پی داشته باشد.

اما همزمان با افزایش بهای حامل‌های انرژی قیمت بسیاری از کالا و خدمات مورد نیاز مردم نیز به گونه‌ای غیرطبیعی و در مواردی به صورت جهشی افزایش یافت و عرصه را بر مردم، مخصوصا اقشار محروم و کم‌درآمد تنگ کرد. در این هنگام، متأسفانه دولت دهم به آفت ویرانگر حلقه انحرافی مبتلا شده بود و بیشترین وقت و ظرفیت خود را به جای آن که صرف ادامه طرح هدفمندی یارانه‌ها و چاره‌اندیشی برای مقابله با سختی معیشت مردم کند، به امور حاشیه‌ای و نه فقط غیر ضروری بلکه بازدارنده و خسارت‌آفرین اختصاص داده بود.

هجوم تبلیغاتی سنگین شرکت سهامی اصلاحات و کارگزاران که از سوی رسانه‌های بیگانه و مافیای اقتصادی نیز به شدت پشتیبانی می‌شد، با وادادگی دولت و حاشیه‌سازی‌های مشکوک حلقه انحرافی در هم آمیخت و دولت دهم را از ادامه اجرای طرح هدفمندی‌ یارانه‌ها دور کرد و در مقابل هجوم تبلیغاتی مجموعه مورد اشاره که سمت و سوی تبلیغات انتخاباتی نیز داشت، به مقابله به مثل تبلیغاتی روی آورد، تا آنجا که شعار افزایش مبلغ یارانه‌ها از ۴۵ هزار تومان به ۲۵۰ هزار تومان را پیش کشید و...

۲- امروزه اما، برخی از سردمداران همان جریانی که هجوم تبلیغاتی سنگین علیه طرح هدفمندی یارانه‌ها را در دولت احمدی‌نژاد سامان داده بودند، در یک چرخش یکصد و هشتاد درجه‌ای- شاید به دلیل قانونی بودن طرح و الزام به اجرای آن- از ضرورت اجرای طرح سخن می‌گویند و با فراموش کردن عمدی سنگ‌اندازی‌ها و تخطئه‌های قبلی خود علیه همین طرح، از جمله این که حذف یارانه برخی از اقشار - حتی پردرآمد- را پایمال کردن حق آنها می‌دانستند! مردم را به انصراف از دریافت یارانه تشویق می‌کنند. این چرخش یکصد و هشتاد درجه‌ای و برخورد متناقض اگر چه درخور ملامت است ولی طرح هدفمندی یارانه‌ها یک طرح ملی است که اجرای آن می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در سامان‌دهی اقتصاد کشور و حمایت نهایی از اقشار محروم و کم‌درآمد داشته باشد، از این روی باید همراهی با دولت در پیشبرد و اجرای این طرح را یک وظیفه دینی و ملی تلقی کرد.

۳- دولت برای تشویق به انصراف از دریافت یارانه، دست به تبلیغات بسیار گسترده و کم‌سابقه‌ای زده است که بیشترین حجم این تبلیغات را رسانه ملی و ده‌ها شبکه رادیویی و تلویزیونی آن بر عهده دارد ولی در تنظیم و ارائه این تبلیغات کاستی‌ها و کج‌سلیقگی‌هایی دیده می‌شود که در پاره‌ای از موارد تبلیغات یاد شده را به ضدتبلیغ تبدیل می‌‌کند. از جمله آن که؛

الف: حجم انبوه تبلیغات آنهم با سوژه‌های تکراری در بسیاری از موارد، نقش‌کاهنده‌ای در پذیرش و اقناع مخاطب دارد و علاوه بر دلزدگی، تردیدآفرین نیز هست. به بیان دیگر، دو، دو تا فقط در ریاضیات است که چهار تا می‌شود.

ب: در کلیپ‌های تبلیغاتی صداوسیما- مخصوصا سیما- برخی از کسانی جلوی دوربین آمده و ضمن اعلام انصراف از دریافت یارانه دیگران را هم به انصراف تشویق می‌کنند که اساسا یارانه گرفتن آنها عجیب و غریب است. مثلا؛ فلان فوتبالیست یا هنرپیشه، یا کارخانه‌دار و بوتیک‌دار و در یک مورد، مدیر فلان بانک و... که معمولا از درآمدهای کلان برخوردارند و اعلام انصراف آنها نمی‌تواند برای دیگران الگو و قابل استناد باشد.

ج: در برنامه‌های تبلیغاتی سفارش شده به صدا و سیما و نیز مصاحبه‌های دولتمردان بر ضرورت انصراف خانوارهای بی‌نیاز تاکید می‌‌شود که اقدام شایسته‌ای است ولی کمتر به نتیجه و دستاورد این انصراف اشاره می‌کنند و حال آن که آنچه انگیزه‌آفرین است، اطلاع مخاطب از نتیجه‌ای است که انصراف وی و امثال او در پی دارد. به عنوان مثال، قرار است درآمد حاصل از هدفمندی یارانه‌ها، صرف ساماندهی بهداشت و درمان و تدارک امکانات مورد نیاز مراکز درمانی باشد. از این روی، اشاره به مشکلات درمانی مردم و مثلا تهیه فیلم از دشواری‌های یک بیمار مستضعف می‌تواند بسیاری از افراد را در مقیاس گسترده‌ای به انصراف از دریافت یارانه تشویق کند.

د: برخی از مفاسد کلان اقتصادی، وجود دهها هزار میلیارد تومان بدهی معوقه بانکی، پرداخت دستمزدهای کلان به شماری از افراد، نظیر تعدادی از فوتبالیست‌ها، ریخت و پاش‌های غیرضروری و... باعث شده که طیفی از مردم نسبت به محل هزینه درآمد حاصل از هدفمندی یارانه‌ها دچار تردید شوند. در همین زمینه باید به برخی از هنجارشکنی‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دولت و بی‌توجهی به باورهای دینی و ملی مردم نیز اشاره کرد که امروزه، اعتماد ملت به دولت را با آسیب جدی روبرو کرده است.

مجموعه این موارد اعتمادسوز می‌تواند در بی‌رغبتی مردم به همکاری با دولت موثر باشد و هست و جا دارد که دولت محترم، مثلا رئیس‌جمهور و یا سخنگوی دولت، ضمن محکوم کردن ناهنجاری‌های یاد شده قول مقابله جدی با آن را بدهند و یا به مردم اطمینان بدهند که قصد مبارزه با مفاسد اقتصادی، پیشگیری از ریخت و پاش‌ها و اجتناب از هزینه بیت‌المال در موارد غیرضروری و... را دارند.

۴- بی‌اعتمادی مورد اشاره به دولت باعث شده است که طیفی از مردم، ضمن اعلام بی‌نیازی از دریافت یارانه و یا به دلیل مناعت طبع- و علی‌رغم نیاز- تصمیم بگیرند یارانه را دریافت کرده و سپس مبلغ آن را به نفع نیازمندان هزینه کنند! این طیف باید توجه داشته باشند- و برای آنان توضیح داده شود - که اولا؛ کمک به دولت در اجرای طرح هدفمندی یارانه‌‌ها، یک وظیفه دینی و ملی است که انصراف بی‌نیازان از دریافت یارانه نقش موثری در اجرای موفق آن خواهد داشت و نتیجه این موفقیت مستقیما به سبد منافع ملی - مخصوصا اقشار نیازمند - ریخته می‌شود و از اتلاف بیت‌المال پیشگیری می‌کند و ثانیا؛ خزانه دولت، با کشوی دخل فلان مغازه بقالی متفاوت است و برداشت از آن در یک چرخه قانونی و تحت نظارت مراکز نظارتی، از جمله مجلس شورای اسلامی صورت می‌پذیرد . البته گفتنی است بخشی از هزینه‌های غیرضروری از حساب‌ در اختیار و یا ردیف بودجه‌ای که به برخی مراکز اختصاص داده شده پرداخت می‌شود که دولت محترم می‌تواند از آن جلوگیری کند.

۵- اساس و مبنای طرح هدفمندی یارانه‌ها، همانگونه که از نام آن پیداست، پرداخت یارانه به کسانی است که نیازمند آن هستند و به طور طبیعی و منطقی افراد بی‌نیاز نمی‌توانند و نباید در آن سهمی داشته باشند. به عنوان مثال چرا باید خانواری که در تنگی معیشت به سر می‌برد، سهم خود از بیت‌المال را برای تأمین بنزین و آب و برق و سایر امکانات عمومی خانوارهای بی‌نیاز هزینه کند و خود از این مواهب که متعلق به همگان و عموم مردم است، غیر از پی‌آمدهای ناگوار و خسارت‌بار آن، نظیر هوای آلوده، ترافیک سنگین، تحمل کم‌آبی و... سهمی نداشته باشد؟!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

ابراهیم حاتمی کیا، کارگردان فیلم سینمای "چ" در همایش تصویر قلم به مناسبت ایام سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی با عنوان "ردیابی اندیشه‌های سیدشهیدان اهل قلم"، ضمن گرامیداشت یاد شهید آوینی به نظرسنجی منتشر شده در خصوص محبوب‌ترین فیلم‌سازان و همچنین دیدار روز یکشنبه خود با مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: پریروز روز بسیار خوبی برای من بود اول آنکه به من خبر دادند باید خدمت مقام معظم رهبری برسم و دوم خبری بود در مورد نظرسنجی ارشاد که خوشحال‌کننده بود. وقتی خدمت آقا رسیدیم ایشان با روی باز و چهره‌ای بشاش از فیلم تعریف کردند و گفتند همان چمرانی بود که من می‌شناختم.

وی افزود: خوشحالم که نگاه مردم نسبت به فیلم سینمایی "چ" با نظر برخی از منتقدان پشت کامپیوترنشین متفاوت است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

ر دیدار علی جنتی با محمد خاتمی، یکی از حاضران درصدد عکس گرفتن از این ملاقات برمی آید که خاتمی با این کار مخالفت می کند و می گوید این کار را نکنید چرا که برای وزیر ارشاد دردسر ساز می شود.

در عین حال یکی از حاضران در جلسه تصاویری تهیه و اقدام به انتشار آن در فضای مجازی می کند تا پروژه استیضاح علی جنتی بار دیگر در دستور کار نمایندگان قرار بگیرد.

خبر دیگر اینکه محمد خاتمی در ایام نوروز تلاش داشت به دیدن مهدی کروبی برود که موفق به این کار نشد.

همزمان با این رویدادها، نیروهای جریان فتنه درصددند هواداران و شبکه اجتماعی خود را در سال جاری سازماندهی و به استقبال انتخابات مجلس و خبرگان بروند.

این در حالی است که به نوشته مشرق، در جلسه گروهی از مدیران رسانه های اصلاح طلب گفته شده است: "ما در سال جاری با چند اتفاق مواجه شدیم که نمی توانیم پاسخ درخور و شایسته ای به افکار عمومی بدهیم و باید فکری برای جبران و عبور از این نقاط ضعف نماییم.
۱-نامگذاری سال ۹۳ به فرهنگ موجب می شود میدان فعالیت و مانور فرهنگی ما کم و تحت فشار قرار بگیریم.
۲- قطعنامه پارلمان اروپا موضع ما را در افکار عمومی تضعیف کرد. به ویژه حمایت آنان از همجنس گرایی و تاکید پارلمان اروپا بر اینکه روحانی در روند انتخابات آزاد رای نیاورده است.
۳- ربایش مرزبانان و دخالت عبدالحمید در آزادی آنان و حمایت ما از اقدام وی موجب طرح سوالات بی پاسخ شده است.
۴-تاکید و تبلیغ رسانه های دولتی بر انصراف مردم از دریافت یارانه موجب تضعیف پایگاه اجتماعی ما شده است.
۵-گرانی های اخیربه ویژه در حوزه آب، برق، گاز و گرانی بنزین و گازوئیل در هفته های آینده ، مردم را نگران کرده است."
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

همسر شهید محمد منتظری به ادعای سعید حجاریان در روزنامه شرق مبنی بر ذکر نام این شهید در میان گروههای خودسر اعتراض کرد.

پیرو انتشار مصاحبه سعید حجاریان در سالنامه سال 92 «شرق»، زهره حرّی همسر شهید محمد منتظری جوابیه‌ای خطاب به حجاریان و دفتر روزنامه شرق ارسال کرد. در این نامه اعتراضی آمده است: مصاحبه جنابعالی را در سالنامه شرق خواندم. تحلیلی در رابطه با گروه‌های خودسر، ویژگی‌های این گروه‌ها و مصادیق آنها. و با کمال تاسف و ناباورانه مشاهده نام شهید محمد منتظری به عنوان یک مصداق. غرض از نگارش، نه آن است که به صرف «شهید بودن» هرگونه انتقاد از عملکرد را برنتابم که نه عوام‌ام و نه عوام‌زاده. بلکه آنچه مرا وادار به نوشتن در این رابطه می‌کند، اظهارات غیرمنصفانه جنابعالی است. برشمردن شهید محمد منتظری در زمره گروه‌هایی که ریشه در قدرت و وابستگی عمیق به نهادهای غیردموکراتیک تمامیت‌خواه دارند، با کدامین تقوای سیاسی همخوانی دارد؟
خانم حرّی‌ می‌افزاید: محمد منتظری که به معنای واقعی کلمه «همه هستی» خود را خالصانه و بدون هیچ‌گونه چشمداشتی چه قبل از پیروزی انقلاب و چه بعد از آن،  در جهت اعتلای انقلاب و اسلام فدا نمود، چگونه با افرادی بی‌مایه، بدون تفکر و بدون هویت، که در واقع آلت‌دست و مجری اوامر مراکز قدرت‌اند، در یک سمت و سو قضاوت می‌شود؟ و آیا این به عدل و انصاف نزدیک‌تر نیست که مسایل را در ظرف زمانی خود بررسی کنیم؟ در شرایط پس از پیروزی زودهنگام انقلاب، که «شور انقلابی» تنها تفکر حاکم بر  جامعه است و در رابطه با همه افراد و شخصیت‌ها حرف اول و آخر را می‌زند، شرایطی جز امروز است و الزاما قضاوتی متفاوت را می‌طلبد و در عجبم از این همه تغافل شما!  برای شما که در سال‌های خاص، در جایگاه رفیع امنیتی بوده‌اید، این مسئله موضوعی است قابل درک. جناب حجاریان، قلمم از نهادن نام «محمد منتظری» در کنار نام‌هایی که از صدر تا ذیل مصاحبه‌تان ردیف کرده‌اید، شرم دارد.
تخطئه شهید محمد منتظری و خودسر نامیدن این شهید در حالی است که طیف متبوع حجاریان و روزنامه شرق پیوند عمیقی با باند تروریست و خودسر مهدی هاشمی معدوم دارند و برخی از اعضای این باند در متن فتنه 88 ایفای نقش می‌کردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

محمد خاتمی در شهرستان اردکان ضمن اظهاراتی درباره تروریسم و خشونت گرایی، حکومت بشار اسد را متهم به سرکوب مردم کرد و گفت: امروز می بینیم که در منطقه ما چه وضع ناگواری حاکم است؛ مثلا در سوریه از یک طرف سرکوب مردم توسط حکومت مستبد و از سوی دیگر توسل زور از سوی جناح های متحجر واپس گرای آدم کش داریم. در عراق، در پاکستان و همه جای دنیا کم و بیش چنین وضعی را می بینیم.

این موضع خاتمی در حالی است که حاکمان مستبد کشورهایی نظیر عربستان نیز با همین نظر دست در دست آمریکا و متحدانش، مشغول کمک مالی و تسلیحاتی به تروریستهای تکفیری و وهابی اعزام شده از کشورهای عربی هستند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

۲۵ تیر ماه سال ۱۳۹۰ حادثه‌ای دردناک در یکی از محلات شرق تهران رقم خورد.

در این حادثه جوان ۱۹ ساله‌ای به نام علی خلیلی در حین بازگشت از هیئت در حالی که همراه چند نفر از شاگردان یک مدرسه بود به واسطه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

خلیلی توسط یک نفر از افراد شرور منطقه از ناحیه گردن و قسمت شاهرگ دچار جراحت شد و بیش از ۱۵ دقیقه در خون خود می‌غلتید.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000351/nf00351371-1.jpg

در این حادثه تعدادی از مراکز اورژانس بیمارستانی از پذیرش علی خلیلی امتناع کردند تا اینکه یکی از بیمارستان‌های خصوصی در ازای واریز مبلغ ۶ میلیون تومان حاضر به پذیرش وی شد.

سرانجام علی خلیلی که به دلیل شدت خونریزی به حالت اغما رفته بود بستری شد اما پزشکان امید زیادی به مداوای وی نداشتند.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000351/nf00351371-2.jpg

علی خلیلی پس از مرخص شدن از بیمارستان در منزل بستری شد اما هر از گاهی به دلیل مشکلات ناشی از حادثه رخ داده به بیمارستان منتقل شده و بستری می شد.


http://www.jahannews.com/images/docs/files/000351/nf00351371-3.jpg
وی بهمن ماه امسال نیز مجدداً در بیمارستان بستری شد و پس از یک ماه به خانه منتقل شد اما سرانجام امروز عصر و در بیمارستان بعثت دعوت حق را لبیک گفته و جان به جان آفرین تسلیم کرد و به دیدار اباعبدالله الحسین و یارانش شتافت.

به گزارش جهان، پیش از این اعلام شده بود که ضارب وی تنها حکم سه سال زندان دریافت کرده و با قرار وثیقه در شرف آزادی است!
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

رئیس جمهور سابق کشورمان به‌ منظور بازدید از یادمان‌های هشت سال دفاع مقدس وارد اهواز شد. به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، محمود احمدی‌نژاد دقایقی پیش به همراه خانواده و با خودروی شخصی خود برای بازدید از مناطق عملیاتی و یادمان‌های هشت سال دفاع مقدس و پیوستن به کاروان راهیان نور وارد اهواز شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

مریلا زارعی، بازیگر فیلم‌های «چ» و «شیار ۱۴۳» در بخشی از یادداشت خود در ماهنامه صنعت سینما، خطاب به حاتمی کیا نوشته است: «آقای کارگردان ،حالا چه وقت باریدن بود؟ نمی‌دانید که باعث زحمت کرم‌های خاکی شده‌اید؟ بیچاره‌ها داشتند از اندک هوای انباشته در میان منافذ خاک باغچه تنفس می‌کردند. نگفتید این بارش نابهنگام، منافذ را پر از آب می‌کند و کرم‌ها از بیم جان از خاک بیرون می‌زنند؟ با این همه اوصاف، توقع تایید دارید؟»
+ نوشته شده در  شنبه دوم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

حکم توقیف این هفته‌نامه که هفته گذشته صادر شده، امروز (سه‌شنبه) به مدیرمسئول این نشریه ابلاغ شد.

همچنین پرونده این هفته‌نامه، از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات به دادگاه ویژه روحانیت ارسال شده است.

پیش از این هیئت نظارت بر مطبوعات حکم به توقیف هفته نامه یالثارات الحسین(ع) داده بود که با واکنش محافل سیاسی و رسانه ای مواجه شده بود.

علیرضا معاف سردبیر «۹ دی» با تأیید خبر توقیف این هفته‌نامه، به فارس گفت که دلیل عمده این اقدام هیئت نظارت، انتشار مطالب انتقادی نسبت به سیاست‌های هسته‌ای، فرهنگی و اقتصادی دولت یازدهم است.

وی یکی از اصلی ترین گزارش های انتقادی هفته‌نامه متبوعش که مورد اعتراض دولت قرار گرفت، موضوع «اخراج دانشمندان هسته‌ای از سازمان انرژی اتمی» عنوان کرد و گفت که مستندات این گزارش به دادگاه ارجاع خواهد شد.

سردبیر «۹ دی» اظهار داشت: هفته گذشته خبر توقیف «۹ دی» را از منابع غیر رسمی شنیده بودیم اما معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد دولت راستگویان و دبیر هیئت نظارت آن را تکذیب کردند اما امروز، نظر هیئت رسماً به مدیرمسئول هفته‌نامه ابلاغ شد.

معاف در پایان با استقبال از ارجاع پرونده این هفته‌نامه به دادگاه، متذکر شد: مسئولان ۹ دی مستندات خود در خصوص گزارش های منتشره در این نشریه را در دادگاه ارائه خواهند داد.

آغاز ماجرا

لازم به ذکر است، از هفته گذشته خبری در برخی از رسانه‌ها منتشر شد مبنی بر اینکه هیأت نظارت بر مطبوعات دو رسانه ۹ دی و جهان نیوز را توقیف کرده است.
 
این خبر حکایت از آن داشت که اعضای هیئت نظارت بر مطبوعات تصمیم گرفته که در آخرین روزهای سال این موضوع را رسانه ای کند.

بی خبری مطهری


البته علی مطهری، عضو هیئت نظارت بر مطبوعات در گفت‌وگو با تسنیم این موضوع را رد کرد و اظهار داشت: آخرین جلسه هیئت نظارت بر مطبوعات در سال جاری دوشنبه گذشته ۱۹ اسفندماه برگزار شد و جلسه بعدی این هیئت پس از تعطیلات نوروز برگزار می‌شود.

وی در پاسخ سوالی درباره احتمال توقیف هفته‌نامه ۹ دی و سایت خبری جهان‌نیوز در جلسه هیئت نظارت بر مطبوعات گفت: چنین چیزی در این زمینه نشنیده‌ام و رسیدگی به این پرونده‌ها در دستور کار هیئت نظارت بر مطبوعات نیست.

دفاع رئیس جمهور از آزادی نقد


گفتنی است، حجت‌الاسلام حسن روحانی، رئیس جمهور در آخرین ماه امسال در جشنواره مطبوعات و خبرگزاری‌ها، فضای رسانه‌ای کشور را مورد نقد قرار داد و از دژهای پولادین بعضی رسانه‌ها گفت. او تصریح کرد: هر کشوری که در آن آزادی اندیشه، سخن، بیان و قلم و گردش آزاد اطلاعات بیشتر باشد زمینه پیشرفت و تعالی در آن کشور مهیاتر خواهد بود.

وی افزود: بی‌تردید اگر در جامعه‌ای دهان‌ها بسته و قلم‌ها شکسته شود، اعتماد عمومی در آن جامعه از بین خواهد رفت ... هر کس خطا کند باید با خطاکار برخورد شود و در این زمینه دولت معتقد است توقف و توقیف یک نشریه آخرین راه حل است نه اولین راه حل.

رئیس جمهور بهمن ماه امسال هم در سخنانی گفت: "منتقدان دولت، مخالفان دولت آزادند و آزاد خواهند بود."

آقای روحانی پیش از آن هم گفته بود: "اگر فضای نقد وجود نداشته باشد نقد زیرزمینی می‌شود و این به نفع جامعه نیست."

+ نوشته شده در  شنبه دوم فروردین 1393ساعت   توسط محمد   | 

دولت محترم اعتدال! در حالی که از روزنامه‌های اهانت‌کننده به اسلام و انقلاب و امام(ره) حمایت می‌کند و توقیف آنها را برنمی‌تابد! تاب و تحمل کمترین انتقاد نسبت به عملکرد دولت را ندارد و روزنامه‌ها و نشریات منتقد دولت را توقیف کرده و یا به دادگاه می‌کشاند.

انتقاد شدید شریعتمداری از سخنان جنجالی روحانی

جناب آقای دکتر روحانی! رئیس‌جمهور محترم، لطفا به آنچه در پی می‌آید توجه فرمائید!

«اعتقاد به خدا مربوط به انسان‌های عصر توحش است. انسانی که هنوز شاید غارنشینی را هم کشف نکرده بود. زلزله و سیل و طوفان و آتش‌فشان است و خیال می‌کند یک قدرت هست که اینها را ایجاد می‌کند... مذهب مقوله انسان سال ۲۰۰۰ نیست»!

« حتی آدم‌هایی مثل ابن‌سینا یا ابوریحان بیرونی هم با آن ذهن خردگرا و ذهن ریاضی‌شان، درباره مذهب مزخرفات را قرقره می‌کنند»!

«داستان حضرت عباس و شجاعت‌های او را شیخ‌عباس قمی از شاهنامه دزدیده است. حضرت عباس وجود خارجی نداشته»!

«عیسی مسیح هم دروغ است. این داستان را امپراطوری روم برای استفاده از بردگان و گلادیاتورها، سرهم کرده»! و...

جناب آقای روحانی! با شنیدن و خواندن جملات فوق چه احساسی به حضرتعالی دست می‌دهد؟!... حالا اگر بشنوید وزارت ارشاد تحت‌مسئولیت و مدیریت جنابعالی در پی تقدیر و تجلیل از گوینده و نویسنده این سخنان است به عنوان یک شخصیت روحانی که لباس پیامبر خدا(ص)، را بر تن دارید، چه واکنشی از خود نشان خواهید داد؟!و باز هم بخوانید!

آن آقای دیگر در نوشته‌های منتشر شده خود، زشت‌ترین و مشمئزکننده‌ترین اهانت‌ها را نسبت به اسلام، انقلاب و ساحت مقدس حضرت امام(ره) روا داشته است. عضو شورای به اصطلاح مقاومت! سازمان منافقین بوده است و دست‌هایی آلوده به خون پاک جوانان مسلمان و پاکباخته این مرز و بوم دارد و... می‌نویسد؛

«مسئولان جمهوری اسلامی، جلادان خونریز هستند و طرفداران این رژیم لمپن و حشرات‌الارض می‌باشند»!... «هیچ قشر و گروهی از مردم ایران را نمی‌توان یاد کرد که از پیامدهای فاجعه‌بار انقلاب در امان مانده باشند»!... «پس از مرگ بر سر مزارم بنوازید و می‌ بنوشید و برقصید»! و... آیا رئیس‌جمهور محترم، این آقا را شایسته تقدیر می‌دانند؟! و بازنشر آثار توقیف شده وی را نشانه پاسداشت آزادی! و نمونه‌ای از کاربرد بینش و منش دولت «اعتدال»! تلقی می‌فرمایند؟! به یقین نه!

جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای روحانی! حضرتعالی با آموزه‌های اسلامی غریبه نیستید و از مبانی فقهی باخبرید تا آنجا که به عضویت مجلس خبرگان درآمده‌اید. آیا از نگاه و نظر شما حکم ‌الهی قصاص غیرانسانی است؟! و یا به قول خداوند تبارک‌ و تعالی، منشأ و عامل «حیات» است؟ جنابعالی به قول خودتان «سرهنگ» نیستید! که کاش بودید و از این افتخار بزرگ در جمهوری اسلامی ایران محروم نبودید. ولی «حقوقدان» که هستید. بنابراین بعید است ندانید امروزه کشورهایی که در آنها حکم اعدام از سیستم حقوقی حذف شده است، با افزایش پرشتاب جنایت قتل روبرو هستند و حقوقدانان برجسته امروز دنیا بر این باورند که نفی‌کنندگان حکم قصاص، برخلاف تظاهر به انسان دوستی، میان قاتل و مقتول، به دفاع از قاتل برخاسته‌اند، روزنامه توقیف شده مورد اشاره حضرتعالی حکم الهی و انسانی قصاص را غیرانسانی معرفی کرده بود و توقیف آن با استناد به قوانین جاری صورت پذیرفته است.

کجای این اقدام، غیرقانونی و ضد آزادی! و در تقابل با مشی «اعتدال» است؟! فرموده‌اید چرا باید کارکنان روزنامه توقیف شده بیکار شوند! که باید به عرض مبارک رساند، گردانندگان روزنامه توقیف شده، در روزنامه‌های اجاره‌ای دیگر به کار مشغولند و حتی سردبیر آن به عضویت هیئت داوران جشنواره‌ای درآمده است که جنابعالی دیروز در مراسم اختتامیه آن سخنرانی فرموده بودید.

جناب آقای روحانی، آیا حضرتعالی یک عمر - به حق - از ولایت امیرالمومنین علیه‌السلام دفاع نفرموده‌اید؟ و برای تبیین علمی ولایت آن حضرت که تنها راه ادامه اسلام ناب محمدی(ص) بوده است و جمهوری اسلامی ایران در طول آن شکل گرفته و امروزه پرچم اسلام ناب را در جهان برافراشته است، تلاش نکرده‌اید؟ پاسخ این سوال به یقین مثبت است.

بنابراین چرا باید از توقیف قانونی روزنامه‌ای که ولایت مولای‌متقیان را نفی کرده و آب به آسیاب وهابیون انگلیسی‌نژاد و سلفی‌ها و تکفیری‌های صهیونیست‌مآب ریخته است نگران شده و ابرو درهم بکشید؟!

جناب رئیس‌جمهور! در سخنرانی دیروز خود گلایه کرده‌اید که چرا اجازه نمی‌دهند روزنامه‌های موافق دولت هم از آزادی و امنیت برخوردار باشند؟! که باید پرسید؛ آیا دولت حضرتعالی احکام اسلامی را غیرانسانی می‌داند؟! و یا ولایت حضرت امیر علیه‌السلام را نفی می‌کند؟! اگر پاسخ منفی است - که منفی است - چرا روزنامه‌هایی که دست به این اقدامات ناشایسته و غیرقانونی زده‌اند را روزنامه‌های موافق و همراه دولت می‌دانید؟! و اگر غیرانسانی نامیدن احکام اسلامی و نفی ولایت‌امیرالمومنین علیه‌السلام را همراهی و همسویی با بینش‌ و منش دولت اعتدال نمی‌دانید -که نباید بدانید- چرا از توقیف روزنامه‌های یادشده ابراز نگرانی می‌کنید؟! و این تناقض آشکار را چگونه توضیح داده و توجیه می‌فرمائید؟!

و اما، غیر از این دو روزنامه هتاک که متأسفانه آنها را حامی دولت معرفی کرده‌اید، کدام روزنامه حامی دولت دیگری را می‌توانید آدرس بدهید که در فعالیت خود با کمترین مانعی روبرو شده باشد؟! فقط یک نیم‌نگاهی به عرصه کنونی مطبوعات بیندازید. روزنامه‌ها و نشریات حامی دولت شما - و نه خود شما- به تعداد فراوان مشغول فعالیت هستند و برخی از آنها، با سوءاستفاده از فضای آزاد کشور ماموریت دیکته شده دشمنان بیرونی و فتنه‌گران آمریکایی- اسرائیلی را دنبال می‌کنند. آیا غیر از این است؟!

دولت محترم اعتدال! در حالی که از روزنامه‌های اهانت‌کننده به اسلام و انقلاب و امام(ره) حمایت می‌کند و توقیف آنها را برنمی‌تابد! تاب و تحمل کمترین انتقاد نسبت به عملکرد دولت را ندارد و روزنامه‌ها و نشریات منتقد دولت را توقیف کرده و یا به دادگاه می‌کشاند.

جناب آقای روحانی! دیروز در مراسم اختتامیه جشنواره مطبوعات به آقای «ف-ص» با عنوان پیشکسوت مطبوعات جایزه دادید. ایشان از گردانندگان اصلی مجله زن روز در دوران طاغوت بود که بعید است از ابتذال این مجله در آن دوران بی‌خبر باشید. ایشان در سال‌های اخیر تامین‌کننده برنامه‌های شبکه دولتی فارسی‌زبان و ضد ایرانی بی‌بی‌سی بود و... آقای رئیس جمهور، دیروز همکاران مورد اعتماد حضرتعالی با معرفی وی به عنوان پیشکسوت روزنامه‌نگاری، از خادمان شبکه دولتی انگلیس و مروجان ابتذال فرهنگی تقدیر کردند. آن هم نه از طرف خودشان بلکه به دست شما یعنی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران!

رئیس‌جمهور محترم! آنچه در محدوده این نوشته آمده است فقط مشتی از خروارها و اندکی از بسیارهاست.

و اما، سوابق شناخته شده جنابعالی جای کمترین تردیدی نمی‌گذارد که نمی‌توانید با آنچه در این عرصه اتفاق افتاده و می‌افتد - و فقط به چند نمونه از آن اشاره شد - موافق باشید، بار دیگر به جملات نقل شده در صدر این نوشته نگاه کنید به یقین، خشم برخاسته از غیرت دینی لرزه بر اندامتان خواهد انداخت!

وزیر ارشاد دولت شما نیز شخصیت شناخته شده‌ای است و بی‌گمان نمی‌تواند با بسیاری از آنچه در حوزه مسئولیت ایشان اتفاق افتاده است، موافق باشد. پس چرا چنین است؟!

علت را باید از یکسو در کم‌اطلاعی - و در مواردی - بی‌اطلاعی ایشان نسبت به عرصه فرهنگ و هنر و از سوی دیگر، اعتماد وی به برخی از افراد بدسابقه و به‌کارگیری آنان در سیاست‌های پیرامونی وزارتخانه تحت‌مسئولیت ایشان جستجو کرد. افرادی که ظاهرا در حاشیه هستند ولی در بزنگاه‌ها، متن را رقم می‌زنند.

و بالاخره، امید است رئیس‌جمهور محترم از کسانی که اطلاعات مربوط به سخنرانی دیروز را در اختیار ایشان گذارده‌اند به طور جدی بخواهند درباره صحت و سقم آنچه در این نوشته - فقط به عنوان نمونه - آمده است به حضرت ایشان توضیح بدهند و مانند همیشه با توسل به فحاشی و ناسزاگویی از پاسخ طفره نروند!

آقای رئیس‌جمهور، نتیجه این بررسی برای جنابعالی تردیدی باقی نخواهد گذاشت که آنان، دوام دولت شما را نمی‌خواهند.
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت   توسط محمد   | 

آیت‌الله ناصر مکارم‌شیرازی امروز در ابتدای درس خارج فقه خود در مسجد ‏اعظم با اشاره به سفر پنج‌شنبه گذشته وزیر علوم به قم گفت: مطلب لازمی را باید در اینجا ‏تذکر بدهم و آن اینکه همگان توجه داشته باشند وزیر به قم آمد و برخی از آقایان هم با وی ملاقات ‏کردند ولی در برخی رسانه‌ها مشاهده کردیم که خبر دیدار من با او را نیز چاپ کرده بودند.‏

وی افزود: من این دیدار را جداً تکذیب می‌کنم؛ افرادی واسطه شده بودند ولی من گفتم آمادگی دیدار ‏با وزیر علوم را ندارم.‏

این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: در دلیل این عدم آمادگی گفتم عزل و نصب‌های زیادی توسط وزیر در ‏دانشگاه‌ها صورت گرفته که به مصلحت دانشگاه و دانشجویان نبوده و به مصلحت نظام جمهوری ‏اسلامی هم نیست.‏

وی ادامه داد: این اقدام مورد اعتراض بسیاری از نمایندگان مجلس و نیز شورای انقلاب فرهنگی نیز قرار ‏گرفته است.‏

آیت‌الله مکارم‌شیرازی عنوان کرد: ملاقات با وزیر به معنای تایید عزل و نصب‌‌ها بود و به همین دلیل ‏در پیشگاه خداوند مسئول می‌بودم به همین دلیل دیدار را نپذیرفتم هر چند دولت اقدامات خوبی ‏انجام می‌دهد و ما به دلیل آن از دولت تشکر می‌کنیم ولی خطاهایی هم هست که از نظر شرعی ‏لازم است، تذکر بدهیم.‏

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت   توسط محمد   | 

این عنصر افراطی جبهه منحله مشارکت این بار در همایش اصلاح‌طلبان همدان، این مواضع توهین آمیز را اتخاذ کرده است.

سعید رضوی‌فقیه ابتدا با ترسیم تاریخ کشور در دوره پادشاهان قاجار و پهلوی، دوران پس از انقلاب را هم در همان چارچوب پادشاهی طاغوتی قرار داده و آن را حکومت فردی و دیکتاتوری دانسته و به گستاخی به مقامات عالی رتبه نظام پرداخته است.

وی در سخنانی عجیب عنوان کرد: این حکومت علوی امروز میثم تمارش بابک زنجانی و مالک اشترش هم سعید مرتضوی است، پس اگر ما حکومت اموی تاسیس می‌کردیم قرار بود با چه کسانی مواجه بشویم!

طرح موضوع افراطی درباره رهبری نظام در آينده و انحراف از اصول و خط امام (ره) و در ادامه حمله تند به شورای نگهبان با عبارات توهین آمیز از دیگر مواضع رضوی فقیه بوده است. وی در عبارات اهانت‌باری گفته است: ۱۲ نفر آدمی که کمتر از من و شما راجع به مصلحت خودشان نمی‌توانند تصمیم گرفته و مصلحت زندگی خودشان را بفهمند، چه طور در مورد منفعت و مصلحت ۷۰ میلیون جمعیت تصمیم گرفتند!

وی مجالس شورای اسلامی بعد از مجلس ششم و مجلس خبرگان را فرمایشی توصیفه کرده و مدعی شد: مجلس هفتم خانه نمایندگان ملت نبود، خانه نمایندگان حکومت بود، مجلس‌های   

یکی از عناصر افراطی جبهه منحله مشارکت در جمع اصلاح‌طلبان همدان اظهارات فتنه‌انگیزانه‌ای را بیان کرد.
بعدی هم این طور است.

وی در ادامه به تطهیر فتنه‌گران و فتنه ۸۸ پرداخته و آن را یک مطالبه عمومی و جنبش بر حق انتقادی تعبیر کرده (!) و آن را ادامه انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت دانسته و می‌گوید: اگر بعد از انقلاب مشروطه با نهضت ملی شدن نفت مواجه می‌شویم، یا بعد با قیام ۱۵ خرداد و سپس با انقلاب اسلامی و پس از آن با جنبش اصلاحات در ۷۶، حوادث ۸۸ و پس از آن با انتخابات سال ۹۲ مواجه شدیم همه به این خاطر است که ما یک مطالبه عمومی داریم که جواب نگرفته است.

این فعال تندرو در ادامه مدعی می‌شود: اگر پرونده سال ۸۸ بسته شده بود چرا عکس رهبران جنبش اعتراضی بعد از انتخابات سال ۹۲ در دست‌های جمعیت است!

رضوی فقیه همچنین با اشاره این که نظامی که از دلش کهریزک بیرون بیاید، نظام دوست داشتنی نیست، افزود: نظامی که از دلش حصر بیرون بیاید محبوب نیست!

هجمه آزادانه و بدون کوچک‌ترین ملاحظه به اساس و اصول نظام و انقلاب و مقامات ارشد کشور جای تعجب فراوان است؛ به نظر می رسد طیف فتنه گر و ضدانقلاب روی کار آمدن دولت یازدهم را به معنای مهیا شدن فضای مجدد هجوم به اصول انقلاب و اسلام احساس کرده اند.

بر این اساس ضروری است که دستگاه‌های امنیتی و قضایی در این حوزه اقدامات موثری و ملموسی انجام دهند که فتنه گران باز هم دچار توهم سال ۸۸ و دوران اصلاحات نشوند.

رضوی فقیه از اعضای آشوب طلب دفتر تحکیم در دهه ۷۰ بود که به حزب مشارکت نزدیک شد و به مأموریت از این حزب تندرو در انتخابات سال ۸۸ وارد ستاد اصلی کروبی شد تا در حلقه‌ای با حضور عناصری تندروی دیگر کروبی را برای القای تقلب و انتشار شایعه و ایجاد تشنج مدیریت کنند. وی پس از حوادث فتنه ۸۸ به پاریس رفت و دو سال بعد به کشور بازگشت.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1392ساعت   توسط محمد   | 

اطلاعات فنی که به لطف گزارش آژانس در دسترس قرار گرفته نشان می دهد آخرین نسل سانتریفیوژهای فوق مدرن ایران موسوم به IR-۸ قربانی توافق ژنو شده و ایران نتوانسته عملیات تزریق گاز به این ماشین را انجام بدهد.

چند هفته پس از توافق ژنو و در میانه مذاکرات کارشناسی میان ایران و ۱+۵ به یکباره جنجالی درباره برنامه تحقیق و توسعه ایران به راه افتاد.

در حالی که توافق ژنو می گوید ایران می تواند برنامه تحقیق و توسعه غنی سازی کنونی خود را بدون انباشت مواد ادامه دهد، رسانه های غربی خبر دادند که ایران یک ماشین منفرد پیشرفته را در بخش تحقیق و توسعه نطنز نصب کرده و قصد گازدهی به آن را دارد اما این کار از دید ۱+۵ نقض توافق ژنو است و ایران باید آن را متوقف کند.

استناد ۱+۵ به صفت «کنونی» (Current) در متن توافق ژنو بود و می گفتند ایران صرفا می تواند برنامه تحقیق و توسعه غنی سازی کنونی خود را ادامه بدهد و نمی تواند این برنامه را وسیع تر از این که هست بکند و بنابراین حق نصب ماشین جدید در بخش تحقیق و توسعه و تست آن را ندارد.

با وجود اینکه مقام های تیم مذاکره کننده و همچنین سازمان انرژی اتمی در آن زمان درباره این موضوع سکوت کردند، ولی اکنون آژانس خبر داده است که ایران این ماشین را نصب کرد ولی از گازدهی به آن خوداری نمود.

در پاراگراف ۳۰ از گزارش اخیر آژانس در این باره آمده است: «در چهارم دسامبر ۲۰۱۳ (۱۳ آذر ۱۳۹۲)، ایران پرسشنامه اطلاعات طراحی به روز شده ای را درباره «سانتریفیوژهای جدید» تکی که این کشور آن را IR-۸ نامگذاری و در بخش تحقیق و توسعه نطنز نصب کرده در اختیار آژانس قرار داد».

آژانس سپس شرح داده که این ماشین با UF۶ گازدهی نشده و قابلیت غنی سازی آن تست نشده باقی مانده است.

به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که توافق ژنو عملا برنامه تحقیق و توسعه ایران را هم Halt کرده و این خسارتی بسیار بزرگ برای صنعت هسته ای ایران خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1392ساعت   توسط محمد   | 

حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:

۱- شاید برادر عزیزمان جناب حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق‌نوری، آنچه را در این یادداشت آمده است خوش نداشته باشند و به گلایه ابرو درهم کشیده و نگارنده را ملامت کنند «تو‌که مرا می‌شناسی چرا»؟! که باید گفت «چون شما را می‌شناسم، این وجیزه را نوشتنی یافته‌ام».

عصر روز یکشنبه هفته جاری، آقای ناطق‌نوری به عنوان سخنران در مجلس ختم مجاهد صادق و صابر، مرحوم حاج‌ابوالفضل حاجی‌حیدری، با اشاره به شرایط کنونی کشور گفت؛ «هم‌اکنون یکی از بدبختی‌های کشور ما این است که گرفتار تندروها و بی‌ترمزها هستیم». این سخن که «تندروها» و «بی‌ترمزها» خطر آفرینند و می‌توانند کشور را با آسیب‌های جدی روبرو کنند، سخنی پذیرفتنی و قابل قبول است. اما، مادام که برای «تندروی» و «بی‌ترمزی» مصداق و نمونه‌ای ارائه نشود، نمی‌توان درباره آن به قضاوت نشست. آقای ناطق تاکید می‌کنند که هم‌اکنون کشور ما گرفتار تندروها و بی‌ترمزهاست، بنابراین تعریف مشخصی از تندروی دارند و افراد و جریاناتی را می‌شناسند که به عقیده ایشان برای کشور «بدبختی»! و «گرفتاری»! به بار آورده‌اند! و اگرچه آدرس و نشانه‌ای از تندروها و بی‌ترمزهای مورد نظر خویش ارائه نکرده‌اند ولی با توجه به مواضع اخیر ایشان و گرایش سیاسی جدیدی که احتمالا پیدا کرده‌اند می‌توان حدس زد، چه کسانی را تندرو و بی‌ترمز می‌دانند و ... بخوانید!

۲- هیچ حزب و گروهی را نمی‌توان یافت که برای معرفی خود از واژه‌ها و شعارهای ارزشی و مورد قبول مردم استفاده نکرده باشد. بنابراین بدیهی است که برای پی بردن به هویت واقعی یک جریان سیاسی نمی‌توان به آنچه روی تابلوی گروه نوشته شده است، بسنده کرد، بلکه بایستی مواضع و عملکرد جریان سیاسی با تابلو و شعاری که برای معرفی خود برگزیده است، مقایسه شود.

حالا - البته با عرض پوزش- باید از جناب ناطق پرسید، آیا سران و عوامل فتنه ۸۸ را نمی‌شناسید؟! آنان که با دروغ بزرگ تقلب در انتخابات و تحت مدیریت آشکار مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس، کشور را به آشوب کشیدند، مردم بی‌گناه را به قتل رساندند، به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام اهانت ورزیدند، نمازگزاران روز عاشورا را سنگباران کردند، مسجد را به آتش کشیدند، تصویر مبارک حضرت امام(ره) را پاره و لگدمال کردند، به گواهی اسناد غیرقابل انکار موجود از ملک عبدالله‌سعودی برای فتنه‌انگیزی در ایران اسلامی کمک مالی گرفتند! با جرج‌سوروس، سرمایه‌دار صهیونیست آمریکایی ملاقات‌های پی‌در‌پی داشتند، فرمول دیکته شده کودتای مخملی جین شارپ، مایکل لدین، ریچارد رورتی و... را مو به مو به اجراء گذاشتند، روی کلمه مبارک اسلام از جمهوری اسلامی ایران خط کشیدند، شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است»! سردادند، روز قدس به نفع اسرائيل و روز مبارزه با استکبار جهانی به نفع آمریکا شعار دادند و... تا آنجا که شیمون‌پرز با صراحت از اصلاح‌طلبان به عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران»! یاد کرد، نتانیاهو آشکارا اعلام کرد «اصلاح‌طلبان به نمایندگی از اسرائیل با رژیم آخوندی ایران می‌جنگند»! اوباما، حمایت از آنان را یک هدف استراتژیک برای آمریکا دانست، سفارتخانه‌های انگلیس، کانادا و آلمان برای حمایت مالی و سیاسی و تدارکاتی از آنان همه امکانات خود را به صحنه آوردند و...

جناب ناطق! به یقین جریان یاد شده را می‌شناسید، و از کینه‌توزی آنان علیه اسلام و انقلاب و نظام و امام(ره) در جریان فتنه آمریکایی - اسرائیلی ۸۸ باخبرید، از این روی و با توجه به سوابق اسلامی و انقلابی حضرتعالی نمی‌توان باور کرد تابلوی «اصلاحات»! را که این جریان روی دکه حزبی خود برافراشته است، باور کرده‌باشید! و بی‌تردید، باورها و داشته‌های دینی جنابعالی به شما اجازه نمی‌دهد برای معرفی سران و عوامل اصلی این جریان - و نه همه اصلاح‌طلبان - از واژه‌ای غیر از «وطن‌فروش» و «مفسد فی‌الارض»! استفاده کنید. اگر چنین است - که هست و باید باشد‌-تعجب‌آور و صدالبته تأسف‌آور نیز هست که این روزها به جریان یاد شده نزدیک شده‌اید! و یا دستکم این که با آنان مرزبندی مشخص ندارید، تا آنجا که جریان مورد اشاره، همه جا در رسانه‌ها و محافل و مصاحبه‌ها و اظهارنظرها جناب ناطق را در جبهه خود تعریف می‌کنند و حضرت ایشان نیز نه فقط در مقابل این ادعا کمترین عکس‌العملی نشان نمی‌دهد، بلکه با اظهارات و مواضع چند ساله - و مخصوصا چندماهه - اخیر خود، ادعای آنان را تائید نیز می‌کند!

حالا باید از حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق‌نوری پرسید، منظور حضرتعالی از «تندروها» و «بی‌ترمزها»یی که به قول شما برای کشور بدبختی و گرفتاری آفریده‌اند کیست؟! بعید به نظر می‌رسد که سران و عوامل فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸ و پادوهای میدانی آنها مصداق مورد نظر جنابعالی باشند، زیرا، به دلایل و نشانه‌های پیش‌گفته، این تلقی پدید آمده است که خواسته یا ناخواسته در قاب سیاسی آنها ظاهر شده‌اید و یا - انشاءالله - به خطا، چنین تصوری درباره حضرتعالی پدید آمده است. بنابراین باید به فتنه‌گران و رسانه‌‌های زنجیره‌ای و حامیان بیرونی آنها حق داد! که نیروهای پاکباخته و متعهد نظام و حزب‌الله همیشه پا به رکاب اسلام و انقلاب را مصداق اظهارنظر جنابعالی بدانند و با ذوق‌‌زدگی‌ بنویسند «با این اوصاف، مشخص است که ناطق‌نوری درصدد حرکت در مسیری است که این روزها در عرصه سیاسی کشور به اعتدال مشهور شده است و فعلا هم نماینده‌ای دیگر جز حسن روحانی ندارد. اگرچه که محرک اولیه‌اش هم‌پیمانی اکبر هاشمی‌رفسنجانی، حسن خمینی و محمد خاتمی و ناطق‌نوری است»!...

۳- آقای ناطق‌نوری به یقین می‌دانند که اگر حزب‌الله یعنی توده‌های عظیم و پا به رکاب اسلام و انقلاب نبود و در روزهای بدحادثه نظیر فتنه آمریکایی-اسرائیلی ۸۸ کف خیابان نمی‌آمد و از نظام اسلامی، مردم این مرز و بوم و خون به ناحق ریخته شهیدان بزرگوار دفاع نمی‌کرد، و حماسه‌های ماندگاری چون ۹دی را نمی‌آفرید، امروز ایران اسلامی و مردم شریف آن زیر سیطره آمریکایی‌ها از نفس افتاده بودند.

جناب ناطق! حضرتعالی و بسیاری از مسئولان و صاحب‌منصبان دیگر، پست و مقام و زندگی آرام و بی‌دغدغه خود را مدیون فداکاری و پاکبازی کسانی هستید و هستیم که آنان را «تندرو» و «بی‌ترمز» می‌نامید! و یا دیگران با استناد به سخن جنابعالی آنها را تندرو و بی‌ترمز می‌نامند! کاش توضیح می‌دادید- و هنوز هم دیر نشده - که منظور شما با آنچه اصحاب فتنه و دشمنان این مرز و بوم از سخن جنابعالی برداشت کرده و در آن می‌دمند متفاوت است.

۴- این نکته نیز گفتنی است که واژه «بی‌ترمز» در دوران جنگ تحمیلی و از سوی دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها به بسیج و بسیجیان نسبت داده شده بود! و البته نگارنده نیز به گونه‌ای دیگر بر این باور است که بسیجی بی‌ترمز است، با این توضیح که وابستگی‌ها و دلبستگی‌هایی نظیر چرب و شیرین دنیا، زندگی مرفه و اشرافی، خانه‌های لوکس و ماشین‌های گران‌قیمت و... که برای دنیادوستان، نقش «ترمز» را بازی می‌کند و مانع حضور بی‌تکلف آنان در روزهای حادثه و دفاع و حمایت جانانه و ایثارگرانه از اسلام و انقلاب و نظام و مردم است، برای بسیج و بسیجی‌ها «ترمز» نیست. بسیجی‌ها‌ نه در سر سودای سود دارند و نه در دل غم بود و نبود. از من و ما گذشته‌اند و به خدا پیوسته‌اند... با نگاه از این زاویه، بسیج بی‌ترمز است و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جایگاه برجسته و اقتدار مثال‌زدنی خود را وامدار همین بی‌ترمزهاست.

و بالاخره امید آن که برادر عزیزمان جناب آقای ناطق‌نوری، عذر نگارنده را بپذیرند و بر او خرده نگیرند که در این وجیزه بی‌تکلف درباره ایشان قلم زده است؟!... چرا که؛ برای دوستان، سوءاستفاده غریبه‌ها از دوست تلخ و ناگوار است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت   توسط محمد   | 

در گفت و گوی شبکه المنار با یکی از محافظان سید حسن نصرالله از وی سؤال می شود: چقدر سید حسن را دوست داری؟ وی پاسخ می دهد: آنقدر که امر کند الان بمیر؛ می میرم.

در ادامه مجری شبکه از او می پرسد: چقدر امام خامنه ای را دوست داری؟ محافظ دبیرکل حزب الله لبنان پاسخ قابل تأملی می دهد و می گوید: آنقدر که اگر امر کند سر سید حسن را بیاور؛ می بَرم.

شما چه برداشتی از این پرسش و پاسخ دارید؟
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت   توسط محمد   | 

محمدرضا عارف در مصاحبه با روزنامه اصلاح طلب اعتماد درباره ماجرای جنجالی کنار رفتنش از صحنه انتخابات خرداد ماه 92 گفت:

* در هواپیما بودم که فکسی ناخوانا و کمرنگ از آقای خاتمی به دستم رسید که از مضمونش متوجه شدم درخواستی است برای کناره‌گیری من. پرسیدم گفتند که آقای خاتمی با شما تماس تلفنی گرفته بودند تا از شما بخواهند به نفع حسن روحانی کناره‌گیری کنید اما به تماس ایشان پاسخ ندادید.

* برای اولین بار است که اینها را می‌گویم ساعت 5 یا 6 عصر 22 خرداد ماه بود و من در سفرهای انتخاباتی در شیراز برای سخنرانی آماده شده بودم و در حال رفتن به جایگاه بودم که گفتند از طرف آقای خاتمی تماس گرفته شده است. در آن زمان حقیقتا فرصتی برای پاسخگویی نبود و مردم منتظر سخنرانی بودند، در نهایت شب 22 خرداد بود که با نزدیکانم نشستی برگزار کردم و تصمیم بر این شد تا کناره‌گیری کنم.اگرچه تشخیص من چیز دیگری بود اما معتقدم اگر در یک حکومت معنوی مسوولیتی از دوش فردی برداشته شود جای خوشحالی هم دارد.

*من با این سازو کار موافق نبودم. این را برای اولین بار است که طرح می‌کنم با جمع‌بندیها موافق نبودم و فقط به خاطر قول و قرارهای اخلاقی با آقای خاتمی کناره‌گیری کردم.

* تحلیل‌های دوستانم این بود که رقیب به دنبال این بود که بداند در نهایت من به صراحت اسم آقای روحانی را می‌برم یا نه؟ در آن زمان تبلیغات ممنوع بود و به همین دلیل نامی از روحانی نبردم.

*تحلیل‌ رقیب این بود که من تا پایان می‌مانم. آنها فکر نمی‌کردند که من به نفع آقای روحانی کناره‌گیری کنم حتی برخی از دوستان اصلاح‌طلب هم فکر نمی‌کردند من چنین کاری انجام دهم.

*(چرا برخی اصلاح‌طلبان تصورش را نمی‌کردند که شما به نفع آقای روحانی کناره‌گیری کنید؟) اینها را بعد‌ها بازگو می‌کنم و فعلا نمی‌خواهم وارد این موضوعات شوم».

*(اگر پیشنهاد کناره‌گیری به آقای روحانی داده می‌شد ایشان می‌پذیرفت به نفع شما کنار برود؟) اینکه آقای روحانی عمل می‌کرد یا نه را نمی‌دانم. پرسیدم چیزی هم دراین باره از گوشه کنار و و دوستان‌تان نشنیدید؟ که خندید و گفت چرا مهم این است که به من پیشنهاد شد و پذیرفتم من وکیل دیگران نیستم.

*من دو ملاقات با آقای روحانی پس از انتخابات با ایشان داشتم در ملاقات اول که برای تبریک رفته بودم فرضم این بود که بنده وظیفه کمک به دولت دارم و حقیقتا دلم می‌خواست به دولت او کمک کنم. تا قبل از دیدار دوم بحث اصلی این بود که جایگاهم در دولت ایشان در چه سطحی باشد اما من در دیدار دوم این موضوع را مطرح کردم که چگونه باید حضور 73 درصدی مردم را که انصافا سرمایه عظیمی است حفظ کرد.

*من توقعی از ایشان نداشتم. شاید انتظاری که داشتم این بود که با توجه به تجربه 30 سال مدیریتی‌ام آقای روحانی در برخی امور بیشتر از من مشورت می‌گرفتند. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1392ساعت   توسط محمد   | 

در پی نقش بستن تصویر پلنگ ایرانی بر پیراهن تیم ملی فوتبال در رقابت‌های جام‌جهانی، یکی از پلنگ‌های ساکن در جنگل دالاخانی رامسر با ارسال نامه‌ای به روزنامه، توضیحاتی ارائه کرد.
ریاست محترم محیط‌زیست

سرکار خانم ابتکار

از آنجا که شما به عبارتی رئیس ما هم محسوب می‌شوی و صد البته از آنجا که رسیدگی به جان ما نیز بر عهده شماست، باید عرض کنم خانواده بزرگ پلنگ‌ها که بعضا در گونه‌ای انواع، به عارضه تهدید، بلکه انقطاع نسل دچار است، هرگز نیازی به کارهای سمبلیک و دهان پرکن نظیر چسباندن چهره در لباس تیم ملی نداریم! صدالبته ما نیز اگر چه پلنگ اما بالاخره ایرانی هستیم و لباس تیم ملی را مقدس می‌دانیم، لیکن این قبیل ابتکارها، برای ما پلنگ‌ها کار نمی‌شود، نان و آب نمی‌شود! مع‌الاسف شما «کار باخود» را به «ابتکار بی‌خود» فروخته و همه‌اش در فکر دک و پز و سوءاستفاده از ما پلنگ‌ها هستید که خود را طرفدار محیط‌زیست نشان دهید و این مهم قطعا مرضی رضای خداوند نیست و «کاسبی با پلنگ» حساب می‌شود! آیا بهتر نیست آن وقتی که شما برای این مثلا ابتکار گذاشتید، خرج دوا و درمان خودمان می‌کردید؟! نکند نیمی از ما پلنگ‌ها هم در انتخابات، رای به بی‌قانونی داده‌ایم؟! البته همین جا بگویم اگر قرار است به ما پلنگ‌ها هم، همانطور رسیدگی کنید که به انسان‌ها «سبد کالا» دادید، ما از شما می‌خواهیم ما را به خود واگذارید که به قولی؛ «چو خیرت نیست، شر مرسان!»

لازم به ذکر است ما پلنگ‌ها جملگی بالای ۵۰۰ هزار تومان در ماه کاسبیم و اگر هفته‌ای ۲ تا هم بز کوهی شکار کنیم، بالای یک تومان می‌شود!!

شما رئیس سازمان محیط‌زیست هستی و شگفتا! اینقدر که از ما پلنگ‌ها حرف می‌زنی، از خود انسان‌ها سخن نمی‌گویی. قدر مسلم ما در کوه و جنگل، یک هوای پاکی داریم که بتوانیم تنفس کنیم اما این ننه‌مرده‌های ساکن در تهران و دیگر شهرهای بزرگ، آیا آدم حساب نمی‌شوند؟! چطور در نظر شما، ما پلنگ‌ها، آدم حساب می‌شویم اما خود آدم‌ها، آدم حساب نمی‌شوند؟! آیا بهتر نیست کمی هم به جای کاسبی با ما پلنگ‌ها، به فکر آلودگی هوای تنفس خود آدم‌ها باشید؟!
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت   توسط محمد   | 

1: برد-برد : را مردم زمانی می گویند که دزدی صورت بگیرد و مردم داد می زنند برد برد ! و دیپلمات ها زمانی می گویند که به یک پیروزی بزرگ برسند !!!...

2:یارانه : همان گداپروری سابق از دولت به ملت و در زمان کنونی به عملی می گویند که از کدخدا به دولت صورت می گیرد ...

3:لبو فروش : افرادی هستند که خواسته یا ناخواسته به شغل شریف کلاه گذاشتن مبادرت نفرموده ! و بجای آن در انتخابات ها افرادی اصیل و تحصیل کرده هستند و در زمان کنونی طبق گفته ی سریع المداد  افرادی بی سواد و ... هستند !

4:آزادی بیان : شیرین ترین دروغی که می شد از یک گروه شنید. از نتایج شکرک زدن آن می توان به توقیف و شکایت و .. اشاره کرد...

5:خزانه خالی : مکانی است که خالی از پر است و شاید هم پر از خالی است! ولی با هوای موجود آنجا می توان برای تغییر دکوراسیون مهم ترین اتاق ساختمان پاستور.مبلغ چند میلیارد تومانی هزینه کرد...!

6:غلط کردم : به عمل و سخنی می گویند که یکی از سران فتنه سبز این روز ها برای بازگشت به قدرت ناچار است در هر سخنرانی آن را چند بار تکرار کند..

7:تخلیه تهران : ابتکاری ترین روشی برای مشکل آلودگی هوای تهران که می شد از مبتکرین ترین عضو کابینه ی اعتدال شنید !

8: پلمب : به عملی می گویند که یک عده 10 سال پیش انجام دادند و این بار برای محکم کاری دوباره انجام می دهند و معیاری برای افزایش عزت پاسپورت های ایرانی...

9: مشاور:پاچه خوار سابق و در زمان حال کسی است که به دلیل نداشتن عضوی ارزشمند به نام مغز !!!  نصف مردم را بی قانون و افراطی بداند ...!

10:استقبال : به عملی می گویند که سربازان و بچه دبستانی ها به صورت خودجوش در استقبال از برخی از مسئولین آنتی پوپولیست انجام می دهند...

11:قهوه: چیزی است که هر چه بیشتر با غربی ها خورده شود نشان از پیشرفت دیپلماسی و گشایش در تحریم ها می باشد !

12:چای : چیزی که درجه اش از قهوه پایین تر است ! و بیشتر در شهرستان ژنو با بانو اشتون خورده می شود و نشان دهنده میزان پیروزی در مذاکرات است...

13:  2600 : میزان تیز بودن تیغ کمباین های شایسته سالاری است ! عزل 2600 مدیر در عرض شش ماه ...

14: 10 کیلو : به فناوری خیلی پیشرفته ایی می گویند که ایران آن را ندارد ! به گفته وزیر صنعت به دلیل نداشتن فناوری بسته بندی 10 کیلویی ایران قادر نیست برنج هایش را با این مقدار بسته بندی کند !....

15:پیام 24 خرداد : به پیامی می گویند که صدای خواندن وشنیدن آن از صدای موتور کمباین های کشاورزان ! شدیدتر بوده و نتیجه ی نخواندن آن را مدیران 24 دانشگاه به خوبی می دانند...

16: فروختن : به عملی می گویند که حقوق دان ها از آن سر رشته ایی ندارند ! و برای همین بجای فروختن ! معمولا به اکسید کردن مواد مربوطه روی می آورند...

17:حاج محمود : را عامل انقراض دایناسور ها و به وجود آمدن پستانداران بعد از دایناسور ها می دانند ! و همچنین یکی از علل پیدایش قطب جنوب در شمال تهران معرفی شده است!...

18:خاطره : به عملی می گویند که افراد بعد از خوردن پسته های لب خندان زیاد در هنگام خواب برایشان اتفاق می افتد ! و بعد آن را برای تاریخ نگاری استفاده می کنند ...!

19: دایره نظام : یک چیزی شبیه به استوانه نظام است ! منتها در کف و قاعده ی استوانه قرار دارد ! گفتنی است این دایره در سال 91در مشهد برای اولین بار توانست پوست موز کف خیابان را به مراسم شب قدر ربط دهد ! فعلا در حال تکاپو برای ریاست مجلس است....

20:مناظره : به کاری می گویند که برخی افراد بعد از چهار سال هنوز احساس سوختگی ناشی از آن را در ... خود حس می کنند ! و برای همین از انجام مناظره دوباره در باب مسائل اقتصادی طفره می روند...

21:ویژه خواری : به عملی می گویند که اگر کسی که از ما نباشد انجام دهد فساد است ! ولی اگر کسی از ما باشد انجام دهد از نبوغ اقتصادی وی به حساب میاید ! گفتنی است افرادی با 12 اتهام اقتصادی و امنیتی هیچ گاه ویژه خواری نکرده ! بلکه تغذیه ی ویژه کرده اند...

22: دانا : به افرادی می گویند که به دلیل داشتن سطح بالایی از دانش درو کردن با داس !!! می توانند هر کسی را عزل و نصب بکنند !

23: کارت زرد : به چیزی می گویند که اگر برای دولت قبل باشد ! حق است ! و اگر برای این دولت باشد ! با واکنش شدید استوانه و سایر اشکال هندسی طرفدار او مواجه می شود !

24: تئوریسین : به کسی می گویند که از شاگردان کنل ولادیمر لیاخوف روسی ( کسی مجلس ملی را  به توپ است )  باشد ! گفتنی است این فرد قبلا توسط دوستانش قرار بود شهید اصلاحات در ایران شود ! البته زهی خیال باطل ....! 

25: آشتی کنان : به عملی می گویند که از نشانه های بارز اعتدال می باشد ! فرقی ندارد که طرف مقابل  دعوا ! شیطان کوچک باشد یا بزرگ ! مهم آن است که در مواردی با هر نوع شیطان و با هر اندازه ایی ! انسان بتواند یا با تلفن یا تنها در اتاقی قهوه میل کند !

26:  دادگاه خانواده : به مکانی می گویند که در سابق برای مشکلات خانوادگی افراد بود ! ولی اکنون مکانی است برای رفت و آمد و مصاحبه با خبرنگاران با استوانه زاده ها (آقازاده ها) می باشد ! صرفا این مکان خاصیت دیگری ندارد !


27: شهرداری : آرزو بر آقازاده ها عیب نیست ! تعریف دیگری ندارد!


28: اتوبان : مکانی است که هم مردم آزار دارد و هم مداح ! و گاهی اوقات در ساعت 2 نصف شب تعدادی خبرنگار و دوربین موبایل در آنجا یافت می شود ! اکنون برای ساختن شایعه توسط یک عده از آن استفاده می شود...!

29: صراط : در عربی به معنای راه است ! ولی در فارسی به چیزی می گویند که برای افزایش بازدید و درآمد ! می توان از آن برای کوبیدن دوستان استفاده کرد !

30: چادر : به چیزی می گویند که دیپلمات های سخنگو آن را دارند ولی همسران دیپلمات های خندان بعضی هایشان آن را ندارند ...

31: دلار : در سابق از افزایش ارزش آن برای اعلام ورود آقازاده معروف به کشور و از کاهش دادن ارزش آن برای اعلام حضور استوانه در انتخابات استفاده می شده است ! و از وزن آن برای کوبین رقیب توسط اشکال هندسی شبیه به استوانه استفاده می شود ! اکنون وسیله ایی است برای ترساندن مردم از چرخ های سانترفیوژ !

32: آقوی همساده : به فردی می گویند که با آمدن دولت معتدل ! دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارد ....

33: دستشویی : مکانی است که مردم از آن برای ریختن گلاب به رویتان استفاده می کنند ! ولی مهم ترین کاربرد آن !برای مذاکره تلفنی صمیمی ترین دوست انگلیسی حقوق دان ها !!! با طرف ایرانی می باشد !

34: 800 گرم : وزن پنیری می باشد که دولت برای جلوگیری از پوکی استخوان افراد حمل کننده ی سبد کالا به مردم می دهد ...

35: کیهان : به چیزی می گویند که موی دماغ سبزک ها و بنفشک ها باشد ! میزان خارش! آن برای این افراد بسته به تحرک این افراد برای رسیدن به قدرت و همچنین بستن سایت های هسته ایی برای چرخیدن زندگی آقازاده ها و نه مردم می باشد ....



برگفته شده از فرهنگ پروازfarhangeparvaz.blog.ir
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1392ساعت   توسط محمد   | 

صادق زیباکلام با نگارش نامه‌ای به حسین شریعتمداری نسبت به رویکرد وی در انتقاد از توافق هسته‌ای ایران انتقاد کرد.

متن این نامه به شرح زیر است:

«بسمه تعالی

حضرت حاج حسین شریعتمداری

نماینده مقام معظم رهبری و مدیرمسئول روزنامه کیهان دامت اقباله

 با سلام و تحیات، مسبوق هستند که حقیر هفته گذشته مرقومه‌ای به جناب حجت‌الاسلام حمید رسایی معروض داشتم. در آن عریضه از جناب ایشان و همفکرانشان که بنای مخالفت با توافق هسته‌ای ژنو گذارده‌اند پرسیده بودم که فعالیت‌های هسته‌ای‌مان چه حاصل اقتصادی و کدام ما به ازایی برای رشد و توسعه کشور داشته‌اند؟

 چه به واسطه آن نامه و چه به واسطه مواضع مشابه، آن جریده شریفه مطالبی علیه اینجانب درج کرده‌اند.

 بنده به هیچ روی سودای پاسخ‌دهی به آنها را ندارم. قصدم بیشتر آن است که به استحضار برسانم که اصل سوال همچنان سر جایش باقی است. کشوری که، جناب شریعتمداری، سرانه دوا و درمان و آموزش و پرورش آن همردیف کشورهای توسعه‌نیافته و آفریقایی است، محیط زیست آن بدل به زباله‌دانی بزرگی شده و منظما دارد از بین می‌رود، سطح آب‌های زیرزمینی آن به دلیل بی‌توجهی و نبود بودجه ده‌ها متر پایین رفته و کشور را در معرض یک بحران جدی خشکسالی قرار داده، با 5،6 میلیون بیکار روبه‌روست و هزار و یک مشکل دیگر دارد، آیا درست است این همه توانش صرف برنامه‌های هسته‌ای‌اش بشود؟

 جناب شریعتمداری، گیریم بنده ناصبی، دهری، بابی، زندیق و جزء سایر ملاحده و جنود شیطانی خذلهم الله و جنابعالی و سایر موافقین هسته‌ای وفقه الله در صراط مستقیم و کامروا در هر دو دنیا. اما اصل سوال همچنان سرجایش باقی مانده: هسته‌ای چه کمکی به پیشرفت و رشد و توسعه اقتصادی ما کرده است؟

 ایام به کام باد

صادق زیباکلام

هشتم بهمن‌ماه یک هزار و سیصد و نود و دو»

 اما آقای حسین شریعتمداری پاسخ وی را اینگونه داد:

زیباکلام در نامه‌ای خطاب به مدیر مسئول کیهان که جز کیهان به سایر رسانه‌ها و سایت‌ها ارسال شده (!) می‌نویسد: کشوری که سرانه دوا و درمان و آموزش و پرورش آن هم‌ردیف کشورهای توسعه‌نیافته و آفریقایی است؛ محیط‌زیست آن بدل به زباله‌دانی بزرگی شده و منظما دارد از بین می‌رود؛ سطح آب‌های زیرزمینی آن به دلیل بی‌توجهی و نبود بودجه دهها متر پایین رفته و کشور را در معرض یک بحران جدی خشکسالی قرار داده؛ با ۵/۶ میلیون بیکار روبروست و هزار و یک مشکل دیگر دارد، آیا درست است این همه توانش صرف برنامه‌های هسته‌ای‌اش بشود؟

 وی می‌افزاید: جناب شریعتمداری، گیریم بنده ناصبی، دهری، بابی، زندیق و جزء سایر ملاحده و جنود شیطانی خذلهم‌الله و جنابعالی و سایر موافقین هسته‌ای وفقه‌الله در صراط مستقیم و کامروا در هر دو دنیا. اما اصل سوال لکن همچنان سر جایش باقی مانده: هسته‌ای چه کمکی به پیشرفت و رشد و توسعه اقتصادی ما کرده است؟

 

آقای زیباکلام توضیح نمی‌دهد که اولا بر چه مبنایی سرانه درمان و آموزش و پرورش ایران را با کشورهای توسعه‌نیافته‌ آفریقایی مقایسه می‌کند؟ ثانیا اگر ایشان واقعا غصه بیکاری و مشکلات موجود اقتصادی را دارد، چرا از متهم اول سوءاستفاده و فساد اقتصادی ۳ هزار میلیاردتومانی با این ادعای خلاف واقع که او کارآفرین است، دفاع کرد حال آن که آن غارتگر اقتصادی پول هنگفت ۳ هزار میلیاردی را نه از راه خلاقیت و تولید و کارآفرینی، بلکه با زد و بند و دادن چمدان‌های رشوه‌ای که هر کدام بالغ بر ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون رشوه را بالغ می‌شدند، به دست آورد؟

 نکته سوم این است که آقای زیباکلام چرا به جای استدلال معقول و متین، خودزنی می‌کند؟! و با مظلوم‌نمایی چنین القا می‌کند که او را ناصبی و بابی و دهری و زندیق می‌شمارند؟ در کدام رسانه به ایشان چنین تهمتی زده‌اند؟! این هم از زرنگی‌های نه چندان آمیخته با نبوع آقای زیباکلام است که به هنگام تنگ آمدن عرصه استدلال‌، اقدام به مظلوم‌نمایی و تحریک عواطف می‌کند. آقای زیباکلام با همان ادبیات آمریکایی‌ها مدعی شده باید غنی‌سازی را جمع کرد و آقای داریوش سجادی اصلاح‌طلب و مشاور سابق کروبی در واکنش به اظهار نظر ایشان گفت؛ این حرف، شبیه سخنان سپهبد رزم‌آرا در بحبوحه نهضت ملی شدن نفت است مبنی بر اینکه ملت ایران وقتی نمی‌تواند آفتابه بسازند، چه ادعایی برای ملی کردن نفت دارند.

 جوهر استدلال آقای زیباکلام این است که برنامه هسته‌ای به هزینه‌ها و دردسرهایش نمی‌ارزد. اما سوال این است که آیا مسئله ما با آمریکا صرفا همین برنامه هسته‌ای است؟! اگر مثلا همین آمریکایی‌ها گفتند آقای زیباکلام و بقیه ملت ایران نباید نفس بکشند چون باعث آلودگی هوا و تولید دی‌اکسید کربن می‌‌شوند! یعنی آقای زیباکلام و بقیه ملت ایران باید نفس نکشند؟! اگر آمریکایی‌ها گفتند ما پیشرفت ایرانی‌ها در حوزه نانوتکنوژی و... را نمی‌پسندیم باید تعطیل کنیم؟ غیرت آقای زیباکلام کجا ممکن است گل کند؟ یعنی ملت ایران باید اختیار حیات و ممات خود را به آمریکا و انگلیس بسپارند؟ اگر این‌گونه است که آقای زیباکلام نباید در تمجید از دکتر مصدق قلمفرسایی کند بلکه باید او را نیز تخطئه کند که چرا کم یا زیاد دنبال بومی و ملی کردن صنعت نفت بود.

 شما آقای زیباکلام الحمدلله ناصبی و زندیق نیستید اما در سرمقاله آن روزنامه غربگرا اذعان کردید که اگر به جای صادق زیباکلام، نام شما جانسون و اسمیت بود، حالا نظریات شما را در غرب حلوا حلوا می‌کردند!

 و اما بعدالتحریر؛ آقای زیباکلام! این بود پاسخ بنده تا ببینیم انشای بعدی شما چه باشد؟!
 

در ادامه جواب یک دانشجو را می خوانید:

به گزارش صابرنیوز،حمید رحیمی یکی از کابران شبکه های اجتماعی نوشت: جناب آقای زیباکلام ـ با سلام مهر ماه سال گذشته ابوی اینجانب متاسفانه و به جفا عمرشان را دادند به شما و به سرای باقی شتافتند! خدا اموات شما را بیآمرزد و هر چه خاک آن مرحوم است بقای عمر جنابعالی باشد. خدا بیآمرز بازنشسته نیروی هوائی ارتش شاهنشاهی بود. در قسمت RPC مسئولیت نگهداری و تعمیر و آماده سازی هواپیماهای جنگی برای پرواز را به عهده داشت. روزی در محل خدمت قطعه ای از قطعات هواپیما از دستش به زمین افتاد و یکی از مستشاران آمریکائی حاضر در محل (!) ابوی را مورد مواخذه قرار داد و آن خدابیآمرز هم نگذاشت و نه برداشت و با کوبیدن یک سیلی به گوش آن اجنبی بر سرش فریاد زد که: به تو چه!؟ مملکت خودمه و اینم (قطعه هواپیما) مال خودمونه. اصلاً می خواهم بشکنمش. به شما چه ربطی داره!؟

 

خدا بیآمرز بخاطر این جسارت یک هفته بازداشت شد و بعد از آزادی توسط فرمانده پایگاه (تیمسار ص) احضار شد و با توجه به شناخت تیمسار از حُریت ابوی دلسوزانه ایشان را نصیحت کرد که: سید می فهمی چی کار می کنی!؟ مملکت مال این آمریکائی هاست اونوقت تو برای اونا شاخ و شونه می کشی!؟ سرت رو بنداز پائین زندگیت رو بکن! علی ایحال این خاطره را گفتم تا خدمت جنابعالی معروض دارم: جناب آقای زیباکلام مرقومه شریفه شما در مورد ضرورت واگذاری انرژی هسته ای بدلیل نارضایتی «کدخدا» رویت شد.

 

محترمانه به آن «کدخدا» بفرمائید: بهمن ماه 57 در این مملکت انقلابی صورت گرفت که بعد از آن ایرانیان مصمم شدند استقلال خود را به بهای «دست تفقد شما بر سرشان» در معرض حراج نگذارند و دیگر قد رعنای خود را با مکیال مُعـَوَج شما گـز نکنند! لذا بقول ابوی به ایشان بفرمائید: «به شما چه؟» اصلاً ما می خواهیم مملکت مان را با دست خود آتش زده و به دریا بریزیم! به شما چه ربطی دارد!؟ از چه زمانی شما دایه مهربان تر از مادر برای ایرانیان شده اید؟

 

چرا باید دروغ های شما بابت انرژی هسته ای مسالمت آمیزمان را پذیرفته و موظفیم به اسم تامین اطمینان خاطر بابت آن دروغ ها، باج خواهی تان را گردن نهیم!؟ جناب زیبا کلام به «کدخدا» بگوئید: سایه نامبارک خود را از طریق تحریم ها از سر ملت ایران «لطفاً» کم کنند و بی جهت و بیش از این موجبات کراهت ایرانیان از خود را تعمیق نفرمایند!؟ الباقی بقای عمرتان (!) ایرانیان خود بلدند در سایه نبود شرارت «شما» مشکلات شان را راساً حل کنند! .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1392ساعت   توسط محمد   | 

 وطن امروز نوشت، دولتی که با حرامیان عالم، از در مذاکره همراه با رعایت آداب وارد می‌شود و حتی حلقه «هوش و ادب» به گوش خلف سیاهکار بوش می‌بندد، شگفتا! به ملت خود که می‌رسد، کلام بر مدار اهانت می‌راند. ظاهرا جرم ما این است که اوباما و جان کری و نتانیاهو نیستیم و الا بعضی‌ها نشان داده‌اند دشمن را بیش از دوست درک می‌کنند.

توافق‌شان با دشمن است و دشمنی‌شان با ما! من حالا می‌فهمم حکمت این سخن پندآموز را؛ «مردانی که در خانه، با اهل و عیال، بد تا می‌کنند، اتفاقا در برابر قداره‌بند سر خیابان، کتک‌خور ملسی دارند». جز این، چیست مگر توافق ژنو؟! هسته‌ای تعطیل شود، در ازای اینکه قلیل‌ترین حق تو را قسطی، آیا بدهند؛ آیا ندهند!

وقتی بعضی‌ها در خانه ملت، نیمی از ملت را تلویحا «افراطی، خشونتگرا و تک‌رأی» می‌نامند، مشاور ارشد هم برمی‌دارد و تصریحا «رای به بی‌قانونی» می‌خواند، رای همه آن کسانی که جز به شیخ حسن روحانی رای داده‌اند. یعنی به زعم ایشان، هم من که به قالیباف رای داده‌ام، رای به «بی‌قانونی» داده‌ام، هم تقریبا نیمی از ملت که به دیگر نامزدها رای داده‌اند. گویی رای ندادن به آقای روحانی، بیش از آنکه نماد تضارب آرا باشد، بیانگر ارتکاب ذنبی است بشدت لایغفر.

اما آقای قالیباف، شهردار محترم تهران! من به شما رای داده‌ام یا به بی‌قانونی؟! اگر رای به شما، رای به بی‌قانونی نیست -که نیست- چرا از رای من و ما به خودتان دفاع نمی‌کنید؟! و چرا جواب توهین به این بزرگی را نمی‌دهید؟! روی سخن این سؤال با دیگر نامزدهای انتخابات هم هست. آیا هر آنکه به هر دلیل، به شما رسیده و رای داده، رای به بی‌قانونی داده؟! و آیا اصل این رای، بی‌قانونی بوده یا نماد آن‌که شما باشید؟! به خدا سوگند، به ما و مصادیق رأی‌مان، مهم‌ترین اتهامی که هرگز نمی‌چسبد، همین تهمت زشت و زننده «بی‌قانونی» است. اگر کسی می‌خواهد «بی‌قانونی» را بشناسد، بهتر است داستان سران فتنه سال ۸۸ را بخواند. بی‌قانونی اصل کاری، رفتار و گفتار هشتاد و هشتی همان دربه‌در آواره و از اینجا مانده و از آنجا رانده‌ای است که با علم بر فقدان تقلب، در این دروغ بزرگ دمید و هم‌پیاله با قانون‌شکنان، نفاق و خیانت را بدان حد رساند که دیگر حتی مراجع ذاتا مهربان تقلید هم، او را به حریم مقدس خود راه نمی‌دهند.

آری! برای ما عین آب خوردن بود که کاری می‌کردیم بعضی‌ها به جای مذاکره با حرامیان عالم، دربه‌در دنبال رایزنی با ما می‌گشتند که کف خیابان را رها کنیم تا دولت در شرف تشکیل‌شان اساسا بتواند نفسی بکشد. فی‌المثل، برای نماد مدیریت جهادی، کار دشواری بود که به جای تبریک زودهنگام به آقای روحانی، نشانی کف خیابان بی‌قانونی را به هواداران خود نشان دهد؟! ایضا سایر نامزدها، آیا نمی‌توانستند با دولت تازه روی کار آمده، کاری کنند که جناب ترکان، دقیق‌تر ملتفت بی‌قانونی شوند، بلکه دیگر این همه نعمت قانون‌گرایی دیگران را کفر نگویند؟! من واقعا عذر می‌خواهم، اما از قرار، خوبی قانون‌گرایی اگر از حد بگذرد، نادان خیال بد کند! شاید ما خیلی زود به فرد پیروز انتخابات، تبریک گفتیم که حالا ناسزای بی‌قانونی، توسط مشاوران ارشد، سهم‌مان شده است! صدالبته، تعهد ما به نظام و تعلق ما به قانون، بسی بیش از آن است که از کرده خود نادم باشیم، لیکن دولت محترم اگر زور بازویی دارد، خوب است آنرا خرج دشمنان ملت کند، نه نیم دیگری از همین ملت. بگذریم!

دیروز، روز سیاهی بود. من تعجب می‌کنم از بعضی حقوق‌خوانده‌ها که معنای مسلم واژه «تسلیم» را نمی‌دانند. تسلیم دشمن در برابر ملت ایران، آنجا بود که ما در سوریه، روی موضع مقاومت ایستادیم، صرف نظر از دولت، با دست‌فرمان انقلابی اصل نظام، حزب‌الله، خون شهدا و خشم انقلابی خمینی، بی‌آنکه ذره‌ای از حق خود کوتاه بیاییم، دشمن را وادار به دعوت از جمهوری اسلامی کردیم. آنچه در ژنو گذشت، قدر مسلم، تسلیم دشمن در برابر ما نبود! آن روز که عمارت هسته‌ای را شهدای ما با خون خود بالا بردند، دشمن در برابر ما تسلیم شد! نه دیروز که روز سیاهی بود. دیروز انرژی هسته‌ای، حق مسلم ما نبود... و نبود! تعارف که نداریم. حرف را صاف بزن! از دیروز توافقنامه ژنو اجرا شد؛ سانتریفیوژها از چرخش باز ایستادند، عکس شادی اوباما هست... و هیچ کدام از این حرف‌ها برای «علیرضا» پدر نمی‌شود!
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1392ساعت   توسط محمد   | 

محمود احمدی نژاد در مرز فلسطین اشغالی و چند کیلومتری اسرائیل! بیرون از شیشه ضد گلوله.
 
از سید حسن تا حسن؛ از ضاحیه تا اهواز؛ جان کدام در خطر است؟!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1392ساعت   توسط محمد   | 

آقای روحانی در دیدار با هنرمندان در بخشی از سخنانش گفت: تقسیم هنرمندان به ارزشی و غیر ارزشی بی معناست.

گفته های حسن روحانی در حالی بیان می شود که این روزها شاهد برگزاری جشنواره فیلم عمار که به نوعی به ارزشی ها منسوب است هستیم.

 به دنبال سخنان روحانی رحیم پور ازغدی نسبت به سخنان روحانی موضع گیری کرده و اظهار داشت: من معنی این جمله را نمی فهمم که هنر ارزشی و ضدارزشی وجود ندارد! یعنی سینمایی که مروج شرک و خرافه است با سینمایی که مروج توحید و عبادت مساوی است؟ بعضی ها اصلا به این چیزها فکر نمی کنند، به دنبال چیزی هستند که برایش کف بزنند، اینها دغدغه حقیقت ندارند، دغدغه ریاست دارند. اما انبیا دغدغه حق و باطل داشتند. می گویند هنر به ارزشی و ضدارزشی تقسیم نمی شود و هنرمند ارزشی و غیرارزشی هم نداریم. یا این حرف بی معنا است و یا شرک و توحید با هم مساوی هستند. یکی کردن اینها کاسبی است. طبق فرهنگ قرآن شعرا و هنرمندان دو دسته اند، یک دسته اهل اغوا هستند و یک دسته هستند که استثنا می شوند و دنبال ترویج حق و عدل و دفاع از مظلوم اند. آیا شعر دعبل و شاعران انقلابی با شعر شاعران درباری نوکران حکومت مساوی است؟ یکی کردن اینها درست در مقابل خط امام و خط انقلاب و خط انبیا قرار دارد.


رحیم پور در تکمیل سخنانش اضافه کرد: اگر گفتیم آدمها را خط کشی نکنیم و آدمها را دفع نکنیم مسئله دیگری است. اهل بیت حتی برای شاعر شراب خوار که شعر عدالتخواهانه سروده است هدیه و صله فرستاده اند. یعنی هنرمندی را که تقوای اخلاقی نداشته و شعری در مسیر تقوا گفته است بدون تأیید فساد شخصی اش، شعرش و هنرش را صد در صد تأیید کرده اند و برایش صله و هدیه فرستاده اند و حتی از او خواسته اند شعرش را تکرار کند و خودشان هم ابیاتی به آن اضافه کرده اند.

 

وی همچنین گفت: خود خداوند آدمها را به ارزشی و غیرارزشی تقسیم کرده است. حضرت امیر فرموده اند ما در زمان پیامبر وقتی پرچم حق بالا رفت حتی با نزدیک ترین خویشانمان در افتادیم و گفتیم از این به بعد تقسیم ما بر اساس خون و نژاد نیست و از این به بعد ما از دو امت متفاوت ایم چرا که به ارزش های متفاوت معتقدیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1392ساعت   توسط محمد   | 

جلسه مشترک سید محمد خاتمی با برخی اصحاب رسانه، چندی پیش به میزبانی خاتمی برگزار شد که در این جلسه نکات مهمی در خصوص فتنه سال ۸۸ از زبان خاتمی مطرح شده است.

خاتمی در این دیدار با اشاره به اتفاقات سال ۸۸ عنوان کرده است: من قبل و بعد از انتخابات به میرحسین موسوی گفتم که در انتخابات رای نخواهد آورد.

وی همچنین در این جلسه بر این موضوع تاکید کرده است که معتقدم احمدی نژاد در سال ۸۸ رای آورد و پیروز انتخابات بود.

خاتمی همچنین در این جلسه در پاسخ به سوال خبرنگاری که از وی پرسید، چرا شما از سال 88 تا کنون، علیه فتنه و اقدامات فتنه گران موضع نگرفتید؟ پاسخ داد: من رهبر یک جریان هستم؛ از جانبازی که در زندان است (اشاره به یکی از فتنه گران بازداشت شده) تا رقاصه های آمریکا در گروه ما هستند و باید حواسم به همه آنها باشد.
خاتمی همچنین با اشاره به بیانیه های میرحسین موسوی در سال ۸۸ گفت: بیانیه شماره ۱۷ موسوی که در آن اصل انتخابات را قبول کرده بود و لحن آن ملایم تر شده بود با تلاش من نوشته شد.

گفتنی است این اظهارات خاتمی که در جلسات خصوصی متعددی مشابه آن را نقل کرده است، توسط خبرنگاران حاضر در جلسه ضبط شده است.
لازم به ذکر است رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان در ماه مبارک رمضان سال جاری در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان چنین فرمودند:
یكى از برادرها به قضاياى سال ۸۸ و اين حرفها اشاره كردند. من خواهش ميكنم اگر چنانچه مسائل سال ۸۸ را مطرح ميكنيد، مسئله‌ى اصلى و عمده را در اين قضايا مورد نظر و در مدّ نگاهتان قرار دهيد؛ آن مسئله‌ى اصلى اين است كه يك جماعتى در مقابل جريان قانونى كشور، به شكل غير قانونى و به شكل غير نجيبانه ايستادگى كردند و به كشور لطمه و ضربه وارد كردند؛ اين را چرا فراموش ميكنيد؟ البته ممكن است در گوشه و كنار يك حادثه‌ى بزرگ زد و خوردهائى انجام بگيرد كه انسان نتواند ظالم را از مظلوم تشخيص دهد؛ يا يك نفر در موردى ظالم، در موردى مظلوم باشد؛ اين كاملاً امكان‌پذير است؛ اما در اين قضايا، مسئله‌ى اصلى گم نشود. خب، در انتخابات سال ۸۸، آن كسانى كه فكر ميكردند در انتخابات تقلب شده، چرا براى مواجهه‌ى با تقلب، اردوكشى خيابانى كردند؟ چرا اين را جواب نميدهند؟ صد بار ما سؤال كرديم؛ نه در مجامع عمومى، نخير، به شكلى كه قابل جواب دادن بوده؛ اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهى نميكنند؟ در جلسات خصوصى ميگويند ما اعتراف ميكنيم كه تقلب اتفاق نيفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نيفتاده بود، چرا كشور را دچار اين ضايعات كرديد؟ چرا براى كشور هزينه درست كرديد؟ اگر خداى متعال به اين ملت كمك نميكرد، گروه‌هاى مردم به جان هم مى‌افتادند، ميدانيد چه اتفاقى مى‌افتاد؟ مى‌بينيد امروز در كشورهاى منطقه، آنجاهائى كه گروه‌هاى مردم مقابل هم قرار ميگيرند، چه اتفاقى دارد مى‌افتد؟ كشور را لب يك چنين پرتگاهى بردند؛ خداوند نگذاشت، ملت هم بصيرت به‌خرج دادند.
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1392ساعت   توسط محمد   | 

حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:
یک سوی این خبر تقریباً قطعی است ولی سوی دیگر آن هنوز در هاله‌ای از ابهام است و احتمال تحقق آن بسیار بعید و ناممکن به نظر می‌رسد. خبر این که یکی از سران فتنه 88 برای روز 9 دی از برخی مراجع عظام تقلید درخواست ملاقات کرده است! و شماری از واسطه‌ها که بارها در نقش «وسواس خناس» ظاهر شده‌اند، این‌بار نیز با مأموریت انجام ملاقات یاد شده به تکاپو افتاده‌اند.

این ملاقات احتمالی اگرچه برای به اصطلاح سفید کردن پرونده سران فتنه آمریکایی - اسرائیلی 88 تدارک دیده شده است و اصحاب‌فتنه در پی آنند که با انجام این ملاقات و سوءاستفاده از جایگاه مورد احترام مراجع عظام تقلید - آنهم در سالروز حماسه 9 دی - خیانت و جنایت فتنه‌گران را از اذهان عمومی بزدایند که صدالبته زدودنی و فراموش شدنی نیست ولی با توجه به سابقه و کارنامه آقای محمد خاتمی می‌توان گفت تلاش برای انجام این ملاقات توطئه خطرناکی است که نتیجه آن خدشه به جایگاه رفیع مراجع عظام تقلید خواهد بود و این توهم را القاء می‌کند که آنان نستجیربالله، نسبت به حرمت عاشورا و تکریم ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام بی‌اعتناء! هستند. چرا که حماسه 9 دی، در اعتراض دههامیلیونی مردم مسلمان این مرز و بوم به فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 و مخصوصا بی‌احترامی فتنه‌گران و جسارت وقیحانه آنان به ساحت مقدس سیدالشهدا(ع) و شهدای بزرگوار کربلا شکل گرفته و برپا شده بود، بنابراین بدیهی است ملاقات خاتمی با برخی از مراجع عظام تقلید توهم بی‌اعتنایی آن بزرگواران نسبت به حرمت‌شکنی فتنه‌گران در عاشورای حسینی(ع) را به اذهان و افکار عمومی متبادر کند. این نکته بدیهی به یقین از نگاه خداجوی مراجع محترم تقلید پنهان نیست. مراجع بزرگواری که پاسداری از حریم امام حسین(ع) را نقطه اوج خدمت خویش به اسلام ناب محمدی(ص) می‌دانند. از این روی ملاقات مراجع عظام با کسی که آشکارا علیه مردم مسلمان این مرز و بوم دست به خیانت زده است و در اقدامی غیرقابل توجیه از حرمت‌شکنان عاشورای حسینی(ع) حمایت کرده و هرگز حاضر به برائت از آنان نشده است، دور از انتظار و ناممکن به نظر می‌رسد، اما درباره تلاش اصحاب فتنه برای انجام این ملاقات، گفتنی‌هایی هست؛

1- اگر چه تمامی فیلم‌ها و تصویرهای مربوط به جسارت و بی‌ادبی فتنه‌گران به ساحت مقدس اباعبدالله‌الحسین(ع) در عاشورای سال 88 بنا به ملاحظاتی که حفظ حریم آن حضرت از جملة آنهاست منتشر نشده و تنها به پخش نمونه‌هایی از آن حرمت‌شکنی‌ها بسنده شده است ولی همان اندازه نیز برای شناخت ماهیت اصحاب و سران فتنه کافی است و «در خانه اگر کس است، یک حرف بس است». فتنه‌گران در روز عاشورای سال 88، با وحشی‌گری به خیمه‌های حسینی(ع) یورش آوردند، با وقاحت در خیابان‌های محل تجمع خود به رقص و پایکوبی پرداختند، کسانی که در خیابان به نمازجماعت ظهر عاشورا ایستاده بودند، را سنگباران کردند. پرچم‌های حسینی(ع) را به آتش کشیدند. به عزاداران اباعبدالله الحسین(ع) در مساجد حمله کردند و... این همه وقاحت در حالی صورت گرفت که مردم در حسینیه‌ها، مساجد و هیئت‌ها به عزاداری مشغول بودند و هنگامی که از ماجرا باخبر شدند، با شتاب به صحنه آمدند و بساط فتنه‌گران را به غیرت‌دینی و حسینی(ع) خود برچیدند.

2- سران فتنه اما، نه فقط در مقابل این جسارت آشکار به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در روز عاشورا کمترین اعتراضی نکردند، بلکه زبان به تقدیر و تشویق‌! آنها نیز گشودند و یکی از آنان با کمال وقاحت از حرمت‌شکنان عاشورا با عنوان «مردمان خداجوی»! یاد کرد و با این حرکت نفرت‌انگیز خود، ماجرای نفاق عمرسعد سرکرده سپاه ابن‌زیاد در عصر عاشورای 61 را به خاطر آورد که با فریاد «یاخیل‌الله‌ ارکبوا... ای سپاهیان خدا سوار شوید»! سپاه تحت‌فرمان خود را برای حمله به یاران حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام تشویق کرده بود!

گفتنی است آقای موسوی‌خوئینی‌ها 2 سال بعد از فتنه 88 در سایت شخصی خود نوشت که با حرمت‌شکنی روز عاشورا موافق نبوده است ولی برای پیشگیری از سوءاستفاده دیگران ترجیح داده است که مخالفت خود را علنی نکند!

در اظهارنظر ایشان دقت کنید. چه می‌بینید؟ آیا اظهارات وی مفهومی غیر از این دارد که آقای موسوی‌خوئینی‌ها حفظ آبروی قبیله مدعی اصلاحات را به دفاع از ساحت مقدس امام حسین(ع) ترجیح داده است؟!

3- براساس خبر یاد شده، اصحاب فتنه در حالی برای انجام ملاقات خاتمی با برخی از مراجع عظام تلاش می‌کنند که خاتمی علاوه بر سکوت همراه با حمایت از حرمت‌شکنان عاشورای حسینی(ع) نمونه‌های دیگری از این دست اقدامات نیز در مواضع و عملکرد خود دارد. از جمله آن که؛
چند سال قبل روزنامه دانمارکی «یولاندز پوستن» کاریکاتور موهنی علیه پیامبر اکرم(ص) منتشر کرد که با اعتراض گسترده‌ای در جهان اسلام روبرو شد. در آن هنگام «آندرسن فوگ راسموسن» نخست‌وزیر دانمارک بود. او بعد از اعتراض مسلمانان در تلویزیون دولتی دانمارک ظاهر شد و ضمن حمایت از کاریکاتور موهن علیه پیامبر اسلام(ص)، سایر کاریکاتوریست‌های دانمارک را نیز به اقدامات مشابه دعوت کرد و در همان سخنان تلویزیونی از کاریکاتوریست‌های دیگر کشورهای اروپایی خواست که با چاپ کاریکاتور علیه پیامبراسلام(ص) به همراهی با کاریکاتوریست‌های دانمارکی برخیزند! راسموسن در آوریل سال 2009 - فروردین 88 - نامزد دبیرکلی ناتو شد که ترکیه - تنها کشور اسلامی عضو ناتو - به علت حمایت وی از کاریکاتورهای موهن، با دبیرکلی وی مخالفت کرد و او برای جلب موافقت ترکیه در اجلاس تمدن‌ها که آن روزها در اسلامبول برگزار شده بود، گفت؛ خودم از پیامبر اسلام کاریکاتور نمی‌کشم! اما هرگز به خاطر حمایت از کاریکاتورهایی که علیه پیامبر اسلام کشیده شده است عذرخواهی نخواهم کرد! و موافقت عبدالله گل رئیس‌جمهور ترکیه، باعث شد راسموسن به اتفاق آراء دبیرکل ناتو شود!

آقای خاتمی در یکی از سفرهای خارجی خود با راسموسن که حالا دبیرکل ناتو شده بود، ملاقات داشت. آن روزها دست راست راسموسن به علتی شکسته و وبال گردنش بود. انتظار از آقای خاتمی آن بود که برای حفظ حرمت رسول‌خدا(ص) از ملاقات با وی اجتناب کند ولی ایشان نه تنها به ملاقات وی رفت بلکه دست راسموسن را در مقابل دوربین‌ها به گرمی فشرد!... ملاقات با جرج سوروس صهیونیست و... بماند!

4- اکنون می‌توان به آسانی درک کرد که چرا مراجع عظام تقلید درخواست اصحاب فتنه برای ملاقات آقای خاتمی با ایشان را نپذیرفته‌اند و به یقین از این پس نیز نخواهند پذیرفت.

گفتنی است که کیهان نسبت به آقای خاتمی کمترین خصومت شخصی ندارد و ایشان خود شاهد بوده است که در دوران دولت اصلاحات و در حالی که دوستان وی علیه برخی از اقدامات پسندیده او - نظیر خودداری از حضور در ضیافت رئیس‌جمهور فرانسه که در آن شراب سرو می‌شد‌ - موضع می‌گرفتند، کیهان تمام قد به دفاع از ایشان برمی‌خاست. اما، در ماجرای یاد شده، پای حرمت رسول‌خدا(ص)، حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و خون پاک شهداء در میان است و ترفندی که به آن اشاره شد یعنی ملاقات احتمالی وی با مراجع عظام تقلید، در صورت انجام - که بسیار بعید است - می‌تواند حریم مراجع بزرگوار تقلید را با این شائبه که آنان نستجیربالله نسبت به ساحت مقدس رسول خدا(ص) و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بی‌اعتناء هستند، خدشه‌دار کند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1392ساعت   توسط محمد   |